از طرح معماری آرامگاه محمود فرشچیان، نگارگر مشهور، روز بیستوهشتم مردادماه، همزمان با نخستین سالگرد درگذشت این هنرمند، در مراسمی با حضور مسئولان دولتی رونمایی شد. این بنا قرار است در مجاورت آرامگاه صائب تبریزی و در محوطه باغ تاریخی تکیه اصفهان، ساخته شود.
شهاب نیکمان، طراح آرامگاه فرشچیان، میگوید فرم بنا را با الهام از خطوط منحنی و سیال آثار فرشچیان، مفاهیم باغ ایرانی و عناصر معماری دورههای ساسانی و اسلامی طراحی کرده است. در تصاویر و ماکت رونماییشده نیز سازهای با هشت ستون، هفت پله و گنبدی هفتلایه دیده میشود که قرار است با کاشیکاری، نگارگری و دیگر هنرهای سنتی ایران تزیین شود.
رونمایی از این طرح با توجه به ویژگیهایی که دارد، درباره تاثیر آن بر هویت و منظر تاریخی آرامگاه صائب تبریزی پرسشهای جدی برانگیخته است، زیرا ارتفاع، حجم و فرم متفاوت بنای پیشنهادی این نگرانی را به وجود آورده که آرامگاه فرشچیان استقلال بصری آرامگاه صائب را از بین ببرد و به عنصر مسلط باغ تبدیل شود.
علاوه بر آن، شباهت چشمگیر طرحی آرامگاه استاد فرشچیان با آرامگاه خیام در نیشابور، اثر ماندگار هوشنگ سیحون، نیز واکنشهایی در پی داشته است و برخی معماران این شباهت را فراتر از الهام دانستهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
استاد محمود فرشچیان مرداد ۱۴۰۴ چشم از جهان فروبست. او را طبق وصیت خود، در جوار آرامگاه صائب تبریزی در اصفهان به خاک سپردند و حالا با گذشت یک سال، طرح اولیه بنای آرامگاه او آماده شده و در مرحله ساخت قرار گرفته است. منتها آنطور که برخی کارشناسان گفتهاند، این بنا بهگونهای طراحی شده که بیم آن میرود به رقیب بصری باغ ایرانی و آرامگاه صائب که میزبان اصلی است، تبدیل شود.
طراح آرامگاه فرشچیان میگوید که در طراحی معماری بنا کوشیده میان عناصر معاصر و ریشههای تاریخی معماری ایران و اصفهان پیوند برقرار کند. او فرم منحنی بنا را متاثر از معماری دوره ساسانی، بهویژه طاق کسری و آتشکده آذرگشسب، و قوسهای معماری دوره اسلامی میداند؛ عناصری که به گفته او، با حرکت سیال خطوط در آثار فرشچیان ترکیب شده و فرم نهایی آرامگاه را پدید آوردهاند.
در طرح منتشرشده، برای سطح بیرونی گنبد کاشیکاری با نقوش برگرفته از آرایههای معماری اصفهان و برای سطح زیرین آن، اجرای نگارگری ایرانی پیشبینی شده است. سنگ مزار نیز بخشی از ترکیب کلی بنا است و قرار است فرم آن با الهام از خطوط آثار فرشچیان و در تلفیق با خوشنویسی شکستهنستعلیق طراحی و با هنر سنگتراشی اجرا شود.
نیکمان آرامگاه پیشنهادی را فراتر از بنایی با کارکرد تدفین و یادبود توصیف کرد و گفت این اثر میتواند در آینده به بخشی از «هویت و گنجینه معماری اصفهان و ایران» تبدیل شود. با این حال، توضیحات منتشرشده بر ایدههای نمادین متمرکز است و هنوز اطلاعاتی مانند ارتفاع دقیق، مساحت، فاصله آن با آرامگاه صائب، نقشه کامل جانمایی و نحوه تاثیر سازه بر محورهای دید باغ تاریخی تکیه بهطور عمومی منتشر نشده است. همین نبود اطلاعات امکان ارزیابی مستقل ادعای طراح را درباره هماهنگی بنا با زمینه تاریخی آن محدود میکند.
باغ تکیه، یادمان ملی صائب تبریزی
محوطهای که برای ساخت آرامگاه محمود فرشچیان انتخاب شد، قطعه زمینی عادی نیست، بلکه بخشی از باغ تاریخی تکیه است که صائب تبریزی آنجا زندگی میکرد و پس از مرگ نیز همانجا به خاک سپرده شد. از آن باغ بزرگ دوره صفوی امروز تنها بخش کوچکی باقی مانده است، اما همین بخش بازمانده نیز بستر تاریخی و منظر پیرامونی آرامگاه صائب را شکل میدهد.
میرزا محمدعلی صائب تبریزی، از برجستهترین شاعران سبک هندی و ملکالشعرای دربار شاهعباس دوم، سالهای پایانی زندگی خود را در این باغ گذراند. مزار صائب ماهیتی خانوادگی دارد و مزار برخی نزدیکان او، از جمله فرزند و نوهاش نیز در همین محوطه است.
با گذشت زمان و تغییر مالکیت و کاربری باغ، محل دقیق مزار صائب از یادها رفت و تا مدتی طولانی ناشناخته ماند. منابع تاریخی معاصر شناسایی دوباره این محل در سال ۱۳۱۷ خورشیدی را نتیجه پیگیری پژوهشگرانی چون جلالالدین همایی و عباس بهشتیان میدانند. پس از شناسایی مزار، تلاش برای ساخت آرامگاهی متناسب با جایگاه ادبی صائب آغاز شد و انجمن آثار ملی در دهه ۱۳۴۰ احداث بنایی تازه در این محوطه را در دستور کار قرار داد.
طرح اولیه آرامگاه را حسین معارفی اصفهانی تهیه کرد و محسن فروغی، معمار نامدار ایرانی و از چهرههای موثر معماری معاصر، آن را تکمیل کرد. عملیات ساخت بنا حدود چهار سال به طول انجامید و آرامگاه در مهر ۱۳۴۷ افتتاح شد. بخشی از هزینه احداث آن را مردم و فرهنگدوستان اصفهان پرداختند و بخش اصلی هزینه نیز بر عهده انجمن آثار ملی بود.
حسین معارفی و محسن فروغی در طراحی و اجرای بنای آرامگاه صائب، از معماری دوره صفوی در اصفهان الهام گرفتند. ایوان مرتفع، ستونها و قوسهای جناغی، آینهکاری زیر سقف، کاشیهای فیروزهای، پلههای سنگی و حوض و آبنمای مقابل بنا، مجموعهای هماهنگ با فضای باغ پدید آوردهاند. برخلاف طرح پیشنهادی آرامگاه فرشچیان که بر پیچیدگی فرم، تعدد نمادها و حرکت خطوط تاکید دارد، بنای آرامگاه صائب با سادگی، تقارن و امتداد افقی در فضای سبز پیرامون آن تعریف شده است.
سنگ اصلی مزار نیز بخشی مستقل از ارزش تاریخی مجموعه به شمار میرود. این سنگ مرمرین به کتیبهای منقوش است که مطلع یکی از غزلهای صائب با خط محمدصالح، خوشنویس دوره صفوی، بر آن نقش بسته است. به این ترتیب، ارزش این مکان تنها به معماری بنای معاصر آن محدود نمیشود، بلکه باغ بهجامانده، مزار شاعر، سنگنوشته صفوی، آرامگاه خانوادگی و بنایی که انجمن آثار ملی احداث کرد، در کنار یکدیگر هویت تاریخی مجموعه را شکل میدهند.
از همین رو، ساخت یک سازه مرتفع و پرجزئیات در نزدیکی آن، حتی اگر به کالبد اصلی آرامگاه آسیبی نرساند، میتواند ترکیب فضا و سلسلهمراتب بصری مجموعه را تغییر دهد.
خاکسپاری محمود فرشچیان در باغ تکیه بر اساس وصیت خود او انجام شد، اما تدفین در این محل با ساخت بنایی مستقل، گنبددار و مرتفع یکسان نیست. وصیت فرشچیان ناظر بر انتخاب محل دفن بود و بهتنهایی نمیتواند مشروعیت هر نوع ساختوساز بعدی در فضای پیرامونی اثر ثبت ملی را اثبات کند. به همین دلیل، نگرانی کارشناسان به تدفین استاد فرشچیان در مجاورت صائب تبریزی ارتباط ندارد، بلکه درباره ابعاد و فرم سازهای است که قرار است تعادل تاریخی و بصری این باغمقبره را تغییر دهد.
آرامگاه فرشچیان زیر سایه خیام
علاوه بر رقابت بصری آرامگاه فرشچیان با مقبره صائب و باغ تکیه، الگوبرداری طراح این بنا از آرامگاه خیام در نیشابور نیز در کانون توجه کارشناسان قرار گرفته است. برخی کاربران شبکههای اجتماعی نیز تصاویر طرح پیشنهادی این بنا را کنار تصاویر آرامگاه خیام منتشر کردند تا شباهتهای آنها بهتر به چشم بیاید. فرم کشیده و رو به بالای ستونها، حرکت منحنی اجزای پیرامونی، جمعشدن خطوط در راس بنا و شکل کلی گنبد، مهمترین عناصریاند که طرح آرامگاه فرشچیان را در نگاه نخست به آرامگاه خیام شبیه میکنند.
آرامگاه خیام را هوشنگ سیحون در فاصله سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۱ طراحی کرد و این بنا در سال ۱۳۴۲ افتتاح شد. سازهای به ارتفاع حدود ۲۲ متر که بر دایرهای با ۱۰ پایه استوار است. از هر پایه، دو تیغه مورب به سمت بالا حرکت میکند، با تیغههای دیگر برخورد میکند و شبکهای از لوزیها و اشکال ستارهای را میسازد. این شبکه مشبک در راس بنا جمع میشود و چشماندازی از آسمان را از میان فضاهای خالی سازه به نمایش میگذارد.
سیحون در طراحی این بنا کوشیده بود سه وجه اصلی شخصیت خیام، یعنی ریاضیدانی، ستارهشناسی و شاعری او را به زبان معماری ترجمه کند. طرح آرامگاه فرشچیان نیز میگوید خطوط منحنی و سیال آثار فرشچیان را از سطح دوبعدی نگارگری خارج و به حجمی سهبعدی تبدیل کرده است.
با وجود این توضیحات، شباهت دو بنا را نمیتوان نادیده گرفت. هر دو طرح از مجموعه پایههایی پیرامون یک پلان مرکزی تشکیل شدهاند. اجزای عمودی در حرکتی منحنی یا مورب به سوی بالا امتداد مییابند و در راس بنا به ساختاری گنبدگونه میرسند. در هر دو نیز از هندسه، خوشنویسی و کاشیکاری برای پیونددادن شخصیت صاحب آرامگاه با معماری استفاده شده است.
این شباهت از جنبه دیگری نیز قابلتامل است. سیحون آرامگاه خیام را در فضایی باز و با هدف تبدیل شدن به نشانه اصلی باغ طراحی کرد. از همین رو، ارتفاع و فرم شاخص بنا با جایگاهی که در مجموعه دارد، هماهنگ است، اما آرامگاه فرشچیان قرار است در باغی ساخته شود که پیشاپیش آرامگاه ثبت ملی صائب، مزار خانوادگی او و یک محور تاریخی تثبیتشده را در خود جای داده است. در نتیجه، تکرار شمایل یک بنای مرتفع و شاخص مانند آرامگاه خیام در این محل فقط مسئله اصالت طراحی نیست و میتواند به رقابت دو یادمان و غلبه بصری سازه جدید بر آرامگاه صائب منجر شود.
احترام به میزبان در طراحی آرامگاه کمالالملک
تاریخ معماری معاصر ایران از ساخت آرامگاه یک هنرمند در مجاورت بنای تاریخی شخصیتی دیگر نمونهای مهم دارد؛ نمونهای که نشان میدهد ایجاد یادمانی مستقل نباید به رقابت بصری با میزبان منتهی شود. مثلا هوشنگ سیحون هنگام طراحی آرامگاه کمالالملک کنار آرامگاه عطار نیشابوری، بنای جدید را با در نظر گرفتن جایگاه عطار بهعنوان شخصیت اصلی و میزبان تاریخی باغ طراحی کرد.
محمد غفاری، مشهور به کمالالملک، پس از درگذشت در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، بنا بر وصیتش در باغ عطار و در نزدیکی آرامگاه این شاعر و عارف ایرانی به خاک سپرده شد. نزدیک به دو دهه بعد، انجمن آثار ملی طراحی آرامگاهی برای او را به هوشنگ سیحون سپرد. سیحون در همان دوره مسئول تهیه طرح آرامگاه خیام و مرمت آرامگاه عطار نیز بود. بنابراین، بنای تاریخی موجود، ویژگیهای محوطه و نسبت میان دو آرامگاه را همزمان بررسی و آرامگاه کمالالملک را بهعنوان جزء تازهای از مجموعه عطار طراحی کرد.
برخلاف آرامگاه خیام که سیحون آن را بهصورت یک برج یادمانی مرتفع و نشانه اصلی باغ طراحی کرد، بنای کمالالملک حجمی کوچک، کمارتفاع و هماهنگ با مقیاس آرامگاه عطار دارد. سیحون در نما و تزیینات آرامگاه کمالالملک نیز از کاشی معرق با رنگهای لاجوردی و سفید استفاده کرد که با کاشیکاری آرامگاه عطار مطابقت دارند. در عین حال، نقشهای کاشی و فرمهای انتخابشده یادآور معماری کاشان، زادگاه کمالالملک است. به این ترتیب، بنای متاخرتر ضمن حفظ پیوند با همسایه تاریخی خود، روایت مستقلی از هویت کمالالملک ارائه میدهد.
در روزهای اخیر برخی فعالان میراث فرهنگی به این دو نمونه اشاره کرده و یادآور شدهاند که اگر هوشنگ سیحون توانست برای یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ معاصر ایران آرامگاهی مستقل و درخور طراحی کند، بیآنکه بنا بر آرامگاه عطار غلبه کند، چرا یادمان محمود فرشچیان باید به سازهای گنبددار و شاخص تبدیل شود که احتمال رقابت بصری آن با آرامگاه صائب وجود دارد؟
قرار گرفتن مزار فرشچیان در باغ صائب، همانند دفن کمالالملک در باغ عطار، خواست خود هنرمند بود، اما احترام به وصیت هنرمند مجوزی برای غلبه آرامگاه جدید بر منظر تاریخی باغ و عنصر اصلی مجموعه نیست و طراح وظیفه دارد، نسبت آرامگاه جدید را در بستر تاریخی موجود تعریف کند.

