روز جهانی موزه و میراث فرهنگی ۲۸ اردیبهشت (۱۸ مه) در حالی فرا رسیده که در اغلب موزههای ایران به روی بازدیدکنندگان بسته است.
شعار جهانی امسال «موزهها، پیونددهنده جهانی گسسته» اعلام شد که بر نقش موزهها در گفتگو، فهم متقابل و حفظ پیوندهای فرهنگی تاکید دارد. در ایران اما، موزهها نهتنها توان پیوند دادن ندارند، که خود با چندین بحران مواجهاند: فرسودگی زیرساختهای نگهداری، نبود شفافیت در ثبت و صورتبرداری، پروندههای مفقودی و قاچاق، نگرانی درباره آثار امانی خارج از کشور، جنگ و جابهجایی اضطراری آثار، و ضعف سیاستگذاری برای غنیتر کردن موزهها.
در کشوری که بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی آن بر آثار باستانی، نسخههای خطی، اشیای آیینی، هنرهای تجسمی و یادگارهای تمدنی استوار است، موزه فقط محل نمایش اشیا نیست، شالوده فرهنگ عمومی است و بحران موزهها در ایران هم از همینجا آغاز میشود: آنچه در درگاه دیده میشود، تنها بخش کوچکی از میراث در پستو است که سرنوشتش به کیفیت مدیریت، امنیت، ثبت دقیق، مرمت، بودجه و اعتماد عمومی وابسته است.
موزه فقط ویترین نیست
خطری که میراث فرهنگی قابلحمل را تهدید میکند، فقط دزدی یا قاچاق نیست. گاه خود موزه، مخزن، انبار یا شیوه نگهداری، نخستین محل آسیب است.
در سالهای اخیر به همت خبرنگاران و دلسوزان فرهنگ، بارها از نبود امکانات استاندارد مانند کمبود ویترین مناسب، نبود کنترل دما و رطوبت، ضعف امنیت فیزیکی و نگهداری اسناد و اشیا در وضعیت نامطلوب خبردار شدهایم. ماجرای آب کردن کتیبه طلایی داریوش که در کاوشهای آپادانا یافت شد، برای خرید خودرو پیکان، یکی از داستانهای پر آب چشم نابودی میراث فرهنگی در ایران است.
جدیدترین اخبار از آثار استاد فرشچیان نیز حاکی از آن است که این آثار که بهصورت قرضی به موزه سعدآباد داده شده بودند، به دلیل رطوبت بالا و شرایط نگهداری غیراستاندارد، آسیب دیدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
گزارش دیگری هم از نگهداری ۱۱ میلیون برگ سند در کارتنهای فرسوده در ساری خبر میدهد. در حالی که ۴۰ هزار اثر تاریخی دیگر هم در کارتن خاک میخورند.
کاخموزه گلستان بهعنوان یکی از مهمترین مخازن عکس و اسناد در ایران خود گلچینی از تمام آسیبها را در پرونده دارد. از آسیب به نقاشی کمالالملک گرفته تا گم شدن آلبوم عکس قاجاری و مرمت غیرکارشناسانه کاشیکاریها. امتناع مسئولان این مجموعه در انتشار اسناد دیجیتالیشده برای استفاده محققان باعث شد چند ۱۰ هزار عکس بهصورت غیراصولی و بدون اطلاعات تکمیلی، بهصورت خام درز داده شود. آسیبهای ناشی از حملات هوایی جنگ ۴۰ روزه هم خار دیگری بود که چهره این اثر تاریخی را خراشید.
اشیایی که ثبت نشدهاند؛ وقتی مفقودی قابل اثبات نیست
یکی از بنیادیترین مشکلات موزهداری در ایران و جهان، نبود شفافیت کامل درباره فهرستبرداری و ثبت دیجیتال آثار است. اگر شیئی بهدرستی ثبت، عکاسی، شمارهگذاری، بیمه و مستند نشده باشد، گم شدن، جابهجایی، آسیب دیدن یا حتی جعل و جایگزینی آن بهآسانی قابلپیگیری نیست. به همین دلیل، صورتبرداری دقیق فقط یک کار اداری نیست، بلکه نخستین لایه حفاظت از میراث فرهنگی است.
پروندههای زیادی درباره مفقودی آثار تاریخی در ایران بارها خبرساز شدند. سال ۱۳۹۹، رئیس موزه ملی ایران درباره مفقود شدن دو برگ از یک قرآن تاریخی توضیح داد که مفقود شدن آنها به پیش از سال ۱۳۷۵ بازمیگشت. رد آن دو برگ در مجموعهای در لندن پیدا شد.
سرقت، گم شدن، قاچاق
آذر ماه ۱۳۷۹، سارقان از در شرقی موزه آبگینه وارد این محل شدند و با شکستن ویترینها، ۲۱ اثر تاریخی را دزدیدند. ماجرای این سرقت نمونهای از موارد پرشماری است که به نشریات درز کرد. رویه ثابت مقامهای مسئول وقتی نمیتوانند با انکار، موضوع را فیصله دهند، فشار و تهدید خبرنگاران به منظور بازداشتن آنها از پیگیری است.
این گونه است که گاهی افکار عمومی تنها زمانی از سرقت مطلع میشود که شاید دههها از آن گذشته باشد؛ مانند نقاشی رنگروغن پرتره مظفرالدینشاه با امضای کمالالملک که تنها بعد از افشای خبر فروش در حراجهای اروپایی، مشخص شد که در سال های اوایل انقلاب دزدیده شده بود.
این رشته سر دراز دارد. سال ۱۳۸۴، هشت مُهر چهارهزارساله از موزه ایران باستان سرقت رفت که تنها شانس و تصادف باعث شد سارق ناکام بماند. سال قبل از آن، سه جلد قرآن هزارساله از موزه رضا عباسی دزدیده شد که متاسفانه برخلاف مهرها و گنجینهای که سال ۱۳۶۰ از همین موزه دزدیده شدند، هرگز به خانه برنگشتند. دزدان در آذر ۱۳۸۶ هم به این موزه سهلالوصول سری زدند و سه تابلو نفیس متعلق به دورههای صفویه و قاجار را با خود بردند.
اردیبهشت ۱۴۰۲، خبر ناپدید شدن ۴۸ تخته فرش ارزشمند از ساختمان حافظیه کاخ سعدآباد منتشر شد. از اینجا به بعد، مقامهای دولت وقت و دولتهای پیشین مسئولیت این سرقت را به گردن دیگری انداختند و حتی در این میانه، مدعی شدند فرشها صحیح و سالم به موزه فرش فرستاده شدهاند؛ ادعایی که همان روز تکذیب شد و جامعه هنری ایران ماند و گنجینهای که مشخص نیست چند ۱۰ سال دیگر از کجای جهان سر بر بیاورد.
حدیث تکراری کمبود بودجه مراقبتی بهانه همیشگی مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی است، اما نگاهی به ترکیب بودجه سالانه نشان میدهد وقتی هم که پول بود، ارادهای برای حفاظت نبود.
در سال ۱۳۸۵ که درآمدهای نفتی ایران با جهشی قابلتوجه، به ۶۰ میلیارد دلار رسید، بودجه حفاظتی موزهها برای نصب دستگاههای حفاظت الکترونیک تنها ۲۵۰ میلیون تومان بود. در همان سال، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مکلف شد دو میلیارد تومان از محل اعتبارات موزههای سازمان برای کمک و احداث موزه بزرگ دفاع مقدس در تهران هزینه کند.
بازگشت آثار، از سرباز هخامنشی تا الواح تخت جمشید
مقامهای جمهوری اسلامی با آنکه از میزان تاثیر دعاوی حقوقی در بازگشت آثار مطلعاند، همچنان برای این کار عزمی ندارند.
پرونده بازگشت سردیس یا نقشبرجسته سرباز هخامنشی یکی از نمونههای موفق پیگیری حقوقی ایران در خارج از کشور بود. این قطعه پس از سالها دستبهدست شدن در بازار عتیقه، با همکاری دادستانی نیویورک و بر پایه اسناد ارائهشده از سوی ایران، به کشور بازگردانده شد.
پرونده الواح هخامنشی دانشگاه شیکاگو نمونهای پیچیدهتر است. این الواح در دهه ۱۳۱۰ برای مطالعه به موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو امانت داده شدند و قرار بود پس از پژوهش، به ایران بازگردند. طی دهههای بعد، بخشی از آنها در چند مرحله به ایران بازگشتند، اما سرنوشت باقیمانده مجموعه و زمانبندی بازگشت باقی الواح همچنان موضوع پیگیری است.
آثار امانی در خارج؛ دیپلماسی فرهنگی یا نگرانی تازه؟
ایران در گذشته میزبان آثار مهمی مانند منشور کوروش بود و آثار موزهای ایران نیز در قالب نمایشگاههای بینالمللی به کشورهای دیگر رفتهاند. چنین تبادلاتی اگر با قرارداد شفاف، بیمه معتبر، تضمین حقوقی، گزارش عمومی و زمانبندی دقیق انجام شود، میتواند بخشی از دیپلماسی فرهنگی باشد، اما پرونده آثار فرستادهشده به چین، نگرانی تازهای ایجاد کرده است.
رسانههای ایرانی در ماههای اخیر درباره سرنوشت آثار تاریخی ایران که برای نمایشگاه «سرزمین مهر» به چین منتقل شدند، گزارشهایی منتشر کردند. این آثار که زمستان ۱۴۰۳ از ایران خارج شدند، اکنون در چیناند و نگهداری آنها بر اساس قرارداد رسمی چند بار تمدید شده است.
پس از آنکه کاخ گلستان در جریان حمله هوایی آمریکا و اسرائیل آسیب دید، در رسانههای چین عنوان شد که «در زمان جنگ، موزههای چین پناهگاهی امن برای گنجینههای باستانی ایراناند»، اما این اظهارنظر هم نتوانست خیال دوستداران میراث تاریخی ایران را راحت کند، زیرا مشکل فقط خروج آثار نیست، بلکه نبود شفافیت عمومی درباره قرارداد، بیمه، فهرست دقیق، شرایط نگهداری، تمدیدها و زمان بازگشت است.
جنگ و موزهها؛ وقتی آثار از ویترین به مخزن میروند
با آغاز جنگ ۴۰ روزه، موزهها و محوطههای تاریخی زیر نظر وزارت میراث فرهنگی تعطیل شدند و بازدید نوروزی از در بسیاری از آنها هم انجام نشد. وزیر میراث فرهنگی اعلام کرد که آثار تاریخی پیش از آغاز جنگ به مخازن امن منتقل شده بودند و آثار ارزشمند در مخازن تخصصی نگهداری میشوند. ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران، در گزارشی از انتقال بیش از ۵۰ هزار شیء تاریخی به مخازن امن و ایمنسازی آثار در بیش از ۳۰۰ موزه خبر داد.
۴۰ روز حمله هوایی آمریکا و اسرائیل باعث خسارت به برخی اماکن تاریخی و موزههای ایران شد. در گزارشهای آسیب به بناها و موزهها از خسارت به ۱۳۱ اثر تاریخی و ۶۴ واحد گردشگری در پی حملههای هوایی خبر داده شد. از جمله آسیب بیش از ۵۰ موزه شامل موزههایی در مجموعه سعدآباد و کاخ گلستان در تهران و عمارت چهلستون و عالیقاپو در اصفهان.
موزهها در ایران زیادند، اما چندتایشان استانداردند؟
تعداد موزههای ایران متفاوت گزارش شده است. دادههای رسمی وزارت میراث فرهنگی برای سال ۱۴۰۳، از ۸۴۷ موزه فعال در ایران سخن میگوید که ۲۵۹ موزه وابسته به وزارتخانهاند. در گزارشهای دیگر، مقامهای رسمی از ۸۲۴ موزه یا حدود ۸۳۳ موزه فعال سخن گفتهاند.
این تفاوت آماری خود یکی از نشانههای بارز نیاز به شفافیت در تعریف «موزه فعال»، «موزه وابسته»، «موزه خصوصی»، «موزه نهادی» و «موزه استاندارد» است.
این پراکندگی تولیت، پرسش مهمی هم ایجاد میکند: چه نهادی استاندارد نگهداری، ثبت، بیمه، امنیت، مرمت، حسابرسی و انتشار فهرست آثار را کنترل میکند؟
غنی کردن موزهها؛ از کاوشهای تازه تا سیاست خرید آثار
موزه زنده فقط آثار موجود را نگه نمیدارد، بلکه روایت خود را با کاوشهای تازه، پژوهش، خریدهای هدفمند و نمایشگاههای بهروز، غنی میکند.
در حوزه هنر معاصر، تجربه خریدهای گسترده برای موزه هنرهای معاصر تهران در دهه ۱۳۵۰ یک نمونه تاریخی مهم است. مجموعهای که به ابتکار شهبانو فرح پهلوی و با خرید آثار هنرمندان بزرگ مدرن و معاصر شکل گرفت، امروز یکی از مهمترین سرمایههای هنری ایران است و ارزش آن در برخی گزارشها میلیاردی براورد شده است.
شایعه فروش آثار؛ مسئله فقط شایعه نیست، بحران اعتماد است
در فضای بی اعتمادی، هر تاخیر در بازگشت آثار امانی، هر مفقودی، هر آسیب و هر خبر مبهم درباره مخازن موزهای، زمینه شایعه فروش یا جابهجایی غیرقانونی آثار را فراهم میکند.
حتی اگر این شایعات اثبات نشوند، وجود آنها نشانه بحران اعتماد است. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که فهرست آثار، وضعیت مخازن، گزارشهای مرمتی، قراردادهای امانت، بیمه آثار و روند بازگشت اشیا بهطور منظم و عمومی منتشر شود.
مسئله اصلی در ایران فقط این نیست که آیا یک شیء فروخته، گم یا آسیب دیده، مسئله این است که سازوکارهای شفاف برای پرسیدن و پاسخ دادن به این پرسشها در دسترس عموم نیست.
روز جهانی موزه یادآور این است که میراث فرهنگی فقط به گذشته تعلق ندارد. موزهها اگر درست اداره شوند، حلقه واسط میان گذشته و آینده، پژوهش و آموزش و حافظه ملی و گفتگوی جهانی می شوند، اما در ایران، این حلقه زیر فشار زنجیره جنگ، فرسودگی، کمبود بودجه، نبود شفافیت، ضعف مستندسازی و بیاعتمادی عمومی در خطر گسست است.
موزههای ایران با وجود گنجینهای کمنظیر، به چیزی بیش از شعار نیاز دارند: فهرستبرداری کامل و دیجیتال، مخازن استاندارد، گزارش عمومی از وضعیت آثار، شفافیت قراردادهای امانی، بازگشت پیگیرانه اموال فرهنگی، تقویت موزههای استانی، سیاست خرید حرفهای و استقلال کارشناسی. بدون اینها، حتی اگر تعداد موزهها افزایش یابد، تنها نتیجهاش این است که اشیا تاریخی بیشتری را در معرض خطر سرقت و نابودی قرار دادهایم.

