طی یک دهه گذشته، شناخت میگرن، پس از قرنها درمانهای بیاثر و برداشتهای نادرست، دگرگون شده است و دانشمندان اکنون سازوکار عصبی این بیماری ناتوانکننده را بهتر میشناسند و داروهای تازهای برای مهار آن ساختهاند. با این حال هزینه درمان، دسترسی محدود به داروها و جدی گرفته نشدن درد همچنان جزو اصلیترین مشکلات مبتلایان به میگرن به شمار میروند.
تا قرن بیستم، پزشکان این احتمال را مطرح میکردند که عامل میگرن احساسات سرکوبشده باشد. این دیدگاه به طرح ادعاهایی انجامید مبنی بر اینکه زنان به این دلیل بسیار بیشتر از مردان به میگرن مبتلا میشوند که شکنندهتر یا روانرنجورند. حتی تا همین دو دهه پیش، توضیح رایج برای میگرن در بسیاری از دانشکدههای پزشکی «نظریه عروقی» بود؛ یعنی این تصور که انبساط و انقباض رگهای خونی مغز عامل میگرن است.
با این حال طی دهه گذشته، هم شناخت از عوامل ایجادکننده این اختلال عصبی که از نظر فنی زیرمجموعهای از سردردها محسوب میشوند، پیشرفت چشمگیری کرد و هم گزینههای درمانی آن بسیار بیشتر شد و امروزه واقعا میدانیم چه اتفاقی میافتد و چرا چنین میشود، اما یکی از بزرگترین مشکلات مبتلایان، یعنی فقدان همدلی با آنان و جدی گرفته نشدن این مشکل، به قوت خود باقی مانده است.
گاردین در گزارشی، پیش از پرداختن به سازوکارهای مغزی هنگام بروز میگرن، درباره انواع سردردها توضیح میدهد و آنها را به دو دسته کلی تقسیم میکند. نخست سردردهای موسوم به اولیه که ناشی از هیچ عامل ساختاری و زمینهای نیستند و سردردهای ثانویه که ممکن است بر اثر عوامل گوناگون، از سکته مغزی، مننژیت یا تومور گرفته تا خونریزی مغزی، ایجاد شوند.
در این دستهبندی، سردرد ناشی از خماری که عوامل متعدد از جمله کمآبی بدن در ایجاد آن نقش دارند، ثانویه است، اما سردرد خوشهای، اختلال عصبی بسیار دردناکی که مصرف الکل میتواند ظرف چند دقیقه آن را تحریک کند، در دسته سردردهای اولیه قرار میگیرد. میگرن نیز از نوع سردردهای اولیه است، اما اغلب با سردرد ثانویه اشتباه گرفته میشود و این یکی از دلایل متعددی است که موجب میشود مبتلایان در بسیاری از موارد، خدمات درمانی مناسبی دریافت نکنند.
الکساندرا سینکلر، استاد عصبشناسی دانشگاه بیرمنگام و رئیس انجمن بریتانیایی مطالعه سردرد، میگوید: «به ما پزشکان آموزش میدهند که برای تشخیص نوع سردرد، پرسشهای مناسب را مطرح کنیم. ما از طبقهبندی انجمن بینالمللی سردرد استفاده میکنیم که در اینترنت نیز میتوانید آن را پیدا کنید، اما در واقع، برای هر بیمار ممکن است بسیاری از سردردها بسیار شبیه به یکدیگر احساس شوند و به همین دلیل طبقهبندی دقیق آنها دشوار باشد. با این حال، به طور کلی، اگر سردرد متوسط تا شدید باشد، بیمار تمایل داشته باشد دراز بکشد، از نور و صدا دوری کند و بیحرکت بماند، تهوع داشته باشد و دردی ضرباندار راــ اغلب در یک سمت سرــ احساس کند، به احتمال زیاد با میگرن روبهرو هستیم.»
اکنون میدانیم که میگرن بر اثر فعال شدن «سیستم سهقلوییــعروقی» ایجاد میشود؛ شبکهای متشکل از عصب سهقلو و رگهای خونی مرتبط با آن در سر که درد را در مغز تشخیص میدهند. محور اصلی این سیستم بزرگترین و پیچیدهترین عصب حسی سر، یعنی عصب سهقلو، است. این عصب اطلاعات حسی از جمله لمس، درد و دما و همچنین کنترل حرکتی مربوط به جویدن را بر عهده دارد.
وقتی اختلالی ایجاد میشود، رشتههای عصبی این سیستم مادهای شیمیایی به نام پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) آزاد میکنند. این ماده شبکه درد مغز را فعال میکند و باعث بروز سردردهایی میشود که شدت آنها از متوسط تا زمینگیرکننده متغیر است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
موضوع دیگری که اکنون شناخت بهتری از آن داریم، این است که میگرن معمولا طی چهار مرحله رخ میدهد. یکی از این مراحل، دوره هشدار است که ممکن است با خمیازه کشیدن بیش از حد، تکرر ادرار یا خستگی همراه باشد. یکی از تجارب رایج در این مرحله، میل غیرمعمول به برخی خوراکیها است که میتواند به نوعی مقصر شناختن بیمار بینجامد.
پروفسور سینکلر دراینباره میگوید: «در گذشته این تصور وجود داشت که شاید با خوردن تکهای پنیر یا شکلات باعث شدهاید سردردتان شروع شود، اما پژوهشها اکنون این برداشت را کاملا وارونه کردهاند. تصویربرداری عملکردی مغز نشان میدهد بخشهایی از مغز که ممکن است باعث میل به غذا شوند، حدود ۲۴ ساعت پیش از آغاز درد واقعی فعال میشوند. بنابراین، شما باعث بروز میگرن نشدهاید، بلکه این میگرن بوده که میل به آن خوراکی را در شما ایجاد کرده است.»
پس از این دوره، حدود ۳۰ درصد مبتلایان حالتی را تجربه میکنند که به آن «اورا» یا پیشدرآمد حسی میگویند و ممکن است به صورت اختلال در دید، بیحسی صورت، دستها یا پاها و مشکلات گفتاری باشد.
سپس خود حمله میگرن آغاز میشود که معمولا بین چهار تا ۷۲ ساعت ادامه مییابد. در انتها نیز مرحله پسدرآمد فرا میرسد که ممکن است طی آن، تا دو روز احساس ضعف شدید یا خستگی کنید. معمولا تنها پس از پشت سرگذاشتن این مرحله و چند روز اختلال در عملکرد طبیعی بدن است که وضعیت دوباره به حالت عادی بازمیگردد.
برخی دانشمندان معتقدند این سیستم حسی نیز مانند دیگر سیستمهای بدن احتمالا در روند تکامل و به این دلیل شکل گرفت که برای بقای انسان مفید بود. پروفسور سینکلر میگوید: «بر اساس این دیدگاه، سردرد میتواند مانند زنگ خطر عمل کند. برای مثال، ابتلا به مننژیت، وارد شدن ضربه به سر یا وجود مشکلی مانند تومور در مغز ممکن است احتمال بروز سردرد را افزایش دهد. این واکنش میتواند مفید باشد، زیرا به فرد هشدار میدهد که مشکلی در مغزش به وجود آمده است. بر اساس دیدگاهی دیگر، انسانهای اولیهای که از نظر ژنتیکی مستعد میگرن بودند، احتمالا به صدا، نور و حرکت حساستر بودند و خواب سبکتری داشتند. این هوشیاری بیشتر ممکن بود به آنها در تشخیص خطر و زنده ماندن کمک کند، بنابراین ژنهای مرتبط با این ویژگی احتمالا به دلیل مزیتی که برای بقا داشتند، در انسان باقی ماندند.»
خلاصه مسئله برای مبتلایان به میگرن شدید نیز همین است. تغییرات هورمونی، سبک زندگی و حتی محیطی میتوانند میزان آسیبپذیری شما را در برابر این میگرنــ که از نظر تخصصی نوعی بیماری مغزواعصاب محسوب میشودــ تغییر دهند، با این حال ممکن است مغزتان نیز از نظر ژنتیکی آمادگی بیشتری برای ابتلا به سردرد داشته باشد.
حساسیت زیاد به نور، صدا و حرکت شاید در دوران انسانهای اولیه به تشخیص خطر و زنده ماندن کمک میکرد، اما در زندگی امروز که تعداد زیادی از ما به جای نگهبانی کنار آتش، در دفترهایی با نور لامپهای فلورسنت کار میکنیم، حملات میگرنی میتوانند فرد را چند روز از کار و زندگی بیندازند. بنابراین، ویژگی که شاید زمانی مزیت تکاملی بود، اکنون به عاملی ناتوانکننده تبدیل شده است. چنانچه سازمان بهداشت جهانی نیز میگرن را یکی از ۱۰ بیماری ناتوانکننده جهان معرفی کرده است.
پروفسور سینکلر میگوید: «این بیماری شمار بسیار زیادی از افراد را در سالهایی که باید پربازدهترین دوران زندگی آنها باشد، اغلب از دوران بلوغ تا یائسگی، درگیر میکند و توانایی آنان را برای انجام دادن فعالیتهای عادی در بخش زیادی از ماه مختل میکند. افزون بر این، هنوز این انگ اجتماعی وجود دارد که میگرن واقعا یک بیماری نیست و به همین دلیل، رسیدگی پزشکی به آن تا حدی به انتهای صف موکول میشود.»
از طرفی به نظر میرسد شمار زنان مبتلا به میگرن حدود دو برابر مردان باشد. دلایل احتمالی این اختلاف از تفاوتهای هورمونی گرفته تا تفاوت میزان حساسیت مغز به مواد شیمیایی مولد درد متغیر است. با این حال این موضوع نیز ممکن است یکی دیگر از دلایلی باشد که باعث شد میگرن در گذشته بهاندازه کافی جدی گرفته نشود.
خبر خوب این است که شناسایی پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) باعث شده است داروهای میگرن بهسرعت بهبود یابند. این داروها اکنون حاوی مهارکنندههاییاند که بهطور اختصاصی برای مسدود کردن ترشح این ماده شیمیایی مولد درد ساخته شدهاند.
پروفسور سینکلر میگوید: «دستهای از داروها که معمولا بهصورت قرص مصرف میشوند و گپانتها نام دارند با مسدود کردن گیرنده سیجیآرپی (CGRP) عمل میکنند. همچنین، آنتیبادیهای مونوکلونال سیجیآرپی را داریم که اغلب به آنها مبها گفته میشود و معمولا ماهی یک بار تزریق میشوند. این دو دسته دارویی طی چهار یا پنج سال گذشته، مراقبت و درمان سردرد را واقعا متحول کردهاند.»
مشکل این است که این داروها گراناند و دسترسی به آنها ممکن است دشوار باشد. پروفسور سینکلر میگوید: «ما به متخصصان بیشتری در نظام سلامت نیاز داریم که بتوانند درمان سردرد را ارائه دهند. همچنین، فرایند تجویز دارو باید سادهتر شود تا بیماران بتوانند هنگام نیاز، به دارو دسترسی پیدا کنند و سریعتر بهبود یابند. در عین حال، باید بیماران را نیز آموزش دهیم تا برای دریافت کمک اقدام کنند. کنترل و درمان موثر بیماری ضروری است و گاهی میتواند به معنای تفاوت میان از دست دادن شغل و حفظ آن باشد. بنابراین، مسئله اصلی این است که مبتلایان به میگرن بدانند شرایط واقعا تغییر کرده است.»
ممکن است خود سردردها در طول دو هزار سال تغییری نکرده باشند، اما خوشبختانه ما دیگر آنها را نشانهای از ضعف یا ویژگی شخصیتی افراد نمیدانیم.

