تجربه لیبی و سوءبرداشت جمهوری اسلامی از سرنوشت قذافی

رهبران ایران لازم است درک کنند که حتی همه سلاح‌های هسته‌ای جهان هم نمی‌توانستند رژیم قذافی را نجات دهند

به نتیجه‌ رسیدن تلاش‌های ایالات متحده برای بازگشایی تنگه هرمز خبر خوشایندی خواهد بود. با این حال، طبق همه شواهد، بخش دشوار ماجرا هنوز در پیش است: تعیین چارچوب‌ برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران.

بی‌صبری مشهور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و سرسختی به همان اندازه مشهور جمهوری اسلامی، که در هر دو طرف از اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد و غیرواقع‌بینانه تغذیه می‌شود، تنها دو مورد از عوامل متعددی‌اند که می‌توانند مذاکرات را به بن‌بست بکشانند. برداشت نادرست تهران از تجربه لیبی نیز سومین مانع بالقوه در این مسیر است.

به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای، برخلاف انتظار، با هشدار معروف جورج سانتایانا، فیلسوف اسپانیایی، مبنی بر اینکه «کسانی که گذشته را به یاد نمی‌آورند، محکوم به تکرار آن‌اند» موافق بوده است. رهبر پیشین جمهوری اسلامی در خطبه‌ای عمومی در سال ۱۳۹۰، به‌شدت از معمر قذافی انتقاد کرد و گفت که او «در پی تهدیدهای توخالی، همه تجهیزات هسته‌ای خود را جمع کرد، بار یک کشتی کرد و به غربی‌ها تحویل داد و به آن‌ها گفت: بفرمایید، ببرید! پس از آن بود که آن‌ها تصمیم گرفتند به لیبی حمله کنند و نفتش را تصاحب کنند.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در حالی که خامنه‌ای اگر از دیدگاه پروفسور فرانسیس گوین مطلع بود، شاید عاقلانه‌تر عمل می‌کرد. گوین معتقد بود که «استدلال قیاسی یکی از ویژگی‌های اصلی درک انسان از جهان است و مقایسه حال با گذشته، اگر به‌درستی انجام شود، می‌تواند سودمند باشد»، اما «متاسفانه قیاس‌ها اغلب به‌درستی به کار گرفته نمی‌شوند».

به بیان ساده، خامنه‌ای آنچه را «مدل لیبی» نامیده می‌شود، به اشتباه تفسیر کرد. خطر بسیار واقعی وجود دارد که رهبری کنونی جمهوری اسلامی نیز همان اشتباه را تکرار کند.

اقامت من در لیبی در ژانویه ۲۰۰۴، پیش از آنکه ایالات متحده آنجا نمایندگی دیپلماتیک داشته باشد، یکی از به‌یادماندنی‌ترین ماه‌های دوران ۳۳ ساله خدمتم در دستگاه دیپلماسی بود. من برای دور پایانی مذاکراتی که در نهایت لیبی را متقاعد کرد برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک خود را کنار بگذارد، در طرابلس حضور داشتم.

اوج آن دوران برای من در تاریکی بامداد ۲۶ ژانویه رقم خورد؛ زمانی که شاهد بودم لیبی «حدود ۲۵ تن اسناد و قطعات مربوط به برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالیستیک خود» را تحویل داد تا با یک هواپیمای ترابری نظامی سی‌ــ۱۷ بدون علامت، به آمریکا منتقل شوند.

اینکه لیبی سرانجام تصمیم گرفت تلاش برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی را متوقف کند و هر آنچه را در اختیار داشت تحویل دهد، از پیش قطعی و تضمین‌شده نبود. با این حال، رفتار لیبیایی‌ها در جریان مذاکرات نمونه‌ای کلاسیک از این بود که چگونه نباید مذاکره کرد. مذاکره‌کنندگان لیبی آشکارا و جلو چشم هیئت مشترک آمریکا و بریتانیا که آن سوی میز نشسته بودند، با هم مشاجره می‌کردند.

داخل حکومت لیبی دو جناح مشخص وجود داشت. یکی جناح موسی کوسا، رئیس سازمان اطلاعات لیبی، که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه ایالتی میشیگان گرفته بود و مهم‌ترین حامی بهبود روابط با غرب در درون رژیم قذافی محسوب می‌شد تا تحریم‌ها لغو شوند. الیوت آبرامز، مقام پیشین آمریکایی، او را به‌درستی «فردی خوش‌صحبت و آرام در گفتگو» توصیف می‌کند، «البته تا زمانی که به یاد می‌آوردید او به‌عنوان رئیس اطلاعات قذافی، باید پاسخگوی خون‌های ریخته‌شده زیادی باشد».

در سوی دیگر، عبدالله السنوسی، برادرزن قذافی، قرار داشت که شخصیتی به‌مراتب خشن‌تر بود. او ریاست اطلاعات نظامی را بر عهده داشت و با تحویل دادن هرگونه تجهیزات یا برنامه تسلیحاتی به‌شدت مخالف بود.

در نهایت، موسی کوسا توانست قذافی را متقاعد کند.

اکنون در جمهوری اسلامی اگرچه روند تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح حاکمیت همچنان مبهم است، می‌توان با اطمینان فرض کرد که بحث‌های امروز تهران درباره چگونگی ادامه مسیر، به گفتگوهایی که بیش از دو دهه پیش در طرابلس می‌شنیدیم، شباهت زیادی دارد.

 تندروها بدون تردید استدلال می‌کنند که ایران باید برای بازدارندگی در برابر حملات احتمالی آینده به سلاح هسته‌ای دست یابد. احتمالا آن‌ها نیز مانند خامنه‌ای، سرنوشت قذافی را به‌اشتباه تفسیر می‌کنند، اما تصمیم قذافی برای کنار گذاشتن برنامه‌های تسلیحات کشتار جمعی علت سرنگونی و مرگ او در سال ۲۰۱۱ نبود.

من از تونس، جایی که آن زمان سفیر آمریکا بودم، سقوط قذافی را از نزدیک دنبال می‌کردم. عواملی که به ۴۲ سال حکومت او پایان دادند، سرکوب خشن، فساد، سوءمدیریت اقتصادی فاحش و حکمرانی بسیار ضعیف بودند نه نداشتن زرادخانه هسته‌ای.

کمبود آگاهی سیاست‌گذاران ایرانی درباره لیبی را ممکن است بتوان تا حدی نادیده گرفت، اما آن‌ها دست‌کم حکومت بشار اسد را خوب می‌شناختند و دیدند چگونه آنقدر از درون تهی شده بود که حتی در اختیار داشتن نوع دیگری از سلاح‌های کشتار جمعی، یعنی سلاح‌های شیمیایی، نتوانست آن را از فروپاشی خفت‌بار در دسامبر ۲۰۲۴ نجات دهد. اصلا دقیقا به همین دلیل بود که رهبران جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند منابع بیشتری را صرف حمایت از اسد نکنند و به کمک او نشتابند.

رهبران جمهوری اسلامی بهتر است به این واقعیت توجه کنند که تمام سلاح‌های هسته‌ای جهان نیز نمی‌توانستند رژیم قذافی را نجات دهند، اما اصلاح حکمرانی، مقابله با سوءمدیریت اقتصادی فلج‌کننده و پایان دادن به فساد فراگیر و سرکوب بی‌رحمانه شاید می‌توانست به قذافی امکان دهد قدرتش را حفظ کند. آن‌ها نیز همین فرصت را دارند، اما اینکه آیا از آن استفاده خواهند کرد یا نه، پرسشی بی‌پاسخ است.

برگرفته از وب‌سایت منارا مگزین

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه