تغییر نقش عربستان سعودی در دومین دور حاکمیت طالبان در افغانستان

عربستان سعودی در ژوئیه ۲۰۱۷، میزبان کنفرانس بین‌المللی دو روزه سازمان همکاری اسلامی بود که صلح و ثبات در افغانستان را ترویج می کرد

نامزدی محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد عربستان سعودی تغییر فاحشی در سیاست این کشور وارد کرد - BANDAR AL-JALOUD / SPA / AFP

طالبان در بازگشت‌ به قدرت در افغانستان، با تغییر رفتار کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی روبرو شدند. عربستان سعودی به‌عنوان کشور مقتدر عربی و حافظ اماکن و ارزش‌های اسلامی، این بار از رابطه جدی با طالبان و به رسمیت شناختن این گروه دست کشیده است. البته هنوز رهبران سعودی برخی از کانال‌های ارتباطی را برای کنترل خطرهای ناشی از حضور طالبان در افغانستان، باز نگهداشته‌اند.

موسسه مطالعات خلیج فارس مستقر در واشینگتن در یک مقاله تحلیلی روابط عربستان سعودی با طالبان را بررسی کرده است. این تحلیل نشان می‌دهد که  پس از حملات ۱۱ سپتامبر، کشورهای حوزه خلیج فارس به‌دنبال فاصله گرفتن از افغانستان، به‌ویژه از شبکه‌های تروریستی مرتبط با القاعده و طالبان بودند. رهبران خلیج فارس می ترسیدند که جذابیت فراملی ایدئولوژی رادیکال اسلام‌گرا باعث ناامنی در کشورهایشان و منطقه شود. در حالی که افغانستان از نظر جغرافیایی از شبه‌جزیره عربستان جدا است، آشفتگی سیاسی و بی‌ثباتی این کشور مستقیما بر ایران و پاکستان که همسایگان خلیج فارس‌اند، تاثیر می‌گذارد.

تحلیل‌گران موسسه مطالعات خلیج فارس، سه عامل را هدف مشارکت عربستان سعودی ذکر کرده‌اند: وظیفه اخلاقی - دینی حمایت از یک کشور اسلامی تحت تهاجم یک رژیم سوسیالیستی، رابطه مناقشه‌برانگیز با ایران و ضرورت مهار جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه آن در آسیای مرکزی و خاورمیانه و درنهایت مبارزه با شبکه‌های تروریستی و افراطی.

در حالی که عنصر اول به‌دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و تاکید نکردن بر مذهب در سیاست خارجی عربستان سعودی به‌تدریج محو شد، عوامل دوم و سوم همچنان در شکل‌دهی مسیر روابط عربستان سعودی و افغانستان نقش چشمگیری دارند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

نقش عربستان سعودی در شکل‌گیری گروه‌های مجاهدین و سرخوردگی از آنان

عربستان سعودی در هماهنگی نزدیک با ایالات متحده و پاکستان، نقش مهمی در سازماندهی و حمایت از مقاومت مجاهدین علیه اشغال افغانستان داشت. با این حال، منظم کردن شبه‌نظامیان افغان‌، کار آسانی نبود. اختلاف، بی اعتمادی و نارضایتی در میان شش حزب اصلی اپوزیسیون (گروه مخالف) که جبهه ضد شوروی افغانستان را تشکیل می‌دادند، آشکار شد. جدای از تمایل به بیرون راندن نیروهای ارتش سرخ از افغانستان و سرنگونی رژیم طرفدار شوروی، مجاهدین اختلاف‌های زیادی داشتند و به توافق نرسیدند‌ و حتی پس از استعفای ببرک کارمل، رئیس دولت افغانستان در سال ۱۹۸۶، این کشور مستعد پراکندگی سیاسی باقی ماند و با تغییر مداوم اتحادها تضعیف شد و بار سنگین جنگ بین گروه‌های اصلی شبه‌نظامی بود.

تلاش‌های عربستان سعودی برای استفاده از اعتبار مذهبی خود و رفع تکه تکه شدن مجاهدین افغانستان، نتایج متفاوتی به همراه داشت. سازمان همکاری اسلامی (OIC) در پایان ژانویه ۱۹۸۱ یک جلسه چهار‌روزه تشکیل داد که در آن فرماندهان گروه‌های اصلی مقاومت در مکه و طائف گرد آمدند. رهبران افغانستان با ایجاد اتحادیه اسلامی برای آزادی افغانستان موافقت کردند، یک سازمان چتری که شش گروه شبه‌نظامی اصلی را به رهبری عبدالرسول سیاف دوباره سازماندهی کرد. شاهزاده ترکی الفیصل، مدیر اداره کل اطلاعات عربستان سعودی از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۱، در خاطرات خود به یاد می آورد که فرماندهان افغان با سیاف بیعت کردند. او نوشته است: «پس از پایان کنفرانس، گروه را به مکه بردیم و در مقابل کعبه سوگند یاد کردند که با هم همکاری کنند.» او افزوده است: «به محض اینکه رهبران به افغانستان بازگشتند، سوگند خود را به کلی فراموش کردند، سیاف را نادیده گرفتند و با یکدیگر جنگیدند.»

آخرین تلاش سعودی‌ها برای «دیپلماسی کعبه»، با توافق صلح ۱۹۹۳ که نواز شریف، نخست وزیر پاکستان حمایت می کرد همراه بود و نمایندگان جناح‌های مختلف مجاهدین را در اسلام آباد جمع کرد، جایی که آن‌ها با پایان دادن به خصومت‌ها و ایجاد یک دولت گسترده موافقت کردند. رهبران سپس برای دومین جشن امضا در مقابل کعبه، به مکه فرستاده شدند. با این حال، زمانی که به افغانستان بازگشتند، بار دیگر تنش‌ها شعله‌ور شد.

موسسه مطالعات خلیج فارس نوشته است که عربستان سعودی در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ حدود چهار میلیارد دلار برای حمایت از مجاهدین اختصاص داد، اما در نهایت از اتحاد مجاهدین افغانستان ناامید شد. 

این گونه بود که عربستان سعودی در اواسط دهه ۱۹۹۰، از اعتماد کردن به گروه‌های مجاهدین، به‌ویژه گروه‌های تحت رهبری سیاف و حکمتیار ناامید شد و طالبان را یک جایگزین مناسب برای ایجاد ثبات در افغانستان و در عین حال ممانعت از نفوذ ایران در آسیای مرکزی دید. به همین دلیل ریاض، دولت طالبان را در دور نخست به رسمیت شناخت، اما در نهایت رهبران سعودی متقاعد شدند که کنترل طالبان نیز چالش‌برانگیزتر از کنترل مجاهدین افغانستان است.

زمانی که القاعده در سال ۱۹۹۸ سفارتخانه‌های ایالات متحده در تانزانیا و کنیا را بمباران کرد، ایالات متحده عربستان سعودی را به‌دلیل ناتوانی این کشور در اعمال نفوذ بر طالبان برای جلوگیری از چنین حملاتی زیر سوال برد. پس از این حملات، ریاض روابط دیپلماتیکش را با کابل قطع کرد و به جنگ ایالات متحده علیه ترور و القاعده و حامیان آن در افغانستان (طالبان) پیوست.

در دو دهه گذشته، پس از استقرار آمریکا و برپایی حکومت جمهوری در افغانستان، عربستان سعودی تلاش کرد تا از طریق چندین زیرساخت، آموزش و پروژه‌های بشردوستانه چند میلیارد دلاری، حضور چشمگیری در افغانستان داشته باشد و ارتباط مستقیم با مردم افغانستان را حفظ کند. با این حال، از طالبان گرفته تا گروه‌های اقلیت شیعه، از جمله برخی حوزه‌های حامی جمهوری‌خواهان و بخش‌های بزرگی از طیف سیاسی افغانستان به عربستان سعودی بی‌اعتماد شدند.  حامد کرزی، رئیس‌جمهوری وقت افغانستان، بارها برای میانجیگری با طالبان به ریاض مراجعه کرد، اما گفت‌وگوها به جایی نرسید. 

فصل جدید سیاست عربستان و روابط دولت سعودی با طالبان

نامزدی محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد در سال ۲۰۱۷ به معنای تغییر وضعیت در عربستان سعودی بود. این تغییر در رهبری و رسیدن نسل جوان به موقعیت‌های محوری، باعث تجدید نظر قابل مشاهده در ساختارهای سنتی قدرت و تنظیم مجدد سیاست خارجی شد.

عربستان سعودی در ژوئیه ۲۰۱۷، میزبان کنفرانس بین‌المللی دو روزه سازمان همکاری اسلامی بود که صلح و ثبات در افغانستان را ترویج می کرد. بیش از ۱۰۰ عالم دینی از ۴۰ کشور در این کنفرانس شرکت کردند که با اعلامیه‌ای در محکومیت غیرقانونی بودن خشونت‌های مذهبی طالبان به پایان رسید.

 ولیعهد عربستان از چنین پلتفرم‌هایی استفاده می‌کند تا تصور گسترده بین‌المللی را از عربستان سعودی به‌عنوان یک جامعه جزمی و فوق محافظه‌کار تغییر دهد. هدف عربستان سعودی این است که تفسیرش از اسلام را به‌عنوان یک دین «صلح‌آمیز و بردبار»، به‌ویژه بر خلاف تفسیر گروه‌های رادیکال مانند طالبان، ارائه کند. 

این در حالی است که بعید به نظر می‌رسد طالبان بتواند به اقلیت‌های متعددی که بافت جمعیتی ناهمگون افغانستان را تشکیل می‌دهند احترام بگذارد و یک سیستم حکومتی همه‌شمول ایجاد کند و حداقل سطوح امنیتی را برای مردم افغانستان در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت تضمین کند‌.  

تحلیلگران موسسه مطالعات خلیج فارس نوشته‌اند: «با توجه به وقایع فاجعه‌بار سال‌های اخیر، عربستان سعودی احتمالا محتاط باقی می‌ماند و پویایی قدرت افغانستان را زیر نظر دارد. رهبران سعودی احتمالا برخی از کانال‌های ارتباطی را با طالبان باز نگه می‌دارند.» 

دلیل باز نگهداشتن برخی از کانال‌های ارتیاطی با طالبان، مقابله با نگرانی‌های مشترک مانند تجارت غیرقانونی مواد مخدر، قاچاق سلاح و نیز خطر تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه گروه‌های تروریستی و گسترش ایدئولوژی‌های رادیکال اسلام‌گرایانه است.


 

بیشتر از جهان