جنگ تنها جان انسانها و زیرساختهای اقتصادی را هدف قرار نمیدهد. میراث تاریخی نیز از یکی از قربانیان درگیری نظامیاند. با این تفاوت که آسیب به بناهای تاریخی تنها در لحظه انفجار رخ نمیدهد، بلکه مرحله پس از جنگ و سرعت آغاز عملیات تثبیت و مرمت است که تعیین میکند یک بنای آسیبدیده قابل نجات خواهد بود یا در مسیر تخریب تدریجی قرار میگیرد.
تازهترین اظهارات معاون میراث فرهنگی نشان میدهد که دولت علاوه بر خسارتهای گسترده ناشی از جنگ ۴۰ روزه، با بحران دیگری نیز روبهرو است که از کمبود منابع مالی، محدودیتهای امنیتی و نبود کمکهای بینالمللی ناشی میشود و میتواند روند مرمت دهها اثر تاریخی را با وقفهای طولانی مواجه کند.
علی دارابی، قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی، در گفتگو با خبرگزاری ایرنا اعلام کرد شمار آثار تاریخی و فرهنگی آسیبدیده در جریان جنگ ۴۰ روزه به ۱۴۹ اثر رسیده است؛ آماری که نسبت به براوردهای اولیه، افزایشی قابلتوجه را نشان میدهد.
دارابی همچنین گفت به دلیل تداوم ملاحظات امنیتی و نظامی، بهویژه در مناطق جنوبی ایران، تیمهای تخصصی هنوز امکان بازدید میدانی از بخشی از بناهای آسیبدیده را پیدا نکردهاند و در نتیجه حتی ارزیابی دقیق میزان خسارت نیز در برخی مناطق انجام نشده است.
معاون میراث فرهنگی از براورد هزینهای حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان برای مرمت این آثار خبر داد که در شرایط فشار شدید بر منابع مالی دولت، درباره امکان تامین آن، پرسشهای جدی ایجاد میکند.
او همچنین اعلام کرد که با نهادهای بینالمللی از جمله یونسکو، ایکوم، ایکوموس و ایکروم تاکنون بیش از ۱۷ مکاتبه برای جلب حمایتهای فنی و مالی انجام شده، اما نتیجه این رایزنیها «ناامیدکننده» بوده است. حتی مذاکرات با چین که پیشتر از احتمال مشارکت آن در مرمت آثار آسیبدیده سخن گفته شده بود، تاکنون به دریافت هیچ کمک عملی منجر نشده است و تا زمان استقرار وضعیت غیرجنگی، نمیتوان به دریافت کمکهای بینالمللی امیدی داشت.
جنگ پایان مییابد، اما فرسایش بناها تازه آغاز میشود
کارشناسان حفاظت از میراث فرهنگی معتقدند آنچه پس از پایان درگیریهای نظامی رخ میدهد، گاه به اندازه خود جنگ اهمیت دارد. بسیاری از آسیبهایی که موج انفجار به بناهای تاریخی وارد میکند، در نگاه نخست مشهود نیستند و ترکهای ریز در سازه، جابهجایی اجزای باربر، سست شدن گنبدها، جدا شدن کاشیها و نفوذ رطوبت از شکافهای ایجادشده، در صورت تثبیت نشدن، طی ماهها و سالهای بعد به تخریبهای بسیار گستردهتر تبدیل میشوند.
اظهارات معاون میراث فرهنگی نشان میدهد که ایران هنوز حتی امکان اعزام کارشناس به بخشی از مناطق آسیبدیده را هم پیدا نکرده است. این بدان معنا است که برخی بناها هفتهها یا ماهها پس از وارد شدن آسیب، همچنان بدون هیچ اقدام حفاظتی رها شدهاند. این وضعیت بهویژه در اقلیمهای گرم، مرطوب یا زلزلهخیز میتواند روند تخریب را شتاب دهد.
تجربه مرمت آثار تاریخی آسیبدیده در جنگهای بوسنی، سوریه، عراق و اوکراین نشان میدهد که بخش مهمی از عملیات بازسازی با اتکا به همکاری نهادهای بینالمللی، دانشگاهها و تیمهای تخصصی خارجی انجام میشود، اما شرط اولیه چنین همکاریهایی، وجود ثبات نسبی امنیتی و امکان حضور کارشناسان در محل است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در کنار کمبود بودجه یا تاخیر در آغاز عملیات مرمت، کیفیت اجرای این پروژهها نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. متخصصان حوزه حفاظت و مرمت در سالهای گذشته بارها درباره اجرای پروژههای مرمتی از طریق پیمانکاران یا گروههایی که تخصص کافی ندارند، هشدار دادهاند.
در برخی پروژههای مرمت، استفاده از مصالح نامتناسب، بازسازی بخشهایی از بنا بدون استناد به مستندات تاریخی، تعویض عناصر اصیل با نمونههای جدید و مداخلات غیرکارشناسی، اعتراض نهادهای تخصصی و کارشناسان مستقل را در پی داشت. در مواردی نیز این نگرانی مطرح شد که ادامه چنین روندی میتواند اصالت برخی آثار ثبتشده را مخدوش کند و حتی جایگاه آنها را در فهرست میراث جهانی یونسکو به خطر بیندازد.
در چنین شرایطی، تداوم تنشهای امنیتی نهتنها جذب منابع مالی خارجی را دشوار میکند، بلکه امکان حضور کارشناسان بینالمللی و اجرای پروژههای مشترک را نیز محدود خواهد کرد؛ موضوعی که میتواند کیفیت عملیات مرمت را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
اظهارات اخیر معاون میراث فرهنگی درباره درخواست برای انتقال مخازن سوخت و تاسیسات پرخطر از حریم آثار تاریخی، در واقع بازتاب یکی از قدیمیترین هشدارهای جامعه میراث فرهنگی ایران است.
کارشناسان سالها است معتقدند استقرار پادگانها، مراکز امنیتی، انبارهای سوخت و دیگر زیرساختهای حساس در مجاورت محوطههای تاریخی این بناها را در صورت وقوع هرگونه درگیری نظامی، به اهدافی ناخواسته تبدیل میکند. هرچند خود آثار تاریخی ارزش نظامی ندارند، قرار گرفتن آنها در کنار اهداف نظامی، احتمال آسیب ناشی از موج انفجار، اصابت ترکش یا حملات متقابل را بهشدت افزایش میدهد.
جنگ ۴۰ روزه این نگرانی را به واقعیتی ملموس تبدیل کرد. شماری از بناها و محوطههای تاریخی نه به دلیل مستقیم هدف قرار گرفتن، بلکه به علت مجاورت با مراکز نظامی یا امنیتی آسیب دیدند؛ اتفاقی که اکنون معاون میراث فرهنگی نیز بهطور ضمنی با درخواست انتقال این تاسیسات، به آن اذعان کرده است.
یکی از نمونههای شاخص تخریب بناهای تاریخی در جنگ اخیر، مجموعه جهانی کاخ گلستان بود. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد در براورد اولیه، یک هزار و ۱۰۰ مترمربع آیینهکاری و گچبری نفیس قاجاری مجموعه کاخهای گلستان در حملات هوایی به ساختمانهای متعلق به قوه قضاییه در مجاورت کاخ آسیب دیدند.
شکستن شیشههای تاریخی، آسیب به تزیینات، ترکخوردگی برخی بخشها و صدمات واردشده به بناهای مجموعه از جمله خسارتهایی بود که مسئولان میراث فرهنگی نیز آن را تایید کردند.
کارشناسان پیش از این نیز بارها درباره استقرار ساختمانهای متعلق به قوه قضاییه، مراکز امنیتی و پایگاههای بسیج پیرامون کاخ گلستان هشدار داده بودند. از نگاه آنان، این همجواری خطر قرار گرفتن قدیمیترین مجموعه سلطنتی ثبت جهانیشده ایران را در معرض آسیبهای ناشی از بحرانهای امنیتی افزایش داده است؛ هشداری که در جریان جنگ اخیر، نمود عینی پیدا کرد.
این گروه معتقدند جنگ جاری بار دیگر نشان داد که رعایت حریم ایمنی آثار تاریخی، تنها یک مطالبه میراث فرهنگی نیست، بلکه بخشی از الزامات مدیریت بحران و حفاظت از هویت تاریخی کشور محسوب میشود.
آیا میراث فرهنگی در اولویت خواهد بود؟
براورد ۱۰ هزار میلیارد تومانی وزارت میراث فرهنگی برای مرمت ۱۴۹ اثر آسیبدیده، تنها یک عدد نیست؛ بلکه تصویری از ابعاد بحرانی است که جنگ برای میراث تاریخی ایران ایجاد کرده است. این رقم در شرایطی مطرح میشود که دولت همزمان با هزینههای سنگین بازسازی زیرساختهای نظامی، صنعتی، انرژی، حملونقل و تاسیسات عمومی نیز روبهرو است. در چنین شرایطی، میان بخشهای مختلف برای دریافت بودجه رقابت سنگینی شکل بگیرد و میراث فرهنگی، که در سالهای گذشته همواره سهمی اندک از اعتبارات عمرانی داشته است، بار دیگر به انتهای فهرست اولویت سوق داده میشود.
این در حالی است که پیش از آسیبهای ناشی از جنگ، هم فعالان حوزه میراث فرهنگی معترض بودند بودجههای تخصیصدادهشده حتی برای نگهداری بناهای تاریخی کافی نیست و اکنون با افزوده شدن حجم خسارتها، بودجهای بهمراتب بیشتر برای بخش مرمت و بازسازی بناهای تاریخی ضروری است. همین کمبود همیشگی بودجه باعث شده است که کارشناسان برای جبران خسارتهای پدید آمده امید چندانی نداشته باشند و خطر رهاسازی بناهای در آستانه تخریب به دست فراموشی و ویرانی، بیش از همیشه احساس شود.
اکنون نیز پرسشی جدی پیش روی سیاستگذاران قرار گرفته است: آیا در شرایطی که دولت باید منابع مالی خود را میان بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، جبران خسارتهای اقتصادی و تقویت توان دفاعی تقسیم کند، حفاظت از میراث تاریخی و هویت فرهنگی ایران نیز در زمره اولویتها قرار خواهد گرفت؟
پاسخ این پرسش تنها سرنوشت ۱۴۹ بنای آسیبدیده را مشخص نخواهد کرد، بلکه نشان خواهد داد نگاه حاکمیت به میراث فرهنگی، صرفا در حد شعارهای رسمی باقی مانده است یا این آثار بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی ایران، در برنامه بازسازی پس از جنگ جایگاهی واقعی خواهند داشت. در غیر این صورت، این بیم وجود دارد که شماری از بناهای آسیبدیده جنگ ۴۰ روزه، به سرنوشت آثاری دچار شوند که طی سالهای گذشته نه با انفجار و موشک، بلکه بر اثر بیتوجهی، کمبود اعتبار و مدیریت نادرست، برای همیشه از دست رفتند.

