دوستی جاودانهٔ ملت ابراهیم و ملت کوروش

ایرانی‌ها یگانه ملتی بودند که در کنار اسرائیلی‌ها، انتخابات را تا بامداد دنبال کردند

ترکیبی از تصاویر تخت جمشید، دیوار ندبه و پرچم اسرائیل/ کانوا

در عمر ۵۵ سالهٔ روزنامه‌نگاری‌ام، هرگز انتخابات اسرائیل آنچنان که این بار برایم اهمیت داشت و تا بامدادان و روشن شدن نتایج اولیه آن، بیدار ماندم، اعتبار و اهمیت نداشت. دلبستگی من به تحولات خاورمیانه، دانستن زبان عربی و داشتن دوستان عرب، دیدارهایم از بیروت و قاهره و دمشق عملاً مرا در صف مخالفان اسرائیل قرار داده بود. ترجمه آثار ادبیات مقاومت فلسطین و سرودهای انقلابی بزرگانی چون صلاح عبدالصبور، محمود درویش، فدوی طوقان، سالم جبران، عبدالوهاب البیاتی و نزار قبانی بعد از سال ۱۹۶۷ هم بر دلبستگی من به صف مخالفان اسرائیل می‌افزود.

در نگاه روشنفکر ایرانی و ما جوان‌های پر از شور و احساس در انتخاب اسرائیل، دیرسالی، حزب کارگر‌‌ــ با نرمش بیشتر در برابر عرب‌ها و فلسطینی‌ها‌‌ــ جای قابل‌قبول‌تری داشت. ما بودیم و بن گورین و گلدامایر و مناحیم بگین  و شامیر و پرز و حزب کارگر و لیکود احزاب دینی به حساب نمی‌آمدند.

فروپاشی اتحاد شوروی و سرازیر شدن یهودیان شوروی همزمان با یهودیان شرقی فالاشا و یهودیان مغرب و یمن از سوی دیگر جامعه اسرائیل را دگرگون کرد. چپ‌ها خیلی کمرنگ شدند و راست‌ها به‌سرعت بر دولت مسلط شدند. حالا کم‌کم دولت را پس از مردان تاریخی اسرائیل، شارون و نتانیاهو، نظامیان بازنشسته و سیاستمداران امیدوار، صحنه را تسخیر کردند.

با این همه یگانه دموکراسی در خاورمیانه با همه بالا و پایین‌ها و از همه مهم‌تر تهدیدهایی که گاه مثل ۷ اکتبر جان و جهان اسرائیل را در معرض خطری جدی قرار داد، همچنان استمرار یافته است.

انتخابات این هفته اسرائیل اما مثل دیگر انتخابات از زمان تولد اسرائیل نبود. حالا علاوه بر مردم اسرائیل، مردمانِ دیاری دیگر نیز با اضطراب و نگرانی آن را دنبال کردند .اگر شهروند اسرائیل با آرزوی داشتن زندگی بهتر به پای صندوق رأی رفت، بسیاری از شهروندان ایران در داخل و خارج بیدار نشستند و با دلهره آرزو کردند نتانیاهو برنده شود.

در زبان مذهبی، ملت عنوان پیروان یک دین است. ملت ابراهیم، ملت مسیح و ملت محمد که در زمان خلافت عمر، به «امت» تبدیل شد. با این حال امپراتوری ایران به عنوان یک ملت بزرگ و ملت ابراهیم، ​​مدت‌ها کنار هم و با وحدت ابدی زیسته‌اند.

یهودیان ایران چه در دوران صفویه و قاجار و چه قبل از آن، اگرچه رنج‌های زیادی کشیدند، رهبران بزرگانشان در جمع حضوری چشمگیر داشتند. پزشکان درباری عمدتاً یهودی بودند و صنایع و تجارت دست آنها بود. خانواده‌های بزرگی مانند حییم، بروخیم، لوی، آلیانس، دلشاد، کهن، حی، مشفق همدانی، نی‌داوود، صدیق، امینی کردوانی، القانیان، بیبیان و... ده‌ها یهودی مشهور دیگر نمادهایی از چهره‌های برجسته اواخر دوران قاجار و طول سلطنت دو پهلوی بودند که در زمینه‌های صنعت، فرهنگ و سیاست، هنر، ورزش و موسیقی جایگاهشان را تثبیت کردند..

روابط ایران و اسرائیل تاریخ پرفرازونشیبی دارد. از زمان استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تا انقلاب ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) ایران، دو کشور به‌تدریج مناسبات سیاسی، نظامی، امنیتی، تجاری، صنعتی و علمی را گسترش دادند.

با این حال، با تأسیس جمهوری اسلامی، حکومت جدید در تهران، حتی پیش از استقرار، خواستار نابودی اسرائیل شد و جنگ با این کشور را به یکی از محورها و اصول سیاست خارجی خود تبدیل کرد. اصلی که تاکنون بدون تغییر باقی مانده و دو کشور را به رویارویی نظامی مستقیم کشانده است.

روابط دو ملت ایران و یهود سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر از این هشت دهه دارد و به روایت اسناد تاریخی و باورهای مذهبی یهودیان به زمان فتح بابل به دست کوروش بزرگ و بازگشت یهودیان به زادگاهشان باز می‌گردد. البته گروهی از یهودیان در ایران ماندند و تا مقام شهبانویی امپراتوری هخامنشیان هم ارتقاء یافتند.

این واقعیت که ایران، برخلاف دیگر کشورهای خاورمیانه دولت-ملتی عرب نیست و مذهب «رسمی» متفاوت آن، اسلام شیعه، این کشور را از دیگر بازیگران منطقه‌ای و مناسبات آن‌ها با اسرائیل، متمایز می‌کند، نقش مهمی در تنظیم روابط تهران با تل آویو در سال‌های نخست تاسیس اسرائیل بازی کرد؛ روابط ایران شاهنشاهی با کشور نوظهور، می‌توانست پشتوانه ارزشمندی برای ایران باشد، زیرا در آن سال‌ها، این اعراب بودند که اسرائیل را به نابودی تهدید می‌کردند.

دو سال پس از تأسیس اسرائیل و در زمان نخست وزیری ساعد مراغه‌ای، ایران اسرائیل را به صورت «دوفاکتو» پذیرفت و برای تأسیس دفتر نمایندگی ایران، ساختمانی در تل‌آویو خرید.

با وجود همه فرازونشیب‌ها در مناسبات دو طرف، زمین و ساختمان دفتر نمایندگی دو ساله ایران در اسرائیل هنوز به نام دولت ایران در تل‌آویو ثبت است. در سال‌های پیش از انقلاب دفتر نمایندگی اسرائیل در خیابان کاخ تهران با عنوان «نمایندگی تجاری» افتتاح شد و دفتر نمایندگی ایران در تل‌آویو هم فعال بود.

در سال ۱۳۵۷، انقلابیون، این ساختمان را به یاسر عرفات هدیه دادند تا آن را به دفتر نمایندگی فلسطین در ایران تبدیل کند، اما نمایندگی فلسطین هرگز در این دفتر تشکیل نشد. سفیران ساف، هانی الحسن، ابو ایمن و صلاح الزواوی که عملاً ایرانی شده بود و دخترش، همواره رژیم را به خلف وعده متهم می‌کردند. من از هانی الحسن شنیدم که خطاب به قطب‌زاده می‌گفت: شما کی به ما محل سفارت اسرائیل را دادید؟ شما دروغ گفتید!

برای اسرائیل، توسعه دوستی با ایران یک هدف راهبردی بود. دیوید بن گوریون، اولین نخست‌وزیر و بنیان‌گذار اسرائیل، از سال ۱۹۵۰، با وضع دکترین معروف به «پیرامون» تلاش برای خروج اسرائیل از انزوای تحمیلی همسایگان را وضع کرد. پادشاهی ایران و جمهوری ترکیه، در کنار اتیوپی، محورهای این دکترین سیاست خارجی بودند.

در دهه ۱۹۶۰ میلادی همزمان با «انقلاب سفید» محمدرضاشاه و برنامه اصلاحاتی که  به عنوان «انقلاب شاه و مردم» شناخته شد و یکی از اهداف آن تقسیم زمین‌های کشاورزی و ایجاد طبقه بزرگی از کشاورزان مستقل در ایران بود، اسرائیل می‌توانست شریک طبیعی این برنامه باشد.

از زمانی که اسرائیلی‌ها ۱۰۰ سال پیش شروع به بازگشت به «ارض موعود» کردند، شهرک‌های کشاورزی مدرنی را در این سرزمین ایجاد کرده و توانسته بودند روش‌های بسیار پیشرفته‌ای ابداع کنند که نه‌تنها باعث افزایش بازده محصولات می‌شد، بلکه کشاورزان را قادر می‌کرد تا با ایجاد تعاونی‌ها، روی پای خود بایستند و محصولاتشان را به بازار عرضه کنند. کیبوتص‌ها و هستدروت‌ها نمونه‌هایی موفق در اداره زمین و کشاورزان بود.

از همین رو، وزارت خارجه و وزارت کشاورزی اسرائیل دوره‌های تخصصی زیادی را برای کارآموزان ایرانی ترتیب دادند و طی ۱۰ سال، حدود چهار هزار مهندس و کاشناس کشاورزی و دامداری ایرانی دوره‌های چند ماهه را در اسرائیل گذراندند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در دهه ۱۹۶۰، اسرائیل از ده‌ها روشنفکر، چهره مطبوعاتی و نویسنده هم برای بازدید از این کشور دعوت کرد که جلال آل‌احمد، نویسنده سرشناس، ابوالحسن بنی‌صدر، احسان نراقی و... هم در میان آنها بودند. آل‌احمد پس از بازگشت به ایران، کتابی در مورد برداشت‌های خود از اسرائیل مدرن نوشت و برخی از پدیده‌های سوسیالیستی در این کشور را ستود.

از سال ۱۹۶۰، شاه فقید ایران روابط با اسرائیل را علنی کرد دولت از تصمیم خود برای تاسیس نمایندگی سیاسی رسمی در اسرائیل خبر داد. این تصمیم اعتراض کشورهای عرب را برانگیخت و مناسبات تهران و پایتخت‌های عربی را که از زمان قطع رابطه روابط ایران و مصر به دستور جمال عبد‌الناصر سرد شده بود، برای مدتی «تیره‌تر» کرد.

در سال ۱۹۷۲، تجارت بین دو کشور به ۴۳ میلیون دلار رسید که در آن زمان رقم بالایی بود،‌ اما بخش اصلی تجارت بین دو کشور مربوط به نفت بود. اسرائیل بخش قابل‌توجهی از نیازهای نفتی خود را از ایران وارد می‌کرد و ایران هم در پاسخ به اعتراض کشورهای عربی، همواره استدلال می‌کرد که به اسرائیل نفت نمی‌فروشد، بلکه شرکت‌هایی وجود دارند که نفت را از ایران می‌خرند و آن را در بازار جهانی عرضه می‌کنند.

کمی پس از جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ که منجر به بسته شدن کانال سوئز هم شد، اسرائیل به ایران پیشنهاد داد بخشی از نفت ایران از طریق اسرائیل به اروپا برسد و عملاً کانال سوئز را غیرضروری کرد.

در سال‌های پس از این جنگ، پادشاه ایران در راستای رویکرد گسترش روابط بین‌المللی، مناسبات با کشورهای عربی را همزمان با توسعه روابط با بلوک شرق، تقویت کرد. باوجود مناسبات بسیار نزدیک میان پادشاهی ایران و کشورهای عربی، که اوج آن را می‌توان در روابط نزدیک میان پادشاه فقید و انور سادات، جانشین ناصر و همچنین حمایت نظامی ایران از سلطنت عمان در جنگ «ظفار» دید،  تا زمان انقلاب، روابط ایران و اسرائیل در گسترده‌ترین شکل ادامه یافت.

دوستی از علی‌شاه‌عوض، در نزدیکی تهران، نوشته بود خیلی از روستاییان اینجا انتخابات اسرائیل را دنبال می‌کردند. گفتم تنها نیست من هم تا بامدادان بیدار بودم و انتخابات را دنبال می‌کردم.  

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه