لبنان در آستانه بازتعریف سرنوشت؛ میان جنگ، نفوذ و دیپلماسی

حزب‌الله با ادامه ماجراجویی‌های پی‌درپی که فرجام آن تنها به سود رژیم جمهوری اسلامی است، به‌دنبال آن است تا لبنان را بیش از پیش در عمق بحران فرو ‌برد

امروز همه نگاه‌ها به مذاکرات لبنان و اسرائیل دوخته شده است، مذاکراتی که هدف آن تلاش برای نجات لبنان از تنگنای نفوذ و فشار دو قدرت خارجی رقیب (جمهوری اسلامی و اسرائيل) است. دولت لبنان تصمیم گرفته است تا با آغاز این گفتگوها ــ که جمهوری اسلامی با آن مخالف است ــ زمینه را برای کاهش نفوذ تهران در معادلات لبنان فراهم کند. در عین حال، این روند تلاشی است برای یافتن چارچوبی دیپلماتیک که بتوان به‌واسطه آن به حضور و اشغال اسرائیل در جنوب لبنان پایان داد و راه را برای ثبات پایدار در این صحنه پرتنش هموار کرد.

مردم لبنان فراموش نکرده‌اند که جنوب این کشور در سال ۲۰۰۰ آزاد شد. با این حال، حزب‌الله که در آن مقطع ماموریت خود را به‌عنوان یک جنبش مقاومت پایان‌یافته می‌دید، در سال ۲۰۰۶ بار دیگر لبنان را به ورطه جنگی ویرانگر کشاند تا مدعای «مشروعیت و ضرورت وجودی» خود را تثبیت کند. اگرچه لبنان از آن پس، در ظاهر مدتی از درگیری‌های مستقیم در امان ماند، اما درعمل، حزب‌الله با تسلط بر بخش‌های کلیدی قدرت مسیر خود را ادامه داد، مسیری برای تحقق اهداف راهبردی جمهوری اسلامی که همواره به نفوذ در چهار پایتخت عربی، از جمله بیروت، افتخار می‌کرد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سال‌ها گذشت و حضور حزب‌الله در لبنان، به جای تقویت نهاد دولت، به عاملی برای تضعیف و فرسایش آن در عرصه‌های مختلف بدل شد. بحران بانکی و سقوط ارزش پول ملی در سال ۲۰۱۹، آخرین و آشکارترین نمونه این وضعیت بود، بحرانی که در سایه ائتلافی میان حزب‌الله و سیاستمداران فاسد شکل گرفت. این معادله بر پایه معامله‌ای روشن استوار شده بود: حزب‌الله، به‌عنوان نیروی مسلط بر تصمیم‌گیری‌های امنیتی و سیاسی لبنان، از سیاستمداران فاسد حمایت می‌کرد و درمقابل، آنان نیز بر سلطه روزافزون این گروه بر ساختار کشور چشم می‌بستند.

در سال ۲۰۲۳ و پس از آغاز عملیات «طوفان‌الاقصی»، حزب‌الله به دستور جمهوری اسلامی لبنان را به بهانه «حمایت از غزه» وارد درگیری کرد. در واکنش به این اقدام، اسرائیل پس از ۲۳ سال بار دیگر وارد جنوب لبنان شد و کنترل چند نقطه مرزی را در دست گرفت، حضوری که ابتدا از پنج نقطه آغاز شد و سپس به هفت نقطه رسید. در سال ۲۰۲۶ و در پی جنگ ایران، حزب‌الله بار دیگر جنگی را تحت عنوان «حمایت از جمهوری اسلامی» آغاز کرد که در نهایت به اشغال بخش بزرگی از جنوب لبنان به‌دست اسرائیل و ویرانی گسترده این منطقه انجامید.

در واقع، این حزب‌الله و جمهوری اسلامی بودند که زمینه بازگشت دوباره اسرائیل به خاک لبنان و اشغال بخش‌هایی از این کشور را فراهم کردند.

این پرسش اساسی مطرح است که حزب‌الله و جمهوری اسلامی با چه توجیهی برای مذاکرات لبنان و اسرائیل شرط تعیین می‌کنند، با مذاکرات مستقیم مخالفت و بر این نکته پافشاری می‌کنند که لبنان نباید هیچ‌گونه امتیازی بدهد. این درحالی است که هدف اصلی این مذاکرات تلاش برای پایان‌دادن به اشغال بخش‌هایی از قلمرو لبنان است که حزب‌الله و جمهوری اسلامی با کشاندن پای لبنان به جنگ‌هایی که هیچ ارتباطی با منافع ملی این کشور نداشت، زمینه‌ساز آن شدند.

در مذاکرات لبنان و اسرائیل چه می‌گذرد؟

لبنان آمادگی ارتش این کشور برای بازنگری در طرح‌های مربوط به انحصار سلاح در جنوب رودخانه لیتانی را مطرح می‌کند و خواستار تدوین یک طرح به‌روزتر برای استقرار نیروها و کنترل سلاح است، طرحی که از برنامه‌های گذشته کارآمدتر و موثرتر باشد.

در همین حال، واشنگتن تمایلی ندارد که این پرونده به‌طور کامل به ارتش لبنان واگذار شود، بلکه درحال تدوین طرحی جایگزین است که در آن ارتش لبنان نقش مجری را ایفا کند. بر اساس این طرح، قرار است یک یگان ویژه در ساختار ارتش لبنان تشکیل شود که ماموریت اجرای برنامه طراحی‌شده آمریکا را برعهده گیرد. در صورت مخالفت لبنان با این روند، واشنگتن به تل‌آویو مجوز می‌دهد تا دامنه فشارها را در ابعاد مختلف افزایش دهد، از جمله گسترش دامنه اشغال در شمال رودخانه لیتانی و پیش‌روی تا نزدیکی شهر صور در جنوب لبنان.

منافع ملی لبنان برای حزب‌الله و جمهوری اسلامی هیچ اهمیتی ندارد

همزمان با افزایش فشارها بر لبنان، نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، با تاکید بر عدم پایبندی این گروه به هرگونه تصمیم درباره آتش‌بس، اعلام کرد که در برابر تصمیم دولت برای خلع سلاح حزب‌الله خواهد ایستاد، رویکردی که عملا به اسرائیل بهانه می‌دهد تا به بمباران لبنان و ادامه اشغال جنوب این کشور ادامه دهد. در همین حال، تهران نمی‌خواهد لبنان به شکل مستقل و به دور از نفوذ جمهوری اسلامی وارد روند مذاکره شود و درپی آن است که خود نقش تصمیم‌گیر و مذاکره‌کننده اصلی را ایفا کند. اما بعید است که بیروت، واشنگتن و تل‌آویو چنین فرصتی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهند.

اسرائيل چه اهدافی را در لبنان دنبال می‌کند؟

اسرائیل خود را ملزم به پذیرش آتش‌بس فراگیر با حزب‌الله نمی‌داند؛ و این موضوع در گفتگوهای اخیر نیز به هیئت لبنانی اطلاع داده شده است. در چارچوب این رویکرد، راهبرد دولت نتانیاهو بر حذف تهدیدها و جلوگیری از هرگونه خطر علیه امنیت اسرائیل و ساکنان شمال این کشور استوار است. در همین حال، واشنگتن نیز با این موضع همسو است و از نتانیاهو آتش‌بس کامل مطالبه نمی‌کند.

با این حال، اسرائیل با کاهش سطح عملیات در مناطقی دورتر از مرزها، مانند بقاع و بیروت، مخالفتی ندارد، مگر در مواردی که آن را تهدیدآمیز ارزیابی کند. به گفته منابعی در واشنگتن، اسرائيل به دولت ایالات متحده اطلاع داده است که از تقویت و تسلیح ارتش لبنان و ارائه کمک‌های مربوط به آن حمایت می‌کند. منابع یادشده می‌افزایند، تل‌آویو با تاکید به هیئت لبنانی گفته است خروج کامل نیروهای اسرائيل از خاک لبنان زمانی انجام می‌شود که دولت لبنان کنترل کامل سرزمین خود را در دست بگیرد و اطمینان حاصل شود که هیچ تهدیدی ازسوی حزب‌الله علیه اسرائیل وجود نخواهد داشت.

در واقع، حزب‌الله با ادامه ماجراجویی‌های پی‌درپی که فرجام آن تنها به سود رژیم جمهوری اسلامی است، لبنان را همچنان در عمق بحران فرو می‌برد.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه