در روزهای اخیر، پوشش خبری مربوط به مراسم منتسب به تشییع علی خامنهای به یکی از موضوعات رسانههای فارسیزبان و همچنین رسانههای بینالمللی است؛ مراسمی که برخلاف بسیاری از آیینهای رسمی جمهوری اسلامی در دهههای گذشته، توجهها را بیش از هر چیز به فهرست حاضران و بهویژه غایبان جلب کرده است.
در حالی که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و رسانههای رسمی تنها تصاویر گزینشی و محدودی از این مراسم منتشر کردهاند و هیچ فهرست رسمی و کاملی از حاضران و غایبان ارائه نشده، شبکههای اجتماعی و رسانههای تحلیلی با کنار هم گذاشتن تصاویر، ویدئوها و گزارشهای پراکنده، به بازسازی ترکیب شرکتکنندگان و غایبان پرداختهاند. نتیجه این بازسازی غیررسمی، شکلگیری فهرستی بلندبالا از غایبان سرشناس است؛ فهرستی که بهگفته تحلیلگران، خود به یکی از مهمترین نشانههای وضعیت درونی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
در همین حال، وزیر فرهنگ و ارشاد در پستی از «حضور مقامات ادوار نظام» در این مراسم بهعنوان نمادی از همبستگی درونساختاری جمهوری اسلامی ایران یاد کرده بود؛ روایتی که با توجه به غیبت معنادار شمار قابل توجهی از چهرههای فعلی و پیشین نظام، با تردیدهای جدی مواجه شده است. از همین رو، این مراسم بیش از آنکه صرفاً یک آیین سوگواری یا تشریفات رسمی تلقی شود، اکنون به صحنهای برای خوانش نشانههای سیاسی، امنیتی و خانوادگی در رأس هرم قدرت نظام بدل شده است.
ابهام بزرگ؛ غیبت فرزندان خامنهای
مهمترین موضوعی که از همان ساعات نخست، توجه رسانهها و ناظران را به خود جلب کرد، غیبت مجتبی خامنهای بود؛ غیبتی که در فضای رسانهای به سرعت به موضوعی محوری تبدیل شد. در روزهای گذشته، برخی رسانههای بینالمللی به نقل از منابع مطلع گزارش داده بودند که وضعیت جسمانی رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران هنوز بهگونهای نیست که امکان حضور او در یک مراسم عمومی را فراهم کند. هرچند در ساعات اخیر اخباری غیررسمی درباره احتمال حضور او در مراسم دفن در مشهد مطرح شده، اما تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ تأیید رسمی در اینباره منتشر نشده است.
غیبت مجتبی خامنهای تنها به مراسم رسمی تشییع محدود نبود. او در مراسم پنجشنبهشب وداع با پیکر همسرش نیز حضور نداشت؛ موضوعی که بار دیگر گمانهزنیها درباره وضعیت جسمانی او، سطح احتمالی جراحات و حتی تواناییاش برای حضور در محافل عمومی را تشدید کرد. در فضای رسانهای، این غیبت نه یک غیبت عادی، بلکه حلقهای از زنجیره ابهاماتی تلقی شده که از زمان حمله به بیت رهبر سابق درباره وضعیت او مطرح بوده است.
ابهام زمانی بیشتر شد که دیگر فرزندان علی خامنهای نیز در این مراسم دیده نشدند. مصطفی، مسعود و میثم، سه فرزند دیگر رهبر جمهوری اسلامی ایران، همانند مجتبی در تصاویر و ویدئوهای منتشرشده حضور نداشتند. غیبت هدی خامنهای نیز بر این ابهام افزود؛ او نه تنها دختر علی خامنهای است، بلکه همسر خود، مصباحالهدی باقری کنی، را نیز از دست داده و به همین دلیل انتظار میرفت در چنین مراسمی حضوری پررنگ داشته باشد.
در کنار این افراد، محمدجواد گلپایگانی، فرزند محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر علی خامنهای و همسر بشری، دختر کشتهشده خامنهای، نیز دستکم در تصاویر منتشرشده دیده نمیشود. این غیبت از آن جهت مورد توجه قرار گرفته که او در عمل از دامادهای خانواده خامنهای به شمار میرود و پدر یکی از نوههای کشتهشده رهبر جمهوری اسلامی است.
ابهامها به همینجا ختم نمیشود. همسر علی خامنهای که در روزهای ابتدایی حمله به بیت، نامش در میان کشتهشدگان مطرح شده بود، از زمان آن حمله تاکنون هیچ حضور رسانهای نداشته است. در میان نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی ایران، تنها فردی که حضورش در تصاویر منتشرشده مورد اشاره قرار گرفته، هادی خامنهای، برادر او، بوده است؛ چهرهای که سالها بهعنوان منتقد برادرش شناخته میشد و حتی بهدلیل همین مواضع، سابقه بازداشت و زندان در دوران رهبری او را نیز در کارنامه دارد.
فهرست غایبان خانوادگی به نسل بعدی نیز میرسد. شماری از نوههای علی خامنهای، از جمله فرزندان مصباحالهدی باقری کنی و هدی خامنهای، در مراسم دیده نشدند؛ در حالی که برخی از آنان نه تنها پدربزرگ، بلکه پدر خود را نیز از دست دادهاند. فرزندان مجتبی خامنهای نیز در مراسم تشییعی که در آن مادرشان در کنار پدربزرگشان تشییع میشد، حاضر نشدند. در مقابل، حضور پررنگ غلامعلی حدادعادل، پدر عروس مجتبی خامنهای، و ایستادن او در کنار سران قوا در طول مراسم، یکی از نکات مورد توجه بود؛ حضوری که حتی برخورد سرد او با عباس عراقچی نیز بهسرعت به تیتر رسانهها تبدیل شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
صف نخست قدرت؛ کارگزاران حاضر و غایبان معنادار
در هیأتی که سران قوا و اعضای ارشد دولت و ساختار رسمی جمهوری اسلامی را در بر میگرفت، ردیف نخست به محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و غلامحسین محسنی اژهای اختصاص داشت. در کنار آنان، صادق آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، و محسن رضایی نیز دیده میشدند. حضور رضایی از این جهت جلب توجه کرد که او در وضعیت معمول، با توجه به نداشتن سمت اجرایی رسمی، باید در میان هیأت فرماندهان نظامی قرار میگرفت، نه در جمع سران و مقامات عالیرتبه سیاسی.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، و شماری از وزرا، دیگر اعضای این هیأت بودند. این گروه پس از ادای احترام به علی خامنهای، در جایگاهی ویژه مستقر شدند و عملا نقش میزبانان مراسم را بر عهده داشتند؛ بهگونهای که دیگر هیأتها پس از ورود به سالن، به سمت آنان هدایت میشدند. همین چیدمان، خود به موضوعی برای تفسیرهای سیاسی تبدیل شد؛ چرا که در آیینهای رسمی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ایستادن یا نشستن افراد و ترتیب ورود و خروج آنان، اغلب حامل معنا و پیام سیاسی تلقی میشود.
در میان هیأتهای حاضر، حضور اعضای بیت روحالله خمینی نیز مورد توجه قرار گرفت. حسن، علی و یاسر خمینی، نوههای بنیانگذار جمهوری اسلامی، به همراه احمد و علی، فرزندان حسن خمینی، در مراسم حاضر بودند. با این حال، غیبت زنان و دختران بیت خمینی، از جمله زهرا مصطفوی، دختر روحالله خمینی و دبیرکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران، مورد توجه ناظران قرار گرفت. زهرا مصطفوی علاوه بر نسبت خانوادگی، چهرهای شناختهشده در فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود و غیبت او نیز از نگاه رسانهها دور نماند.
در مقابل، غیبت اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی یکی دیگر از پرسشهای مهم این مراسم بود. این غیبت این پرسش را مطرح کرد که اگر نداشتن سمت رسمی در ساختار کنونی دلیل دعوت شدن یا نشدن بوده، چرا نوادگان روحالله خمینی با شرایط مشابه، هیأتی مستقل و جایگاهی ویژه در مراسم داشتهاند؟ همین مقایسه، بار دیگر بحث جایگاه متفاوت بیت خمینی و بیت هاشمی در ساختار قدرت پس از خامنهای را به میان کشید.
در هیأت منتسب به اعضا و کارکنان بیت رهبری نیز غیبتهای معناداری دیده میشد. وحید حقانیان، چهرهای که سالها بهعنوان یکی از نزدیکترین افراد به علی خامنهای و از چهرههای بانفوذ بیت شناخته میشد، در این هیأت حضور نداشت. این در حالی است که محمد محمدی گلپایگانی در مراسم حاضر بود و در کنار اعضای این هیأت دیده شد.
علیاصغر حجازی، مشاور امنیتی ارشد علی خامنهای و یکی از چهرههای کلیدی ساختار امنیتی بیت، دیگر غایب مهم این مراسم بود. نام او در روزهای نخست حمله به بیت در فهرست کشتهشدگان احتمالی مطرح شده بود و غیبتش اکنون به گمانهزنیها دامن زده است؛ بهویژه آنکه برخی رسانهها در روزهای اخیر از نقش احتمالی او در سازماندهی دیدار خامنهای با فرماندهان نظامی در روز ۹ اسفند سخن گفتهاند. در کنار حجازی، حسین طائب، دیگر چهره امنیتی شناختهشده و رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه، نیز در مراسم دیده نشد؛ غیبتی که با توجه به شایعات اخیر درباره بازگشت او به ساختار فرماندهی بسیج، توجهبرانگیز بود.
مجموع این غیبتها، بهویژه در حلقه نزدیکان بیت، این فرضیه را تقویت کرده که ساختار موسوم به «بیت رهبری» ممکن است در آستانه یک خانهتکانی گسترده قرار گرفته باشد؛ تغییری که برخی تحلیلگران آن را به بازآرایی قدرت در اطراف مجتبی خامنهای و شکلگیری «بیت رهبری جدید» نسبت میدهند.
نظامیان غایب؛ از فرماندهان ناپدیدشده تا چیدمان معنادار صفوف
در میان چهرههای نظامی، یکی از حضورهایی که بهطور گسترده مورد توجه قرار گرفت، حضور مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، با لباس نظامی بود. همزمان، هرچند احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در مراسم رسمی روز جمعه دیده نشد، اما تصاویر منتشرشده از پنجشنبهشب نشان میداد او در حسینیه و در کنار تابوت علی خامنهای حضور داشته و از محل برگزاری مراسم در مصلی نیز بازدید کرده است. اهمیت این موضوع در آن بود که او برای مدتی از انظار عمومی دور مانده بود و انتشار تصاویرش تا حدی به گمانهزنیها درباره وضعیت برخی فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی پاسخ داد.
اما مسئله تنها به حضور یا غیبت افراد محدود نبود؛ چیدمان تعریفشده برای حضور مقامات نیز خود به موضوعی برای تحلیل بدل شد. تفکیک هیأتها و دستهبندی مقامات در صفوف جداگانه، برای بسیاری از ناظران معنادار بود. برای مثال، محسن رضایی در کنار هیأت سران و مقامات وارد سالن شد و جای او در هیأت فرماندهان ارشد نظامی خالی بود. همچنین در هیأت فرماندهان نظامی، نام و تصویر احمدرضا رادان، فرمانده کل فراجا، در تصاویر منتشرشده دیده نمیشد؛ موضوعی که به سرعت در رسانهها برجسته شد.
جدا بودن هیأت کارگزاران از هیأت سران قوا نیز بهویژه از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که شماری از چهرههای خبرساز مجلس، که در هفتههای اخیر حملات تندی علیه قالیباف، پزشکیان و عراقچی و بهطور کلی علیه مسیر مذاکرات داشتهاند، در این مراسم غایب بودند یا دستکم تصویری از حضور آنان منتشر نشد. حمید رسایی، نبویان، امیرحسین ثابتی و برخی اعضای هیأترئیسه مجلس از جمله نامهایی هستند که در فهرست غایبان مطرح شدهاند. هرچند از حمید رسایی مصاحبهای با ادعای حضور در مراسم منتشر شده، اما مشخص نیست این گفتوگو مربوط به مراسم رسمی روز جمعه بوده یا به حضور او در جمعیت مراسم روز شنبه بازمیگردد.
سعید جلیلی نیز از جمله چهرههای شاخصی بود که غیبتش مورد توجه قرار گرفت. در کنار او، پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، و وحید جلیلی، از مدیران ارشد این سازمان، نیز در فهرست غایبان دیده میشوند. البته جبلی صبح شنبه در مراسم بازدید مردمی در مصلی حضور یافت؛ حضوری که این پرسش را پررنگتر کرد که چرا او بهعنوان یکی از کارگزاران اصلی نظام در مراسم رسمی دیدار مقامات حضور نداشته است.
در همین حال، برخی رسانهها از جمله خبرگزاری فارس تصویری از سعید جلیلی در مراسم پنجشنبهشب حسینیه امام خمینی منتشر کردند؛ تصویری که نشان میدهد شکل حضور و نحوه ادای احترام مقامات به تابوت علی خامنهای، در روزهای آینده میتواند به موضوعی برای بررسی اختلافات درونی میان فرماندهان نظامی، چهرههای امنیتی و جریانهای سیاسی بدل شود. در میان چهرههای سیاسی ـ امنیتی، محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز دستکم در تصاویر منتشرشده دیده نمیشود؛ غیبتی که در سطح رسانهای کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما از نظر جایگاه او در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی ایران، قابل تأمل است.
روحانیون غایب؛ شکافهای خاموش در اردوگاه سنتی نظام
در فهرست روحانیون برجسته نیز غیبتهای معناداری به چشم میخورد. احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، موحدی کرمانی، نایبرئیس مجلس خبرگان، و شماری از فقهای شناختهشده شورای نگهبان و اعضای مجلس خبرگان، از جمله احمد خاتمی، در تصاویر منتشرشده از مراسم دیده نمیشوند. غیبت کاظم صدیقی، امام جمعه سابق تهران، که در سالهای اخیر با حاشیههای متعدد روبهرو بوده و از او بهعنوان یکی از خطیبان مورد علاقه علی خامنهای یاد میشود، نیز توجه رسانهها را جلب کرده است.
هنوز روشن نیست که این غیبتها ناشی از محدودیتهای ساختاری مراسم و گزینش برگزارکنندگان بوده یا آنکه باید آن را در متن تحولات اخیر درون اردوگاه اصولگرایان و محافظهکاران سنتی فهمید. برخی ناظران با اشاره به انتشار نامه برخی اعضای مجلس خبرگان علیه قالیباف و پزشکیان، این احتمال را مطرح کردهاند که برگزارکنندگان مراسم از فرصت پیشآمده برای کنار زدن نمادین برخی چهرههای منتقد یا مزاحم درونساختاری استفاده کردهاند.
غیبت برخی مراجع تقلید نیز در این مراسم مطرح شده است. رسانههای نزدیک به حاکمیت، کهولت سن را دلیل این غیبتها عنوان کردهاند، اما در فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، حتی چنین غیبتهایی نیز معمولاً از منظر پیامدهای نمادین و سیاسی تحلیل میشود. در مورد خانواده ابراهیم رئیسی نیز غیبت همسر و فرزندان او مورد توجه قرار گرفته است؛ بهویژه آنکه در هفتههای اخیر، سخنان میثم نیلی، برادر داماد رئیسی، درباره ضرورت مقابله با مذاکرات، از افزایش تنش میان این خانواده و کارگزاران فعلی جمهوری اسلامی حکایت داشت.
از میان چهرههای دولت رئیسی، محمد مخبر برجستهترین غایب بود. او با وجود حضور در مراسم مصباحالهدی باقری کنی، در مقام یک کارگزار رسمی نظام در مراسم تشییع علی خامنهای حاضر نشد؛ موضوعی که از نگاه ناظران، تنها یک غیبت تشریفاتی نیست و میتواند نشانهای از فاصلهگذاری یا جابهجایی در معادلات قدرت باشد.
روسای جمهور غایب و مراسمی که هنوز تمام نشده است
شاید در میان همه غیبتها، هیچ چیز به اندازه غیبت هر سه رئیسجمهور زنده نظام برجسته نباشد. محمد خاتمی، حسن روحانی و محمود احمدینژاد هیچیک حضور رسمی در مراسم نداشتند؛ غیبتی که عملاً روایت وزیر فرهنگ و ارشاد درباره «قاب ماندگار حضور مقامات ادوار نظام» را با پرسش جدی مواجه کرده است. اگر قرار بوده این قاب، نشانهای از تداوم و همبستگی میان نسلهای مختلف کارگزاران جمهوری اسلامی ایران باشد، فقدان هر سه رئیسجمهور پیشین، این روایت را بهطور جدی مخدوش میکند.
در واقع، آنچه این مراسم را از بسیاری از مراسم مشابه در جمهوری اسلامی ایران متمایز کرده، نه صرفاً سطح امنیتی بالا، نه محدودیت انتشار تصاویر و نه فضای سنگین سیاسی پس از حمله به بیت رهبری، بلکه حجم بالای غیبتهای معنادار در لایههای مختلف قدرت است: از خانواده رهبر جمهوری اسلامی ایران و حلقه نزدیکان بیت گرفته تا فرماندهان امنیتی، نظامیان ارشد، روحانیون سنتی، کارگزاران دولتهای پیشین و چهرههای جنجالی مجلس.
همین امر باعث شده است که مراسم تشییع، به جای آنکه صرفاً یک مناسک حکومتی برای نمایش انسجام باشد، خود به بستری برای خوانش شکافها، حذفها، بازآراییها و ابهامهای تازه در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. در این میان، توجه ویژه به غیبت فرزندان علی خامنهای، بهخصوص مجتبی خامنهای، جایگاهی محوری دارد؛ زیرا هرگونه تداوم غیبت آنان در مراحل بعدی مراسم، میتواند شایعات و روایتهای مطرحشده در هفتههای اخیر را بیش از پیش تقویت کند.
اهمیت این موضوع از آن جهت دوچندان میشود که این مراسم هنوز به پایان نرسیده و مرحلهای نمادین دیگر در پیش است. مراسم نماز بر پیکر علی خامنهای در صبح یکشنبه. در جمهوری اسلامی، این بخش از مراسم همواره فراتر از یک نماز آیینی دیده شده است. از انتخاب فردی که بر پیکر رهبر پیشین نماز خواهد خواند تا چیدمان صفوف نخست و هویت چهرههای حاضر در کنار تابوت، هر جزء از این مراسم واجد بار سیاسی، نمادین و تفسیری است.

