بر اساس پژوهشی تازه، گوش دادن به موسیقی مناسب ممکن است نوعی اثر بیحسکنندگی داشته باشد و هنگام وارد کردن سوزن و انجام دادن دیگر اقدامهای پزشکی دردناک، نقشی تسکیندهنده ایفا کند.
این پژوهش که در نشریهٔ «مرزهای پژوهش درد» (Frontiers in Pain Research) منتشر شده است، تأثیر انواع موسیقی را بر احساس درد بیماران بررسی کرد.
محققان در این پژوهش، ۲۰۴ نفر را که قرار بود از مغز، ستون فقرات، سر یا گردنشان امآرآی گرفته شود، بررسی و به چهار گروه تقسیم کردند. یک گروه به موسیقی ملایم آرامشبخش، شبیه موسیقی که هنگام ماساژ پخش میشود، گوش دادند، گروهی دیگر به قطعهای از موتسارت، گروه سوم به آهنگهای موردعلاقهٔ خود و گروه چهارم، بهعنوان گروه کنترل، به هیچ موسیقی گوش ندادند.
برای سه گروه نخست، موسیقی پیش از وارد کردن کانولا، هنگام آن و پس از آن پخش شد. کانولا لولهای باریک است که داخل ورید قرار میگیرد تا از طریق آن دارو، مادهٔ بیهوشی عمومی یا ماده حاجب موردنیاز برای امآرآی تزریق شود.
قطعهٔ انتخابشده از موتسارت، قطعهای معمولی نبود، بلکه سونات «کِی ۴۴۸» برای دو پیانو در رِ ماژور بود. این قطعه سال ۱۹۹۳ خبرساز شد؛ زمانی که پژوهشی در نشریه «نیچر» نشان داد گوش دادن به موسیقی کلاسیک، بهویژه این اثر، با بهبود حافظه، حل مسئله و استدلال فضاییــزمانی ارتباط دارد. اگرچه سازوکار این ارتباط بهطور قطعی مشخص نشد، این یافته به شکلگیری مفهومی انجامید که در علم به «اثر موتسارت» شهرت یافت.
برخی آهنگهایی که شرکتکنندگان گروه موسیقی موردعلاقه انتخاب کردند، «امن در نیویورکسیتی» از گروه ایسی/دیسی، «سلام» از لایونل ریچی و «امامام امامام امامام امامام» (Mmm Mmm Mmm Mmm) از گروه کرش تست دامیز بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از شرکتکنندگان خواسته شد شدت درد خود را پیش و پس از وارد کردن کانولا ارزیابی کنند. در کسانی که به موسیقی ملایم آرامشبخش گوش داده بودند یا هیچ موسیقی نشنیده بودند، پیش، حین یا پس از این اقدام کاهش معناداری در درد مشاهده نشد.
بیاثر بودن این موسیقی ملایم و عمومی میتواند دلایلی داشته باشد. دکتر مریتشل گارسیا آلزامورا، متخصص تصویربرداری اعصاب و رادیولوژی بیمارستان دانشگاهی زوریخ و نویسنده ارشد پژوهش، در بیانیهای گفت: «موسیقی آرامشبخش معمولاً ضرباهنگی آهسته و صدایی کم دارد و در شدت صدا در آن تغییرات محسوسی دیده نمیشود. این ویژگیها ممکن است باعث شده باشد بیماران به موسیقی توجه نکنند و همین میتواند نبودِ اثر تسکیندهنده آن را توضیح دهد.»
اما در دو گروه دیگر، گوش دادن به موسیقی با مقداری تسکین درد همراه بود. کسانی که قطعه موتسارت یا آهنگهای موردعلاقه خود را شنیده بودند، دو دقیقه پس از وارد کردن کانولا، کاهش معناداری در درد احساس کردند. گروه «موسیقی موردعلاقه» حتی از مزیتی برخوردار بود که در هیچ گروه دیگری دیده نشد: تنها ۳۰ ثانیه پس از این اقدام، کاهش شدت درد گزارششده نسبت به مقدار اولیه، در این گروه بیشتر از گروههای دیگر بود.
چرا به نظر میرسد برخی موسیقیها اثر ضددرد دارند؟
پژوهشگران در این مطالعه در پی یافتن پاسخی قطعی به این پرسش نبودند، اما یافتههایشان چند احتمال را مطرح میکند. آنها در مقاله خود مینویسند گوش دادن به موسیقی ممکن است آزاد شدن اندورفینها را تحریک کند؛ پیامرسانهای شیمیایی که با اتصال به گیرندههای اپیوئیدی، درد را کاهش میدهند یا از بین میبرند. موسیقی همچنین ممکن است بدن را آرام کند و در نتیجه فشار خون، ضربان قلب، اضطراب و استرس را کاهش دهد؛ تغییراتی که همگی میتوانند به کاهش درد کمک کنند.
منحرف شدن توجه به دلیل موسیقی نیز ممکن است دستگاه لیمبیک و شبکههای پیشپیشانی مغز را درگیر کند و شبکههای تعدیلکننده درد را به فعالیت وادارد. اثر این نواحی عصبی معمولاً با اندکی تأخیر ظاهر میشود و این میتواند توضیح دهد که چرا شرکتکنندگان دو دقیقه پس از وارد کردن سوزن احساس تسکین کردند. البته پژوهشگران این احتمال را نیز میپذیرند که کاهش درد ناشی از خود موسیقی نبوده باشد، بلکه حضور پژوهشگری خوشبرخورد در اتاق که توجه بیمار را از درد منحرف کرده، عامل آن بوده باشد.
پژوهشگران قصد دارند در ادامه، انواع دیگری از موسیقی کلاسیک، فراتر از آثار موتسارت، را که ممکن است اثری مشابه یا حتی قویتر در تسکین درد داشته باشند، بررسی کنند. آنها همچنین امیدوارند مشخص کنند آیا موسیقی میتواند دردهایی شدیدتر از درد سوزن را نیز تسکین دهد. البته متخصصان بیهوشی روشهای دارویی متعددی در اختیار دارند، با این حال موسیقی بهعنوان روشی بیهزینه، آسان و بدون خطر، میتواند گزینهای ارزشمند و غیردارویی در کنار این روشها باشد.

