خوردن روزانه یک مشت گردو می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت ‌‌کند

مصرف منظم گردو ممکن است وضعیت چربی خون را بهبود بخشد؛ از جمله با کاهش کلسترول کل، کلسترول ال‌دی‌ال و سایر ذرات حامل چربی که در ایجاد تصلب شرایین (ضخیم، سخت و تنگ شدن دیواره داخلی سرخرگ به دلیل رسوب چربی، کلسترول و کلسیم) نقش دارند

عکس تزیینی‌ــ یک ظرف گردو ‌ــ Pexels

پژوهشی دوساله روی سالمندان در آمریکا و اسپانیا نشان داد مصرف روزانهٔ ۳۰ تا ۶۰ گرم گردو (حدود یک مشت) با افزایش حدود ۶ درصدی سطح پادتن ایمونوگلوبولین جی در خون، همراه بود؛ یافته‌ای که از تأثیر احتمالی تغذیه بر نشانگرهای ایمنی در دوران سالمندی حکایت دارد.

در این پژوهش که در نشریهٔ تخصصی قلب و عروق جک ادونسز (JACC Advances) منتشر شد، پژوهشگران تأثیر مصرف گردو را بر برخی پادتن‌ها و نشانگرهای ایمنی خون بررسی کردند. پادتن‌ها پروتئین‌هایی‌اند که دستگاه ایمنی برای شناسایی و مقابله با عوامل بیگانه یا برخی مواد تغییریافته در بدن تولید می‌کند.

به نوشتهٔ نیوزمدیکال، این بررسی بخشی از کارآزمایی «گردو و سالمندی سالم»، موسوم به «واها» (WAHA)، بود. یافته‌ها نشان داد پس از دو سال، سطح کلی یکی از انواع پادتن‌ها به نام «ایمونوگلوبولین جی» (IgG) در گروه مصرف‌کننده گردو، در مجموع شرکت‌کنندگان دو کشور، حدود ۶ درصد بالاتر از گروه کنترل بود. با این‌ حال، معنای این تفاوت برای سلامت افراد همچنان روشن نیست.

ارتباط دستگاه ایمنی با سلامت رگ‌ها

تصلب شرایین یا آترواسکلروز، بیماری‌ است که در آن رسوب‌های موسوم به «پلاک» در دیوارهٔ سرخرگ‌ها تشکیل می‌شوند و با التهاب مزمن همراه است. پاسخ‌های دستگاه ایمنی از جمله فعالیت سلول‌های ایمنی موسوم به «سلول‌های تی» (T cells) می‌توانند بر تشکیل این پلاک‌ها و پیشرفت بیماری تأثیر بگذارند.

هنگامی که چربی‌ها در بدن دچار اکسیداسیون، نوعی تغییر شیمیایی، می‌شوند، ماده‌ای به نام مالون‌دی‌آلدئید (MDA) تولید می‌شود. این ماده می‌تواند ساختار لیپوپروتئین کم‌چگالی یا «ال‌دی‌ال» (LDL)، حامل کلسترول معروف به «کلسترول بد»، را تغییر دهد. ذرات حاصل «ال‌دی‌ال تغییریافته با مالون‌دی‌آلدئید» (MDA-LDL) نام دارند.

این تغییرات می‌توانند بخش‌هایی روی ذرات ایجاد کنند که دستگاه ایمنی آن‌ها را شناسایی کند و به آن‌ها پاسخ دهد. این بخش‌ها در اصطلاح علمی «اپی‌توپ‌های اختصاصی اکسیداسیون» (OSEs) نامیده می‌شوند.

سطح کلی پادتن‌های ایمونوگلوبولین جی و ایمونوگلوبولین ام (IgM) در خون، دربارهٔ وضعیت عمومی بخش پادتن‌محور دستگاه ایمنی اطلاعاتی می‌دهد. در مقابل، اندازه‌گیری پادتن‌های اختصاصی علیه ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال نشان می‌دهد دستگاه ایمنی تا چه اندازه به این ذرات واکنش نشان داده است.

در تحلیلی پیشین از «کارآزمایی پیامدهای قلبی آنگلو‌ــ‌اسکاندیناوی»، موسوم به «اسکات» (ASCOT)، سطح بالاتر ایمونوگلوبولین جی در خون بیماران مبتلا به پرفشاری خون با خطر کمتر بروز حوادث قلبی‌عروقی حاد همراه بود. برخی پادتن‌های هدف‌گیرنده ال‌دی‌ال اکسیدشده، به‌ویژه پادتن‌های نوع ام، نیز با وضعیت مطلوب‌تر رگ‌ها در تصویربرداری و پیامدهای بالینی بهتر ارتباط داشتند. با این‌ حال، یافته‌ها دربارهٔ پادتن‌های نوع جی علیه ال‌دی‌ال تغییریافته با مالون‌دی‌آلدئید یکدست نبود.

شناخت تأثیر مصرف گردو بر این پاسخ‌های ایمنی می‌تواند به پژوهش‌های آینده دربارهٔ نقش تغذیه در پیشگیری از تصلب شرایین و بهبود سلامت قلب و عروق کمک کند.

پژوهش چگونه انجام شد؟

پژوهشگران در تحلیلی ثانویه از داده‌های کارآزمایی واها بررسی کردند که آیا مصرف روزانهٔ گردو بر میزان ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال، سطح کلی پادتن‌های جی و ام و پادتن‌های اختصاصی علیه این ذرات تأثیر می‌گذارد یا خیر. این بررسی جزو اهداف اولیه کارآزمایی نبود و بعداً با استفاده از نمونه‌ها و داده‌های آن انجام شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در کارآزمایی اصلی، ۷۰۸ سالمند ۶۳ تا ۷۹ ساله ساکن آمریکا یا اسپانیا شرکت داشتند که از نظر عملکرد شناختی، مانند حافظه و تفکر، سالم بودند. آنان بیماری زمینه‌ای عمده‌ای هم نداشتند که مانع شرکت در مطالعه شود. افرادی که در هفته بیش از دو وعده مغزهایی مانند گردو و بادام، مصرف می‌کردند، وارد مطالعه نشدند. مصرف‌کنندگان منظم مکمل لسیتین سویا، روغن ماهی یا روغن بذر کتان نیز از شرکت در پژوهش کنار گذاشته شدند.

شرکت‌کنندگان از مه ۲۰۱۲ تا مه ۲۰۱۴ وارد مطالعه شدند و به‌صورت تصادفی و به تعداد مساوی در دو گروه قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت دو سال روزانه ۳۰ تا ۶۰ گرم گردو مصرف کرد؛ مقداری که حدود ۱۵ درصد انرژی دریافتی روزانه آنان را تأمین می‌کرد. گروه کنترل نیز در همین مدت رژیم غذایی بدون گردو داشت.

برای بررسی نشانگرهای ایمنی، نمونه‌های سرم خون، یعنی بخش مایع خون پس از لخته‌ شدن، در آغاز مطالعه و پس از دو سال در دسترس بود. این نمونه‌ها به ۴۷۴ نفر تعلق داشت: ۲۴۰ نفر از گروه مصرف‌کننده گردو و ۲۳۴ نفر از گروه کنترل. پژوهشگران با روش آزمایشگاهی «الایزا» (ELISA)، که برای اندازه‌گیری مواد مشخصی مانند پادتن‌ها به کار می‌رود، میزان ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال، سطح کلی پادتن‌های جی و ام و پادتن‌های اختصاصی علیه این ذرات را اندازه‌گیری کردند. هدف اصلی کارآزمایی اولیه، بررسی عملکرد شناختی و سلامت شبکیه، لایه حساس به نور در پشت چشم، بود.

برای سنجش پایبندی شرکت‌کنندگان اسپانیایی به رژیم غذایی، میزان «اسید آلفا‌ــ‌لینولنیک» (ALA)، نوعی اسید چرب امگا ۳ موجود در گردو، در غشای گلبول‌های قرمز هم اندازه‌گیری شد. شرکت‌کنندگان هر دو ماه یک‌بار در جلسات پیگیری هم حضور می‌یافتند تا وزن، میزان سازگاری با رژیم غذایی، پایبندی به آن و مصرف داروهایشان بررسی شود.

پژوهشگران با روش‌های آماری «تحلیل کوواریانس» (ANCOVA) و «رگرسیون خطی»، تأثیر مصرف گردو را بر نشانگرهای ایمنی ارزیابی کردند. در این محاسبات، عواملی مانند جنس، سن، مصرف دخانیات، مرکز پژوهشی، کلسترول کل، شاخص توده بدنی، پرفشاری خون و دیابت در نظر گرفته شد تا اثر احتمالی آن‌ها بر نتایج کاهش یابد. شاخص توده بدنی معیاری برای سنجش وزن نسبت به قد است. آنان همچنین تحلیل‌ها را با محدود کردن نمونه به شرکت‌کنندگان سفیدپوست تکرار کردند تا ببینند نتایج تا چه اندازه پایدار می‌ماند.

یافته‌ها چه بود؟

در مجموع دو مرکز پژوهشی، پس از در نظر گرفتن سطح اولیه پادتن‌ها و سایر عوامل، سطح کلی ایمونوگلوبولین جی در پایان دو سال در گروه مصرف‌کننده گردو حدود ۶ درصد بیشتر از گروه کنترل بود.

در میان شرکت‌کنندگان آمریکایی، این تفاوت به ۱۱ درصد رسید، اما در شرکت‌کنندگان اسپانیایی، تفاوت ناشی از مصرف گردو از نظر آماری معنادار نبود؛ یعنی شواهد آماری کافی برای تشخیص اثر مداخله در این گروه به دست نیامد. با این‌ حال، بالاتر بودن سطح این پادتن در گروه مصرف‌کننده گردو به معنای افزایش آن نسبت به آغاز مطالعه نبود. در طول دو سال، سطح کلی پادتن‌های جی و ام و پادتن‌های اختصاصی نوع ام علیه ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال در هر دو گروه به‌طور معناداری کاهش یافت. چنین کاهش معناداری در پادتن‌های اختصاصی نوع جی علیه این ذرات مشاهده نشد. میزان خود ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال نیز در هیچ‌یک از دو گروه تغییر معناداری نداشت.

در مقایسه با گروه کنترل، مصرف گردو تأثیر معناداری بر سطح کلی پادتن ام، میزان ذرات تغییریافته ال‌دی‌ال یا هیچ‌یک از دو نوع پادتن اختصاصی علیه این ذرات نداشت.

در آغاز مطالعه نیز تفاوت قابل‌توجهی میان شرکت‌کنندگان دو کشور وجود داشت: سطح کلی پادتن‌های جی و ام در شرکت‌کنندگان آمریکایی ۲۵ درصد کمتر از شرکت‌کنندگان اسپانیایی بود. شرکت‌کنندگان اسپانیایی وزن کمتر و سطح تحصیلات پایین‌تری داشتند و مصرف دخانیات در میان آنان رایج‌تر بود. میزان کلسترول کل و کلسترول ال‌دی‌ال آنان نیز بالاتر بود، اما میزان کلسترول «اچ‌دی‌ال» (HDL)، معروف به «کلسترول خوب»، در دو مرکز مشابه بود.

بررسی‌های تکمیلی نیز نتایجی مشابه یافته‌های اصلی داشت. با این‌ حال، پژوهشگران چندین شاخص را هم‌زمان بررسی کردند، بدون آنکه تعدیل آماری لازم برای مقایسه‌های متعدد را اعمال کنند. وقتی مقایسه‌های زیادی انجام می‌شود، احتمال مشاهده یک تفاوت صرفاً بر اثر تصادف افزایش می‌یابد، بنابراین، نمی‌توان تصادفی‌ بودن برخی یافته‌ها را رد کرد.

گردو چگونه ممکن است اثر بگذارد؟

پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند که مصرف منظم گردو ممکن است وضعیت چربی خون را بهبود بخشد؛ از جمله با کاهش کلسترول کل، کلسترول ال‌دی‌ال و سایر ذرات حامل چربی که در ایجاد تصلب شرایین (ضخیم، سخت و تنگ شدن دیواره داخلی سرخرگ به دلیل رسوب چربی، کلسترول و کلسیم) نقش دارند. همچنین ممکن است عملکرد اندوتلیوم، یعنی لایه پوشاننده سطح داخلی رگ‌ها، را بهبود بخشد و با تغییرات مطلوب در نشانگرهای «استرس اکسیداتیو» همراه باشد. استرس اکسیداتیو وضعیتی است که در آن تعادل میان مواد واکنش‌پذیرِ آسیب‌رسان و توان دفاعی بدن برای مهار آن‌ها به هم می‌خورد.

کارآزمایی‌های پیشین دربارهٔ گردو، کاهش برخی نشانگرهای التهابی را نیز گزارش کرده‌اند؛ از جمله «فاکتور نکروز تومور آلفا» (TNF-α)، «اینترلوکین یک بتا» (IL-1β) و «اینترلوکین شش» (IL-6). این‌ها مولکول‌های پیام‌رسانی‌اند که در تنظیم پاسخ‌های ایمنی و التهاب نقش دارند.

این آثار ممکن است به ترکیبات موجود در گردو مربوط باشد. گردو در مقایسه با سایر مغزها، پلی‌فنول‌های بیشتری دارد؛ ترکیبات گیاهی‌ که می‌توانند خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی داشته باشند. گردو همچنین منبعی غنی از اسیدهای چرب چندغیراشباع امگا ۳، از جمله اسید آلفا‌ــ‌لینولنیک، است.

این نتایج برای سلامت چه معنایی دارد؟

یافته‌های کارآزمایی واها نشان داد مصرف منظم گردو با سطح اندکی بالاتر پادتن جی در مقایسه با گروه کنترل همراه بود؛ با این‌ حال، سطح کلی پادتن‌های جی و ام و پادتن اختصاصی نوع ام علیه ذرات تغییریافتهٔ ال‌دی‌ال در هر دو گروه طی دو سال کاهش یافت. این نشان می‌دهد تغذیه ممکن است برخی نشانگرهای ایمنی مرتبط با سلامت قلب و عروق را تغییر دهد، اما پژوهش حاضر بروز حملات قلبی‌عروقی حاد را بررسی نکرد و مشخص نکرد که تفاوت مشاهده‌شده در سطح پادتن جی برای سلامت سودمند، بی‌اثر یا زیان‌بار بوده است.

در پژوهشی جداگانه، کارآزمایی شاخص «پیشگیری با رژیم غذایی مدیترانه‌ای»، موسوم به «پردیمد» (PREDIMED)، پیامدهای قلبی‌عروقی مرتبط با الگوهای غذایی مدیترانه‌ای، از جمله مصرف مغزها، را بررسی کرد. توصیه‌های تغذیه‌ای «انجمن اروپایی مطالعه دیابت» (EASD) و «انجمن قلب اروپا» (ESC) نیز از رژیم مدیترانه‌ای و رژیم «رویکردهای تغذیه‌ای برای توقف پرفشاری خون»، موسوم به «دَش» (DASH)، حمایت می‌کنند. هر دو الگوی غذایی، مصرف منظم مغزها را توصیه می‌کنند.

پایین‌تر بودن سطح اولیه پادتن‌های جی و ام در شرکت‌کنندگان آمریکایی نشان می‌دهد عوامل محیطی، جغرافیایی، ژنتیکی یا اجتماعی ممکن است بر نشانگرهای ایمنی تأثیر بگذارند، اما این مطالعه نتوانست مشخص کند کدام عوامل مسئول این تفاوت‌ها بوده‌اند.

پژوهش‌های آینده باید پیامدهای قلبی‌عروقی و پاسخ‌های ایمنی در بافت‌های بدن را در جمعیت‌هایی بزرگ‌تر و متنوع‌تر، از جمله افراد جوان‌تر و مبتلایان به بیماری‌های زمینه‌ای، بررسی کنند.

این بررسی محدودیت‌هایی نیز داشت تحلیل نشانگرهای ایمنی جزو اهداف اولیه کارآزمایی نبود؛ نمونه خون از هر دو مقطع زمانی فقط برای ۴۷۴ نفر در دسترس بود؛ چندین نشانگر هم‌زمان مقایسه شدند؛ شرکت‌کنندگان همگی در دامنه سنی محدودی قرار داشتند و اندازه‌گیری‌ها فقط بر سرم خون انجام شد. به همین دلیل، این یافته‌های اولیه باید با احتیاط تفسیر شوند.

یک مشت گردو و پرسشی بزرگ‌تر درباره تغذیه

وسوسه‌انگیز است که هر یافته تازه دربارهٔ یک خوراکی آشنا را به توصیه‌ای ساده تبدیل کنیم: بیشتر از آن بخوریم تا سالم‌تر بمانیم، اما علم تغذیه به‌ندرت چنین پاسخ‌های سرراستی دارد، زیرا بدن انسان مجموعه‌ای از دستگاه‌های جدا از هم نیست. آنچه می‌خوریم ممکن است همزمان بر سوخت‌وساز، چربی خون، التهاب و واکنش‌های ایمنی اثر بگذارد. تشخیص اینکه کدام تغییر واقعاً سودمند است و کدام تنها در آزمایشگاه دیده می‌شود، به زمان و شواهد بیشتری نیاز دارد.

پژوهش تازه درباره گردو نیز بیش از آنکه پاسخی قطعی بدهد، پرسشی دقیق‌تر مطرح می‌کند: آیا می‌توان با تغییرات کوچک و پایدار در رژیم غذایی، بعضی از فرایندهای ایمنی مرتبط با پیری و بیماری‌های قلبی را تغییر داد؟

فعلاً تنها می‌دانیم که در این آزمایش، مصرف روزانه گردو با میزان نسبتاً بالاتر یکی از آنتی‌بادی‌های خون همراه بود. اینکه این تفاوت به سلامت بهتر منجر می‌شود یا نه، هنوز روشن نیست. ارزش واقعی این پژوهش نیز در همین احتیاط نهفته است: یادآوری اینکه میان تغییر یک عدد در آزمایش خون و بهبود زندگی انسان، راهی طولانی وجود دارد.

بیشتر از بهداشت و درمان