کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی که بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال پیش حقوق بشر را پیریزی کرد، زنان را پاس داشت، به حقوق افراد از مذاهب و قومهای گوناگون احترام گذاشت، تامین اجتماعی را سازماندهی کرد، به آبادانی ملک اهتمام ورزید، صلح را جانشین انتقام کرد و آزادی اندیشه را به رسمیت شناخت، به روایت برخی منابع، در تاریخ چهارم شهریورماه در انشان پارس دیده به جهان گشود.
البته هیچ سند تاریخی زادروز کوروش در این روز را با قطعیت ثبت نکرده و انتساب این روز به شهریار ایرانزمین از پیوند باستانی جشن شهریورگان با زادروز داراب سرچشمه گرفته که برخی احتمال دادهاند همان کوروش بزرگ است.
باید این نکته را نیز افزود که چهارم شهریور به عنوان «زادروز انتسابی کوروش» با هفتم آبان که «روز کوروش بزرگ» نامیده شده است، فرق دارد. هفتم آبان، سالروز ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد و نجات یهودیان از اسارت بدون جنگ و خونریزی است.
کوروش بزرگ که در متون نظم و نثر فارسی، او را «داراب»، «ذوالقرنین» و «شهریار روشناییها» نیز نامیدهاند، نزد بسیاری از مردم ایرانزمین، یادآور دوران شکوه، اقتدار و سرافرازی ایران باستان است.
فرزند کمبوجیه و ماندانا سال ۵۳۹ پیش از میلاد، پس از گشودن بابل، اجازه داد اقوام تبعیدشده به سرزمینهایشان بازگردند و معابدشان را بازسازی کنند. او یهودیان بابل را از اسارت نجات داد و در منشور خود از احترام به آزادی ادیان، بازگرداندن پیکره خدایان به پرستشگاهها و پرهیز از آزار مردم سخن گفت؛ منشوری که حالا جهانیان از آن بهعنوان نخستین سند تاریخی حقوق بشر یاد میکنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
قلمرو حکمرانی کوروش کبیر ابتدا به مناطق محدودی از پارس با مرکزیت انشان محدود بود، اما فرزند کمبوجیه حوزه پادشاهیاش را بدون جنگ و خونریزی، تا آناتولی و بابل گسترش داد.
تصرف بابل که در آن زمان شهری با قدرت و ثروت بیشمار بود، رویدادی مهم محسوب میشد و به همین دلیل برخی مورخان تاریخ این منطقه را به قبل و بعد از ورود کوروش تقسیم کردهاند. ایرانیان هر سال روز ۷ آبان را که سالروز ورود کوروش به بابل است، جشن میگیرند و نام و یاد شهریار بزرگ ایرانزمین را پاس میدارند.
آنچه پادشاه نامدار هخامنشی را نسبت به دیگر پادشاهان دوران باستان و بعد از آن ممتاز کرد، احترام به حقوق بشر بود نه کشورگشاییها یا برج و بارویی که برای خود بنا کرد. همانگونه که خود نیز در استوانهاش میگوید: «وقتی ارتش بزرگ به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.»
کوروش کبیر در فرازی دیگر، درباره بابل چنین میگوید: «فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.»
کوروش بزرگ نزد ایرانیان ملیگرا از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است، او را میستایند و دوران فرمانرواییاش را عصر طلایی ایران میدانند. حتی رویای بازگشت به شکوه آن دوران را در سر میپرورانند.
پژوهشگران تاریخ و تحلیلگران درباره اینکه چرا کوروش نزد ایرانیان چنین جایگاهی دارد، به این موضوع اشاره کردهاند که شهریار ایران بهرغم اقتدار و قدرت، دادگر بود. بهقول محمدعلی گلابزاده، عضو دانشنامه علمی فرهنگ مردم، «از پادشاهی که توانست در زمینه اداره کشور و کشورگشایی، اقتدارش را به همگان ثابت کند، میتوان بهعنوان یک معلم اخلاق در تمام طول تاریخ یاد کرد».
از نظر ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی، نیز «کوروش از هیبت یک زمامدار درآمد، اوج گرفت و به نمادی پدرانه نزد ایرانیان تبدیل شد». به گفته این پژوهشگر، دلیل اینکه همگان کوروش را میستایند، این است که «در دورانی که خونریزی و اصرار در تحمیل باورها شیوه فاتحان بود، از خونریزی پرهیز کرد، با اسیران خوشرفتار بود و باورهایش را به محکومان تحمیل نکرد».
گزنفون، مورخ و فیلسوف یونانی، هم در «کوروشنامه» فرمانروای هخامنشی را الگویی از حکمرانی موفق معرفی میکند و مینویسد مردمان، حتی آنان که در فاصلهای دور از او زندگی میکردند یا هرگز کوروش را ندیده بودند، «با میل و رغبت» فرمانش را میپذیرفتند. به روایت او، کوروش به اتباع خود احترام میگذاشت و از آنان چنان مراقبت میکرد که گویی فرزندانشاند و آنان نیز او را همچون پدر میستودند.
نکته قابلتوجه اینکه چهارم شهریور، همزمان با جشن باستانی شهریورگان، بهعنوان روز پدر در ایران باستان نیز شناخته میشود. در گاهشماری زرتشتی، شهریور نماد شهریاری آرمانی، توانایی، استواری و پاسداری از جهان دانسته میشود و به همین دلیل، برخی زرتشتیان و علاقهمندان فرهنگ ایران باستان این روز را به پاسداشت پدران اختصاص دادهاند. هرچند برخی دیگر نیز جشن بهمنگان را روز پدر میدانند.
در آموزههای زرتشتی، از میان شش امشاسپندی که نام آنها در اوستا و گاتها آمده است، سه امشاسپند زن و سه امشاسپند دیگر مردند. از این میان، شهریور در کنار بهمن و اردیبهشت، از امشاسپندان مرد است، در حالی که سپندارمذ، خرداد و امرداد زناند. بر همین مبنا، برخی زرتشتیان جشن شهریورگان را برای پاسداشت مقام پدر برگزیدهاند؛ همانگونه که جشن سپندارمذگان، به سبب زن بودن سپندارمذ و پیوند آن با مهر، فروتنی و زمین، بهعنوان روز گرامیداشت زن و مادر شناخته میشود.

