در حالی که جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان تلاش میکنند این ادعا را ترویج دهند که واشنگتن با طرح تهران موافقت کرده است، واقعیت صحنه سیاسی لبنان خلاف این روایت را نشان میدهد. برای روشن شدن موضوع، باید به نکاتی توجه کرد که نشان میدهد رژیم ایران و حزبالله در موقعیت بازنده قرار دارند و نمیتوانند برای تحمیل خواستههایشان به ایالات متحده، بهویژه در پرونده لبنان، هیچ شرطی بگذارند یا از اهرم فشاری استفاده کنند.
مذاکره با «شیطان بزرگ»
جمهوری اسلامی ایران که بقای نظامش راــ حتی بهصورت موقتــ نوعی دستاورد جلوه میدهد، با ورود به مذاکرات مستقیم با طرفی که آن را «شیطان بزرگ» مینامد، با تناقضی آشکار در روایت رسمی خود مواجه شده است. تهران با این هدف وارد مذاکرات شد که دستکم به مدت ۶۰ روز، روند فشارهای ترامپ را متوقف کند و از شدت پیامدهای جنگ و محاصره بکاهد.
با ورود تهران به مذاکرات مستقیم با واشنگتن، یکی از بنیادیترین اصول سیاستی که آیتالله خمینی در سال ۱۹۷۹ در قبال آمریکا بنیان گذاشت، عملا فرو ریخت. رژیم جمهوری اسلامی ایران با موافقت رهبر جدید و سپاه پاسداران، بر سر میز گفتگو با واشنگتن نشست تا بقای نظام را حفظ کند. این همان بهایی است که حاکمیت ایران ناگزیر به پرداخت آن شد؛ یعنی ورود به مذاکره با طرفی که خود را در موضع برتر میبیند و از همین رو، انگیزهای برای پذیرش شروط تهران ندارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حزبالله؛ شکست در میدان، غرور در روایت
تهران بهخوبی از ابعاد شکست سیاسی و نظامی حزبالله در لبنان آگاه است. نخستین نشانههای این عقبنشینی با انتخاب رئیسجمهوری ملیگرا و حامی حاکمیت لبنان و پایان دادن به خلا ریاستجمهوری که حزبالله و رژیم ایران آن را تحمیل کرده بودند، آشکار شد. پس از آن، دولت جدید در بیانیه خود هیچ اشارهای به «مقاومت» نکرد و بر «انحصار سلاح در دست دولت» بهعنوان یکی از اصول محوری خود تاکید کرد.
استقرار ارتش لبنان در جنوب این کشور، جلوگیری از فرود هواپیماهای ایرانی در فرودگاه بیروت، خودداری از صدور روادید برای شهروندان ایران و نپذیرفتن استوارنامه سفیر جمهوری اسلامی ایران همگی نشانههایی از تضعیف جایگاه حزبالله و کاهش نفوذ تهران در لبنان به شمار میروند.
جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان بهرغم ناکامیها و شکستهایشان، همچنان میکوشند تصویری از یک پیروزی موهوم را به افکار عمومی القا کنند؛ پیروزی که بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، محصول روایتسازی و تبلیغات است. تهران ۶۰ روز فرصت دارد تا از مواضعش عقبنشینی کند و حزبالله نیز در همین مهلت باید سلاحهایش را تحویل دهد؛ دو پرونده، یک ضربالاجل و یک سرنوشت.
حزبالله کوشید روند مذاکرات با واشنگتن را به چالش بکشد، اما ناکام ماند. تهران نیز تلاش کرد سرنوشت لبنان را به مذاکراتش با آمریکا و جنگ با اسرائیل گره بزند، اما این راهبرد نیز به شکست انجامید.
واقعیت این است که سرنوشت لبنان در مذاکرات واشنگتن رقم میخورد، نه در نشستهای سوییس. به گفته منابع لبنانی، مذاکرات واشنگتن در نهایت به نتیجهای مثبت خواهد رسید و به ایجاد یک منطقه آزمایشی برای همکاری نظامی لبنان و آمریکا منجر میشود؛ منطقهای که در صورت آغاز روند خلع سلاح حزبالله از سوی دولت لبنان، میتواند زمینهساز عقبنشینی تدریجی اسرائیل باشد.
حزبالله از همه این حقایق آگاه است، اما در فضای رسانهای میکوشد چنین القا کند که ترامپ بار دیگر در برابر امتیازهایی از سوی ایران پرونده لبنان را معامله کرده است.
کارت حزبالله از میز مذاکرات واشنگتن حذف شد
واشنگتن پرونده لبنان را در مقایسه با توافق هستهای گستردهتر با جمهوری اسلامی ایران در اولویت پایینتری قرار میدهد. با این حال، ترامپ با تشدید فشار بر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای دستیابی به آتشبس، در پی کاهش تنشها، پایان دادن به بهانههای حزبالله برای ادامه حملات و سنجش میزان پایبندی ایران و این گروه به موضوع خلع سلاح است.
یک منبع آگاه میگوید رئیسجمهوری آمریکا که به دنبال پایان دادن به جنگ پیش از انتخابات است، لبنان و حزبالله را بهعنوان بهایی که باید در ازای دستاوردهای بیشتر به ایران پرداخت شود، نمیبیند. به گفته این منبع، ترامپ میداند جمهوری اسلامی ایران در وضعیتی قرار دارد که با «ناچاری» وارد مذاکرات شده و همین امر، امکان هرگونه چانهزنی درباره گروههای شبهنظامی، بهویژه حزبالله، را از آن سلب کرده است.
از این رو، اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو همچنان در چارچوب امنیت اسرائیل باقی میماند؛ چارچوبی که در آن، اسرائیل دیگر حضور حزبالله، بهعنوان گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران، را در مرزهایش نخواهد پذیرفت.
سیاست طفرهروی و خرید زمان
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تناقضهای موجود، در پی خرید زمان است و همچنان حزبالله را مهمترین اهرم راهبردی خود در معادلات منطقهای میداند. با این همه، تهران و حزبالله بهخوبی میدانند که پایان جنگ میتواند با واکنشهای گسترده در ایران و لبنان همراه شود و هزینههای سنگینی برای هر دو در پی داشته باشد.
با وجود تلاشهای حزبالله و جمهوری اسلامی ایران برای القای این روایت که سرنوشت لبنان در مذاکرات میان واشنگتن و تهران رقم میخورد، اظهارات مقامهای آمریکایی این ادعا را رد میکند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، تاکید کرده است که واشنگتن، رئیسجمهوری و دولت لبنان را تنها مرجع قانونی و مشروع این کشور میشناسد و مذاکرات با تهران با هدف واگذاری هیچگونه نقش یا نفوذی به ایران در آینده لبنان انجام نمیشود. از سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز تصریح کرده است که پرونده ایران هیچ ارتباطی با پرونده لبنان ندارد.
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران و حزبالله بهخوبی میدانند که ترامپ اوباما نیست، توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دیگر اعتباری ندارد و تحولات پس از جنگ آمریکا و اسرايل با جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، قواعد بازی را بهطور کامل دگرگون کرده است.

