بحران معیشت در ایران با آغاز شهریورماه وارد مرحله تازهای شد؛ مرحلهای که افزایش قیمتها دیگر تنها به حذف بخشی از کالاهای اساسی از سبد خانوار محدود نمیشود و روایتهای مردم از شهرهای مختلف نشان میدهد بسیاری حتی برای سیر کردن شکم خود و خانوادهشان با مشکل مواجهاند. همزمان، موج تعطیلی و تعدیل نیرو در واحدهای اقتصادی، هزاران کارگر را از درآمد ثابت محروم کرده و نگرانی از گسترش فقر و گرسنگی را افزایش داده است.
تازهترین آمارهای رسمی نیز ابعاد این بحران را نشان میدهند. بر اساس آمار بانک مرکزی که روز پنجشنبه منتشر شد، تورم نقطهبهنقطه در مردادماه به ۸۴.۴ درصد رسید و تورم بخش کالا به ۱۲۱.۵ درصد افزایش یافت. به این معنا که قیمت کالاها در مقایسه با یک سال قبل، بیش از دو برابر شده است.
مرکز آمار ایران نیز در محاسبات جداگانه خود، تورم نقطهبهنقطه مرداد را ۸۹ درصد و تورم سالانه را ۶۹.۹ درصد اعلام کرده است. فشار تورمی میان دهکهای کمدرآمد شدیدتر است، به طوری که تورم سالانه دهک دوم به ۷۸.۳ درصد رسیده، در حالی که این رقم برای ثروتمندترین دهک ۶۷.۶ درصد اعلام شده است.
اکنون افزایش قیمتها در کوچکترین خریدهای روزمره نیز مشهود است. در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، یک فروشنده نشان میدهد که قیمت ۹۰ گرم فلفل سیاه به ۵۹۸ هزار تومان، ۱۴۰ گرم بکینگپودر ۳۴۳ هزار تومان و ۹۰ گرم دارچین به ۲۶۶ هزار تومان رسیده و میگوید فروشندگان از اعلام قیمت به مشتریان «خجالت میکشند». به گفته او، پر کردن یک کیسه ساده خواربار اکنون دو تا سه میلیون تومان هزینه دارد.
پیامهای دریافتی از ساکنان نقاط مختلف ایران نیز تصویری مشابه ارائه میکنند. فردی از تهران به ایندیپندنت فارسی میگوید درآمد خانوادهاش دیگر تا پایان ماه دوام نمیآورد و خرید گوشت و ماهی کاملا قطع شده است. یکی از ساکنان شمال ایران نیز از خانوادههایی میگوید که والدینشان چند شیفت کار میکنند، اما برخی روزها غذای اصلی خانه به نان و چای محدود میشود. روایتهای دیگر نیز از کاهش تعداد وعدههای غذایی یا خرید مقدار بسیار اندک مواد غذایی حکایت دارند.
گزارشهای منتشرشده درباره بازار مواد غذایی نشان میدهند بخشی از خانوادههایی که پیشتر به دلیل گرانی گوشت قرمز به خرید سنگدان، پای مرغ، دل و جگر و اسکلت مرغ روی آورده بودند، اکنون حتی در خرید این اقلام نیز مشکل دارند. برخی خانوادهها نیز برای کاهش هزینه، مرغ، گوشت و حبوبات را بهصورت مشترک با خانواده دیگری میخرند و هزینه را میان خود تقسیم میکنند.
همزمان، در برخی صفحات شبکههای اجتماعی توصیههایی درباره «سالمخواری» و جایگزین کردن گوشت با حبوبات و لبنیات منتشر میشود که انتقاد مردمی را به دنبال دارد که میگویند مسئله دیگر انتخاب میان گوشت و غذای گیاهی نیست، زیرا برای بخشی از جامعه حتی حبوبات و لبنیات نیز به کالاهایی گران تبدیل شدهاند. در چنین وضعیتی، پرسش بسیاری از خانوارها نه «چه غذایی بخوریم»، بلکه این است که با درآمد موجود اساسا چه ماده غذایی میتوان خرید.
در سوی دیگر بحران، کارگران علاوه بر گرانی با خطر از دست دادن شغل نیز مواجهاند. اسماعیل حاجیزاده، دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان، روز ۶ شهریور از بیکار شدن ناگهانی حدود ۲۰ هزار کارگر در این استان خبر داد.
به گفته او، رکود و تعطیلی واحدهای اقتصادی باعث شده است برخی شرکتها کارگران را تنها ۱۰ روز در ماه به کار بگیرند و برخی دیگر نیروهایشان را برای دریافت بیمه بیکاری معرفی کنند. شماری از کارگران متخصص بیکارشده نیز برای تامین معاش به مسافرکشی و مشاغل غیررسمی روی آوردهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این وضعیت در حالی است که هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری حدود ۹۰ میلیون تومان برآورد میشود، اما حداقل دستمزد بسیاری از کارگران حدود ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان است. دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان حتی از خانوادهای سخن گفت که مبلغ قبض برقش از سه تا چهار میلیون تومان به ۲۶ میلیون تومان افزایش یافته است.
بحران اشتغال تنها به جنوب ایران محدود نیست. در نساجی بروجرد نیز ۲۰۵ کارگر پنج ماه پس از بیکاری هنوز به کار بازنگشتهاند. یکی از آنان میگوید در این مدت بارها برای یافتن شغل به واحدهای صنعتی و خدماتی مراجعه کرده، اما کاری پیدا نکرده است. بخشی از حقوق خرداد و تمام حقوق تیر و مرداد این کارگران نیز هنوز پرداخت نشده است.
در موردی دیگر در سقز، فشار معیشتی شمار بیشتری از زنان را به کارهای فصلی سخت در مزارع کشانده است. گزارشها حاکی از آن است که این زنان بدون قرارداد و بیمه، از ساعت ۴ بامداد تا غروب کار میکنند و بخشی از دستمزد ناچیز روزانهشان نیز صرف رفتوآمد میشود. برخی از آنان شرایط خود را «استثمار» توصیف کردهاند.
بازنشستگان نیز از این فشار مصون نماندهاند. گزارشها از کسر هزینههایی تحت عنوان «سرانه درمان» از مستمری برخی حداقلبگیران حکایت دارند. در حالی که شماری از آنان میگویند افزایش و معوقات حقوقشان هنوز پرداخت نشده است. یک بازنشسته با مستمری حدود ۲۰ میلیون تومان میگوید علاوه بر این کسورات، ماهانه دو میلیون تومان برای بیمه تکمیلی خصوصی میپردازد، زیرا بیمه موجود هزینههایی مانند دندانپزشکی و آزمایشهای تخصصی را پوشش نمیدهد.
شدت بحران تا آنجا پیش رفته است که وزارت اقتصاد فعالیت کارگروهی ویژه با عنوان «اتاق جنگ» را افزایش داده است و میگوید برای سختترین سناریوهای اقتصادی برنامهریزی میکند. مقامهای این وزارتخانه نیز پذیرفتهاند که شرایط کنونی با فشار تورمی همراه خواهد بود.
اما برای میلیونها ایرانی، بحران اقتصادی دیگر مفهومی آماری نیست. تورم در زندگی روزمره به معنای حذف گوشت و لبنیات، خرید شراکتی مواد غذایی، عقب انداختن درمان و داشتن چند شغل برای تامین مخارج است. در حالی که موج بیکاری و کاهش ارزش ریال، هر روز خانوارهای بیشتری را از تامین حداقلهای زندگی بازمیدارد.
با این حال، جمهوری اسلامی ایران همزمان با تشدید تحریمها و فشار اقتصادی آمریکا، همچنان از دستیابی به توافق و پایان دادن به تنشها فاصله گرفته است و بر سیاستهای هستهای، نظامی و حمایت از نیروهای نیابتی پافشاری میکند؛ سیاستهایی که هزینه آن بیش از همه بر دوش مردمی افتاده است که سفرههایشان هر روز کوچکتر میشود.

