تصمیم ترامپ مبنی بر اینکه در لحظه آخر و برای «مدت کوتاه» حمله آمریکا به ایران را به تعویق انداخته است، بار دیگر تنشها در سراسر خاورمیانه را افزایش داد. او گفت به درخواست رهبران کشورهای خلیج فارس که خواهان زمان بیشتری برای مذاکرات با تهران بودند پاسخ داده است، اما همزمان روشن کرد که به ارتش آمریکا دستور داده در صورت شکست مذاکرات، برای آغاز یک «حمله گسترده» فورا آماده بماند. شب چهارشنبه، خبرگزاری تسنیم که به حکومت ایران نزدیک است گزارش داد که آمریکا یک پیشنهاد جدید به تهران ارائه کرده است. یک منبع نزدیک به مذاکرات به تسنیم گفت: «متن جدیدی از طریق پاکستان به ایران منتقل شده است.» او افزود: «ایران در حال بررسی متن است و هنوز پاسخ نداده است. پاکستان تلاش میکند شکافها را پر کند اما این تلاشها هنوز نتیجه نهایی نداشته است.» پیش از این پیشنهاد، والاستریت ژورنال گزارش داده بود که آمریکا و اسرائیل در حال آمادهسازی حملات جدید علیه رژیم ایران هستند که ممکن است از هفته آینده آغاز شود.
واینت در گزارشی در این زمینه مینویسد که ماجرای تنگه هرمز اکنون به اهرم اصلی چانهزنی تبدیل شده و باوجود اینکه تواناییهای رژیم ایران آسیب دیده اما از بین نرفته است. در عین حال، براساس تحلیل واینت، برتری نظامی آمریکا همهچیز را تضمین نمیکند؛ آمریکا و اسرائیل از نظر نظامی برتر هستند، اما رژیم ایران همچنان میتواند در جبهه داخلی اسرائیل، خلیج فارس، دریای سرخ، بازار انرژی جهانی و سیاست داخلی آمریکا هزینههای جدی ایجاد کند؛ و همین، ماهیت تقابل را فرسایشی، پرهزینه و طولانی میکند.
وای نت میافزاید، در پس این توقف، یک فضای غیرعادی قرار دارد. از یک سو تمرکز گسترده داراییهای دریایی، هوایی و دفاعی آمریکا در اطراف ایران قرار دارد که به واشنگتن توانایی میدهد بهسرعت حملات را از سر بگیرد، از پایگاهها و متحدان دفاع کند و فشار دریایی بر تهران وارد کند. از سوی دیگر، رژیم ایران که در ماههای اخیر بهطور قابل توجهی تضعیف شده، همچنان تواناییهایی دارد که میتواند هزینههایی تحمیل کند: یک زرادخانه موشکی بزرگ، پهپادها، نیروهای نیابتی منطقهای، ذخیره اورانیوم غنیشده نزدیک به سطح تسلیحاتی و یک اهرم راهبردی حیاتی که جهان را نگران کرده است: تنگه هرمز.
عرصهای که به اهرم اصلی چانهزنی تبدیل شده و احتمال دخالت ناتو
وای نت مینویسد، اگر در آغاز جنگ فعلی تمرکز بر تاسیسات هستهای و برنامه موشکی بود، اکنون تنگه هرمز به همان اندازه به یک محور استراتژیک مرکزی تبدیل شده است. آمریکا پیشتر محدودیتهایی برای تردد دریایی به و از بنادر ایران اعلام کرده، اما تأکید کرده که قصد ندارد عبور آزاد کشتیها به مقاصد غیرایرانی را مسدود کند. همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا عملیات پاکسازی مین در تنگه را آغاز کرده، پس از آنکه بنا به ادعای آمریکا، سپاه پاسداران مینهای دریایی در این منطقه کارگذاری کرده بود.
اوایل این ماه، ترامپ «عملیات پروژه آزادی» را آغاز کرد که هدف آن بازگرداندن عبور و مرور تجاری از هرمز تحت چتر حفاظتی آمریکا بود. این اقدام دو روز بعد متوقف شد، اما آمریکا همچنان حضور گسترده دریایی و هوایی را حفظ کرده تا از نیروهای خود محافظت کند، فشار دریایی بر ایران اعمال کند و از حملات به کشتیرانی تجاری جلوگیری کند. طبق گزارش سنتکام، نیروهای مستقر در تنگه هرمز شامل ناوشکنهای موشکانداز، بیش از ۱۰۰ هواپیما از پایگاههای زمینی و دریایی، سامانههای بدون سرنشین و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی هستند.
بلومبرگ گزارش داده است که ناتو نیز در حال بررسی مداخله در صورت باز نشدن این مسیر حیاتی تا اوایل ژوئیه است. طبق این گزارش، گفتوگوهایی درون ائتلاف برای کمک به عبور امن کشتیها از تنگه مسدود شده در جریان است. یک دیپلمات از یک کشور عضو ناتو گفته این ایده از حمایت برخی اعضا برخوردار است اما هنوز اجماع لازم را ندارد. در صورت تصویب، این اقدام تغییر مهمی در سیاست ناتو درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران خواهد بود و این ائتلاف را بهطور مستقیمتر وارد موضوع آزادی کشتیرانی در خلیج فارس میکند.
واینت مینویسد، برای ایران، این فقط یک مسیر دریایی نیست بلکه یک اهرم بقا است. پیش از جنگ، این تنگه حدود یکچهارم تجارت جهانی نفت دریایی و حدود یکپنجم تجارت گاز طبیعی مایع را منتقل میکرد. هرگونه اختلال به سرعت بر قیمت انرژی، اقتصاد جهانی و فشار سیاسی بر ترامپ در داخل آمریکا اثر میگذارد.
براساس این گزارش، به همین دلیل هرمز به حساسترین نقطه تبدیل شده است. آمریکا میتواند قدرت دریایی عظیمی در آنجا مستقر کند، اما ایران برای ایجاد بحران نیازی به نابودی ناوگان آمریکا ندارد. مینهای دریایی، پهپادها، موشکهای ضدکشتی، قایقهای انفجاری یا حوادث محدود برای افزایش هزینه بیمه، دور کردن شرکتهای کشتیرانی و ایجاد شوک در بازار انرژی کافی است.
تواناییهای رژیم ایران آسیب دیده اما از بین نرفته است
واینت مینویسد، پس از هفتهها حملات آمریکا و اسرائیل، تردیدی نیست که ایران بهای سنگینی پرداخته است. ساختار فرماندهی، پدافند هوایی، پایگاهها، سایتهای موشکی و زیرساختهای نظامی بارها هدف قرار گرفتهاند. با این حال، ارزیابیهای اخیر فاصله زیادی با «شکست قاطع» دارند. طبق گزارشهای نیویورک تایمز و واشنگتنپست بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا، ایران همچنان حدود ۷۰ درصد ذخایر موشکهای بالستیک پیش از جنگ و حدود ۷۵ درصد پرتابگرهای خود را حفظ کرده است. در حوزه پهپادها نیز برآوردها حدود ۴۰ درصد باقیمانده را نشان میدهد.
در حوزه هستهای، مشکل همچنان حل نشده است. ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار دارد که به سطح ۹۰ درصد مورد نیاز برای سلاح هستهای نزدیک است. حتی اگر برخی تأسیسات آسیب دیده باشند، محل ذخایر، امکان نظارت و نحوه خارج کردن آنها از ایران از دشوارترین موضوعات مذاکرات واشنگتن و تهران است.
برای ایران، برنامه موشکی در ماههای اخیر به یک درس مرکزی تبدیل شده است. نیروی هوایی آن نسبت به اسرائیل و آمریکا قدیمیتر و ضعیفتر است، اما توان موشکی و پهپادی آن امکان تهدید مناطق پشت جبهه اسرائیل، پایگاههای آمریکا، فرودگاهها، بنادر و زیرساختهای انرژی در خلیج فارس را فراهم میکند. حتی با وجود نرخ بالای رهگیری، نیاز به مقابله با صدها تهدید، سامانههای دفاعی را تحت فشار قرار میدهد.
به اینها شبکه نیروهای نیابتی منطقهای ایران اضافه میشود. حزبالله در لبنان، شبهنظامیان در عراق و حوثیها در یمن در موقعیتی مشابه قبل از ۷ اکتبر نیستند، اما همچنان میتوانند جبهههای ثانویه باز کنند. بنابراین تهدید ایران فقط شلیک مستقیم نیست، بلکه گسترش جنگ در سراسر منطقه است: پایگاههای آمریکا، کشتیرانی در دریای سرخ، حملات از لبنان، هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و اختلال در مسیرهای تجاری.
در حال حاضر، طبق گزارش «اتحاد علیه ایران هستهای» که نیروی دریایی آمریکا را رصد میکند، دو گروه ناو هواپیمابر آمریکا در دریای عرب فعال هستند: «یواساس آبراهام لینکلن» و «یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش». ناو «جرالد آر. فورد» که بخشی از استقرار بزرگ منطقهای بود، پس از ۱۱ ماه ماموریت به بندر نورفولک در ویرجینیا بازگشته است. اما حضور دو گروه رزمی همچنان قدرت آتش قابل توجهی علیه ایران حفظ میکند.
در اطراف این ناوها، یگانهای هوایی شامل جنگندههای اف/ای-۱۸ (F/A-18)، جنگندههای پنهانکار اف-۳۵سی (F-35C)، هواپیماهای جنگ الکترونیک ایای-۱۸جی (EA-18G) گروولر، هواپیماهای فرماندهی و کنترل ای-۲دی (E-2D) و هلیکوپتر فعالیت میکنند. علاوه بر این، ناوشکنهای موشکانداز هدایتشونده و سایر شناورها در سراسر دریای عرب، دریای سرخ و شرق مدیترانه مستقر هستند. اتحاد علیه ایران هسته ای همچنین گزارش داده است که یک نیروی آبی-خاکی از ناو «یواساس تریپولی» در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) فعالیت میکند، همراه با شناورهای تفنگداران دریایی و کشتیهای مینروبی که به منطقه اعزام شدهاند.
این حضور به آمریکا امکان میدهد بهسرعت حملات علیه رژیم ایران را از دریا و هوا از سر بگیرد، با استفاده از هواپیماها، موشکهای کروز، توان اطلاعاتی و جنگ الکترونیک، و همزمان یک چتر دفاعی گسترده برای پایگاههای آمریکا، شرکای منطقهای، اسرائیل و مسیرهای دریایی در خلیج فارس فراهم کند. علاوه بر نیروهای دریایی، آمریکا همچنین جنگندههای اف-۱۵ای، اف-۳۵ و اف-۱۶، بمبافکنهای بی-۲ و بی-۵۲، هواپیماهای سوخترسان کیسی-۱۳۵ و سامانههای گسترده اطلاعاتی، نظارتی و جنگ الکترونیک را در عملیات خود علیه ایران مستقر کرده است.
پاسخ اسرائیل: پیکان، فلاخن داوود، گنبد آهنین و سامانههای لیزری
اسرائیل برای سناریویی آماده میشود که در آن حملات دوباره آمریکا به ایران باعث پاسخ مستقیم به جبهه داخلی آن شود. این پاسخ ممکن است محدود یا در صورت احساس تهدید وجودی، گستردهتر باشد.
معماری دفاع هوایی اسرائیل چندلایه است. لایه بالایی «آرو ۳»(پیکان ۳) برای رهگیری موشکهای بالستیک دوربرد در خارج از جو طراحی شده است. زیر آن «آرو ۲» (پیکان ۲) برای موشکهایی که از لایه اول عبور میکنند. لایه سوم «فلاخن داوود» برای تهدیدهای میانبرد، راکتهای سنگین، موشکهای کروز و پهپادها است. در لایه پایینتر «گنبد آهنین» برای تهدیدهای کوتاهبرد قرار دارد، همراه با سامانه دریایی «سیدوم» برای حفاظت از داراییهای دریایی و سکوهای گاز.
سامانه لیزری «پرتو آهنین» نیز اضافه شده تا هزینه مقابله با تهدیدهای ارزانقیمت مانند راکتها و پهپادها را کاهش دهد. اما این سامانهها به شرایط آبوهوایی، برد و خط دید وابسته هستند و جایگزین کامل سیستم چندلایه نیستند.
اگرچه اسرائیل یکی از پیشرفتهترین سیستمهای دفاع هوایی جهان را دارد، اما در این مقابله تنها نیست و حضور آمریکا در منطقه امکان همکاری بیشتر را فراهم میکند. هرچه تشخیص زودتر انجام شود، احتمال رهگیری در فاصله دورتر بیشتر است.
برتری نظامی آمریکا همه چیز را تضمین نمیکند
روی کاغذ، آمریکا برتری هوایی، دریایی، اطلاعاتی و فناورانه گستردهای دارد. اما رژیم ایران با استراتژی متفاوتی عمل میکند: پراکندگی، پنهانسازی، موشک، پهپاد، نیروهای نیابتی و تبدیل هر تشدید تنش به بحران منطقهای و اقتصادی.
واینت مینویسد، این همان معضل ترامپ است. حمله دیگر میتواند برخی زیرساختها را هدف بگیرد، اما حتی پس از دستاوردهای عملیاتی قبلی، نه برنامه بهطور کامل نابود شده، نه رژیم تغییر کرده و نه ذخایر اورانیوم از بین رفته است.
آمریکا نیز محدودیت دارد. طبق تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، ذخایر موشکی آمریکا در کوتاهمدت تمام نمیشود، اما استفاده گسترده از موشکهای تاماهاوک و سامانههای پاتریوت میتواند در بلندمدت مشکل تأمین مجدد ایجاد کند و بر آمادگی در برابر چین اثر بگذارد.
واینت در پایان مینویسد، آمریکا و اسرائیل از نظر نظامی برتر هستند، اما رژیم ایران همچنان میتواند در جبهه داخلی اسرائیل، خلیج فارس، دریای سرخ، بازار انرژی جهانی و سیاست داخلی آمریکا هزینههای جدی ایجاد کند؛ و همین، ماهیت تقابل را فرسایشی، پرهزینه و طولانی میکند.

