در نخستین روز شهریور ۱۴۰۵، قیمت دلار در بازار آزاد ایران با جهشی تازه از ۲۰۰ هزار تومان فراتر رفت. این شوک ارزی در حالی رخ میدهد که اقتصاد ایران با بحرانهای همزمانی روبهروست؛ گزارشها از توقف یا کاهش شدید صادرات نفت و محدودتر شدن دسترسی به منابع ارزی حکایت دارند، ادامه محاصره دریایی و خیز آمریکا برای اعمال دور تازهای از تحریمها نیز التهاب بازار را دوچندان کرده است.
بر اساس گزارشهای بازار، قیمت دلار آزاد در روز شنبه ۳۱ مرداد حدود ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ تومان بود، اما روز یکشنبه اول شهریور وارد کانال ۱۹۷ هزار تومان شد وساعاتی بعد از ۲۰۰ هزار تومان هم گذشت. به این ترتیب، تنها در فاصله یک روز معاملاتی، نرخ دلاربیش از ۱۱ هزار تومان افزایش یافت. دادههای روزهای قبل نیز نشان میدهد دلار در هفته پایانی مرداد از محدوده ۱۸۶ هزار و ۵۰۰ تومان عبور کرده و ابتدا به ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ تومان و سپس به کانال ۱۹۷ هزار تومان رسیده است؛ یعنی بازار ارز طی مدت کوتاهی افزایش نزدیک به ۱۰ هزار تومان داشته است.
فشار بر دلار؛ از قطع صادرات نفت تا راهبرد اقتصادی آمریکا
جهش اخیر نرخ ارز را نمیتوان تنها به رفتار معاملهگران یا نوسانات مقطعی بازار نسبت داد. اقتصاد ایران در ماههای گذشته به طور همزمان با چند عامل فشار مواجه شده است: جنگ، اختلال در تجارت خارجی، محدودیت شدید صادرات نفت، کاهش دسترسی به ارز و تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا. مجموعه این عوامل مستقیما یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران یعنی عرضه ارز را هدف قرار داده است.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، در گفتگوی تلویزیونی اخیر خود صریحا اعلام کرد صادرات نفت ایران به صفر رسیده است. روزنامه سازندگی نیز با تیتر «صادرات نفت؛ صفر» به بررسی پیامدهای توقف درآمدهای نفتی برای تجارت، تولید، درآمد بنگاهها و معیشت خانوارها پرداخت. رسانههای بینالمللی نیز سخنان همتی را بازتاب دادند و گزارش کردند که رئیس کل بانک مرکزی علاوه بر توقف صادرات نفت، از دشوارتر شدن دسترسی ایران به ذخایر ارزی خارجی سخن گفته است.
این وضعیت اهمیت ویژهای برای بازار ارز دارد. نفت طی دهههای گذشته اصلیترین منبع ورود ارز به اقتصاد ایران بوده است و کاهش شدید یا توقف صادرات آن، در شرایطی که واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه، تجهیزات و بسیاری از نیازهای تولیدی همچنان به ارز وابسته است، شکاف میان عرضه و تقاضای ارز را افزایش میدهد. در چنین شرایطی حتی انتظار تداوم محدودیت صادرات نیز به افزایش تقاضای احتیاطی برای دلار منجر میشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همزمان دولت آمریکا نیز کتمان نمیکند که هدف از فشارهای اقتصادی جدید وارد کردن ضربهای اساسی به ساختار اقتصاد ایران است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد واشنگتن قصد دارد «سختترین تحریمهای تاریخ» را علیه ایران اعمال کند. او سیاست جدید را ترکیبی از محاصره و تحریم توصیف کرد و گفت: «این یک ضربه متوالی و دوگانه است. ما از یک سو محاصره را در پیش میگیریم و از سوی دیگر سختترین تحریمهای تاریخ را.» بسنت در ادامه حتی از «فروپاشی» حکومت ایران در نتیجه این فشار سخن گفت.
این نخستین بار نیست که بسنت میان فشار بر منابع ارزی ایران و ایجاد نارضایتی داخلی ارتباط برقرار میکند. او در ژانویه ۲۰۲۶ در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، گفت که فشار آمریکا موجب کمبود دلار در ایران و سقوط ارزش ریال شده و این وضعیت در نهایت مردم را به خیابانها کشانده است. بررسیهای بعدی نیز نشان داد او آشکارا ایجاد کمبود دلار و فشار بر پول ملی ایران را بخشی از سیاست واشنگتن معرفی میکند.
این سخنان از آن جهت اهمیت دارد که هسته اولیه اعتراضات دیماه نیز با بحران ارز و اعتراض کسبه و بازاریان به بیثباتی قیمتها شکل گرفت. در آن مقطع، چالش اصلی فعالان اقتصادی این بود که با جهشهای روزانه نرخ دلار، قیمتگذاری کالا، جایگزین کردن کالای فروختهشده، تأمین مواد اولیه و در یک کلام حیات کسبوکار عملا ناممکن شده بود. اکنون اما نرخ ارز روزهای دوران اعتراضات را پشت سر گذاشته و سایه سنگین جنگ نیز بر وخامت این بحران افزوده است.
هشدار درباره شهریور و مهر؛ ارز و بنزین در یک نقطه بحرانی
نگرانی از پیامدهای اجتماعی بحران اقتصادی تنها در میان مخالفان جمهوری اسلامی یا مقامهای آمریکایی مطرح نشده است. سیداحسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی، اخیرا در شبکه اجتماعی اکس خطاب به دولت پزشکیان درمورد تحولات ماههای پیش رو هشدار داد.
خاندوزی نوشت: «در حالی که برای شهریور و مهر تمام نشانهها از آشوب و سپس جنگ حکایت دارد، وقت اصلاح قیمتهای کلیدی نیست.» منظور او از اصلاح قیمتهای کلیدی این است که این اصلاحات در شرایط فعلی اهمیت ویژهای دارد، زیرا همزمان با افزایش سریع نرخ ارز، مسأله قیمت حاملهای انرژی و بهویژه بنزین نیز بار دیگر به یکی از موضوعات حساس اقتصادی تبدیل شده است.
عملکرد اقتصاد ایران نشان میدهد افزایش قیمت ارز با فاصلهای کوتاه بر هزینه کالاهای وارداتی، مواد اولیه، تجهیزات و سپس قیمت مصرفکننده تأثیر میگذارد. اگر این فشار با افزایش قابل توجه قیمت بنزین یا سایر حاملهای انرژی همزمان شود، هزینه حملونقل و تولید نیز افزایش پیدا میکند. از این منظر، نگرانی درباره همزمان شدن شوک ارزی و شوک قیمتی در حوزه انرژی توجیهپذیر است.
البته نمیتوان نتیجه گرفت که پس از افزایش نرخ دلار یا بنزین وقوع اعتراضهای خیابانی قطعی است. رفتار اجتماعی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. با این حال، اعتراضات قبلی ایران نشان میدهند که ممکن است جهشهای ناگهانی قیمت ارز و حاملهای انرژی به محرک نارضایتی عمومی تبدیل شوند. هشدار خاندوزی نیز نشان میدهد بخشی از چهرههای نزدیک به ساختار سیاسی، دستکم درمورد التهابات شهریور و مهر و پیامدهای تغییر قیمتهای کلیدی نگراناند.
در مقابل این نگرانیها، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، شنبهشب در گفتگویی با صداوسیما مدعی شد جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با فشار اقتصادی آمریکا برنامه دارد. او به کشورهای منطقه نیز هشدار داد که در صورت پیوستن به جنگ اقتصادی آمریکا با واکنش ایران مواجه خواهند شد. در گزارش آسوشیتدپرس به نقل از رضایی آمده است که، در صورت مشارکت کشورهای منطقه در فشار اقتصادی علیه تهران، حتی مسیرهای جایگزین انتقال نفت در خارج از تنگه هرمز هم در امان نخواهد بود.
اما همین موضوع یک تناقض اساسی در سیاست ایران درباره تنگه هرمز ایجاد میکند. ایران تلاش کرده بستن تنگه را به ابزار فشار بر آمریکا و اقتصاد جهانی بدل کند، در حالی که گزارشهای تازه نشان میدهد آمریکا توانسته بخشی از جریان صادرات انرژی کشورهای منطقه را از مسیر تحت حفاظت خود دوباره برقرار کند.
تناقض هرمز؛ نفت منطقه عبور میکند و صادرات ایران متوقف شده است
در شرایطی که بنا بود تنگه هرمز اهرم سیاسی ایران باشد، گزارشها نشان میدهد در روزهای اخیر دستکم ۱۰ میلیون بشکه نفت با حمایت آمریکا از مسیر هرمز عبور کرده و در مقابل این ایران است که صادراتش در آستانه توقف کامل است. موضوعی که فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران بهویژه در بحث تأمین ارز در بازار پدید آورده است.
نشانه این فشار را اکنون در قیمت دلار میتوان دید. در ماههای گذشته برخی تحلیلها سناریوهای دلار بالاتر از ۲۰۰ هزار تومان را در صورت تداوم جنگ، افزایش تورم، کسری بودجه و کاهش درآمدهای ارزی بررسی کرده بودند. حتی برخی فرضیهها حاکی از آن بود با تداوم محاصره یا شروع مجدد درگیری شدید نظامی دلار ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومانی چندان دور از انتظار نیست.
از این منظر، عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، فقط ثبت یک رکورد جدید در بازار ارز نیست. این رقم نقطه تلاقی چند بحران است: جنگ و محاصره دریایی، کاهش یا توقف صادرات نفت، سیاست آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی، تورم داخلی و نگرانی از افزایش قیمت حاملهای انرژی.

