مطالب مربوط به تغذیه سالم در شبکههای اجتماعی همیشه به ایجاد عادتهای سالم کمک نمیکنند. پژوهش جدید دانشگاه فلیندرز استرالیا نشان میدهد بسیاری از مطالب پرطرفدار در حوزه سلامتی در تیکتاک و اینستاگرام، افراد را به سختگیری و محدودیت بیشازحد در غذا خوردن سوق میدهند که با «اورتورکسیا نروزا» ارتباط دارند؛ نوعی وسواس ناسالم درباره مصرف غذاهایی است که سالم یا خالص تلقی میشوند.
به گزارش مدیکال اکسپرس، پژوهشگران با بررسی ۳۰۰ مطلب پرطرفدار در تیکتاک و اینستاگرام با هشتگهای «سبک زندگی سالم»، «تغذیه» و «تغذیه پاک» دریافتند پیامهایی که بر قواعد محدودکننده برای غذاها، ارزشگذاری اخلاقی غذاها، تعریف سلامتی بر اساس ظاهر و آرمانهای غذایی غیرواقعبینانه تاکید دارند، بسیار فراگیرند.
نتایج این پژوهش در نشریه «فناوری در علوم رفتاری» (Journal of Technology in Behavioral Science) و همزمان با «هفته آگاهیرسانی درباره تصویر ذهنی از بدن و اختلالات خوردن» منتشر شد؛ کارزاری ملی در استرالیا که از ۷ تا ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار میشود و امسال با شعار «بازتعریف تندرستی: روایتهایی که درباره سلامتی و بدنمان به ما فروخته میشوند»، نفوذ روزافزون فرهنگ رژیم غذایی و صنعت تندرستی را به چالش میکشد.
کتی پورتیوس، نویسنده اصلی مطالعه و دانشجوی دکترای روانشناسی در دانشگاه فلیندرز، میگوید محتوای اینترنتی متمرکز بر سلامتی ممکن است بهآسانی از تشویق عادتهای سالم به ترویج کمالگرایی ناسالم تغییر مسیر دهند. «ارتورکسیا نرووزا» یا «وسواس سالمخوری» فراتر از علاقه به تغذیه سالم است. در این وضعیت، فرد بیش از اندازه بر خوردن غذاهایی که «درست و سالم» میداند، تمرکز میکند و از غذاهایی که ناسالم تلقی میشوند، دوری میکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او توضیح داد: «بسیاری از مطالبی که بررسی کردیم، قواعد غذایی سختگیرانه، آرمانهای تغذیه پاک و این باور را ترویج میکردند که میتوان از طریق انتخابهای غذایی بینقص، به سلامتی دست یافت. این پیامها به نگرشهای مرتبط با وسواس سالمخوری شباهت زیادی دارند.»
این مطالعه نشان داد ۶۷ درصد مطالب بررسیشده در این حوزه، بر تغذیه پاک یا سالم تاکید داشتند، تقریبا یکسوم محدودیتها یا قواعد غذایی را ترویج میکردند و از هر پنج مطلب، یک مورد غذاها را «خوب» یا «بد» میخواند. نزدیک به دوسوم مطالب هم بدن را همچون یک شیء به نمایش میگذاشتند و بسیاری نیز سلامتی را مستقیما با دستیابی به اندامی لاغر و عضلانی مرتبط میدانستند.
پورتیوس میگوید: «بارها با پیامهایی روبهرو شدیم که القا میکردند اگر مثل من غذا بخورید، میتوانید شبیه من شوید. چنین پیامهایی این واقعیت را که سلامتی تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله ژنتیک، سبک زندگی، فرهنگ و شرایط شخصی قرار دارد، نادیده میگیرد. هیچ رژیم غذایی واحدی برای همه مناسب نیست.»
این مطالعه نشان داد چهرههای تاثیرگذار فاقد دانش تخصصی بر فضای تولیدمحتوای مرتبط با سلامتی تسلط دارند و ۷۸ درصد تولیدکنندگان محتوای بررسیشده را تشکیل میدهند.
بیش از دوسوم اطلاعات مربوط به سلامتی گمراهکننده یا فریبنده تشخیص داده شدند، در حالی که متخصصان واجد صلاحیت در حوزه سلامتی، با احتمال بهمراتب بیشتری، توصیههای دقیق و مبتنی بر شواهد ارائه میکردند. سهچهارم مطالب هم مکملها یا اَبَرغذاها را تبلیغ میکردند و اغلب بدون ارائه توضیحات علمی کافی، آنها را برای حفظ سلامتی ضروری جلوه میدادند.
ایوانکا پریچارد، استاد و متخصص بینالمللی حوزه تصویر بدنی، میگوید بسیاری از این پیامها در قالب توصیههایی برای خودسازی عرضه میشوند که در ظاهر مروج سلامتیاند، اما بسیاری از آنها مردم را به رعایت معیارهایی هرچه سختگیرانهتر و کمالگرایانهتر در زمینه تغذیه تشویق میکنند. در حالی که تغذیه سالم باید انعطافپذیر، لذتبخش و پایدار باشد و تندرستی هم نباید بر اساس بینقص بودن، محدودیت یا ظاهر تعریف شود.

