آمریکا بار دیگر با بحرانی پیچیده در خاورمیانه مواجه است. بنجامین جنسن در مطلبی در وبسایت مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی مینویسد دولت دونالد ترامپ در حال مذاکره با حکومتی است که بهسختی امتیاز میدهد و بخشی از مشروعیت سیاسیاش را بر مقاومت در برابر آمریکا و مخالفت با موجودیت اسرائیل بنا کرده است. واشنگتن همزمان با بررسی گزینههای نظامی، تجهیزات و نیروهای بیشتری به منطقه اعزام میکند.
جنسن معتقد است بر اساس تجربیات نظامی گذشته و عملیات اخیر، شش سناریو پیش روی آمریکا قرار دارد. در تمامی این گزینهها، فرض بر ادامۀ فشار اقتصادی شامل تحریمها و محاصرۀ دریایی ایران، گذاشته شده است؛ و هر سناریو نیز با هزینهها و خطراتی از جمله احتمال گسترش جنگ همراه است.
دیپلماسی قهری
نخستین گزینه، ادامۀ تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه همزمان با مذاکرات است. هدف این رویکرد وادارسازی تهران به پذیرش شرایط مطلوبتر برای واشنگتن از طریق ترکیب تهدید نظامی و مشوقهای کوتاهمدت است.
آمریکا میتواند رزمگروه ناو هواپیمابر دیگری به منطقه اعزام کند، هواپیماهای سوخترسان بیشتری مستقر کند، و از پیامهای راهبردی و عملیات اطلاعرسانی برای فشار بر مقامهای جمهوری اسلامی استفاده کند.
این گزینه با مواضع کشورهای حاشیۀ خلیج فارس که نگران بازگشت جنگ گستردهاند، سازگاری بیشتری دارد. با این حال، برنامههای نظامی تهاجمیتر اسرائیل ممکن است اجرای این گزینه را مختل کند. همچنین، این احتمال وجود دارد جمهوری اسلامی جسورتر شود و به حملات پراکنده به کشتیهای تجاری و تهدید زیرساختهای حیاتی منطقه ادامه دهد.
حملات محدود به اهداف نظامی
دومین گزینه، حملات محدود به تجهیزات کلیدی نظامی ایران از جمله رادارهای ساحلی و سامانههای پدافند هوایی است. هدف تضعیف توان دفاعی ایران، فراهمسازی زمینۀ حملات بعدی و تغییر محاسبات تهران در مذاکرات هستهای است.
این عملیات میتواند با استفاده از نیروی هوایی، توانمندیهای فضایی، جنگ الکترونیک و حملات سایبری انجام شود.
نمونۀ مشابه، حملۀ محدود اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ به مجموعه راداری اســ۳۰۰ تأسیسات هستهای اصفهان بود.
خطر اصلی این گزینه واکنش تلافیجویانۀ گستردۀ جمهوری اسلامی است. حملاتی که برای تقویت موقعیت آمریکا در مذاکرات طراحی میشوند ممکن است تهران را به گسترش درگیری ترغیب کنند.
حملات محدود به تأسیسات هستهای مهم
سومین سناریو، هدف قرار دادن بخشهای حساس برنامۀ هستهای ایران بهجای تجهیزات دفاعی است. هدف این حملات تغییر محاسبات جمهوری اسلامی دربارۀ امکان حفظ برنامۀ هستهای در جریان مذاکرات خواهد بود.
اجرای این گزینه به حملات دقیق و دوربرد به تأسیسات مهم در نقاط مختلف ایران نیاز دارد.
عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵ نمونهای از این رویکرد است که ترکیبی از هواپیماهای رادارگریز، حملات دوربرد، و هماهنگی مشترک نیروها را به نمایش گذاشت.
اگرچه چنین حملاتی میتوانند برنامۀ هستهای ایران را مختل کنند، خطر تشدید حملات متقابل و افزایش انگیزۀ تهران برای بازسازی برنامۀ هستهای بهعنوان ابزار حفاظت از حاکمیت را نیز به همراه دارند.
حملهٔ گستردۀ نیروهای ویژه
چهارمین گزینه، اجرای عملیات گستردۀ نیروهای ویژه برای دستیابی به ذخایر اورانیوم غنیشدۀ ایران و خارج کردن آنها است. هدف دشوارسازی حرکت سریع تهران بهسوی ساخت سلاح هستهای و تغییر موضعش در مذاکرات است.
این عملیات مستلزم نفوذ به مجموعههای زیرزمینی محل احتمالی نگهداری اورانیوم غنیشده خواهد بود.
نمونۀ مشابه، عملیات کماندویی اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ در تأسیسات زیرزمینی تولید موشک در سوریه است که چندین یگان ویژه در آن شرکت داشتند.
با این حال، عملیات در چندین مجموعۀ زیرزمینی داخل ایران به نیروهای بسیار بیشتری نیاز دارد. نیروهای متعارف باید محیط عملیات را پوشش دهند و حملات هوایی مداوم نیز توان واکنش ایران را محدود کنند. چنین عملیاتی احتمالاً چند روز طول میکشد.
پیچیدگی عملیات و احتمال هدف قرار گرفتن نیروهای آمریکایی از خطرات اصلی این سناریو است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عملیات کنترل دریایی
پنجمین گزینه، عملیات نظامی بلندمدت برای محدودسازی توان ایران در تهدید مسیرهای کشتیرانی است.
آمریکا ابتدا باید سامانههای دفاعی و مواضع موشکی ایران را هدف قرار دهد و سپس، قایقهای تندرو، پهپادها و موشکهای کروز ضدکشتی را شناسایی و نابود کند.
دشواری اصلی این است که جمهوری اسلامی بخش مهمی از تجهیزات مورد استفاده برای مختلسازی کشتیرانی را در مناطق شهری و روستایی پنهان کرده است. شناسایی این اهداف زمان و مهمات زیادی میطلبد.
عملیات طولانی همچنین میتواند قیمت نفت و هزینههای بیمۀ کشتیرانی را افزایش دهد و پیامدهای دیپلماتیک داشته باشد.
هیچ عملیاتی نیز نمیتواند تمامی موشکها، پهپادها، ظرفیتهای سایبری و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را از اقدام تلافیجویانه بازدارد. مصرف گستردۀ مهمات آمریکا همچنین ذخایر موردنیاز برای بازدارندگی در برابر چین، روسیه و کرۀ شمالی را کاهش میدهد.
حملات علیه حکومت ایران
ششمین گزینه، گسترش حملات با هدف تهدید بقای جمهوری اسلامی است. هدف این رویکرد وادارسازی تهران به تغییر اساسی موضع مذاکرات یا ایجاد شرایط فروپاشی حکومت است.
مذاکره همیشه دشوار است
همزمانی جنگ و مذاکره در تاریخ دیپلماسی و درگیریهای نظامی سابقه دارد. در شرایط کنونی، تداوم فشار بدون گسترش حملات کمخطرترین گزینه توصیف شده، اما ممکن است ایران از این فرصت برای تجدید تسلیحات، ایجاد اختلاف میان متحدان آمریکا یا اجرای حملات مختلکننده استفاده کند.
موفقیتهای نظامی پیشین آمریکا مقابل ایران تضمین نمیکنند که گسترش حملات به دستاوردهای سیاسی پایدار منجر شود. بررسی دقیق گزینههای نظامی و پیامدها همراه با مشارکت افکار عمومی و کنگره در بحثهای مربوط به سیاست خارجی از مؤلفههای تصمیمگیری راهبردی در نظام دموکراتیک است.

