در شرایطی که افزایش قیمت مواد غذایی، درمان، مسکن و خدمات ضروری، بخش بزرگی از درآمد خانوادهها در ایران را میبلعد، هزینهٔ ورزش و فعالیتهای تفریحی نیز به حدی رسیده است که دیگر بسیاری از جمعیت طبقه متوسط توان پرداخت آن را ندارند.
بررسی تعرفهٔ تازهٔ مجموعههای ورزشی تهران و دیگر شهرهای ایران نشان میدهد که شهریهٔ ماهانهٔ باشگاههای بدنسازی به چندین میلیون تومان، بلیت یک جلسه استخر به بیش از نیم میلیون تومان و هزینهٔ برخی دورههای آموزش شنا به نزدیک ۲۰ میلیون تومان رسیده است.
افزایش هزینههای ورزشی در ایران در حالی است که تورم نقطهبهنقطه در مهرماه به ۸۸.۷ درصد رسید و براوردها، هزینهٔ حداقلی زندگی یک خانواده را حدود ۱۰۰ میلیون تومان در ماه نشان میدهد. در چنین شرایطی، ورزش که از ضروریترین فعالیتها برای حفظ سلامت جسم و روان است، بهتدریج از برنامه زندگی گروههای بیشتری از مردم حذف میشود.
یکی از نمونههای بارز افزایش هزینهٔ ورزش، تغییر تعرفهٔ عضویت در مجموعه ورزشی انقلاب تهران است؛ مجموعهای که اکنون برای استفاده از امکانات عمومی آن، از جمله جادهٔ تندرستی و مسیرهای پیادهروی، باید سالانه هشت میلیون و ۶۹۰ هزار تومان پرداخت. استفاده از امکانات تخصصی مجموعه، از باشگاههای بدنسازی تا سایر رشتههای ورزشی نیز هزینهٔ جداگانه دارد.
به این ترتیب، کسی که بخواهد تنها در محیط یک مجموعهٔ امن و به دور از سارقان در تهران پیادهروی کند، باید مبلغی معادل بیش از نیمی از حداقل مزد پایهٔ یک کارگر را بابت عضویت سالانه بپردازد.
باشگاههای بدنسازی با شهریههای نجومی
بررسی قیمت باشگاههای بدنسازی تهران نشان میدهد که شهریهٔ ماهانه در بسیاری از مجموعهها از حدود چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان آغاز میشود و بسته به موقعیت جغرافیایی، تجهیزات، امکانات و خدمات مربیان، به ۲۰، ۳۰ و حتی ۱۰۰ تومان هم میرسد.
برای نمونه، یکی از باشگاههای ویژه زنان در غرب تهران، شهریهٔ هشت جلسه بدنسازی عمومی را ۱۰ میلیون تومان تعیین کرده است. در صورت تمدید این بسته در هر ماه، هزینه یک سال ورزش از ۱۰۰ میلیون تومان عبور میکند که آنهم بدون احتساب هزینههای رفتوآمد، تغذیه سالم، مکمل پروتئین، لباس و تجهیزات ورزشی است.
در نمونهای دیگر، تعرفه ۱۲ جلسه بدنسازی عمومی در یکی از ارزانترین مجموعههای ورزشی در شرق تهران چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است.
این قیمتها نشان میدهد که حتی بدون استفاده از مربی خصوصی، هم پرداخت شهریه باشگاه میتواند سهم قابلتوجهی از درآمد یک خانواده را مصرف کند.
استخرهای نیممیلیونی و آموزش شنای ۱۸ میلیونی
افزایش قیمت بلیت استخرها نیز استفاده منظم از این امکانات را برای بسیاری از خانوادهها دشوار کرده است. بررسی تعرفهٔ استخرهای تهران در اواخر مهرماه نشان میدهد که بلیت یک جلسه شنا در ارزانترین حالت از ۴۱۵ هزار تومان تا ۵۴۰ هزار تومان است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بنابراین کسی که تنها دو بار در هفته به استخر برود، باید ماهانه بین سه میلیون و ۳۲۰ تا چهار میلیون و ۳۲۰ هزار تومان برای خرید بلیت پرداخت کند. با فرض ثابت ماندن تعرفهها، هزینه ۹۶ جلسه شنا در یک سال به حدود ۴۰ تا ۵۲ میلیون تومان میرسد.
هزینهٔ آموزش شنا از این ارقام نیز فراتر رفته است. در نمونههایی از مجموعههای ورزشی اصفهان، شهریهٔ کلاس شنای سهنفره ۱۲ میلیون تومان، کلاس دونفره ۱۵ میلیون تومان و کلاس خصوصی ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان اعلام شده است. هزینهٔ دورههای آموزش شنا در برخی استخرهای معمولی نیز به شش تا هفت میلیون تومان میرسد.
این مبالغ برای خانوادههایی که مایلاند فرزندانشان شنا بیاموزند، فشار مالی بیشتری ایجاد میکند، زیرا ثبتنام همزمان دو فرزند در یک دورهٔ آموزشی میتواند بخش بزرگی از درآمد ماهانهٔ خانواده را مصرف کند.
از دوچرخهسواری تا تفریح؛ هزینهها چندبرابر شدند
افزایش هزینهٔ فعالیت بدنی به باشگاه و استخر محدود نیست. قیمت تجهیزات ورزشی نیز بسیاری از فعالیتهایی را که پیشتر کمهزینهتر محسوب میشدند، گران کرده است.
برای نمونه، قیمت دوچرخه تفریحی کاپریولو مدل جردن ۲۶ به ۴۲ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان و مدل جردن ۲۹ به ۴۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده است. خرید کلاه ایمنی، تجهیزات جانبی و تعمیرات احتمالی نیز هزینهٔ جداگانه دارد.
در کنار این وضعیت، افزایش قیمت بلیت کنسرت، سینما و تئاتر، هزینه سفر و اقامت و گرانتر شدن کافهها و رستورانها، گزینههای تفریح خانوادهها را محدودتر کرده است. در نتیجه، بسیاری از جوانان ناچارند میان پرداخت هزینههای ضروری و ادامه فعالیتهای فرهنگی، ورزشی و اجتماعی یکی را انتخاب کنند.
ورزش، قربانی تازهٔ بحران معیشت
افزایش اجارهبهای اماکن ورزشی، هزینهٔ نگهداری تجهیزات، دستمزد مربیان و گرانتر شدن انرژی بر باشگاهداران نیز فشار مضاعفی وارد کرده است. این وضعیت از یک سو به افزایش شهریهها منجر میشود و از سوی دیگر، با کاهش توان پرداخت مشتریان، درآمد مجموعههای ورزشی را تهدید میکند.
پیامد این روند تنها کاهش مراجعه به باشگاهها نیست. حذف ورزش منظم از زندگی مردم میتواند در بلندمدت خطر بیماریهای قلبی، چاقی، دیابت و مشکلات سلامت روان را هم افزایش دهد و هزینه بیشتری بر خانوادهها و نظام درمان تحمیل کند.
در شرایطی که حداقل حقوق پایهٔ کارگران حتی یکپنجم هزینهٔ براوردشده سبد معیشت را پوشش نمیدهد، هزینهٔ چند میلیون تومانی ورزش آن را در اولویتهای پایینتر زندگی قرار میدهد. به این ترتیب، بحران اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران پس از محدود کردن دسترسی میلیونها ایرانی به خوراک مناسب، درمان، مسکن و خدمات ضروری، اکنون امکان ورزش، تفریح و حفظ سلامت را نیز از بخش گستردهتری از جامعه گرفته، تا جایی که حتی طبقه متوسط نیز برای ادامه سادهترین فعالیتهای ورزشی با محدودیتهای جدی روبهرو است.

