روابط مصر و عربستان سعودی فراتر از چارچوب مناسبات دوجانبه، جایگاهی مهم در معادلات قدرت خاورمیانه و ترسیم آیندهٔ جهان عرب دارد. قاهره و ریاض با اتکا به جایگاه منطقهای و ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی خود، در جهتدهی به تحولات خاورمیانه و پیشبرد روند توسعهٔ آن نقش مؤثری ایفا میکنند. از همین رو، همکاریهای این دو کشور با امنیت و ثبات منطقه پیوندی تنگاتنگ دارد.
تاریخ روابط مصر و عربستان سعودی، از دیدار تاریخی ملک عبدالعزیز، پادشاه فقید عربستان سعودی، با ملک فاروق، پادشاه وقت مصر، در سال ۱۹۴۵ تا دورههای همبستگی عربی و جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نشان میدهد که همسویی ارادهٔ سیاسی و بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی و راهبردی دو کشور نقشی مهم در شکلگیری معادلات منطقهای داشته است.
امروز، در شرایطی که رقابتهای ژئوپلیتیکی و بحرانهای امنیتی آیندهٔ خاورمیانه را رقم میزنند، هماهنگی قاهره و ریاض دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای مهار بحرانها، حفظ ثبات و صیانت از منافع مشترک دو کشور است.
از مهار بحران تا شکلدهی به توازن منطقهای
خاورمیانه در یکی از پیچیدهترین مقاطع خود به سر میبرد؛ جنگ غزه و تداوم بحران فلسطین، ناامنی در دریای سرخ، پیچیدگی پروندهٔ ایران و بحرانهای مزمن در سودان و یمن، چشمانداز منطقه را با ابهامهای فزایندهای روبهرو کردهاند. در چنین فضایی، دیپلماسی عربی نمیتواند به واکنشهای مقطعی و مدیریت بحرانهای پیاپی محدود بماند، بلکه باید با هماهنگی راهبردی، زمینهٔ مهار تنشها، پاسداری از منافع مشترک و دستیابی به راهحلهای سیاسی پایدار را فراهم کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اهمیت هماهنگی قاهره و ریاض از همینجا آشکار میشود: مصر با تکیه بر وزن جمعیتی، توان نظامی و موقعیت راهبردی خود، به این همکاری عمق ژئوپلیتیکی میبخشد. در مقابل، عربستان سعودی با اتکا به قدرت اقتصادی، جایگاه سیاسی و نفوذ خود در بازارهای انرژی و سرمایهگذاری بینالمللی، بر اهمیت راهبردی این همکاری میافزاید.
امنیت خلیج فارس و دریای سرخ؛ پیوندی راهبردی
امنیت عربستان سعودی بخشی جداییناپذیر از معادلهٔ ثبات در جهان عرب است؛ همانگونه که ثبات مصر یکی از پایههای امنیت دریای سرخ، شرق مدیترانه و شمال آفریقا به شمار میرود. از این رو، مخالفت با هرگونه تعرض به خاک عربستان سعودی یا تهدید امنیت خلیج فارس، صرفاً نشانهٔ همبستگی نیست، بلکه بیانگر درک این واقعیت است که منافع راهبردی کشورهای منطقه به یکدیگر گره خوردهاند.
با این حال، تبدیل این درک مشترک به سیاستی مؤثر، نیازمند اقدام عملی و فرارفتن از سطح بیانیههاست؛ اقدامی که با رایزنیهای مستمر، تبادل اطلاعات، تقویت توان دفاعی و تحرک دیپلماتیک برای مهار تنشها همراه باشد و در عین حال بر احترام به حاکمیت کشورها و پایبندی به حقوق بینالملل استوار بماند.
امنیت دریای سرخ و تنگهٔ بابالمندب، بهدلیل نقش حیاتی این آبراهها در تجارت جهانی، از محورهای مهم همکاری مصر و عربستان سعودی به شمار میرود. هرگونه اختلال در کشتیرانی در این منطقه، نهتنها جریان تجارت بینالمللی را مختل و هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش میدهد، بلکه درآمدهای کانال سوئز را کاهش داده و زنجیرههای تأمین را نیز با مشکل روبهرو میکند. برای عربستان سعودی نیز امنیت این گذرگاهها با ثبات بازارهای انرژی، رونق مبادلات تجاری و پیشبرد برنامههای توسعهای گره خورده است.
تنش در تنگهٔ هرمز بار دیگر نشان میدهد که امنیت انرژی جهان تا چه حد به تحولات خاورمیانه گره خورده است. در چنین شرایطی، مصر و عربستان سعودی منافع مشترکی در جلوگیری از گسترش درگیریها به آبراههای حیاتی منطقه دارند. تحقق این هدف، مستلزم تلفیق بازدارندگی مؤثر با دیپلماسی فعال و پیشگیرانه است، زیرا مهار موقت بحران، بدون هموار کردن مسیر حلوفصل سیاسی آن، صرفاً رویارویی را به آینده موکول میکند.
همکاری اقتصادی؛ از منافع مشترک تا همافزایی راهبردی
روابط راهبردی مصر و عربستان سعودی زمانی به شراکتی پایدار و اثرگذار تبدیل میشود که از همسویی سیاسی فراتر رود و در عرصهٔ اقتصاد نیز به نتایج ملموس دست یابد. اتکا به کمکهای مالی و سرمایهگذاریهای پراکنده دیگر پاسخگوی نیازهای دو کشور نیست؛ تقویت این روابط مستلزم شکلگیری شراکتی اقتصادی و مولد است که با رونق تولید، اشتغالزایی، گسترش بازارها و تقویت زنجیرههای تأمین، زمینهٔ رشد پایدار را فراهم آورد و توان دو کشور را برای مقابله با بحرانهای اقتصادی افزایش دهد.
آمارهای رسمی عربستان سعودی از گسترش مبادلات تجاری با مصر حکایت دارد. ارزش تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۸.۱ میلیارد دلار رسید که در مقایسه با سال قبل ۱۱ درصد رشد داشت. همچنین، مجموع مبادلات تجاری دو کشور در فاصلهٔ سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ از ۸۲ میلیارد دلار فراتر رفت.
البته افزایش حجم مبادلات تجاری بهتنهایی ضامن تعمیق روابط اقتصادی نیست. آنچه به این روابط معنا و دوام میبخشد گسترش سرمایهگذاری در بخشهای مولد و ارزشآفرین است؛ از صنعت و انرژیهای تجدیدپذیر تا فناوری، لجستیک و امنیت غذایی. چنین رویکردی میتواند فرصتهای تازهای برای حضور و سرمایهگذاری شرکتهای سعودی در بازار مصر فراهم و همزمان راه را برای گسترش فعالیت شرکتهای مصری در اقتصاد عربستان سعودی و بهرهگیری از فرصتهای چشمانداز ۲۰۳۰ هموار کند.
مسئلهٔ فلسطین؛ معیار مسئولیتپذیری جهان عرب
مسئلهٔ فلسطین آزمونی تعیینکننده برای سنجش میزان تعهد و مسئولیتپذیری جهان عرب است. جنگ غزه، خطر کوچ اجباری فلسطینیان و چشمانداز مبهم حلوفصل مناقشه، ضرورت حمایت از حقوق فلسطینیان و تلاش برای پایان دادن به بحران در کانون همکاریهای عربی را دوچندان میکند.
قاهره و ریاض بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان، مخالفت با کوچ اجباری فلسطینیان از سرزمین خود و تلاش برای دستیابی به راهحلی تأکید دارند که حقوق مشروع ملت فلسطین را تضمین کند. اهمیت این موضع فراتر از بُعد انسانی آن است، زیرا نبود چشماندازی روشن برای دستیابی به راهحلی عادلانه، زمینههای مناقشه را بازتولید میکند و دامنهٔ بیثباتی را گسترش میدهد.
از این منظر، هماهنگی مصر و عربستان سعودی میتواند به شکلگیری موضعی منسجمتر در جهان عرب کمک کند؛ موضعی که امدادرسانی، بازسازی و تلاشهای دیپلماتیک را در کنار یکدیگر پیش ببرد و تشکیل کشور مستقل فلسطین را در کانون هرگونه راهحل پایدار قرار دهد.
شراکتی فراتر از تحولات روز
همکاری مصر و عربستان سعودی باید بر منافع مشترک و اولویتهای راهبردی استوار باشد؛ شراکتی که ضمن حفظ استقلال تصمیمگیری دو کشور، به تقویت همگرایی عربی و ترسیم چشماندازی فراتر از تحولات روز منطقه بینجامد.
پشتوانهٔ روابط قاهره و ریاض پیوندهای تاریخی و همسایگی جغرافیاییاند، اما تداوم و پویایی این روابط به چگونگی بهرهگیری از ظرفیتهای امروز و پاسخگویی به نیازهای فردا بستگی دارد. اعتماد سیاسی باید به همکاریهای نهادمند و مؤثر بینجامد، همافزایی اقتصادی به رونق تولید و گسترش فرصتها منجر شود و هماهنگی امنیتی، فراتر از مهار بحرانها، در خدمت پیشگیری از درگیریهای تازه قرار گیرد.
در معادلات امروز جهان، کشورهایی موفقتر عمل میکنند که با بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک، از منافع خود بهتر پاسداری کنند. در این میان، همکاری مصر و عربستان سعودی فرصتی برای تقویت جایگاه منطقهای دو کشور و تحکیم ثبات در خاورمیانه است.

