دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، مدتها است علیه «جنگهای بیپایان» موضع گرفته است. او سالها، چه در دوران ریاستجمهوری و چه در زمان نامزدی انتخابات، رقبای انتخاباتی و روسایجمهور پیشین را با طعنههای همیشگی خود به باد انتقاد میگرفت و درگیریهای نظامی آنها را «اتلاف وقت کامل» در افغانستان، «بدترین اشتباهی که تاکنون در تاریخ کشور ما انجام شده است»، در مورد عراق و «احمقانه» (در مورد اوکراین) میخواند، اما اکنون به نظر میرسد خود او ناخواسته به سوی جنگی بیپایان پیش میرود.
ترامپ و مقامهای دولتش از نخستین روزهای آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، اصرار داشتند که این مداخله خارجی استثنا است و درگیری ظرف چند هفته پایان خواهد یافت.
اکنون، چهار ماه و نیم بعد، پس از رفتوبرگشتهای فرسایشی میان آتشبس و جنگ، آمریکا همچنان به نبردی ادامه میدهد که نه پایانی برای آن دیده میشود و نه حتی از اینکه پایان قابلقبول آن چه خواهد بود، تعریف روشنی وجود دارد.
آتشبس هفته گذشته فروپاشید و آمریکا و ایران هر روز حملاتی را علیه یکدیگر انجام دادند. روز جمعه، بر اثر اصابت موشکهای بالیستیک جمهوری اسلامی ایران به پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردنــ محل استقرار تجهیزات و نیروهای آمریکاییــ دو نظامی ایالات متحده کشته شدند. روز یکشنبه نیز همزمان با ادامه حملات هوایی آمریکا و ایران، ایالات متحده اعلام کرد یک نظامی آمریکایی روز شنبه در عراق، هنگام انفجار کنترلشده مهمات عملنکرده متعلق به یک پهپاد انتحاری ایرانی سرنگونشده، کشته شده است.
نیروهای آمریکایی کشتهشده در اردن نخستین تلفات رزمی آمریکا پس از توافق با جمهوری اسلامی ایران بودند. طبق بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا، یک نظامی دیگر همچنان مفقود است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ارتشهای آمریکا و اسرائیلــ بنا بر روایت ترامپ و مقامهای مختلف دولت اوــ نیروی دریایی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران را نابود کرده، چندین لایه از ساختار رهبری این کشور را از بین برده و دهها هزار هدف را در سراسر ایران بمباران کردهاند، اما با وجود این فشار نظامی و نیز اصرار ترامپ مبنی بر اینکه رهبران جدید ایران «میخواهند توافق کنند» (او از آغاز جنگ تاکنون دستکم ۴۶ بار گفته که توافق در حال نهایی شدن است)، تهران حاضر نشده است تسلیحات هستهای و زرادخانه موشکی خود را کنار بگذارد و از متحدان شبهنظامی منطقهای خود نیز همچنان حمایت میکند.
همچنین با مسدود کردن تنگه هرمز، آبراهه حیاتی که تا پیش از جنگ، یکپنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکرد، اهرم فشار تازهای علیه رقبای خود ایجاد کرده و با هدف قرار دادن کشورهایی که میزبان تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا هستند، دامنه جغرافیایی جنگ را هم گسترش داده است.
ترامپ وعده داده است که بمبارانها را گسترش دهد و زیرساختهای غیرنظامی مانند نیروگاهها و پلها را نیز هدف بگیرد؛ اقدامی که به گفته او با هدف وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به بازگشت به میز مذاکره انجام خواهد شد. او همچنین نیروهای بیشتری به خاورمیانه اعزام کرده است. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، اکنون ۵۰ هزار نیروی نظامی به همراه ۲۰ ناو جنگی و صدها هواپیمای نظامی در منطقه حضور دارند.
برای ناظران، این اقدامها نشانه آن است که ترامپ در حال گرفتار شدن در تله تشدید درگیری است، زیرا اگرچه این حملات از نظر تاکتیکی چشمگیر به نظر میرسند، از نظر راهبردی کمکی به او نکردهاند.
به باور کارشناسان، تشدید حملات از سوی واشنگتن قطعا واکنش مشابهی را از جانب تهران در پی خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران میتواند با بستن بابالمندب، یعنی تنگه حیاتی متصلکننده دریای سرخ به اقیانوس هند، سطح تنش را بالاتر ببرد. همچنین ممکن است حمله به زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس را گسترش دهد که پیامدهای گستردهتری در بازارهای جهانی به دنبال خواهد داشت.
کارشناسان با اشاره به حمله دولت ترامپ به ونزوئلا، به این نکته اشاره میکنند که ترامپ تصور میکرد جنگهای خاورمیانه نیز مانند ونزوئلا عملیاتی بزرگ و سریع خواهند بود بدون آنکه به جنگی طولانی منجر شود، اما نتیجه معکوس شد.
البته ترامپ نخستین رئیسجمهوری آمریکا نیست که تصور میکرد یک مداخله خارجی مدت زیادی طول نخواهد کشید. رهبران وقت آمریکا که به ویتنام، افغانستان و عراق نیرو اعزام کردند هم که گمان میکردند عملیاتشان چند هفته یا چند ماه بیشتر طول نمیکشد و هشدارها درباره گرفتار شدن در اشغالهایی چندین ساله را نادیده گرفتند.
اگر ترامپ تصمیم بگیرد نیروی زمینی به ایران اعزام کند، این جنگ میتواند به باتلاقی بهمراتب بدتر تبدیل شود. مساحت ایران بیش از دو برابر افغانستان، تقریبا چهار برابر عراق و پنج برابر ویتنام است؛ کشورهایی که آمریکا در همه آنها در غلبه بر دشمنانی که تجهیزات نظامی کمتری داشتند و از نظر ایدئولوژیک نیز احتمالا انگیزه کمتری داشتند، با دشواری روبهرو شد.
در همین حال، برای رئیسجمهوری که وعده اصلی سیاست خارجی کارزار انتخاباتیاش «پایان دادن به جنگهای بیشتر» بود، افزایش شمار تلفات، همراه با خسارتهای فزایندهای که جمهوری اسلامی ایران به داراییها و متحدان آمریکا وارد کرده، در حمایتهایی که ترامپ از آنها برخوردار بود، شکافهایی را آشکار کرده است.
اگر مذاکرات از سر گرفته شود، مشخص نیست که آیا ترامپ و تیم مذاکرهکننده او توان، استقامت یا تخصص دیپلماتیک لازم را برای دستیابی به یک توافق دارند یا نه.
تهران نیز با توجه به سابقه ترامپ، ممکن است تمایل کمتری به مذاکره با او داشته باشد. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از توافق هستهای (برجام) خارج شد و دستور کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد سپاه قدس، را صادر کرد. او در دوره دوم ریاستجمهوریاش نیز دو بار، همزمان با جریان داشتن مذاکرات، کارزارهای بمباران ایران را آغاز کرد.
از طرفی جمهوری اسلامی ایران آمریکا را متهم میکند که آتشبس ماه آوریل و یادداشت تفاهم امضاشده در ماه ژوئن را بارها نقض کرده است.
مجموعه این عوامل زمینه را برای مناقشهای طولانی فراهم میکند. برخی ناظران میگویند اگر توافقی به سطحی محدود مانند تفاهمنامه موجودــ که حل مسائل دشوارتر را به مذاکرات آینده موکول کرده بودــ نیز از مسیر خارج شود، جز تکرار چرخههای خشونت گزینه چندانی باقی نمیماند، زیرا وقتی ثابت شود که دیپلماسی کار نمیکند، آنگاه تنها چیزی که باقی میماند جنگ است.
برگرفته از لسآنجلس تایمز

