سوریه و معادلات ناامنی؛ از تهدید داعش تا نفوذ پنهان جمهوری اسلامی ایران

از تهدید داعش تا شبکه‌های پنهان جمهوری اسلامی ایران؛ دولت جدید سوریه با چالش‌های امنیتی متعددی روبه‌روست

تصویر یک خودروی آسیب‌دیده پس از انفجار در حومه دمشق/Reuters

در روزهای اخیر، چندین حادثهٔ امنیتی در نقاط مختلف سوریه رخ داده که در کنار یکدیگر تصویری نگران‌کننده از وضعیت این کشور ترسیم می‌کنند. گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ دست داشتن داعش یا هسته‌های خفتهٔ آن در این رویدادها در حالی مطرح است که تحولات دیگری نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده‌اند. همزمانی این رویدادها، از متلاشی شدن یک هستهٔ حزب‌الله در منطقهٔ حوض یرموک در حومهٔ درعا گرفته تا انفجار یک نیروگاه برق در حومهٔ دمشق و حمله به خطوط انتقال گاز، پرسش‌های مهمی را برمی‌انگیزد: آیا میان این حوادث پیوندی وجود دارد؟ مهم‌تر از آن، چه کسانی ممکن است از تداوم ناامنی و بی‌ثباتی در سوریه سود ببرند؟

پیش از پرداختن به جزئیات این چالش، باید بر این واقعیت تأکید کرد که داعش، به عنوان سازمانی تروریستی، نیروهایش را به ابزاری برای پیشبرد اهدافی بدل می‌کند که سران این گروه در خدمت منافع خود ترسیم می‌کنند.

از این منظر، اعضای داعش را می‌توان به سلاحی مرگبار تشبیه کرد که در دست بازیگران مختلف قرار می‌گیرد و در راستای اهداف آنان به کار گرفته می‌شود. این افراد که با شست‌وشوی مغزی به ابزار اجرای عملیات بدل می‌شوند، نه لزوماً از چشم‌اندازی مستقل برخوردارند و نه راهبردی بلندمدت را دنبال می‌کنند. اگر بنا بر گزارش‌های بین‌المللی، جمهوری اسلامی ایران در مقاطعی با حمایت، تسلیح و پناه دادن به اعضای القاعده به این گروه امکان فعالیت داده است، چگونه می‌توان پذیرفت که تشکیلاتی پراکنده و چندملیتی مانند داعش از هرگونه دستورکار یا نفوذ خارجی مستقل باشد؟ همان‌گونه که یک سلاح در میدان نبرد دست‌به‌دست می‌شود و به دست حاملان مختلف می‌افتد، داعش و رهبران آن نیز ممکن است در خدمت اهداف بازیگران گوناگون قرار گیرند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

داعش در مناطق تحت کنترل خود، نه تنها با خشونت و ارعاب بر مردم حکومت می‌کرد، بلکه با غارت منابع و ثروت‌های این مناطق، نظامی مبتنی بر تبهکاری سازمان‌یافته بنا کرده بود. اخاذی و باج‌گیری از شرکت‌ها، قاچاق آثار باستانی و تسلط بر چاه‌های نفت، بخشی از فعالیت‌های درآمدزای این گروه بود؛ فعالیت‌هایی که منابع مالی لازم را برای تحکیم قدرت و پیشبرد اهداف رهبرانش فراهم می‌کرد. بسیاری از این رهبران پیشینهٔ نظامی داشتند و از تجربه و امکانات خود برای تثبیت موقعیت داعش و تأمین منافع شخصی بهره می‌گرفتند.

داعش در سوریه؛ سلاحی در دست بشار اسد، جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان

همسویی مکرر تحرکات داعش با منافع بشار اسد و حکومت ایران، در پژوهش‌ها و گزارش‌های متعدد مراکز پژوهشی بین‌المللی بررسی شده است؛ مطالعاتی که ریشه‌ها و دلایل این همگرایی را، فارغ از هرگونه نظریه‌پردازی توطئه‌آمیز، واکاویده‌اند.

بسیاری از تحلیلگران نظامی و سیاسی بر این باورند که داعش صرفاً یک گروه تروریستی نیست، بلکه می‌تواند اهرمی در دست بازیگرانی باشد که برای پیشبرد اهدافشان از خشونت و آشوب بهره می‌گیرند. نیروهای این گروه با وعدهٔ پاداش اخروی به عملیات مرگبار کشانده می‌شوند، حال آنکه رهبران داعش از این عملیات در راستای منافع طرف‌های ذی‌نفع بهره می‌برند. بدین ترتیب، داعش در ظاهر دستورکار خود را دنبال می‌کند، اما در عمل ممکن است به ابزاری برای پیشبرد محاسبات و تأمین منافع قدرت‌های دیگر تبدیل شود.

گزارش‌های متعدد بین‌المللی حاکی از آن است که رژیم بشار اسد در سوریه از حضور داعش بهره می‌برد تا خود را در برابر جامعهٔ جهانی «شریکی در مبارزهٔ با تروریسم» جلوه دهد؛ حال آنکه همزمان با مخالفان میانه‌رو می‌جنگید. شواهدی نیز نشان می‌دهد که در طول سال‌ها نوعی هماهنگی میان حکومت اسد و داعش برقرار بود که بر پایهٔ آن دو طرف از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‌کردند تا نیروهایشان را بر مقابله با مخالفان اسد متمرکز کنند.

جمهوری اسلامی ایران که سال‌ها میزبان القاعده بود، با شعار «مبارزه با تروریسم» رسماً وارد جنگ سوریه شد. ظهور داعش نیز فرصتی فراهم کرد تا تهران با تکیه بر شعار حفاظت از اماکن مقدس و مقابله با تروریسم، نفوذ نظامی خود در عراق و سوریه را گسترش دهد و شبکه‌ای از گروه‌های مسلح همپیمانش ایجاد کند؛ شبکه‌ای که به‌تدریج به یکی از مؤلفه‌های پایدار معادلات منطقه‌ای بدل شد.

حزب‌الله لبنان نیز پس از حملات مشکوک در ضاحیهٔ جنوبی بیروت، رسماً با ادعای مقابله با داعش وارد جنگ سوریه شد. تهدید داعش فرصتی برای جذب نیروهای جوان و اعزام آنها به سوریه در حمایت از حکومت بشار اسد و حفظ مسیرهای تدارکاتی حزب‌الله فراهم کرد. بدین ترتیب، مقابله با داعش به پوششی سیاسی و ایدئولوژیک برای توجیه گسترش حضور نظامی این گروه در سوریه تبدیل شد.

با این حال، برخی تحولات میدانی از رابطه‌ای پیچیده‌تر میان حزب‌الله و داعش حکایت دارند. در سال ۲۰۱۷، در پی توافقی دربارهٔ مناطق عرسال و قلمون، صدها تن از نیروهای داعش به همراه خانواده‌هایشان با اتوبوس‌های لوکس از مرز لبنان و سوریه به دیرالزور در شرق سوریه منتقل شدند. این ماجرا نشان می‌دهد که داعش، فراتر از یک دشمن، گاه به اهرمی راهبردی تبدیل می‌شود که جابه‌جایی آن تابع ملاحظات و نیازهای مقطعی است.

بنابراین، نمی‌توان داعش را جدا از بستر گسترده‌تر جنگ در منطقه بررسی کرد. این گروه تهدیدی واقعی بود، اما همزمان، خشونت و جنایت‌هایش زمینه را برای حزب‌الله لبنان و محور وابسته به جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد تا مداخلهٔ نظامی فرامرزی خود را توجیه کنند و در قامت نیرویی برای نجات و تأمین امنیت منطقه ظاهر شوند.

کدام طرف‌ها از ناامنی در سوریه سود می‌برند؟

رویدادهای امنیتی اخیر در سوریه در شرایطی رخ می‌دهند که دولت جدید برای جلب سرمایه‌گذاری و بازسازی کشور به ثبات و اعتماد نیاز دارد. دمشق همچنین در پی آن است که سوریه را به گذرگاهی برای انتقال انرژی از کشورهای عربی به ترکیه و اروپا تبدیل کند؛ مسیری که با تشدید بحران در تنگهٔ هرمز بر اهمیت راهبردی آن افزوده شده است.

بازماندگان حکومت بشار اسد و شبکه‌های مالی و نظامی وابسته به آن، از تداوم بی‌ثباتی در سوریه سود می‌برند، چراکه در شرایط بی‌ثباتی شکل‌گیری دولتی مقتدر که بتواند آنان را به دلیل اقداماتشان بازخواست کند دشوارتر می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان شبکه‌های نفوذ خود در سوریه را حفظ کرده است، اما ماهیت و سازوکارهای این نفوذ پس از سقوط بشار اسد به طور اساسی تغییر کرده‌اند. نفوذی که پیش‌تر آشکار بود و از پشتوانهٔ رسمی برخوردار بود، اکنون در قالب فشارهای امنیتی، نفوذ از طریق هسته‌های مخفی، قاچاق و دامن زدن به ناآرامی‌ها ادامه دارد.

از سوی دیگر، قاچاقچیان اسلحه و مواد مخدر که از فروپاشی نظم و قانون سود می‌برند، برای حفظ منافع خود در برابر شکل‌گیری دولتی قدرتمند و کارآمد در سوریه مانع‌تراشی می‌کنند.

در نهایت، داعش ممکن است مسئولیت برخی عملیات‌ها را بر عهده بگیرد و نام خود را در کانون توجه قرار دهد، اما این به معنای استقلال آن از دیگر بازیگران نیست. این گروه می‌تواند به ابزاری در دست طرف‌هایی تبدیل شود که برای پیشبرد اهداف خود در عرصه‌های گوناگون از آن بهره می‌گیرند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه