چهارم شهریور در تقویم زرتشتی که «شهریورروز از شهریورماه» نام دارد، با جشن «شهریورگان» از جشنهای دوازدگانه سال ایران باستان مصادف است. مفهوم اصلی این جشن نزد ایرانیان باستان، «شهریاری بر نفس» و دستیابی به «شهر آرمانی» است و ایرانیان باستان این روز را با آیینها و آدابی ویژه گرامی میداشتند.
شهریورگان همچنین به سبب همزمانی با سالروز آسمانی شدن مانی، پیامبر و نقاش ایرانی و نیز زادروز داراب که تعدادی از پژوهشگران او را همان کوروش بزرگ میدانند، اهمیت بیشتری یافته است. برخی زرتشتیان این روز را فرصتی مغتنم برای ستایش مقام و منزلت پدر میدانند.
بر اساس تحلیل جلیل دوستخواه، در کتاب «اوستا، سرودههای ایرانی»، در اوستا از شهریور با نام خشترهوئیریه (Khshathra-Vairya) یاد شده است. این واژه در متون پهلوی به صورت «خشتور» یا «شتریور» و در فارسی امروز به «شهریور» برگردانده شد و معنای آن شهریاری نیرومند دانسته میشود.
در این واژه، بخش نخست یعنی «خشتر»، به معنای شهر یا همان کشور، فرمانروایی و پادشاهی است و بخش دوم، «وئیریه» به مفهوم خواستنی و آرزوشده به کار میرود. بدینسان در معنای کلی، این ترکیب به «شهریاری آرزوشده» یا «شهر آرمانی» اشاره دارد که در برداشت گستردهتر، نمادی از بهشت است.
در ایران باستان، هر روز از ماه نامی ویژه داشت که برگرفته از ایزدان، صفات اهورایی و نیروهای مینوی بودند. روز نخست ماه به نام «هرمزد» بود، یادآور اهورامزدا، خدای بزرگ و آفریننده جهان. روز دوم را هم «بهمن» میخواندند که نشانه اندیشه نیک است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سومین روز «اردیبهشت» بود، نماد راستی و پاکی و پنجمین روز، «اسفند»، یادآور فروتنی و پاسداری از زمین. ششمین روز، «خرداد» نام داشت که نگهبان آبها و تندرستی بود و هفتمین روز «امرداد» که جاودانگی و نگاهبانی از گیاهان و زمین را معنا میکرد.
بدینگونه تا پایان ماه، هر روز با نامی پرمعنا چون آذر، آبان، خور، مهر، سروش، رام، آسمان و اَنارام شناخته میشد که هر یک نماد نیرو یا مفهوم مینوی خاصیاند. در این میان، چهارمین روز ماه شهریور، نماد فرمانروایی نیک و دادگرانه است.
جشن شهریورگان در چهارم شهریور تقویم زرتشتی نیز که از ژرفترین آیینهای دوازدهگانه سال به شمار میآید و گاه «آذرجشن» نامیده شده، مربوط به همین روز است.
با این حال، چهارم شهریور در گاهشماری زرتشتی با چهارم شهریور در تقویم رسمی کنونی ایران یکسان نیست. در گاهشماری زرتشتی، هر یک از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز دارد، اما در تقویم رسمی ایران، شش ماه نخست سال ۳۱روزهاند. در نتیجه، تا رسیدن به ماه شهریور پنج روز اختلاف میان این دو گاهشماری پدید میآید و چهارم شهریور در گاهشماری زرتشتی با ۳۰ مرداد در تقویم رسمی ایران برابر میشود.
شهر و شهریار آرمانی
در گاهشمار زرتشتی، هم روز چهارم ماه و هم ششمین ماه سال به نام شهریور خوانده میشود؛ امشاسپندی که یکی از شش یار بزرگ اهورامزدا بود و در جایگاه دوم پس از بهمن قرار داشت. همانند دیگر امشاسپندان، او نیز دو بُعد مینوی و زمینی دارد: در عرصه معنوی، یادآور قدرت و فرمانروایی مطلق اهورامزدا است و در جهان مادی، نگاهبان فلزات، ابزار جنگ و سلاحها. از این رو، روز شهریور در تقویم کهن به نام فرشتهای گذاشته شد که مظهر سلطنت آسمانی، قدرت رحمانی و جویای فر، شکوه و نیرومندی است.
واژه شهریور در معنای نمادین خود به «شهریاری شایسته و آرمانی» اشاره دارد؛ اندیشهای که برخی پژوهشگران آن را سرچشمه دیدگاههای افلاطون و فارابی درباره آرمانشهر یا مدینه فاضله دانستهاند. در گاهان زرتشت هم به این مفهوم چندین بار اشاره شده، اما در اوستای متاخر، صورتی عینیتر یافته و به هیأت یکی از امشاسپندان درآمده است.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»، شهریور را هممعنای دوستی و آرزو میخواند و او را فرشتهای موکل بر فلزات و گوهرهای گرانبها چون طلا و نقره میداند؛ عناصری که دوام زندگی و پیشرفت صنعت وابسته به آنها است. از همین رو، روز چهارم ماه شهریور که نام روز و ماه یکی میشود، به «شهریورگان» شهرت یافته است.
علاوه بر این معانی، شهریور را نماد فرمانروایی بر اراده و تسلط بر نفس نیز دانستهاند؛ مفهومی که میان معنای مینوی و اخلاق فردی پیوندی ژرف برقرار میکند.
حکیم عمر خیام نیشابوری نیز در نوروزنامه، به شهریور ماه اشاره کرد و نوشت: «این ماه را از بهر آن شهریور خوانند که ریو دخل بود؛ یعنی درآمد پادشاهان در این ماه فراهم میشد و پرداخت خراج بر دهقانان آسانتر بود. آفتاب در این ماه به برج سنبله درمیآید و پایان تابستان است.»
آیین جشن شهریورگان
جشن شهریورگان در گذشته با آداب ویژهای چون آتشافروزی و نیایش در آتشکدهها، تقدیم پیشکشهای نمادین به ایزد شهریور و بزمهای مردمی که در آن، آهنگران و زرگران نیز سهمی برجسته داشتند، برگزار میشد، چرا که شهریور امشاسپند پاسبان فلزات و گوهرها بود. در این روز، از پدران و پیشوایان خانواده نیز تجلیل و یاد نیاکان گرامی داشته میشد.
شهریورگان در ایران باستان تنها یک جشن آیینی نبود، بلکه برای کشاورزان ایرانی نیز ارزشی افزوده داشت، زیرا روز پایان برداشت تابستانی و آمادهسازی زمین برای کشت پاییزی بود. کشاورزان به شکرانه نعمت و محصول و امید به کشت نو، برای نیایش به درگاه اهورامزدا گردهم میآمدند و تا نیمههای شب به جشن و پایکوبی و شادمانی ادامه میدادند. از همین رو، شهریورگان را «جشن سرِ خرمن» نیز مینامیدند؛ جشنی که پایان یک سال زراعی و آغاز سالی نوین در کشاورزی را نوید میداد.
در این روز، زنان پیش از طلوع آفتاب با ظرفهای مسی به چشمه میرفتند و آب برمیداشتند، زیرا باور داشتند شهریور این آب را پربرکت میکند. زرگران و آهنگران هم در این روز کارگاههایشان را آذین میبستند.
مردم در این روز در خانهها آتش میافروختند، نیایش میکردند و سفرهای از خوراکیهای تازه میگستردند. نیکوکاری و بخشش نیز بخشی جدانشدنی از آیین این روز بود و بر پایه باور به صفات امشاسپند شهریور که مظهر توانگری، مروت و مهربانی است، مردم به نیازمندان احسان میکردند و نزد فرمانروایان دادگر گرد میآمدند تا جشن را به پاسداری از شهریاری آرمانی پیوند دهند.

