به نظر میرسد اوضاع بهسمت یک پیشنویس تفاهم میان تهران و واشنگتن حرکت میکند، تفاهمی که سبب میشود آتشبس ۶۰ روز دیگر تمدید شود و در این مدت جزئیات توافق نهایی خواهد شد.
در چنین وضعیتی، فرض کنیم همه شرایطی که ترامپ بهتازگی اعلام کرده است، در این پیشنویس گنجانده شود؛ این یعنی همه اورانیوم غنیشده ایران به کشور دیگری منتقل شود، جمهوری اسلامی تعهد کند بهدنبال سلاح هستهای نمیرود و با نظارت بینالمللی بر تاسیسات هستهایاش موافقت میکند. با این حال، این توافق بدی برای جهان، برای ایالات متحده و برای اسرائیل است.
چراکه مشکل اصلی ایران، وجود رژیم آیتاللهها است. مقامهای ارشد در آمریکا و اسرائیل، از جمله رئیس ستاد ارتش اسرائیل، در هفته گذشته سخنان مهمی درباره ضربه سنگین واردشده به جمهوری اسلامی گفتند. آنها دروغ نمیگویند، اما یک مشکل وجود دارد. این خسارت سنگین مانع از آن نمیشود که ایران تنگه هرمز را نبندد، مانع بازسازی تاسیسات موشکی و پرتابگرها نمیشود. در عین حال، گزارشهایی از بازسازی توانمندیهای این رژیم نیز وجود دارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حملاتی هم که به جمهوری اسلامی شده، سرکوب مردم ایران را متوقف نکرده است و برعکس، وضعیت وخیمتر شده و با وجود همه این آسیبها، توان ایران برای حمله به کشورهای همسایه دستنخورده باقی مانده است.
از این رو، حتی بهترین توافق هم با جمهوری اسلامی یک فاجعه خواهد بود، زیرا ضربه شدید واردشده به حکومت ایران در عمل نوعی تغییر در وضعیت حاکمیت ایجاد کرده است و اکنون بهجای یک رژیم قاتل با رژیمی هیولاوار مواجهیم. در این وضعیت، این توافق به مشروعیتبخشی و تقویت این رژیم هیولاوار منجر خواهد شد.
اگر براساس مذاکرات تهران و واشنگتن، میلیاردها دلار دوباره به دست حکومت ایران برسد، این ثروت صرف چه خواهد شد؟ پاسخ روشن است. حتی اگر جمهوری اسلامی به تمام بندهای توافق پایبند بماند، پول را در حوزههایی سرمایهگذاری خواهد کرد که در توافق نیامده است. به نظر میرسد هیچ محدودیتی برای سرمایهگذاری در توسعه نسل جدیدی از موشکهای بالستیک مرگبارتر وجود نخواهد داشت. همچنین محدودیتی برای سرمایهگذاری در نیروهای نیابتیاش، حوثیها، حزبالله، حماس و شبهنظامیان عراق، وجود نخواهد داشت؛ نیروهایی که برای رژیم ایران بسیار مهمتر از مردم ایراناند.
اثر این موضوع بر منطقه، چندوجهی، در چند جبهه و مرگبار خواهد بود. از لبنان شروع کنیم؛ کشوری که تلاش میکند خود را از چنگال حزبالله و جمهوری اسلامی رها کند، چنگالی که تنها ویرانی و خرابی به همراه میآورد. توافق با ایران هر امیدی برای بازسازی این کشور و حرکت بهسمت توافق صلح با اسرائیل را از میان خواهد برد. از لحظه اعلام توافق، حزبالله احساس قدرت بیشتری خواهد کرد، و این حتی پیش از آن رخ خواهد داد که جمهوری اسلامی یک دلار منتقل یا حتی یک سلاح قاچاق کند.
در سوی دیگر، در نوار غزه نیز وضعیت مشابه است. جانشینان یحیی سنوار و محمد ضیف نفس راحتی خواهند کشید. حماس به حمایت و پشتیبانی «سرِ مار» و مرکز محور شرارت نیاز دارد. توافق با ایران سر این مار را تقویت میکند، و در نتیجه کل محور شرارت تقویت خواهد شد. احتمال اجرای مرحله دوم آتشبس غزه، که شامل خلع سلاح حماس است، از قبل هم کم بود و چنین توافقی آن را کاملا نابود خواهد کرد.
جبهه سوم کشورهای خلیج فارساند. حتی با قدرت محدود فعلی ایران، این کشور میتواند خسارتی عظیم ایجاد کند، ازجمله از طریق حمله به تاسیسات انرژی و آبشیرینکنها. توافق با آمریکا به این معناست که ایران در برابر قدرتمندترین کشور جهان ایستادگی کرده است. ارتش آمریکا عقبنشینی خواهد کرد، ایران به قدرت منطقهای بدل خواهد شد و این دقیقا برخلاف اهداف جنگ کنونی است.
و در سطح جهانی، پس از آنکه این تصور ایجاد شود که جمهوری اسلامی شکست نخورده، این نتیجه به دست میآید که آمریکا، در مقام قدرتی که بنا بود قویترین ابرقدرت جهان باشد، چندان هم قوی نیست. کشوری زخمی و تضعیفشده آن را تهدید میکند و ایالات متحده هم عقبنشینی میکند.
اگر چنین توافقی حاصل شود بهمعنای آن است که دونالد ترامپ که وعده داده بود به مردم ایران کمک کند، آنها را به حال خود و در دستان یک رژیم هیولاوار رها کرده و این موضوع بر بسیاری از نقاط بحرانی دیگر، از جمله چین و روسیه، تاثیر خواهد گذاشت.
نیازی به ازسرگیری جنگ نیست، اما توافقی که به تقویت رژیم ایران بینجامد، نتایجی به مراتب ناگوارتر از گذشته خواهد داشت. منافع آمریکا و کشورهای منطقه میتواند از طریق تداوم محاصره حفظ شود، نه لزوما با جنگ. درست است که در این صورت قیمت نفت بالا میماند و شاید حتی بیشتر شود، اما هزینهای که اکنون جهان آزاد میپردازد بسیار کمتر از بهای سنگینی خواهد بود که پس از تقویت این رژیم درپی یک توافق باید بپردازد.
برگرفته از واینت

