انقلاب ملی ایران که شاهزاده رضا پهلوی عنوان «انقلاب شیر و خورشید» را برای آن برگزید، به شکلی فراگیر و گسترده، صاحبان مشاغل گوناگون و اقشار مختلف جامعه را با خود همراه کرده است. ویدیوها و تصاویری هم که رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی از کشتهشدگان منتشر میکنند، از تکثر بیسابقه معترضان حکایت دارد؛ چنانچه در میان آنها از کودکان کار و دانشآموزان گرفته تا وکلا، پزشکان و پرستاران، معلمان، بازنشستگان و ورزشکاران رشتههای مختلف مشاهده میشود.
این تکثر بهوضوح نشان میدهد برخلاف ادعاهای مقامهای حکومتی که سعی داشتند انقلاب ملی ایران را به مشکلات اقتصادی اصناف و بازاریان تقلیل دهند، همه اقشار جامعه از نظام اسلامی به ستوه آمدهاند و آستانه تحملشان به سر رسیده است.
دیماه خونین
جرقه «انقلاب شیر و خورشید» از اوایل دیماه ۱۴۰۴ زده شد؛ زمانی که حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی، جهش نرخ ارز و افزایش انفجاری قیمتها، فشار معیشتی را به نقطهای بیسابقه رساند.
نخستین واکنشها از سوی بازاریان و اصناف شکل گرفت که با اعتصاب و برگزاری تظاهرات، اعتراض خود را به وضعیت موجود و فروپاشی معیشت اعلام کردند، اما این اعتراضها بهسرعت از چارچوب صنفی فراتر رفت و جامعهای که از نظام اسلامی به تنگ آمده و آبستن یک انقلاب ملی بود، بیدرنگ به حرکت بازاریان پیوست و خیابانها صحنه حضور لایههای اجتماعی مختلف شد؛ حضوری که اثبات میکرد مسئله مردم ایران با حاکمیت، صرفا اقتصادی نیست، بلکه در نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی عمیق ریشه دارد.
در همان روزها، مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی، در تلاشی آشکار برای کوچکنمایی ابعاد اعتراضها، ادعا کرد که نمایندگانی را برای «شنیدن مطالبات بازاریان» اعزام خواهد کرد؛ موضعی که با واکنش صریح معترضان روبرو شد و آنها تاکید کردند که این اعتراضها نه به بازاریان محدود است و نه صرفا به مشکلات اقتصادی.
شعارهای معترضان نیز همین موضعگیری را آشکار میکرد. آستانه تحمل جامعه به سر آمده و خواست اصلی، فراتر از اصلاحات یا وعدههای مقطعی، سرنگونی نظام اسلامی بود؛ مطالبهای که محدود به تهران نبود و اعتراضهای خیابانی خیلی زود از پایتخت و مراکز اقتصادی فراتر رفت و به شهرهای دیگر گسترش یافت.
معترضان در شهرهایی چون اصفهان، مشهد، ایلام و کرمانشاه به خیابانها آمدند و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه»، بهصراحت اصل نظام سیاسی را نشانه گرفتند.
قیام فراگیر
نگاهی به رخدادهای روزهای نخست «انقلاب شیر و خورشید» نشان میدهد که با گسترش اعتراضها در شهرهای مختلف، توجه رسانههای بینالمللی و سیاستمداران جهان به ایران جلب شد. همهچیز از یک قیام و خیزش سراسری حکایت داشت. با این حال مقامهای حکومتی همچنان میکوشیدند با تقلیل اعتراضها به اعتصاب بازاریان یا مطالبات اقتصادی، ابعاد واقعی آن را پنهان کنند؛ تلاشی که نتیجهاش صریحتر شدن مطالبات مردم و طنینانداز شدن شعارهایی مثل «ضجه بزن سیدعلی، داره مییاد پهلوی» بود.
فراخوان شاهزاده برای حضور سراسری مردم در روزهای هجدهم و نوزدهم، حکم تیر خلاص به دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی را داشت. وقتی میلیونها نفر در سراسر ایران شامگاه پنجشنبه هجدهم دیماه راس ساعت ۸ شب به خیابانها آمدند و با شعارهایشان، راس نظام اسلامی را نشانه گرفتند.
این حضور میلیونی که روز جمعه نیز تکرار شد، توهم حاکمیت به کنترل اوضاع را در هم شکست و خونینترین سرکوب و کشتار خیابانی تاریخ معاصر رقم خورد؛ کشتاری که به فرمان مستقیم علی خامنهای انجام شد.
تکثر معترضان
بررسی اطلاعات منتشرشده درباره کشتهشدگان «انقلاب شیر و خورشید»، تصویری روشن و انکارناپذیر از فراگیری اجتماعی این خیزش به دست میدهد. فهرست نامها و چهرهها نشان میدهد که معترضان به یک طبقه و یک حرفه خاص محدود نیست و در میان کشتهشدگان از آرایشگر، کافهدار و پزشک گرفته تا پرستار، مهندس، معلم، بازنشسته، دانشجو، دانشآموز، ورزشکار، وکیل و بلاگر به چشم میخورد.
این تنوع شغلی و اجتماعی گویاترین پاسخ به روایت رسمی حاکمیت است که سعی داشت انقلاب ملی مردم را به اعتراض گروهی خاص یا مطالباتی محدود تقلیل دهد. واقعیت میدانی نشان میدهد که مطالبه سرنگونی جمهوری اسلامی از متن زندگی روزمره مردم برخاسته است؛ از محل کار، مدرسه، بیمارستان، باشگاه ورزشی و فضای مجازی. هر نام در فهرست کشتهشدگان نماینده بخشی از جامعهای است و همگی آنها جزئی از کل جامعه ایراناند که فریاد میزند این حکومت را نمیخواهد.

