حوثی‌ها و آینده امنیت خاورمیانه؛ تهدیدی که مرز نمی‌شناسد

آنچه از یک بحران داخلی در یمن آغاز شد، اکنون به تهدیدی برای امنیت دریایی، تجارت جهانی و توازن قدرت در منطقه تبدیل شده است

تظاهرات هواداران حوثی‌ها در صنعا/AFP

خطر واقعی یک منازعه مسلحانه زمانی نمایان می‌شود که از مرزهای جغرافیایی خود عبور کند و پیامدهای آن، فراتر از میدان درگیری، امنیت و ثبات مناطق گسترده‌تری را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، آنچه امروز در یمن رخ می‌دهد، دیگر صرفا یک جنگ داخلی فرسایشی یا امتداد رقابت‌های منطقه‌ای نیست، بلکه به آزمونی سرنوشت‌ساز برای جامعه جهانی در پاسداری از یکی از مهم‌ترین ارکان نظم بین‌الملل، یعنی آزادی کشتیرانی و امنیت مسیرهای دریایی، تبدیل شده است.

شبه‌نظامیان حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران طی یک دهه گذشته از یک گروه شورشی محلی به بازیگرانی نظامی تبدیل شده‌اند که دامنه نفوذ و توان تاثیرگذاریشان از مرزهای یمن فراتر رفته است. این گروه با تکیه بر زرادخانه موشکی، توانمندی‌های پهپادی و حمایت‌های خارجی، اکنون قادر است یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان یعنی تنگه باب‌المندب را تهدید کند. این گذرگاه تنها مسیر اتصال دریای سرخ و خلیج عدن نیست، بلکه شریانی حیاتی برای تجارت جهانی است که اقتصادهای شرق و غرب را به هم پیوند می‌دهد و مسیر جابه‌جایی کالاها را هزاران مایل کوتاه‌تر می‌کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

البته ابعاد این بحران فراتر از کنترل یا تهدید یک مسیر دریایی است؛ آنچه در اینجا در معرض چالش قرار گرفته یکی از اصول بنیادین نظم بین‌المللی یعنی آزادی کشتیرانی است. اگر یک گروه مسلح نیابتی بتواند از مسیرهای دریایی بین‌المللی به منزله ابزاری برای فشار سیاسی و اهرمی برای باج‌خواهی نظامی استفاده کند، جهان دیگر با یک بحران منطقه‌ای محدود مواجه نیست، بلکه با الگویی خطرناک روبه‌رو است که قواعد امنیت دریایی در سطح جهان را تغییر می‌دهد.

آتش‌بس شکننده؛ بحرانی که از مرزهای یمن فراتر رفته است

تنش‌های اخیر میان شبه‌نظامیان حوثی‌ و عربستان سعودی نشان داد که آتش‌بس مورد حمایت سازمان ملل از سال ۲۰۲۲، نه پایان واقعی جنگ، که وقفه‌ای شکننده در یک بحران حل‌نشده بوده است. همچنین، ماجرای جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی حامل هیئت حوثی‌ها در صنعا، تنها یک رخداد دیپلماتیک نبود، بلکه بار دیگر شکنندگی ساختار سیاسی و امنیتی یمن و تداوم عوامل بی‌ثبات‌کننده در این کشور را آشکار کرد.

با این حال، اهمیت این حادثه نه در جزئیات آن، بلکه در بستری نهفته است که این رخداد در آن شکل گرفته. حوثی‌ها دیگر صرفا بازیگرانی در چارچوب بحران یمن نیستند، بلکه به بخشی از معادله‌ای گسترده‌تر در رقابت منطقه‌ای میان جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده‌اند. هنگامی که رهبران این گروه از آمادگی برای هدف قرار دادن تأسیسات نفتی عربستان سعودی یا اجرای راهبرد «محاصره در برابر محاصره» سخن می‌گوید، پیام آن تنها متوجه عربستان سعودی نیست، بلکه زنگ هشداری برای همه کشورهایی است که امنیت اقتصادی آنها به ثبات بازار انرژی و تداوم جریان تجارت دریایی جهانی وابسته است.

باب‌المندب؛ نقطه تلاقی اقتصاد جهانی و امنیت بین‌المللی

تنگه باب‌المندب، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان، نقشی راهبردی در اقتصاد و امنیت بین‌المللی ایفا می‌کند. بخش قابل‌توجهی از تجارت جهانی، انتقال نفت و گاز و جابه‌جایی کالاهای راهبردی از طریق این آبراه حیاتی صورت می‌گیرد. بنابراین، هرگونه اختلال در این شریان دریایی، پیامدهایی فراتر از محدوده دریای سرخ خواهد داشت و بنادر اروپایی، بازارهای آسیایی و زنجیره‌های تولید جهانی را با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند.

علاوه بر این، تحولات اخیر منطقه‌ای بر اهمیت راهبردی تنگه باب‌المندب افزوده است. تغییر مسیرهای صادرات انرژی در منطقه، این آبراه را به یکی از نقاط حساس در معادلات بازار جهانی تبدیل کرده است. هرگونه اختلال طولانی‌مدت در کشتیرانی از این مسیر به افزایش شدید قیمت انرژی، شکل‌گیری موج تازه‌ای از تورم و تشدید فشار بر اقتصاد جهانی منجر می‌شود؛ اقتصادی که همچنان با پیامدهای بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی پی‌درپی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

امنیت تجارت جهانی نباید گروگان شبه‌نظامیان نیابتی باشد

خطرناک‌ترین جنبه وضعیت کنونی، صرفا به توانایی نظامی حوثی‌ها برای تهدید خطوط کشتیرانی بین‌المللی محدود نمی‌شود، بلکه در آمادگی آشکار آنها برای تبدیل این توانایی به ابزاری سیاسی با اهدافی فراتر از مرزهای یمن نهفته است. تهدید به بستن تنگه باب‌المندب یا گسترش عملیات دریایی تا اقیانوس هند و دماغه امید نیک، بخشی از راهبردی است که هدف آن ایجاد معادلات جدید بازدارندگی خارج از چارچوب دولت‌ها و قواعد حقوق بین‌الملل است.

جامعه جهانی که طی چندین دهه گذشته با ایجاد چارچوب‌های حقوقی کوشیده از آزادی کشتیرانی و امنیت مسیرهای دریایی محافظت کند، اکنون با گروهی مسلح روبه‌رو است که می‌کوشد این قواعد را با ابزار زور و تهدید بازتعریف کند. در چنین شرایطی، به رسمیت شناختن اختلال در تجارت جهانی به منزله ابزاری برای فشار و امتیازگیری سیاسی، به شکل‌گیری الگویی خطرناک منجر می‌شود؛ الگویی که امنیت سایر گذرگاه‌های راهبردی جهان را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

بهای سکوت بین‌المللی، سنگین‌تر از هزینه رویارویی است

رویدادهای گذشته نشان داده است که مقابله با تهدیدهای دریایی از طریق راه‌حل‌های موقت و واکنش‌های محدود، تنها زمان وقوع بحران را به تأخیر می‌اندازد. اگر جامعه جهانی برای ایجاد چارچوبی بازدارنده و موثر در برابر تهدید آزادی کشتیرانی اقدام نکند، هزینه‌های سیاسی و امنیتی ناشی از این تعلل در آینده سنگین‌تر خواهد شد.

البته این بدان معنا نیست که بحران یمن تنها با راه‌حل‌های نظامی برطرف می‌شود، چرا که حل پایدار مسأله یمن نیازمند یک روند سیاسی فراگیر است که به عوامل اصلی مناقشه رسیدگی و نهادهای دولتی را بازسازی کند.

باب‌المندب؛ آزمونی برای اراده جامعه جهانی در حفظ نظم بین‌المللی

آنچه امروز در باب‌المندب جریان دارد، صرفا یک بحران منطقه‌ای در یمن یا تهدیدی علیه امنیت دریای سرخ نیست، بلکه آزمونی برای میزان کارآمدی نظم بین‌المللی و قواعد حاکم بر آن است. سرنوشت این گذرگاهِ راهبردی مشخص خواهد کرد که آیا جامعه جهانی قادر است امنیت مسیرهای دریایی را بر اساس قواعد بین‌المللی حفظ کند، یا اینکه آبراه‌های حیاتی جهان به میدان نفوذ، فشار و رقابت گروه‌های مسلح خارج از ساختار دولت‌ها تبدیل خواهند شد.

حوثی‌ها عملا نشان داده‌اند که دیگر صرفا یک طرف درگیری در چارچوب بحران یمن نیستند، بلکه به بازیگری منطقه‌ای با توانایی اثرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی، مسیرهای تجارت بین‌المللی و معادلات امنیتی جهان تبدیل شده‌اند. این تحول، جامعه جهانی را ناگزیر می‌کند رویکرد خود در قبال این تهدید را بازتعریف کند؛ نه به‌عنوان یک بحران داخلی طولانی‌مدت در یمن، بلکه به‌عنوان یک چالش راهبردی که پیامدهای آن مستقیما ثبات منطقه‌ای و نظم امنیتی جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

باب‌المندب تنها یک مسیر دریایی نیست، بلکه یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی و آزمونی برای امنیت تجارت بین‌المللی است. جامعه جهانی سال‌هاست بر این اصل تأکید دارد که حفظ آزادی کشتیرانی و امنیت آبراه‌های راهبردی، مسئولیتی جمعی است. اکنون زمان آن رسیده است که این اصل به اقدام‌های روشن و بازدارنده تبدیل شود، زیرا تبدیل آبراه‌های بین‌المللی به ابزار فشار گروه‌های مسلح، پایه‌های نظم جهانی را عملا با تهدید مواجه می‌کند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه