گزارشی تازه در بریتانیا هشدار میدهد جوانان نسل زد و نسل آلفا بیش از گذشته با تنهایی، کاهش رضایت از زندگی و ناامیدی به آینده روبهرو هستند؛ بحرانی که ریشههای آن از تاثیر شبکههای اجتماعی فراتر میرود و با گرانی مسکن، کمبود فرصتهای شغلی، بدهی دانشجویی و تضعیف حمایتهای اجتماعی پیوند خورده است.
به نوشته گاردین، گزارش تازه «موسسه پژوهش سیاستگذاری عمومی» تصویری بسیار تیره ترسیم میکند. پژوهشگران این موسسه با تکیه بر شواهد موجود درباره کاهش احساس رفاه و رضایت جوانان و افزایش گزارشها درباره جوانانی که نه تحصیل میکنند و نه شاغلاند، دریافتهاند که تنهایی میان افراد ۱۱ تا ۲۴ ساله در انگلستان، یعنی نسل زد و اعضای بزرگتر نسل آلفا، روبهافزایش است.
آنها در مقایسه با جوانان نسلهای گذشته، دوستان کمتری دارند و از دوستیهای موجود نیز رضایت کمتری احساس میکنند. از هر ۲۰ نفر، یک نفر میگوید هیچ دوستی ندارد. مجموعهای از مصاحبهها نیز شواهدی نگرانکننده از اطمینان نداشتن آنان به آینده ارائه کرد.
این جوانان همچنین از مشکلات تمرکز سخن گفتند و آن را با شبکههای اجتماعی مرتبط دانستند. وقتی از آنان پرسیده شد اوقات فراغت خود را چگونه میگذرانند، رایجترین پاسخ «پیمایش (دیدن) بیوقفه اخبار و مطالب منفی در فضای مجازی» بود.
نویسندگان گزارش «سر فرود آوردن سیاستمداران در برابر غولهای فناوری را که به هیچکس پاسخگو نیستند»، یکی از دلایل نامیدی نسلهای جوانتر میدانند، اما تحلیل آنان ابعاد گستردهتری دارد و هزینه مسکن، کمبود مشاغل مناسب افراد تازهکار، بدهیهای دانشجویی، سیاستهای ریاضتی و همهگیری کوویدــ۱۹ را نیز در برمیگیرد. آنها نتیجه میگیرند که «قرارداد اجتماعی» یا تعهدات در قبال نسل جوان از هم گسسته شده است و باید ترمیم شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این پژوهش عامدانه رویکردی کلی دارد و بر وجوه مشترک ۱۰ میلیون فرد ۱۱ تا ۲۴ ساله ساکن انگلستان تمرکز میکند، با این حال، تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی را نادیده نمیگیرد. شدیدترین کاهش رضایت از زندگی در دهه گذشته در مناطق محروم رخ داد. مسکن نیز برای کسانی که ثروت خانوادگی ندارند، مانعی بسیار جدیتر در مسیر استقلال به شمار میرود.
این گزارش با اشاره به افزایش میانگین پیشپرداخت خرید مسکن در بریتانیا، میگوید: «خانهدار شدن پیش از رسیدن به اواسط دهه ۳۰ زندگی، تقریبا به ویژگی ارثی تبدیل شده است.» از آنجا که دسترسی به مسکن دولتی و ارزانقیمت برای بیشتر جوانان تقریبا ناممکن است، شمار زیادی از آنان یا ناچارند نزد والدینشان بمانند یا در واحدهای اجارهای خصوصی زندگی کنند.
نوجوانی دورهای پیچیده از زندگی است و اشاره گزارش به «چالشهای معمول» بزرگ شدن، یادآور مفهوم «نارضایتی عادی» زیگموند فروید است؛ یعنی بخشی از اضطراب و سردرگمی این دوره، از مشکلات طبیعی و اجتنابناپذیر ورود به بزرگسالی ناشی میشود. پایان مدرسه، ترک خانه والدین و تصمیمگیری درباره گام بعدی زندگی آسان نیست. این یکی از دلایلی است که برخورداری از روابط حمایتگرانه با همسالان را بسیار مهم میکند و نشان میدهد چرا پژوهش درباره دوستی ارزشمند است.
نسل زد و نسل آلفا سزاوار توجهاند، با این حال مشکلات آنان را نباید جدا از دیگر مسائل جامعه در نظر گرفت. تضعیف بافت اجتماعی پیرامون آنها را میتوان بخشی از الگویی گستردهتر دانست که موسسه پژوهش سیاستگذاری عمومی آن را با «یورش نئولیبرالیسم به جمعگرایی» یا تضعیف جمعگرایی بر اثر سیاستهای نئولیبرالی مرتبط میداند. به این معنی که وقتی دولت حمایتهای اجتماعی را کاهش میدهد و افراد را وامیگذارد تا بهتنهایی از پس مشکلاتی مانند گرانی مسکن، کمبود شغل و هزینه تحصیل برآیند، پیوند و همبستگی میان اعضای جامعه نیز ضعیفتر میشود و جوانان بیشتر احساس تنهایی و ناامیدی میکنند.
هیچ راهکار سیاسی واحدی وجود ندارد که بتوان با اجرای آن تمام رشتههای گسسته این بافت را دوباره به هم پیوند داد، اما دولتها و شوراهای محلی بههیچوجه ناتوان نیستند. سیاستگذاری در حوزه مسکن، اصلاح بازار کارــ از جمله اعمال محدودیت بر استفاده از هوش مصنوعی در فرایند استخدامــ و تاکید کلی و جدیتر بر عدالت میاننسلی، میتواند جهان را برای افراد زیر ۲۵ سال به محیطی پذیراتر تبدیل کنند.

