احتمالا برایتان پیش آمده که پس از خوردن یک وعده غذایی کامل، نتوانید در برابر یک بسته چیپس یا چند تکه شکلات مقاومت کنید. شاید تصور کنید این فقط به کمبود اراده مربوط است، اما پژوهشها نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از این است.
در واقع این نوع غذاها با دستکاری سامانه پاداش و پیامهای سیری در مغز، میل به ادامه دادن خوردن را تقویت میکنند. با این حال، متخصصان هشدار میدهند نباید تأثیر آنها را با مواد اعتیادآور یکسان دانست.
بهگزارش وبسایت منز فیتنس، بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به گونهای طراحی شدهاند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیامهای طبیعی سیری را تضعیف کنند. دانشمندان اکنون این موضوع را بررسی میکنند که این محصولات دقیقا چگونه بر رفتار غذایی انسان تأثیر میگذارند.
البته آگاهی از این سازوکارها بهتنهایی هوس خوردن را از بین نمیبرد، اما دستکم نشان میدهد مسأله فقط به قدرت اراده مربوط نیست، بلکه ما با محصولاتی روبهرو هستیم که به طور هدفمند برای تحریک بیشتر اشتها طراحی شدهاند.
غذاهایی که برای «بیشتر خوردن» طراحی شدهاند
همه چیز از فرمول ساخت این محصولات آغاز میشود. غذاهای فوقفراوریشده معمولا مقادیر زیادی از ترکیب چربی، قند و نمک دارند. این ترکیب بهندرت در مواد غذایی طبیعی یافت میشود، اما مغز آن را بسیار لذتبخش ارزیابی میکند.
تولیدکنندگان این محصولات فرمول غذا را بر اساس مفهومی تنظیم میکنند که در صنایع غذایی به آن «نقطه اوج لذت» (bliss point) گفته میشود؛ یعنی ترکیبی از قند، چربی، نمک و بافت (texture) که بیشترین میزان لذت را ایجاد میکند.
در مقابل، غذاهای کامل به طور طبیعی حاوی فیبر، آب و پروتئین هستند؛ موادی که به مغز پیام سیری میدهند و به توقف غذا خوردن کمک میکنند. بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده این ویژگیها را ندارند و به شکلی تولید میشوند که میل به ادامه خوردن را افزایش دهند.
علم درباره تأثیر این غذاها بر مغز چه میگوید؟
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند غذاهای فوقفراوریشده در سازوکار طبیعی تنظیم اشتها اختلال ایجاد میکنند و پیامهایی را که معمولا پایان یک وعده غذایی را به مغز مخابره میکنند، تضعیف کنند.
مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان میدهد مصرف مداوم این غذاها به مرور حساسیت سامانه پاداش مغز به دوپامین را کاهش دهد. در نتیجه، فرد برای تجربه همان میزان لذت، به مصرف غذای بیشتری نیاز پیدا میکند و انگیزه غذا خوردن بهتدریج از «گرسنهام» به «آن را دیدم، پس میخواهمش» تغییر میکند.
پژوهشگران با استفاده از «مقیاس اعتیاد به غذای ییل» (Yale Food Addiction Scale)، برآورد کردهاند که حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بزرگسالان ممکن است معیارهای اعتیاد به غذا را داشته باشند؛ نسبتی که در میان افراد مبتلا به چاقی بیشتر است. همچنین برخی مطالعات بزرگ جمعیتی نشان دادهاند افرادی که بیشتر از غذاهای فوقفراوریشده استفاده میکنند، ممکن است با کاهش سریعتر عملکرد شناختی نیز مواجه شوند. این یافتهها نشان میدهد پیامدهای این غذاها تنها به افزایش وزن محدود نمیشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اما واقعیت از آنچه در شبکههای اجتماعی میبینید پیچیدهتر است
به رغم این یافتهها، متخصصان هشدار میدهند نباید درباره تأثیر غذاهای فوقفراوریشده بر مغز اغراق کرد. برای مثال، این ادعا که این غذاها دقیقا همان واکنش مغزی مواد مخدری مانند کوکائین را ایجاد میکنند، با شواهد علمی موجود همخوانی ندارد. در یکی از مطالعات منتشرشده در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری «پیئیتی» (PET) میزان ترشح دوپامین در مغز حدود ۵۰ بزرگسال را پس از مصرف یک میلکشیک فوقفراوریشده اندازهگیری کردند.
نتایج نشان داد واکنش افراد بسیار متفاوت است و افزایش دوپامین بهمراتب کمتر از آن چیزی بود که برخی نظریههای مربوط به «اعتیاد به غذا» پیشبینی میکنند؛ حتی در برخی موارد، این تغییرات آنقدر اندک بود که بهسختی قابل تشخیص بود. به همین دلیل، «اعتیاد به غذا» همچنان موضوعی بحثبرانگیز در جامعه علمی است و هنوز به منزله یک تشخیص رسمی پزشکی پذیرفته نشده است.
در عین حال، شواهد موجود نشان میدهد این غذاها میتوانند بر اشتها، احساس سیری و سامانه پاداش مغز تأثیر بگذارند، اما سازوکار این تأثیرات پیچیده است و از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد.
چگونه میتوان تأثیر این غذاها را کاهش داد؟
اگر احساس میکنید در برابر بعضی خوراکیها بهسختی میتوانید مقاومت کنید، شاید بهتر باشد به جای سرزنش خود، به نحوه طراحی این محصولات فکر کنید. بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده بهگونهای تولید شدهاند که کنار گذاشتن آنها آسان نباشد و بتوانند بر سازوکارهای طبیعی تنظیم اشتها غلبه کنند. با این حال، پژوهشگران میگویند این روند بازگشتپذیر است و با تغییر الگوی غذایی میتوان تا حدی حساسیت مغز به پیامهای سیری را بازیابی کرد.
یکی از مهمترین توصیهها، افزایش مصرف غذاهای کامل یا کمفراوریشده است؛ غذاهایی که بهدلیل داشتن فیبر، پروتئین و آب بیشتر، احساس سیری را تقویت میکنند. متخصصان همچنین توصیه میکنند وعدههای غذایی بر پایه پروتئین و فیبر تنظیم شوند، زیرا این دو ماده مغذی نقش مهمی در کنترل اشتها و کاهش پرخوری دارند.
آهسته غذا خوردن نیز مؤثر است. حدود ۲۰ دقیقه طول میکشد تا مغز پیام سیری را به طور کامل دریافت و پردازش کند؛ بنابراین، سریع غذا خوردن باعث میشود احساس سیری دیر مخابره شود و بیش از نیازتان غذا بخورید.
نویسنده مقاله همچنین به داروهای جیالپی-۱ اشاره میکند و میگوید شواهد نشان میدهد این داروها میتوانند با کاهش فعالیت سامانه پاداش مرتبط با غذا، میل به خوراکیهایی را که پیشتر بسیار وسوسهانگیز بودند کمتر کنند. بسیاری از مصرفکنندگان این داروها گزارش کردهاند غذاهایی که زمانی بسیار جذاب بود، اکنون جذابیت سابق را ندارد. با این حال، این مشاهدات بهتنهایی برای اثبات سازوکار دقیق این اثر کافی نیست.
در نهایت، نویسنده توصیه میکند به جای تکیه صرف بر اراده، محیط غذایی خود را نیز مدیریت کنید. به بیان دیگر، اگر خوراکیهای فوقفراوریشده کمتر در دسترس باشند، احتمال مصرف آنها نیز کاهش مییابد.

