تقابل میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران وارد مرحلهای جدید شده است و درگیری نظامی که اوایل سال ۲۰۲۶ تیتر اصلی اخبار شد، بهتدریج جای خود را به رقابتی گستردهتر در حوزههای فشار اقتصادی، امنیت دریایی، دیپلماسی و رقابت میان قدرتهای بزرگ میدهد. این روند بخشی از تغییر نظم جهانی است، چرا که به روندهای نوظهور در سراسر جهان سرعت بخشیده است.
دولت ترامپ بهروشنی اعلام کرده که معتقد است مرحله بعدی این کارزار کمتر بر حملات هوایی و بیشتر بر منزوی کردن اقتصاد ایران، در عین حفظ بازدارندگی نظامی متکی خواهد بود. تهران نیز همزمان تلاش میکند متحدان باقیمانده خود را بسیج کند و نشان دهد که همچنان ابزارهایی برای اعمال فشار در اختیار دارد.
در ادامه، پنج شیوهای که مناقشه آمریکا و ایران بر اثر آنها در حال تغییر است، بررسی میشود.
۱ــ تنگه هرمز ممکن است از یک میدان نبرد به یک مسیر کشتیرانی تبدیل شود
یکی از روشنترین نشانههای این گذار زمانی نمایان شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اعلام کرد نیروی دریایی ایالات متحده با موفقیت مینهای دریایی را از تنگه هرمز پاکسازی کرد. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «تمام مینها از آبهای بینالمللی تنگه هرمز خارج و/یا منفجر شدند.»
این پیام فقط درباره مینها نبود. هدف آن بیش از هر چیز، نشان دادن این موضوع بود که واشنگتن حتی با وجود تلاشهای چندماهه تهران برای مختل کردن ترافیک دریایی، قصد دارد آزادی کشتیرانی و عبورومرور دریایی را تضمین کند.
ترامپ همچنین هشدار داد که به جمهوری اسلامی ایران اطلاع داده شد هر شناوری که تلاش کند مینهای بیشتری در منطقه کار بگذارد، «بیدرنگ و بهصورت نظاممند منهدم خواهد شد».
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
آزادی کشتیرانی از زمان دولت وودرو ویلسون، در بیش از یک قرن پیش، بخشی از سیاست آمریکا بوده است.
جمهوری اسلامی ایران دههها است که تنگه هرمز را از اهرمهای راهبردی خود میداند، زیرا بهطور معمول، حدود یکپنجم محمولههای نفتی جهان از این آبراهه عبور میکرد. توانایی تهدید کشتیرانی در دورههای بحرانی، ابزاری برای اعمال فشار در اختیار تهران قرار میداد. جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۹ نیز با مینگذاری در مسیر کشتیها از این ابزار استفاده کرد.
اکنون به نظر میرسد هدف آمریکا از میان بردن این اهرم و در عین حال، اطمینان دادن به بازارهای جهانی انرژی درباره تداوم کشتیرانی بینالمللی است.
۲ــ فشار اقتصادی به سلاح اصلی واشنگتن تبدیل شده است
دولت ترامپ اعلام کرده است که از این پس، فشار اقتصادی به محور اصلی راهبرد آمریکا تبدیل خواهد شد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از آغاز عملیاتی با عنوان «طرد اقتصادی» خبر داد و آن را کارزاری بیسابقه و فراگیر در سطح تمامی نهادهای دولتی برای انزوای مالی تهران توصیف کرد.
بنا بر اعلام وزارت خزانهداری آمریکا، شبکههای مالی تهران، عملیات قاچاق نفت، سازوکارهای دور زدن تحریمها و کانالهای تامین مالی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناسایی و هدف گرفته شدهاند. هدف، قطع تمام منابع اقتصادی باقیماندهای است که به گفته واشنگتن، به ادامه حیات حکومت ایران کمک میکنند.
این ابتکار برخلاف کارزارهای تحریمی پیشین، به شکل تلاشی جهانی و بدون محدودیت زمانی طراحی شده است، نه مجموعهای از بستههای تحریمی جداگانه. واشنگتن این کارزار را برای کشورهای ثالث بهصورت یک انتخاب مطرح میکند: یا با ایالات متحده همسو شوند، یا خطر انزوای اقتصادی در کنار ایران را بپذیرند.
۳ــ چین بهتدریج نگرانی خود را از درگیری ابراز میکند
راهبرد جدید آمریکا بلافاصله واقعیت دیگری را برجسته کرد: اهمیت فزاینده چین.
پکن تحریمهای جدید را رد کرد و هشدار داد که این اقدامها «تنها به تشدید بیشتر تنشها منجر خواهد شد». همچنین تاکید کرد که همکاری مشروع این کشور با جمهوری اسلامی ایران نباید مختل شود.
به این ترتیب مقامهای چینی بار دیگر با آنچه تحریمهای یکجانبه آمریکا خواندند، مخالفت کردند. چین یک توافقنامه همکاری اقتصادی ۲۵ ساله با ایران دارد. در عین حال، از اینکه آمریکا درگیر جنگ با ایران باشد، نیز منتفع میشود.
مقامهای ایرانی تاکید کردهاند که چین همچنان یکی از مهمترین شرکای تهران است. علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، ادعا کرده است که پکن و مسکو هیچ نشانهای بروز ندادهاند که حاکی از قصد آنها برای همراهی کامل با کارزار جدید واشنگتن باشد.
این وضعیت بازتابدهنده یک رقابت ژئوپلیتیکی در ابعاد گستردهتر است. ایران طی سالهای گذشته، همزمان با وخیمتر شدن روابطش با کشورهای غربی، بیشازپیش به سمت شرق متمایل شد. چین نفت ایران را خریداری کرد، تا حدی در زیرساختهای ایران سرمایهگذاری کرد و روابط سیاسی خود با تهران را گسترش داد. روسیه نیز به همین ترتیب، همکاریهای نظامی و راهبردی خود را با تهران عمیقتر کرد.
در نتیجه، همزمان با حرکت نظم جهانی به سوی ساختار چندقطبی، رویارویی آمریکا و جمهوری اسلامی ایران از رقابت گستردهتر میان قدرتهای بزرگ جداییناپذیر شده است. لذا موفقیت «عملیات طرد اقتصادی» ممکن است نهتنها به نحوه اجرای آن از سوی واشنگتن، بلکه به تصمیم پکن و مسکو درباره کاهش یا ادامه تعامل با تهران، هم بستگی داشته باشد.
۴ــ ایران با اقدامهای اقتصادی و تلاش برای ایجاد بازدارندگی، واکنش نشان میدهد
واکنش ایران نشان میدهد که تهران بیشازپیش فشار اقتصادی را شکلی دیگر از جنگ تلقی میکند. وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران تحریمهای جدید را یک «حمله تروریستی اقتصادی» توصیف کرد و هشدار داد که واشنگتن باید در واکنش به آن، منتظر یک حمله باشد.
اگرچه معنای دقیق این اظهارات روشن نیست، رهبران جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش کردهاند از طریق آنچه روشهای نامتقارن نامیده میشود، به فشارهای اقتصادی پاسخ دهند.
در دورههای پیشین تحریمها، واکنشهایی از جمله حملات سایبری، تهدیدهای گروههای نیابتی تحت حمایت تهران، حملات دریایی و تلاش برای ایجاد اختلال در زیرساختهای انرژی منطقه مشاهده شد. با این حال موفقیت آمریکا در پاکسازی مینها ممکن است نشان دهد که تهران دیگر قادر به تعیین آهنگ تحولات نیست.
۵ــ دیپلماسی منطقهای همزمان با رویارویی همچنان ادامه دارد
دیپلماسی به طور کامل کنار گذاشته نشده است. عمان و ایران ۲۵ اوت، پس از رایزنی و مذاکره بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بیانیهای مشترک صادر کردند.
این مذاکرات بر بازگرداندن امنیت برای کشتیرانی در تنگه هرمز، با رعایت حق حاکمیت کشورها، متمرکز بود. هر دو دولت اعلام کردند که درباره یک چارچوب مرحلهبندیشده گفتگو کردند که میتواند پس از درگیری اخیر، مبنایی عملی برای حرکت به سمت جلو فراهم کند.
عمان از دیرباز نقشی کلیدی در دیپلماسی منطقهای ایفا کرده است. این کشور روابط خود را هم با واشنگتن و هم با تهران حفظ و بارها بهعنوان یک کانال محرمانه و غیرعلنی برای مذاکرات عمل کرده است.
مذاکرات هستهای پیشین میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران نیز با میانجیگری عمان انجام شد، که البته در ادامه به تهدیدهای آمریکا علیه عمان منجر شد.
جمهوری اسلامی ایران میکوشد ضمن حفظ گزینههای دیپلماتیک از طریق شرکایی مانند عمان، توان ایستادگی و تابآوری خود را به نمایش بگذارد. کشورهای منطقه نیز در تلاشاند از تشدید دوباره تنشها که ممکن است بار دیگر بازارهای جهانی انرژی را تهدید کند، جلوگیری کنند.
تلاشهای دیپلماتیک عمان پس از سفر مقامهای پاکستانی به تهران صورت گرفت، با این حال هنوز مشخص نیست نتیجه نهایی این رفتوآمدها چه خواهد بود.
برگرفته از اورشلیمپست

