بیشتر ما به آن سنت جالبِ بار، [پاب، یا اصطلاحا میکدهای] موسوم به «تاپاسِ بریتانیایی» علاقه داریم؛ باز کردن یک بسته چیپس برای درستکردن یک سینی فویلی تا همه بتوانند در آن با هم شریک شوند. اما آیا تابهحال متوجه شدهاید که وقتی این کار انجام میشود، اغلب بدون اینکه به آن فکر کنید دستتان بهطور مکرر به سمت بسته میرود تا زمانی که محتویات آن تمام شود؟
[توضیح: تاپاس بریتانیایی ترکیبی از فرهنگ مزهخوری اسپانیایی و ذائقه بریتانیایی است. این پیشغذاهای کوچک و متنوع (Tapas) که در بریتانیا بسیار محبوباند، عمدتا شامل بیکن، پنیرهای محلی، ماهی و میانوعدههای گرم و سرد است.]
یک مقاله جدید از دانشگاه «ایست انگلیا» توضیحی احتمالی برای این پدیده ارائه میدهد.
دکتر توماس سمبروک، سرپرست [تیم] پژوهشی و مدرس روانشناسی، توضیح میدهد: «روند فزاینده چاقی صرفا به اراده مربوط نمیشود، بلکه نشانهای است از اینکه محیطهای پر از غذا و پاسخهای آموختهشده ما به محرکهای اشتهابرانگیز، کنترلهای طبیعی اشتهای بدن را تحتالشعاع قرار میدهند.»
او و تیمش امواج مغزی افراد را بررسی کردند و دریافتند که آنها صرفنظر از اینکه چقدر سیر باشند، همیشه با غذایی که ظاهرش اشتهابرانگیز است، تحریک میشوند. و در جهانی که در آن بهطور مداوم تبلیغات و تصاویر غذا به ما ارائه میشود، این یک مشکل است: بسیاری از خوراکیهای میانوعدهای مانند شکلات، بیسکویت و چیپس، کالری زیاد اما ارزش تغذیهای کمی دارند.
دلیل اینکه نمیتوانید خوردن تنقلات را متوقف کنید
دکتر سمبروک میگوید: «ممکن است غذایی را تا جایی بخورید که کاملا سیر شوید، اما مغزتان همچنان وقتی تصاویر آن را میبینید میگوید "بهبه!"»
«فعالیت الکتریکیای که ما ثبت میکنیم، یک سیگنال شناختهشده پاداش در مغز است. این بخشی از مغز است که نهتنها وقتی تصاویر غذای خوشمزه را میبینید، بلکه زمانی که غذای خوشمزهای میخورید، پول برنده میشوید یا به تصاویر تحریککننده نگاه میکنید نیز فعال میشود.»
این موضوع یک عادت ناخودآگاه را تقویت میکند، غذای خوشمزه را میبینید، سپس غذای خوشمزه میخورید، که این ممکن است کنترلهای طبیعی اشتهای بدن را بیاثر کند.
دکتر سمبروک به من میگوید: «برای روانشناسان، عادت تعریف بسیار مشخصی دارد. عادت یک رفتار است که تحت کنترل فرد نیست، بلکه تحت کنترل نشانههای مشخص در محیط قرار دارد.»
بهطور خلاصه، محرک، رفتار را ایجاد میکند. «شما نه به دلیل عوامل درونی مانند احساس گرسنگی یا پایین بودن قند خون، بلکه به دلیل محرکهای موجود در محیطتان غذا میخورید.»
«برای مثال، زمانی که با دوستانتان پشت میز نشستهاید و یک بسته بیسکویت باز وجود دارد. حتی ممکن است متوجه نباشید که واکنش شما به آن محرک این است که انگشتانتان به سمت آن دراز شوند. شما به گفتگو ادامه میدهید و [ناگهان میبینید] بیسکویت در دستتان قرار گرفته است. شما [صرفا] نظارهگر رفتار خودتان هستید.»
در هر لحظه مشخص، چند اقدام ممکن وجود دارد که یک فرد ممکن است انجام دهد. در درون ما، چند کنترلکننده رفتاری وجود دارند که تلاش میکنند رفتارهای ما را هدایت کنند.
دکتر سمبروک میگوید: «یکی از اینها ممکن است بخشی از وجود شما باشد که میخواهد وزن کم کند. اما یک کنترل دیگر در درون ما وجود دارد که صرفا به محرکها پاسخ میدهد و در اقداماتی درگیر میشود که متناسب با آن محرکها باشند؛ در این مورد، دراز کردن دست بهسمت بیسکویتی که در معرض دید قرار دارد.»
ریشه مشکل
انسانها هزاران سال است که وجود داشتهاند. شرایط زندگی در گذر زمان بهطور قابلتوجهی تغییر کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دکتر سمبروک میگوید: «ما در محیطی تکامل یافتیم که در آن پیدا کردن غذا، و محرکهای مربوط به غذا، واقعا بسیار دشوار بود. درحالیکه اکنون، غذا همهجا وجود دارد.»
مغزهای ما به نوعی قدیمی شدهاند. آنها بهگونهای برنامهریزی شدهاند که خواهان غذا باشند، زیرا این کار ما را سیر میکند و به ما امکان میدهد زنده بمانیم. اما وقتی غذا بهراحتی در دسترس است و محرکهای بصری مداومی برای آن وجود دارد، این رفتار ذاتی، اغلب به پرخوری منجر میشود.
دکتر سمبروک میگوید: «این همان چیزی است که آن را محیط چاقکننده مینامند. محیطی که باعث میشود بدون آنکه گرسنه باشید غذا بخورید. تبلیغات غذا برای آگاه کردن شما از وجود غذا طراحی نشدهاند، بلکه برای ایجاد یک رفتار جدید طراحی شدهاند، و آن رفتار، خوردن غذا است.»
در این نقطه، بحث ما به سمت غذاهای فوقفراوریشده میرود.
دکتر سمبروک میگوید: «مسئله در خصوص غذاهای فوقفراوریشده این است که ما هنوز واقعا نمیدانیم چه چیزی درون آنها پنهان شده است. آنچه با اطمینان میدانیم این است که غذاهای فوقفراوریشده معمولا آنهاییاند که چگالی انرژی بسیار بسیار بالایی دارند و بسیار فراتر از چیزیاند که سازوکارهای معمول قطع اشتهای ما انتظار دارند با آن مواجه شوند. شما خیلی قبل از اینکه در مغزتان سیگنالی مبنی بر این دریافت کنید که باید متوقف شوید، کلی غذا خوردهاید.»
چگونه پرخوری را کاهش دهیم
این مقاله شکافی را توضیح میدهد که افرادِ خواهان کاهش وزن، اغلب بین تمایل خود و توانایی واقعی برای انجام آن، تجربه میکنند. تغییرات گسترده در سطح جامعه میتواند بخشی از راهحل باشد.
دکتر سمبروک میگوید: «برای مثال، سیگارها اکنون در معرض دید قرار ندارند. دولت وارد عمل شده است. اگر بخواهید سیگار بخرید، باید آن را در ذهن تصور کنید، بنابراین دولت در آن مورد کار درستی انجام داد. اما داشتن یک کمد به اندازهای بزرگ، که بتوان تمام غذاهای ناسالم در سوپرمارکت را در آن پنهان کرد، اساسا ناممکن است.»
تغییرات اجتماعی معمولا زمان میبرند. در این فاصله، دکتر سمبروک روشهای فردی را پیشنهاد میکند که میتوانید از آنها برای بازنگری رابطه خود با غذا استفاده کنید.
او میگوید: «همه چیز به کنترل محرکها مربوط میشود. ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما اگر یک تبلیغ غذا در تلویزیون در حال پخش است، بلند شوید و کمی راه بروید یا کتری را روشن کنید.»
«فرد خردمند در اینجا کسی نیست که بگوید “باید خودکنترلی بیشتری داشته باشم”. فرد خردمند میداند هر بار که خودت را در موقعیتی قرار ندهی که نیاز به خودکنترلی داشته باشد، و [هر بار که] بتوانی از [قرار گرفتن در معرض] آن اجتناب کنی، بخشی از خودکنترلیات را برای زمانی که واقعا به آن نیاز داری حفظ میکنی.»
دکتر سمبروک همچنین توصیه میکند محرکهایی را که در معرض آنها قرار میگیرید با بازچینی محیط خود کنترل کنید.
«وقتی یک بسته غذا را باز میکنم، سعی میکنم مقداری را که فکر میکنم برای خوردن مناسب است بردارم، سپس بسته را کنار بگذارم. حتی مقدار کمی اصطکاک، یعنی ایجاد کار بیشتر برای رسیدن به غذا، کفایت میکند تا همان ابتدا جلو برخی از این رفتارهای [پرخوری] را بگیرد.»
مسئله دیگری که افراد با آن روبهرو میشوند، این است که غذا با رفتارهای لذتبخش مرتبط میشود. برای مثال، تماشای فیلم یا تلویزیون. در نتیجه، وقتی تلویزیون را روشن میکنیم، به طور خودکار دستمان به سمت خوراکیهای میانوعدهای مورد علاقهمان میرود.
دکتر سمبروک میگوید: «روش کاملا سختگیرانه برای مقابله با آن این است که وقتی غذا میخورید، تنها کاری که انجام میدهید غذا خوردن باشد. شما آن حس لذتبخش را با هیچ چیز لذتبخش دیگری ترکیب نمیکنید، در غیر این صورت فقط اثر تقویتی غذا را افزایش میدهید.»
بازسازی عادتها
هر کسی که تا به حال تلاش کرده است یک عادت یا رفتار لذتبخش را کنار بگذارد، میداند این کار چقدر دشوار است. دکتر سمبروک توصیه میکند به جای کنار گذاشتن عادتها، تلاش کنید آنها را به چیزی مثبتتر بدل کنید.
او میگوید: «وقتی با محرک غذای خوشمزه مواجه میشوید، نتیجه عملی این است که دست دراز کنید و آن را بردارید. اما تصور کنید اگر بیسکویت را با کیک برنجی جایگزین کنید.»
«خیلی جذاب نیستند، اما بسته همچنان صدا میدهد، در بستهبندیهای جذاب قرار دارند و چیزی که در دستتان است وارد دهانتان میشود.»
«شما در حال انجام همان رفتاری هستید که این محرک شما را به انجام آن وادار میکند. بهنوعی، عادت ارضا میشود. و با گذشت زمان، هرچه بیشتر آن کیکهای برنجی بسیار بیمزه را بخورید، آن رابطه محرکـپاسخ، کمتر تقویت خواهد شد.»
«ممکن است بهتدریج متوجه شوید که دیگر نمیخواهید این کار را انجام دهید، زیرا رابطه بین دستبردن داخل بسته و لذتی که از آن میگرفتید را از بین بردهاید.»
چرا اراده برای کاهش وزن کافی نیست
دکتر سمبروک در پایان میگوید: «اگر همه چیز بر پایه اراده باشد، در مقطعی شکست خواهید خورد.»
«این تقصیر شما نیست که محرکها چگونه رویتان تاثیر میگذارند، محرکهای مربوط به غذا عمیقا در شما نهادینه شدهاند. همچنین عجیب نیست که خود را در حال انجام رفتاری ببینید که گفته بودید انجام نخواهید داد، فقط به این دلیل که برای انجام آن تحریک شدهاید: این کاملا طبیعی است.»
«کاری که باید انجام دهید این است که بدانید این اتفاق خواهد افتاد؛ بدانید اگر میخواهید از پرخوری اجتناب کنید، محرکهای غذایی چقدر خطرناکاند؛ و دشمن خود را بشناسید. سپس خودتان را در معرض این محرکها قرار ندهید. در این صورت [برای پرخوری] وسوسه نخواهید شد، زیرا چیزی وجود نخواهد داشت که شما را وسوسه کند.»
© The Independent

