انتخابات در تل‌آویو و واشنگتن؛ سرنوشت جنگ با ایران در سایه سیاست

پس از سوم نوامبر، ملاحظات انتخاباتی ممکن است جای خود را به محاسبات راهبردی بدهند؛ از توافقی محدود دربارهٔ تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای تا ازسرگیری رویارویی نظامی

چند خودرو و موتورسیکلت در حال عبور از کنار یک تابلو تبلیغات شهری بزرگ با موضوع ضدیت با آمریکا در تهران‌ــ AFP via Getty Images

فاصلهٔ میان انتخابات مجلس اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگرهٔ آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶، تنها هفت روز است، اما تأثیر این دو رویداد بر جنگ با ایران، بیش از آنکه به اهداف جنگ مربوط باشد، به زمان‌بندی تشدید درگیری‌ها بستگی دارد. ازسرگیری عملیات نظامی اکنون تابع محاسبات سیاسی متفاوت در تل‌آویو و واشنگتن است. در حالی که تهران می‌کوشد با معلق نگه‌ داشتن مذاکرات، از فرصت باقی‌مانده تا اعلام نتایج انتخابات بهره ببرد.

در آستانهٔ انتخابات اسرائیل، هنوز مشخص نیست که نتانیاهو و متحدانش یا مخالفان او بتوانند اکثریت لازم را برای تشکیل دولت را به دست آورند. گادی آیزنکوت در برخی نظرسنجی‌ها پیشتاز است، اما این برتری به‌تنهایی برای به قدرت رسیدن مخالفان کافی نیست. تشکیل دولتی باثبات به حمایت دست‌کم ۶۱ نماینده از مجموع ۱۲۰ نماینده صاحب‌کرسی در کنست نیاز دارد. حال آنکه شماری از جریان‌های اصلی سیاسی حاضر به همکاری با احزاب عربی نیستند. در چنین شرایطی، ناتوانی احزاب در دستیابی به توافق ممکن است به ادامه کار دولت موقت به ریاست نتانیاهو بینجامد یا اسرائیل را بار دیگر به سمت انتخابات زودهنگام سوق دهد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

حتی اگر در رهبری سیاسی اسرائیل تغییری رخ دهد، بعید است در دکترین امنیتی این کشور که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تثبیت شد، بازنگری اساسی صورت گیرد. مقابله با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با تشکیل کشور فلسطین همچنان موضع مشترک جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل است؛ جریان‌هایی که در ترجیح گزینه نظامی و توسل به حملات پیشدستانه نیز هم‌نظرند. اختلاف آن‌ها بیشتر بر سر نحوهٔ اداره جبهه‌های جنگ، چگونگی تعامل با نهادهای امنیتی و متحدان و تشخیص زمان مناسب برای گذار از عملیات نظامی به عرصهٔ سیاسی است؛ زمانی که دستاوردهای نظامی برای آغاز یک روند سیاسی پایدار کافی تلقی شود.

در واشنگتن نیز حزب جمهوری‌خواه به‌ دلیل افزایش هزینه‌های زندگی و بهای سوخت با فشارهای انتخاباتی روبه‌رو است؛ وضعیتی که می‌تواند بر اکثریت این حزب در مجلس نمایندگان و سنا تأثیر بگذارد. اگر دموکرات‌ها در یکی از این دو مجلس یا هر دو اکثریت را به دست آورند، قدرت آن‌ها برای بازخواست دولت و تأثیرگذاری بر بودجه عملیات نظامی افزایش خواهد یافت، اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اختیارات اجرایی خود را از دست نمی‌دهد. به علاوه، توازن قوا در کنگره هم بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات سوم نوامبر تغییر نخواهد کرد، زیرا دوره فعالیت کنگره جدید از ژانویه ۲۰۲۷ آغاز می‌شود.

همکاری دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در مقابله با جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز بر منافع مشترک دو طرف استوار است. هرچند در زمینهٔ نحوهٔ پیشبرد جنگ و زمان مناسب برای حمله، لزوماً دیدگاه یکسانی ندارند.

ترامپ ابتدا از به تعویق انداختن حملات تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا سخن گفت، اما بعدتر احتمال حمله پیش از برگزاری انتخابات را نیز مطرح کرد. همزمان، از آمادگی اسرائیل برای دور تازه‌ای از حملات گزارش‌هایی منتشر شد. با این حال، چنین آمادگی‌هایی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست و ممکن است صرفاً بخشی از تلاش برای افزایش فشار بر تهران باشد.

پس از سوم نوامبر، ملاحظات انتخاباتی ممکن است نقش کمرنگ‌تری در محاسبات واشنگتن داشته باشند، اما خطر پاسخ متقابل جمهوری اسلامی ایران و احتمال گسترش دامنه درگیری همچنان از عوامل تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری آمریکا خواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران می‌کوشد با طولانی کردن مذاکرات، مانع از آن شود که ترامپ پیش از انتخابات به دستاوردی سیاسی برسد. تهران همچنین در پی آن است که با تبدیل تنگهٔ هرمز به اهرم فشار، هزینه‌های تقابل را برای آمریکا و بازارهای جهانی افزایش دهد.

دولت آمریکا از آغاز مذاکرات، خواستار امتیازهای هسته‌ای از تهران بود، حال آنکه جمهوری اسلامی ایران آغاز گفت‌وگو دربارهٔ برنامه هسته‌ای خود را به کاهش محدودیت‌های اعمال‌شده علیه تهران مشروط کرده است. با این حال، تداوم محاصره و کاهش درآمدهای نفتی فشار بر اقتصاد ایران را تشدید و طولانی کردن مذاکرات را برای جمهوری اسلامی ایران هم به راهبردی پرهزینه تبدیل می‌کند.

پس از انتخابات، واشنگتن و تل‌آویو با سه سناریو احتمالی در قبال جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو خواهند بود: در سناریو نخست، فشارهای آمریکا ادامه می‌یابد و مذاکرات به بن‌بست می‌رسد، بی‌آنکه توافقی حاصل شود. در سناریو دوم، دو طرف به تفاهمی محدود دست می‌یابند که در ازای کاهش بخشی از تحریم‌ها، عبورومرور منظم کشتی‌ها از تنگهٔ هرمز را تضمین و زمینه را برای مذاکره درباره برنامهٔ هسته‌ای فراهم می‌کند. سناریو سوم نیز ازسرگیری حملات نظامی و احتمال واکنش جمهوری اسلامی ایران است که دامنهٔ جنگ را گسترش خواهد داد.

با این حال، نتیجهٔ انتخابات به‌تنهایی تعیین‌کنندهٔ مسیر پیش رو نخواهد بود. تغییر دولت در اسرائیل ممکن است هفته‌ها زمان ببرد و حتی اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره آمریکا را به دست گیرند، این امر لزوماً مانع از توسل ترامپ به نیروی نظامی نخواهد شد.

کشورهای حوزه خلیج فارس از جنگ ۲۰۲۶ تجربه‌های مهمی اندوخته‌اند و با تقویت هماهنگی‌های دیپلماتیک، خود را برای احتمال بازگشت تنش‌ها آماده می‌کنند. حملات جمهوری اسلامی ایران به کشورهای منطقه خط قرمز‌های امنیتی را زیر پا گذاشت و اعتماد به پایبندی تهران به توافق‌های احتمالی آینده را بیش‌ازپیش تضعیف کرد.

در چنین شرایطی، تقویت توان دفاعی باید با حفظ فرصت‌های دیپلماتیک برای مهار بحران، همراه باشد. هرگونه توافق در آینده تنها زمانی به ثبات پایدار منطقه می‌انجامد که امنیت کشورهای حوزه خلیج فارس را تضمین کند و به سیاست تهدید و باج‌گیری جمهوری اسلامی ایران پایان دهد.

برگرفته از النهارالعربی

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه