با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، خاورمیانه وارد مرحلهای تازه از تنش و نگرانیهای ژئوپلیتیک شد. این جنگ بهخوبی آشکار کرد که ساختار امنیتی منطقه تا چه حد شکننده و آسیبپذیر است و تداوم سیاستهای مبتنی بر تقابل و درگیری مستقیم میان کشورهای همسایه، ثبات سراسر منطقه را با تهدیدهای جدی مواجه میکند. این تحولات همچنین بار دیگر واقعیتی را برجسته کرد که برخی بازیگران منطقهای سالها از پذیرش آن سر باز میزدند؛ اینکه جغرافیا حقیقتی تغییرناپذیر است و ملتها و دولتهای خاورمیانه، بهرغم اختلافات سیاسی، ایدئولوژیکی و مذهبی، ناگزیرند در کنار یکدیگر زندگی کنند و راهی برای همزیستی بیابند.
در طول چند دهه گذشته، کشورهای منطقه در نتیجه سیاستهای تنشزا و تهدیدآمیز جمهوری اسلامی، هزینههای سنگین و خسارات قابل توجهی را متحمل شدهاند. حمایت از گروههای شبهنظامی، حمله به زیرساختهای نفتی، تهدید امنیت کشتیرانی بینالمللی و مداخله در امور داخلی برخی کشورهای عربی، از مهمترین ابعاد این رویکرد به شمار میرود. بسته شدن تنگه هرمز که به افزایش شدید قیمت انرژی و بر هم خوردن زنجیره تامین بینالمللی منجر شد، نشان داد که بیثباتی در خاورمیانه تا چه اندازه بر اقتصاد جهانی تاثیرگذار است.
ابتکار ریاض؛ تلاش برای عبور از چرخه تقابل به منطق تعامل و گفتگو
در حالیکه منطقه بهشدت دستخوش تنش و بیثباتی است، پیشنهاد عربستان سعودی برای ایجاد «پیمان عدم تعرض میان کشورهای خاورمیانه و ایران»، یک ابتکار راهبردی مهم به نظر میآید، طرحی که از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی پیامدهای گسترده و تعیینکننده برای ثبات و امنیت منطقه به همراه خواهد داشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بر اساس گزارش روزنامه بریتانیایی فایننشال تایمز، ابتکار عربستان سعودی با الهام از «توافقنامه هلسینکی» شکل گرفته است. این توافق در اول اوت ۱۹۷۵ میان ۳۵ کشور امضا شد و هدف آن کاهش تنشهای دوران جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب بود. این توافق بر تقویت همکاری و امنیت در اروپا، احترام به مرزهای پس از جنگ جهانی دوم و پاسداشت حقوق بشر تاکید میکرد و در کاهش شدت تنشهای ناشی از جنگ سرد نیز نقش مهمی داشت.
چرا الگوی هلسینکی ممکن است برای خاورمیانه مناسب باشد
رویکرد عربستان سعودی هم واقعگرایانه و هم عمیق به نظر میرسد، زیرا بر این اصل استوار است که امنیت تنها از مسیر قدرت نظامی تامین نمیشود، بلکه نیازمند شکلگیری شبکهای از منافع مشترک است که انگیزههای تنش و درگیری را کاهش میدهد. طرح «پیمان عدم تعرض» در خاورمیانه نشاندهنده حرکت به سوی یک تحول مهم دیپلماتیک است، چراکه این طرح برای نخستینبار امکان ادغام ایران در سازوکارهای امنیتی منطقهای را مطرح میکند.
با صرف نظر از فشارها و خسارات نظامی که ایران در جریان جنگ اخیر متحمل شده است، این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیشینه تاریخی و منابع انسانیاش همچنان یک بازیگر محوری باقی خواهد ماند. با این حال، هرگونه ترتیبات امنیتی آینده تنها در صورتی موفق و پایدار خواهد بود که تهران از سیاستهای مبتنی بر صدور بحران فاصله بگیرد و به اصولی مانند احترام به حاکمیت کشورها و عدم مداخله در امور داخلی آنها پایبند بماند.
نگرانیهای کشورهای حوزه خلیج فارس از ایران در دوران پساجنگ
خطرناکترین پیامد احتمالی جنگ کنونی، ظهور ایران تضعیفشده اما در عین حال سرسختتر و تهاجمیتر است؛ سناریویی که کشورهای حوزه خلیج فارس درباره آن نگراناند، بهویژه با توجه به احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در آینده. از این رو، ابتکار عربستان سعودی صرفا تلاشی برای مهار پیامدهای جنگ جاری نیست، بلکه نوعی نگاه پیشدستانه و راهبردی برای جلوگیری از شکلگیری هرگونه تنش در منطقه در دوران پساجنگ به شمار میرود. افزون بر این، طرح پیشنهادی عربستان سعودی بر لزوم پرداختن به یکی از مهمترین شکافهای موجود در مباحث بینالمللی تاکید میکند، زیرا تمرکز صرف بر پرونده هستهای ایران و چشمپوشی از موضوعاتی مانند برنامه موشکی و پهپادی و حمایت از گروههای مسلح فرامرزی، بهتنهایی پاسخگوی ماهیت تهدیدهای منطقهای نیست؛ مولفههایی که در دهههای گذشته از اصلیترین عوامل ناامنی برای کشورهای منطقه بودهاند.
حمایت اروپا از طرح عربستان سعودی
حمایت اروپا از این ابتکار بازتاب افزایش آگاهی بینالمللی درمورد ضرورت شکلگیری یک نظم امنیتی تازه در خاورمیانه است. کشورهای اروپایی که در سالهای گذشته از تبعات بحرانهای منطقهای، از جمله افزایش مهاجرت، بیثباتی بازار انرژی و پیامدهای اقتصادی آن متاثر شدهاند، اکنون بر این باورند که ثبات خلیج فارس و خاورمیانه تنها یک موضوع منطقهای نیست، بلکه مستقیما با امنیت و ثبات اقتصاد جهانی پیوند دارد.
به همین دلیل، کشورهای اروپایی ضمن حمایت از طرح عربستان سعودی برای ایجاد پیمان عدم تعرض میان کشورهای خاورمیانه و ایران، این طرح را فرصتی واقعی برای کاهش احتمال جنگ، حفاظت از زیرساختهای انرژی و ایمنسازی مسیرهای تجارت بینالمللی میدانند.
از منظر اقتصادی، چنین پیمانی میتواند افقهای گستردهای برای همکاری قدرتهای رقیب منطقهای بگشاید. خاورمیانه از ظرفیتهای عظیمی در حوزه انرژی، تجارت، سرمایهگذاری و زیرساخت برخوردار است، اما به دلیل تنشها و منازعات سیاسی و نظامی، بخش بزرگی از فرصتهای توسعهای خود را در چند دهه گذشته از دست داده است. بنابراین، موفقیت در اعتماسازی میان کشورهای منطقه، خاورمیانه را به سمت همکاری اقتصادی و همگرایی منطقهای سوق میدهد.
امنیت مشترک به جای منطق غالب و مغلوب
نقطه تمایز اصلی ابتکار عربستان سعودی، فاصله گرفتن از منطق غالب و مغلوب و اتکا به اصل «امنیت مشترک» است. در این چارچوب، این طرح در برابر تعهد ایران به پرهیز از تهدید همسایگان و عدم استفاده از ظرفیتهای نظامی برای بیثبات کردن منطقه، در مقابل عدم تعرض به این کشور را تضمین میکند.
با این حال، موفقیت این ابتکار همچنان به میزان آمادگی جمهوری اسلامی برای برخورد جدی و مسئولانه با آن بستگی دارد. آنچه اهمیت دارد صرفا مواضع دیپلماتیک یا توافقهای موقت نیست، بلکه اقداماتی عملی است که بیانگر تحول واقعی در رفتار سیاسی و امنیتی تهران باشد؛ چه در حوزه برنامه موشکی و پهپادی و چه در زمینه حمایت از گروههای مسلح در منطقه.
عربستان سعودی؛ معمار مسیر صلح در خاورمیانه
عربستان سعودی همواره اثبات کرده است که در پی تامین صلح و ثبات در منطقه و جهان است و از میزان مسئولیتی که به دلیل جایگاه سیاسی، اقتصادی و دینیاش در امنیت منطقه دارد آگاه است. از این رو، به نظر میرسد کشورهای صلحدوست از ابتکار عربستان سعودی حمایت کنند و ریاض را در مسیر شکلدهی به خاورمیانهای باثباتتر و کمتنشتر همراهی کنند.
امروز خاورمیانه بیش از پیش به شجاعت سیاسی نیاز دارد که گفتگو، همزیستی و همکاری را بر ماجراجوییهای نظامی اولویت دهد. اگر جمهوری اسلامی ابتکار عربستان سعودی را جدی بگیرد، میتوان به شکلگیری نظمی نوین امیدوار بود که پایههای صلحی واقعی و پایدار را نهتنها در خلیج فارس، که در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن در سطح بینالمللی بنا مینهد.

