مروارید بحرین؛ گوهری که کارتیه را از جواهرفروش پاریسی به نامی جهانی رساند

ژاک کارتیه با سفرهایش به خاورمیانه و آسیا، راه ورود کارتیه را به منابع سنگ‌ها و مرواریدهای جهان گشود

تصویر ترکیبی از سفر ژاک کارتیه به بحرین، ملکه الیزابت بریتانیا و فروشنده مروارید بحرین/ AFP

پیش از آنکه نفت و سیاست سرنوشت خلیج‌ فارس را تغییر دهد، گرانبهاترین گنج این آب‌ها از دل صدف‌ها بیرون می‌آمد. در میان مرواریدهای خلیج‌ فارس، مروارید بحرین، با درخشش طبیعی و کمیابی افسانه‌ای خود، چنان ارزشمند بود که گردنبندی از آن‌ها می‌توانست هم‌قیمت یک تابلو هنری بی‌مانند باشد. آنچه سفر ژاک کارتیه به بحرین در سال ۱۹۱۲ را هم از یک ماموریت تجاری ساده برای خرید مروارید، به نقطه تلاقی دریا، جواهرسازی، تجارت جهانی و الهام هنری تبدیل کرد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

بحرین در آغاز قرن بیستم یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت مروارید طبیعی بود. ناوگان‌های بزرگ صید از محرق که آن زمان پایتخت بحرین بود، راهی آب‌های اطراف می‌شدند؛ جایی که بستر دریا گرانبهاترین زیور را در خود پنهان کرده بودند. این کار دشوار، فرساینده و خطرناک بود. غواصان ساعت‌های طولانی در گرمای شدید و تحت فشار جسمی کار می‌کردند، اما حاصل این کار طاقت‌فرسا ثروتی عظیم برای بازرگانان، مالکان کشتی‌ها، دلالان و تاجران مروارید بود. خانه‌ بازرگانان با بادگیرهای بلند، بازارهای پررفت‌وآمد و شبکه‌ای از ناخداها، غواصان، تجار، بادبان‌دوزها و خریداران بخشی از جهانی بود که اقتصاد بحرین را پیش از کشف نفت، شکل می‌داد.

شهرت مروارید بحرین فقط به فراوانی صدف‌ها مربوط نبود. ویژگی اصلی این مرواریدها در کیفیت آب و زیست‌بوم خاص خلیج‌ فارس نهفته بود. آب‌های اطراف بحرین از قدیم به‌ دلیل وجود چشمه‌های آب شیرین زیرزمینی در بستر دریا شهرت داشتند که آب شیرین را با آب‌شور خلیج‌ فارس درمی‌آمیختند و محیطی خاص برای صدف‌های مرواریدساز ایجاد می‌کردند.

در چنین شرایطی، لایه‌های صدف‌ مروارید با درخششی ویژه شکل می‌گرفتند و مرواریدهایی با جلای آینه‌ای، رنگ سفید درخشان، ته‌رنگ کرم یا طلایی ملایم و سطحی نرم و زنده به وجود می‌آمدند. همین کیفیت بود که مروارید بحرین را در بازارهای جهانی به نشانه‌ای از ظرافت، کمیابی و اصالت تبدیل کرد.

ژاک کارتیه سال ۱۹۱۲ با ماموریتی مشخص به بحرین رفت: یافتن راهی برای دسترسی مستقیم به بهترین مرواریدهای طبیعی. او یکی از سه برادری بود که کارتیه را از یک جواهرفروشی کوچک پاریسی به نشانی جهانی در دنیای مد فاخر و لوکس تبدیل کردند.

لویی کارتیه را اغلب نابغه خلاق این خانواده و پی‌یر کارتیه را معامله‌گری توانمند می‌دانند. با این حال این ژاک کارتیه بود که با سفرهایش به خاورمیانه و آسیا، راه ورود کارتیه را به منابع الهام، سنگ‌ها و مرواریدهای جهان گشود.

فرانچسکا کارتیه بریکل، از نوادگان خانواده کارتیه که درباره خانواده جواهرسازش کتابی نوشته است، به روزنامه نشنال گفت: «ژاک پیش از بحرین به هند رفت تا با مهاراجه‌ها ارتباط بگیرد و مسیر دسترسی به سنگ‌های قیمتی را پیدا کند. این پیوند با هند بعدها در طراحی‌های مشهور کارتیه، اثر گذاشت، اما سفر بحرین ماموریتی متفاوت داشت. در آن زمان، مروارید طبیعی از بسیاری سنگ‌های قیمتی خواستنی‌تر بود. خانواده‌های سلطنتی، سرمایه‌داران و زنان طبقات ممتاز اروپا و آمریکا برای مروارید طبیعی رقابت می‌کردند و مرواریدهای خلیج‌ فارس، به‌ویژه بحرین، در میان بهترین‌ها قرار داشتند.

ژاک کارتیه در بحرین فقط خریدار نبود. او می‌خواست جهان مروارید را از نزدیک بشناسد. او به سراغ قایق‌های صید رفت، با بازرگانان سر یک سفره نشست، از بازارها و سواحل دیدن کرد و با دوربینش تصاویری از این جهان ثبت کرد. عکس‌های سیاه‌وسفید او از بحرین امروز سندی تصویری از آخرین سال‌های شکوه تجارت سنتی مروارید به شمار می‌روند؛ جهانی با شکوه که تنها چند دهه بعد، با ظهور مروارید پرورشی ژاپن و سپس کشف نفت، دگرگون شد.

کمیابی مروارید طبیعی را نمی‌توان با معیارهای امروز سنجید. یافتن یک مروارید باکیفیت از میان شمار زیادی صدف به شانس، مهارت، زمان و خطر وابسته بود. همین دشواری هم مروارید بحرین را به گوهری شاهانه تبدیل می‌کرد.

برخلاف الماس یا یاقوت که پس از استخراج باید تراش بخوردند، مروارید از دل صدف با درخششی طبیعی بیرون می‌آمد و زیبایی آن نه حاصل کار انسان که نتیجه زمان، آب، صدف و تصادف بود. مروارید گرد و کامل کمیاب‌ترین و گران‌ترین نوع به شمار می‌رفت و مرواریدهای نیمه‌گرد، دکمه‌ای و اشکی نیز در جواهرسازی کاربرد داشتند، اما در بازار سنتی، گردنبندهای یکدست از مرواریدهای همخوان، جایگاهی بی‌رقیب داشتند.

امروز در جواهرسازی مدرن هم مرواریدهای باروک و نامنظم ارزش پیدا کرده‌اند، اما در دوران اوج کارتیه، هماهنگی، سفیدی، درخشش و گردی کامل معیار اصلی اشرافیت بود.

پس از سفر ژاک، کارتیه در تبلیغاتش بیش‌ازپیش بر عنوان واردکننده و تامین‌کننده مروارید طبیعی تاکید کرد. تصاویر و طرح‌هایی هم که از سفر بحرین به دست آمد، در معرفی کارتیه به‌عنوان یک خانه جواهر با ارتباط مستقیم با جهان مروارید و بزرگان منطقه، نقش داشت.

پیوند کارتیه با مروارید بحرین تنها تجاری نبود. ژاک در دفترچه‌های کوچک سفرش طرح‌ها، مشاهدات و نقش‌مایه‌هایی از بحرین، خاورمیانه و هند ثبت کرد؛ از قوس‌های معماری تا اشکال اسلامی و الگوهای محلی که در اروپا نبودند و برای او تازگی داشتند.

مروارید بحرین را باید در کنار دیگر گنجینه‌هایی دید که در آغاز قرن بیستم، کارتیه را به خانه جواهر دربارها، مهاراجه‌ها و چهره‌های ممتاز تبدیل کرد. همان‌طور که مهاراجه بوپیندر سینگ از پاتیالا در سال ۱۹۲۸ با هزاران قطعه الماس و زمرد به پاریس رفت و به فروشگاه مرکزی کارتیه یکی از مشهورترین گردنبندهای تاریخ جواهرسازی را سفارش داد، مرواریدهای بحرین نیز بخشی از همان جهان اشرافی و پرزرق‌وبرق بودند؛ جهانی که در آن یک خانه جواهر باید هم به معادن، هم به دریاها، هم به دربارها و هم به بازارهای دوردست وصل می‌بود.

با این حال آن جهان زیاد دوام نیاورد. چند دهه پس از سفر ژاک کارتیه، مروارید پرورشی ژاپن بازار را زیرورو کرد و تولید قابل‌کنترل، قیمت پایین‌تر و امکان ساخت رشته‌های همشکل، مروارید طبیعی خلیج‌ فارس را از جایگاه پیشین پایین کشید. کمی بعد، نفت نیز اقتصاد بحرین و دیگر کشورهای خلیج‌ فارس را به مسیر تازه‌ای هدایت کرد و ناوگان‌های صید، بازارهای سنتی، فصل‌های طولانی غواصی و زندگی وابسته به صدف‌ها به‌تدریج به خاطره تبدیل شدند.

البته بحرین امروز می‌کوشد این میراث را احیا کند. یونسکو سال ۲۰۱۲ مروارید بحرین را به‌عنوان میراث جهانی ثبت کرد؛ نشانه‌ای از اینکه صید مروارید فقط یک فعالیت اقتصادی نبود، بلکه ستون هویت فرهنگی و شهری بحرین به شمار می‌رفت.

بیشتر از فرهنگ و هنر