با گذشت حدود شش ماه از اعتراضهای ملی دیماه ۱۴۰۴، ابعاد سرکوب معترضان همچنان روشنتر میشود و اطلاعات و اسناد تازهای که خانوادهها و نزدیکان جانباختگان در اختیار ایندیپندنت فارسی قرار میدهند، آشکار میکند که شمار قربانیان این سرکوب خونین بسیار فراتر از آمارهای پیشین است.
در این راستا، بهتازگی هویت هشت جانباخته دیگر که پیشتر رسانهای نشده بود، برای نخستینبار مشخص شده است. این افراد ساکن استانهای مرکزی، خراسان رضوی، تهران و اصفهان بودند و در روزهای اوج اعتراضها با شلیک مستقیم کشته شدند.
یکی از این جانباختگان، جابر صالحی، کارگر ۴۵ ساله پالایشگاه نفت خمینی شازند، است. او روز ۱۹ دیماه در شهر شازند استان مرکزی بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه شکم، کشته شد. صالحی که بهعنوان جوشکار در پالایشگاه فعالیت میکرد، دو فرزند چهار و ۱۶ ساله از خود به جا گذاشته است. نزدیکان او میگویند جابر تنها برای مطالبه آیندهای بهتر برای فرزندانش و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، در تجمعها حضور یافت، اما گلوله نیروهای سرکوبگر به زندگی او پایان داد.
در همان روز، سعید شهگلی، جوان ۳۷ ساله، نیز در شهریار تهران با شلیک مستقیم کشته شد. خانواده او میگویند سعید تا پیش از دیماه سال گذشته، هیچگاه فعالیت سیاسی نداشت.
یکی دیگر از قربانیانی که نامش تا امروز در فهرست رسانهها نبوده است، حجت فیروزی نام دارد. او ۳۵ ساله و ساکن شهر محلات در استان مرکزی بود که روز ۱۹ دیماه هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی، عبدالله فتحیمرد، مهندس برق ۴۳ ساله و پدر سه فرزند، هم شامگاه ۱۹ دی در یزدانشهر نجفآباد همراه با گروهی از دوستانش هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به سر کشته شد. اعضای خانواده او میگویند عبدالله همواره بخشی از درآمدش را صرف کمک به خانوادههای نیازمند میکرد و در میان اطرافیان به نیکوکاری شناخته میشد.
در همان شب، مهدی حسینی منجزی، پسرعموی ۳۰ ساله عبدالله نیز در همان منطقه کشته شد. آنچه نشان میدهد شدت تیراندازیها در یزدانشهر به حدی بوده است که چندین عضو یک خانواده و دوستان نزدیک آنان همزمان جانشان را از دست دادهاند.
مشهد هم یکی از کانونهای اصلی سرکوب معترضان در دیماه به شمار میرود. در حالی که ایندیپندنت فارسی روز دوم تیرماه، هویت ۵۵ جانباخته گمنام دیگر در مشهد را اعلام کرد، حالا اطلاعات و مدارک دریافتی جدید نشان میدهد سجاد بهادری مقدم، جوان ۲۶ ساله نیز روز ۱۹ دی در بلوار هفتتیر مشهد، هنگام کمک به معترضان زخمی، هدف گلوله ماموران قرار گرفته و کشته شده است.
همان روز، جواد جعفریراد، ۴۳ ساله و پدر دو فرزند، نیز در همین بلوار با اصابت مستقیم گلوله جنگی به صورت، جانش را از دست داد.
جواد سپاهیانزو، ۳۳ ساله و اهل مشهد، نیز در بلوار وکیلآباد با شلیک گلوله جنگی کشته شد. خانوادههای این جانباختگان میگویند نیروهای امنیتی نهتنها اجازه برگزاری مراسم عمومی سوگواری را ندادند، بلکه در روزهای پس از خاکسپاری نیز خانوادهها را تحت فشار قرار دادند و تهدید کردند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در میان اسامی تازهشناساییشده، نام زهره شیخ بهاالدینزده نیز به چشم میخورد؛ زنی ۶۶ ساله که روز ۲۰ دیماه در بلوار هنرستان مشهد بر اثر شلیک گلوله جنگی کشته شد. نزدیکان او در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، از شخصیت مهربان، فعالیتهای خیرخواهانه و لبخند همیشگی او یاد کردهاند و میگویند زهره در محله خود به خوشرفتاری و کمک به دیگران شناخته میشد.
با ثبت این هشت نام، شمار جانباختگانی که ایندیپندنت فارسی بر اساس اسناد، تصاویر و روایت مستقیم خانوادهها، موفق به شناسایی و ثبت هویت آنان شد، بار دیگر افزایش مییابد و از آنجا که این روند همچنان ادامه دارد، مشخص است که ابعاد واقعی سرکوب در اعتراضهای ملی دیماه بسیار گستردهتر از آن چیزی است که تاکنون عمومی شده است.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران که دونالد ترامپ و شاهزاده رضا پهلوی، شمار کشتهشدگان آن را بیش از ۴۰ هزار نفر براورد میکنند، در بیش از ۱۰۰ شهر ایران گسترش یافت و خونینترین سرکوب خیابانی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع میدانی و اسناد مستقل، نیروهای سپاه پاسداران، بسیج، یگان ویژه پلیس و سایر نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از شهرها، برای مقابله با معترضان از گلولههای جنگی استفاده کردند. همزمان از بازداشتهای گسترده، ناپدید شدن، فشار بر خانواده قربانیان، محدودیت در برگزاری مراسم خاکسپاری و تهدید بازماندگان هم گزارشهای متعددی منتشر شده است.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی ایران همچنان از ارائه آمار رسمی و شفاف درباره شمار کشتهشدگان خودداری میکنند، روند شناسایی قربانیان از طریق خانوادهها و رسانههای مستقل ادامه دارد. بسیاری از نزدیکان جانباختگان میگویند تنها خواستهشان ثبت حقیقت و جلوگیری از فراموش شدن نام عزیزانشان است.

