نودویکمین سال تاسیس فرهنگستان ایران؛ پالایش زبان فارسی از «بلدیه» و «عدلیه» به «شهرداری» و «دادگستری»

رضاشاه باور داشت نهادهای دولتی باید از اصطلاحات فارسی استفاده کنند و واژه‌های عربی رایج نیز تا حد امکان فارسی شوند

محمدعلی فروغی، علی‌اصغر حکمت، بدیع‌الزمان فروزانفر، علی‌اکبر دهخدا و دیگر اعضای فرهنگستان ایران‌ــ مهر

زبان فارسی به‌عنوان مهم‌ترین رکن هویت ملی و فرهنگی ایران، در آغاز سده چهاردهم با چالشی نوظهور مواجه شد. در این مقطع، ورود مظاهر مدرنیته و تغییر ساختارهای اداری، نظامی و آموزشی با هجوم گسترده واژه‌ها و اصطلاحات بیگانه به ایران همراه بود که ساختار سنتی زبان فارسی بدون متولی رسمی، امکان پاسخگویی سریع به نیازهای روزآمد جامعه را نداشت و آشفتگی‌های زیادی که در مکاتبات رسمی و اداری به‌وجود آورد، هویت این زبان را در معرض خطر قرار داده بود. در این میان افراط و تفریط‌ها نیز به چالش پیش‌آمده دامن می‌زد.

این چنین بود که نیاز به تاسیس سازمانی برای محافظت، توسعه و اصلاح زبان فارسی به ضرورتی ملی تبدیل شد و رضاشاه پهلوی نیز با درک همین ضرورت، دستور تاسیس «فرهنگستان ایران» را صادر کرد.

این فرهنگستان بیست‌ونهم اردیبهشت ۱۳۱۴ با تصویب هیئت وزیران، تاسیس شد و خردادماه همان سال نخستین جلسه خود را برگزار کرد. با این حال مقدمات اولیه تاسیس فرهنگستان ایران به سال ۱۳۰۳ بازمی‌گردد که نمایندگان وزارتخانه‌های جنگ، معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه ماموریت یافتند لغات و اصطلاحات جدیدی را وضع کنند که در بخش‌های نظامی استفاده شود.

اعضای این انجمن در مجموع حدود ۳۰۰ لغت و اصطلاح فارسی وضع کردند که بیشتر آن‌ها مربوط به حوزه‌های نظامی بود. مانند «توپخانه»، «خلبان»، «آتشبار» و «گُردان». با این حال، فعالیت این انجمن بدون چالش نبود و میان سیاستمداران، نویسندگان و اهل فن درباره وضع واژه‌های فارسی جدید به‌عنوان معادل لغات بیگانه، اتفاق نظر وجود نداشت. گروهی به‌شدت حامی وضع لغات فارسی بودند و حتی کلماتی را جایگزین می‌کردند که زبان فارسی را با دشواری‌هایی روبرو می‌کرد و گروه دیگر نیز با جایگزینی واژه‌های فارسی به جای لغات بیگانه، مخالفت می‌کردند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

طبق روایت علی‌اصغر حکمت، رضاشاه از جمله کسانی بود که باور داشت نهادهای دولتی و ساختار اداری کشور باید از اصطلاحات فارسی استفاده کنند و واژه‌های عربی رایج نیز تا حد امکان فارسی شوند.

این رویکرد به‌ویژه پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی در مهر۱۳۱۳ و اوج‌گیری احساسات ملی‌گرایانه، هواداران بیشتری پیدا کرد. فضای فرهنگی آن روزها به‌گونه‌ای بود که شماری از جوانان و اهل قلم، پاکسازی زبان فارسی را از واژه‌های بیگانه، به‌خصوص لغات عربی، وظیفه‌ای ملی می‌دانستند، اما این جریان در مواردی هم به افراط کشیده شد و برخی نویسندگان و کارمندان اداری چنان در استفاده از واژه‌های به‌اصطلاح «سره» تعصب نشان دادند که اگر معادل مناسبی برای یک واژه عربی پیدا نمی‌کردند، به سراغ لغات مهجور ایران باستان یا حتی واژه‌هایی ساختگی و نامانوس می‌رفتند که نه در زبان رایج مردم جایی داشت و نه برای مخاطبان قابل‌فهم بود.

رواج این شیوه‌های سلیقه‌ای و بی‌ضابطه نگرانی بسیاری از ادیبان و اهل فرهنگ را برانگیخت و بیم آن می‌رفت که زبان فارسی به جای سامان‌ یافتن، آشفته‌تر شود. در پی همین نگرانی‌ها، وزارت معارف گزارشی برای هیئت دولت تهیه کرد و محمدعلی فروغی نیز در گفتگویی با رضاشاه، ضرورت تشکیل نهادی تخصصی برای مدیریت مسئله واژه‌گزینی و حفظ انسجام زبان فارسی را مطرح کرد.

سرانجام تصمیم گرفته شد انجمنی متشکل از ادبا، زبان‌شناسان و پژوهشگران تشکیل شود تا مقدمات تاسیس فرهنگستان ایران را فراهم کنند. هم‌زمان، وزارت معارف در بخشنامه‌ای، به وزارتخانه‌ها هشدار داد تا پیش از تشکیل این نهاد، از ساخت و به‌کارگیری واژه‌های جدید به‌صورت خودسرانه خودداری کنند.

عیسی صدیق که بعدها سومین رئیس دانشگاه تهران شد، درباره روند شکل‌گیری فرهنگستان ایران می‌نویسد که فروغی نوروز ۱۳۱۴ با او درباره تاسیس چنین نهادی مشورت کرد و صدیق نیز تجربه‌هایش را از همکاری در انجمن اصطلاحات نظامی وزارت جنگ و انجمن لغات علمی دانشسرای عالی در اختیار او گذاشت.

در همان زمان، مقدمات برگزاری جشن سیصدمین سال تاسیس فرهنگستان فرانسه که در پاریس جریان داشت، موضوع فرهنگستان‌ها را به بحث روز محافل فرهنگی تهران تبدیل کرد.

به گفته صدیق، پس از مطالعه اساسنامه فرهنگستان فرانسه و تطبیق آن با شرایط ایران، پیش‌نویس اساسنامه فرهنگستان ایران تهیه و به دولت ارائه شد. سپس به دستور فروغی، کمیسیونی با حضور وزیر معارف و شماری از استادان دانشگاه تشکیل و متن نهایی اساسنامه تدوین شد. این اساسنامه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ به تصویب هیئت دولت رسید و نخستین نشست رسمی آن نیز دوازدهم خرداد ۱۳۱۴ در ساختمان قدیمی دانشکده حقوق به ریاست محمدعلی فروغی برگزار شد.

حفظ، تقویت و گسترش زبان فارسی

فرهنگستان ایران از همان ابتدا دو نوع عضو داشت: پیوسته و وابسته. اعضای پیوسته موظف بودند به‌طور منظم در جلسات حضور یابند و در تصمیم‌گیری‌ها و مباحث تخصصی مشارکت کنند، اما اعضای وابسته، دیدگاه‌ها و پیشنهادهایشان را به صورت کتبی در اختیار فرهنگستان قرار می‌دادند.

اعضای وابسته و پیوسته فرهنگستان ایران را در کل طیفی گسترده‌ از نویسندگان، شعرا، ایران‌پژوهان و چهره‌های شناخته‌شده فرهنگی آن زمان تشکیل می‌دادند. از محمدعلی جمالزاده، پدر داستان‌نویسی مدرن ایران، گرفته تا ملک‌الشعرای بهار، علی‌اکبر دهخدا، سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر، حسین گل‌گلاب، رشید یاسمی و علی‌اصغر حکمت. در میان ایران‌پژوهان خارجی نیز افرادی چون آرتور آپهام پوپ، محمد اقبال لاهوری، هانری ماسه و آرتور کریستنسن در فرهنگستان ایران عضویت داشتند.

در سال‌های بعد، چهره‌های برجسته دیگری مانند ابراهیم پورداوود، عباس اقبال آشتیانی، محمد حجازی، محمد قزوینی، جلال‌الدین همایی، محمود حسابی و علی‌اکبر سیاسی هم به این فرهنگستان پیوستند.

فرهنگستان ایران برای پیشبرد فعالیت‌هایش چند کمیسیون تخصصی تشکیل داد که هرکدام روی بخشی از مسائل زبان و ادبیات فارسی کار می‌کردند. این کمیسیون‌ها عبارت بودند از: لغت، دستور زبان، اصطلاحات علمی، اصطلاحات پیشه‌وران، کتاب‌های قدیمی، راهنما و خط.

طبق اساسنامه، هدف اصلی فرهنگستان حفظ، تقویت و گسترش زبان فارسی بود و این نهاد وظیفه داشت برای واژه‌ها و اصطلاحات جدید، به‌ویژه در حوزه‌های علمی و اداری، معادل فارسی برگزیند، زبان فارسی را از واژه‌های خارجی نامناسب پاکسازی کند، درباره دستور زبان و شیوه واژه‌سازی تحقیق کند و واژه‌ها و اصطلاحات رایج میان صنعتگران، پیشه‌وران و متون قدیمی را گرد آورد. فرهنگستان همچنین تلاش می‌کرد شاعران و نویسندگان را به خلق آثار ادبی ارزشمند تشویق کند.

با این حال، بخش عمده فعالیت فرهنگستان صرف پیدا کردن معادل فارسی برای واژه‌ها و اصطلاحات خارجی می‌شد. در کنار این کار، انجمن ادبی فرهنگستان نیز به ریاست ملک‌الشعرای بهار تشکیل شد و کمیسیون‌هایی در زمینه زبان‌شناسی، باستان‌شناسی، دستور زبان، تئاتر و موسیقی آغاز به کار کردند.

یکی از مهم‌ترین اقدام‌های فرهنگستان، تصویب نظام‌نامه‌ای در بهمن ۱۳۱۵ برای تعیین اصول و روش‌های علمی واژه‌گزینی بود. این اقدام تا حد زیادی موفق بود و بسیاری از واژه‌های مصوب فرهنگستان با استقبال مردم و ادارات روبرو شدند.

با این حال همه اعضا با جایگزینی واژه‌های فارسی موافق نبودند و همین اختلاف‌نظرها هم از دلایل اصلی رکود و تعطیلی فرهنگستان ایران بود. به‌ طوری‌ که ابتدا سال ۱۳۱۷ برای مدتی کوتاه تعطیل شد، اما دوباره فعالیتش را از سر گرفت و تا سال ۱۳۲۰ به ریاست اسماعیل مرآت ادامه داد، اما پس از سال ۱۳۲۰ و بروز اتفاق‌های سیاسی آن سال، فعالیت‌های مربوط به زبان‌پیرایی و واژه‌سازی هم تقریبا متوقف شد و فرهنگستان بیشتر به کارهای ادبی و پژوهشی پرداخت و سرانجام سال ۱۳۳۳ رسما تعطیل شد.

فرهنگستان اول با وجود همه فرازونشیب‌ها، توانست تا سال ۱۳۲۰ حدود دو هزار واژه فارسی را تصویب کند؛ واژه‌هایی که بسیاری از آن‌ها اکنون در زبان فارسی امروز استفاده می‌شوند و از جمله آن‌ها می‌توان به واژه‌های مانند «شهرداری» به جای «بلديه»، «فرهنگ» به جای «معارف» و «بهداری» به جای «صحيه» و «دادگستری» به جای «عدلیه» اشاره کرد.

حدود ۱۵ سال پس از تعطیلی فرهنگستان ایران، نگرانی‌ها درباره گسترش واژه‌های بیگانه در زبان فارسی بار دیگر افزایش یافت و محمد مقدم که از بنیان‌گذاران گروه‌های آموزش زبان‌شناسی در دانشگاه تهران بود، درباره خطر نفوذ روزافزون واژه‌های خارجی به زبان فارسی هشدار داد و بر ضرورت احیای نهادی تخصصی برای پاسداری از زبان فارسی تاکید کرد.

در نهایت، سال ۱۳۴۷ «فرهنگستان زبان ایران» که بعدها به «فرهنگستان دوم» مشهور شد، فعالیتش را آغاز کرد. این فرهنگستان تا سال ۱۳۵۷ و وقوع انقلاب اسلامی به کار ادامه داد و تمرکز اصلی آن نیز مانند فرهنگستان اول، بر واژه‌گزینی، پژوهش‌های زبان‌شناختی و حفظ زبان فارسی بود.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت این نهاد نیز متوقف شد تا اینکه سرانجام سال ۱۳۶۶، فرهنگستان زبان و ادب فارسی تاسیس شد؛ نهادی که امروز از آن با عنوان «فرهنگستان سوم» یاد می‌شود و همچنان مسئول اصلی واژه‌گزینی و سیاست‌گذاری در حوزه زبان فارسی است.

بیشتر از فرهنگ و هنر