در رقابتهای یورو ۲۰۲۰، زمانی که فرانسه که یکی از مدعیان اصلی قهرمانی به شمار میرفت، در مرحله یکهشتم نهایی از سوییس شکست خورد و با اینکه در بیشتر دقایق مسابقه از حریف پیش بود، سوییس با به ثمر رساندن دو گل در دقایق پایانی، بازی را مساوی کرد و آن را به ضربات پنالتی کشاند. در نهایت، کلیلیان امباپه پشت ضربه سرنوشتساز ایستاد. شوت او قدرت زیادی داشت، اما دروازهبان سوییس با واکنشی سریع توپ را مهار کرد.
سیانان در گزارش خود یادآور میشود که این شکست برای فرانسه چقدر فاجعهبار بود. شبکه ایاسپیان (ESPN) از آن بهعنوان «شکستی بزرگ» یاد کرد و تیتر روز بعد روزنامه لو پاریزین فرانسه تنها یک کلمه بود: «سرخوردگی». روزنامه اکیپ هم روی جلدش نوشت: «ویرانشده»
برای امباپه که آن زمان تنها ۲۲ سال داشت، این ناکامی ملی موجی از حملات نژادپرستانه در شبکههای اجتماعی را به دنبال آورد. در یکی از توییتها که بهسرعت فراگیر شد، کاربری نوشته بود: «این سیاه کثیف باید ۱۰۰ ضربه شلاق بخورد و در لیبی فروخته شود.»
اینکه امباپه در پاریس متولد شده بود و تا چند سال پیش یکی از مهرههای کلیدی قهرمانی فرانسه در جام جهانی به شمار میرفت، ظاهرا برای این افراد اهمیتی نداشت. امباپه آن زمان به نوئل لو گره، رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه، گفت: «نمیتوانم برای کسانی بازی کنم که فکر میکنند من یک میمونم. دیگر بازی نخواهم کرد.»
با این حال، او تصمیمش را تغییر داد. تنها یک سال بعد، امباپه فرانسه را تا دومین فینال پیاپی در جام جهانی، این بار در قطر، رساند؛ دیداری که فرانسویها در ضربات پنالتی از آرژانتین شکست خوردند. امسال نیز فرانسه به مرحله نیمهنهایی رسیده و قرار است امروز سهشنبه برابر اسپانیا به میدان برود.
اکنون امباپه در اوج دوران فوتبال خود قرار دارد و نسبت به سال ۲۰۲۱ بازیکن کاملتری شده است. او حالا کاپیتان تیم ملی فرانسه و بهترین گلزن این تیم است و تاکنون در مجموع رقابتهای جام جهانی ۲۰ گل به ثمر رسانده است؛ آماری که او را پس از لیونل مسی، در رتبه دوم برترین گلزنان تاریخ این مسابقات قرار میدهد.
با این حال جایگاه امباپه بهعنوان یکی از بزرگترین فوتبالیستهای تاریخ، او را از توهینها و حملات نژادپرستانه مصون نکرده و هرچند برای برخی، صرف وجود امباپه در تیم ملی فرانسه، در حالی که ریشهای کامرونی و الجزایری دارد، نماد موفقیت جامعه چندفرهنگی فرانسه است، برای بعضی دیگر، نشانهای از تضعیف هویت فرانسوی است. اینکه کدام برداشت غالب باشد، به این بستگی دارد که چه کسی سخن میگوید.
امباپه در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، درگیر رویارویی علنی با مارین لوپن و ژردن باردلا، رهبران حزب راست افراطی فرانسه (اجتماع ملی) شد. ماجرا از آنجا آغاز شد که امباپه در گفتگویی با مجله ونیتیفیر، از مردم فرانسه خواست در قبال حزب اجتماع ملی هوشیار باشند. در واکنش، لوپن و باردلا هر دو به او تاختند و یادآور شدند که باشگاه پیشین او، پاریسنژرمن، پس از جدایی امباپه توانست برای نخستین بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود.
مارین لوپن که از شانسهای اصلی پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری سال آینده فرانسه به شمار میرود، پیشتر خواستار توقف کامل مهاجرت به فرانسه شده و حتی زمانی نماز خواندن مسلمانان در خیابانها را با اشغال فرانسه به دست آلمان نازی مقایسه کرده بود.
تیم ملی فرانسه که بخش بزرگی از آن را بازیکنان نسل اول و دوم مهاجران تشکیل میدهند، در گذشته نیز در برابر مارین لوپن و حزب اجتماع ملی، موضع گرفته بود. در سال ۲۰۲۴، امباپه، عثمان دمبله و شماری دیگر از بازیکنان تیم ملی، پس از آنکه حزب اجتماع ملی در نظرسنجیها عملکرد قدرتمندی از خود نشان داد، از مردم فرانسه خواستند در انتخابات شرکت کنند.
لوپن همان سال به سیانان گفت: «امباپه نماینده فرانسویهای مهاجر نیست، زیرا تعداد بسیار زیادی از آنها با حداقل دستمزد زندگی میکنند و توان تامین مسکن یا حتی هزینه گرمایش خانههایشان را ندارند و مانند آقای امباپه زندگی نمیکنند.»
این استدلال، هرچند بیاساس، بازتاب نگاه اعضای این حزب است؛ اینکه چون امباپه یا هر فوتبالیست غیرسفیدپوست دیگری به موفقیت رسیده، دیگر هویت مهاجری خود را از دست داده است، اما واقعیت چیز دیگری است.
موفقیت شاید تا حدی از او محافظت کند، اما سپری نفوذناپذیر نیست. همین امسال پس از آنکه فرانسه پاراگوئه را از جام جهانی حذف کرد، سلسته آماریا، سناتور پاراگوئه، حملهای آشکارا نژادپرستانه علیه امباپه و هویت ملی او آغاز کرد. او امباپه را «یک کامرونی استعمارزده که سخت تلاش میکند خود را فرانسوی نشان دهد» توصیف کرد و نوشت: «این وحشی حتی نوشتن هم بلد نیست. بهجای شیر مادر، نارگیل مکیده و پیشرفتهترین صدایی که شنیده، صدای شامپانزهها بوده است.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ماریا بعدا سخنانش را پس گرفت و مدعی شد آنها را تحتتاثیر احساسات شدید بیان کرده است. با این حال، کوشید پاسخ امباپه را که در آن نژادپرستی را محکوم کرده بود، نمونهای از خشونت مبتنی بر جنسیت جلوه دهد. او در اینستاگرام، خطاب به امباپه نوشت: «اظهاراتت را پس بگیر، به تابعیت فرانسویات احترام بگذار و از من عذرخواهی کن.»
در مقابل، امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، آشکارا از امباپه حمایت کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک گل دیگر برای کیلیان امباپه؛ این بار در برابر نژادپرستی»، اما مارین لوپن دراینباره سکوت اختیار کرد.
آزار نژادپرستانه از سوی هواداران، رقیب یا هممیهن، تنها به فضای مجازی محدود نمانده است. زمانی که امباپه در فصل ۲۰۲۶ــ۲۰۲۵ برای رئال مادرید بازی میکرد، در دیداری برابر رئال اوویدو، با صداهای شبیهسازیشده میمون از سوی هواداران مواجه شد که به بازداشت یکی از آنان انجامید.
پس از باخت فرانسه در جام جهانی ۲۰۲۲ نیز امباپه و دیگر بازیکنان سیاهپوست تیم ملی، همانگونه که در یورو۲۰۲۰ رخ داد، هدف توهینهای نژادپرستانه در شبکههای اجتماعی قرار گرفتند.
این نوسان در رفتار هواداران فرانسوی، تنها به امباپه محدود نیست. کریم بنزما، مهاجم تیم ملی این کشور، هم سال ۲۰۱۱ گفته بود: «اگر گل بزنم، فرانسویام. اگر گل نزنم، یا مشکلی پیش بیاید، عربم.»
پاتریس اورا، مدافع سابق تیم ملی فرانسه، نیز سال ۲۰۲۲ سخنی مشابه گفت: «وقتی با فرانسه میبری، فرانسوی هستی؛ وقتی میبازی، ناگهان پاسپورت سنگالیات یادآوری میشود.»
البته این نگاه، دستکم در سال ۱۹۹۸، همان سالی که امباپه به دنیا آمد، چندان پررنگ به نظر نمیرسید. تیم ملی فرانسه آن زمان با ستارگانی چون زینالدین زیدان، فرانسوی الجزایریتبار، لیلیان تورام، متولد گوادلوپ، مارسل دسایی، زاده غنا، و تیهری آنری، فرانسوی آنتیلی، هدایت میشد. از تنوع قومی و نژادی این تیم نهتنها انتقاد نشد، بلکه به نمادی از هویت جدید فرانسه تبدیل شد. حتی برای توصیف آن اصطلاحی ساخته شد: «سیاه، سفید، عرب» (Black, Blanc, Beur) که یک بازی زبانی با شعار پرچم فرانسه، یعنی «آبی، سفید، قرمز» (Bleu, Blanc, Rouge) بود.
وقتی فرانسه تابستان همان سال برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد، خیابانهای این کشور غرق در جشن و شادی شد و این باور شکل گرفت که این تیم چندقومیتی و چندنژادی میتواند به وحدت جامعه فرانسه کمک کند.
مارسل دسایی سال ۲۰۱۸، با مرور آن روزها، گفت: «آن دوران زمان همدلی و همبستگی بود. هواداران، همه مردم، کنار هم بودند. نه خبری از نژادپرستی بود و نه تبعیض. همه در فرانسه خوشحال بودند.»
با این حال موفقیت آن تیم چندفرهنگی به معنای پیروزی دائمی اندیشه چندفرهنگگرایی در فرانسه نبود. ژانماری لوپن، پدر مارین لوپن و رهبر وقت حزب راست افراطی، مدعی شد که آن تیم در واقع فرانسوی نیست، بلکه «ساختگی» است؛ به گفته او، اعضای تیم «بیشازحد آفریقایی» و «بیشازحد سیاهپوست» بودند. او حتی گفت: «هیچکدام از آنها جایی در تیم ملی فرانسه ندارند.»
چند سال بعد، در سال ۲۰۱۱، لوران بلان، سرمربی وقت تیم ملی فرانسه، متهم شد که در بحثهایی درباره تعیین سهمیه برای محدود کردن حضور بازیکنان آفریقاییتبار در تیمهای ملی پایه مشارکت داشته است؛ هرچند بعدها از اتهام تبعیض نژادی تبرئه شد.
مارین لوپن که زمانی گفته بود کریم بنزما بهتر است به جای فرانسه برای الجزایر بازی کند و پس از حذف فرانسه در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۰، نیز تیم ملی را متهم کرد که «دلش با ملیت دیگری است»، در سالهای اخیر لحن آشکارا نژادپرستانه حزبش را تا حدی تعدیل کرده است. با این حال، این نگاه همچنان در انتقادهای او از امباپه و نیز در حملات غیرمستقیم حزبش به تیم ملی فرانسه، که همانند تیم قهرمان ۱۹۹۸ ترکیبی چندفرهنگی دارد، به چشم میخورد. لوپن امروز بهندرت درباره تیم ملی فرانسه اظهار نظر میکند، اما زمانی که فرانسه در سال ۲۰۱۸، با درخشش امباپه ۱۹ ساله، قهرمان جام جهانی شد، تنها فردی که او بهطور مشخص به او تبریک گفت، دیدیه دشان، سرمربی سفیدپوست تیم ملی فرانسه، بود.
با این حال، این بار تفاوت مهمی وجود دارد. دیدگاههای لوپن و حزب راست افراطی او بیش از گذشته به جریان اصلی سیاست فرانسه راه یافتهاند و این پرسش که چه کسی واقعا فرانسوی است، دیگر تنها در داخل فرانسه محل مناقشه نیست.
اظهارات سلسته آماریا دراینباره کاملا صریح بود. از نگاه او، یک فرانسوی واقعی هرگز آنگونه که امباپه در برابر نژادپرستی واکنش نشان داد، رفتار نمیکرد، اما آیا اعتراض به نژادپرستی، امباپه را کمتر فرانسوی میکند؟
فرقی نمیکند امباپه چند گل برای فرانسه به ثمر برساند یا چند بار به تعلق خاطرش به فرانسه تاکید کند. درگیری او با آماریا و اختلافات ادامهدارش با مارین لوپن نشان میدهد که هویت او همچنان موضوعی برای مناقشه و جدال سیاسی است.
امباپه روز سهشنبه، بار دیگر پیراهن تیم ملی فرانسه را بر تن خواهد کرد. اگر خروسها پیروز شوند، برای سومین دوره پیاپی راهی فینال جام جهانی خواهند شد و او بار دیگر به قهرمان ملی فرانسه تبدیل میشود.
اما اگر فرانسه شکست بخورد، چه؟

