کارگران یک کارخانه در بنگلور پشت چرخخیاطیها مینشینند که دوربینهایی به سر آنها بسته شده است. در سوی دیگر جهان، کارکنان یک دفتر در کالیفرنیا شغلهای خود را تحت نظارت دائمی نرمافزاری انجام میدهند که هر کلیک، فشردن کلید و حرکت ماوس آنها را روی رایانههایشان ثبت میکند.
هر دو گروه از کارکنان بخشی از طرحهای جدید برای آموزش سیستمهای هوش مصنوعیاند تا شغلهای انسانی، یعنی شغل [همان کارکنان] را انجام دهند، با این امید که ماشینها روزی بتوانند جای آنها را بگیرند.
کارگران دفتری کارمندان متا هستند و همه آنها از این موضوع راضی نیستند. برخی این وضعیت را بهویژه در زمانی که این شرکت با موج سنگینی از حذف شغلها مواجه است، «پادآرمانشهری» توصیف کردهاند. گفته میشود مارک زاکربرگ، فردی که پشت همه اینها قرار دارد، حتی در حال کار روی توسعه یک عامل هوش مصنوعی است که بتواند برخی وظایف مدیرعاملی او را بهصورت خودکار انجام دهد.
اندرو بوسورث، مدیر ارشد فناوری متا، ادعا میکند که این امر درباره کارآمدتر کردن عملکرد شرکت است، هرچند گستره جهانی و نفوذ این شرکت میتواند باعث شود [این روند] بر مردم در سراسر جهان تاثیر بگذارد.
او در یادداشتی در این ماه به کارمندان [متا] گفت: «چشماندازی که ما به سوی آن در حال حرکتیم، چشماندازی است که در آن، عاملهای ما عمدتا کار را انجام میدهند و نقش ما هدایت، بازبینی و کمک به بهبود آنها است»، و افزود که حتی [همین] نقش محدود انسانها در این سازوکار نیز برای این طراحی شده است که بهتدریج کنار گذاشته شود.
او گفت هدف این بود که عاملهای هوش مصنوعی «بهطور خودکار ببینند کجا ما احساس نیاز به مداخله داشتیم تا دفعه بعد بهتر باشند».
این سناریو فقط یک سگ کم دارد تا با پیشبینی پادآرمانشهری مطرح شده در ۱۹۹۰ وارن بنیس، فرد دانشگاهی اهل ایالات متحده، مطابقت پیدا کند؛ اینکه کارخانه آینده، تنها دو کارمند خواهد داشت: «یک مرد و یک سگ. مرد آنجا خواهد بود تا به سگ غذا بدهد. سگ آنجا خواهد بود تا مرد را از دست زدن به تجهیزات باز دارد.»
یک گزارش از صندوق بینالمللی پول در اوایل امسال نشان داد که نزدیک به ۴۰ درصد مشاغل جهان هماکنون در معرض تغییرات ناشی از هوش مصنوعی قرار دارند. نویسندگان این گزارش خواستار آن شدند که سیاستگذاران اطمینان حاصل کنند منافع اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی بهطور گسترده توزیع شود و فقط در دست شرکتها متمرکز نشود.
این روند حذف مشاغل ممکن است با استقرار گسترده رباتهای انساننما در نیروی کار بدتر شود؛ [رباتهایی] که هر کدام به اندازه کافی چندمنظورهاند تا نقشهایی را که زمانی انحصارا متعلق به انسانها بود، از کار با چرخخیاطیها گرفته تا کار در کارگاههای ساختمانی، انجام دهند.
یک نظرسنجی که سال گذشته به سفارش کنگره اتحادیههای کارگری انجام شد، نشان داد نزدیک به دوسوم بزرگسالان جوان از واگذاری شغلهای خود به هوش مصنوعی میترسند. این نهاد اتحادیهای هشدار داد که هوش مصنوعی ممکن است «فاجعه و پیامدهای بلندمدت صنعتیزدایی» را تکرار کند و ممکن است بریتانیا را «ناخودآگاه» به بازار کاری که تحت سلطه هوش مصنوعی قرار گرفته است، بکشاند».
کیت بل، معاون دبیرکل کنگره اتحادیههای کارگری، در آن زمان گفت: «انقلاب هوش مصنوعی اگر بدون مدیریت رها شود و در دستان نادرست قرار گیرد، ممکن است نابرابری افسارگسیخته را [در جامعه] تثبیت کند، زیرا شغلها تضعیف یا حذف و سهامداران ثروتمندتر میشوند.»
این دیدگاهی است که دیوید شرمن، رئیس راهبرد نشان تجاری در شبکه غیرمتمرکز پردازنده گرافیکی «آیاو داتنت» (io.net) نیز، در پی آنکه متا ابزارهای نظارت بر کارمندان را برای آموزش سیستمهای هوش مصنوعی به کار گرفت، با آن همداستان است.
او به ایندیپندنت میگوید: «وقتی تعداد انگشتشماری از شرکتها زیرساخت هوش مصنوعی را کنترل میکنند، آنها شرایط را تعیین میکنند و بقیه هزینه را به دوش میکشند. آنها قبوض انرژی شما را پلهپله افزایش میدهند، هوش مصنوعی را بر اساس کار شما آموزش میدهند تا جای شما را بگیرد و سپس طوری رفتار میکنند که انگار از دست رفتن شغلها امری اجتنابناپذیر است نه انتخابی که خودشان انجام دادهاند.»
فقط کارگران نیستند که هوش مصنوعی را آموزش میدهند، میلیاردها نفر سالها است بدون آنکه حتی متوجه باشند، در حال آموزش به ماشینها بودهاند. اوایل امسال، سازنده «پوکمون گو» (Pokemon Go) با یک شرکت رباتیک ارسال کالا همکاری کرد تا دادههایی را که طی یک دهه، از بازیکنان این بازی واقعیت افزوده جمعآوری شده است، در اختیار آن قرار دهد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این پایگاه داده، متشکل از بیش از ۳۰ میلیارد تصویر، برای ایجاد یک سیستم موقعیتیابی بصری استفاده شد که میتواند بدون اتکا به ماهوارههای جیپیاس، یک مکان را تا حد چند سانتیمتر دقیق مشخص کند. این سیستم به رباتهای خودکار تحویل کالا قابلیت ناوبری بیرقیبی میدهد که به آنها امکان میدهد در مناطقی حرکت کنند که فناوریهای نقشهبرداری رایج به آنها دسترسی ندارند، مانند داخل ساختمانها یا مسیرهای پارک.
سیستمهای کپچا حتی مدت بسیار طولانیتری است که در حال آموزش هوش مصنوعیاند. هر بار که یک کاربر اینترنتی برای اثبات اینکه انسان است، چراغ راهنمایی یا دوچرخهای را میان یک شبکه از تصاویر شناسایی میکند، ناخواسته به هدایت تاکسیهای رباتیک «ویمو»(Waymo) متعلق به گوگل کمک میکند. رمزگشایی از متنهای کجومعوج به دیجیتالیسازی متون و روزنامههای آرشیوی کمک کرده است و هر قطعه پازلی که روی صفحه کشانده میشود، اکنون دادههای کلیدی برای هوش مصنوعی رفتاری فراهم میکند.
[توضیح: هوش مصنوعی رفتاری (Behavioural AI) به نوعی از هوش مصنوعی اشاره دارد که بر الگوهای رفتاری، تحلیل رفتار انسان و پیشبینی کنشهای آینده بر اساس رفتارهای گذشته تمرکز دارد]
بر اساس برخی براوردها، آزمونهای کپچای گوگل در جریان چیزی که بهراستی یکی از بزرگترین سرقتها در تاریخ فناوری است، بیش از ۸۰۰ میلیون ساعت کار بدون دستمزد فراهم کردهاند.
این روند آموزش نگرانیهایی را در میان کارشناسان صنعت برانگیخته است. به طوری که برخی مشروعیت قانونی و اخلاقی اقدام شرکتهای فناوری را زیر سوال میبرند.
ویرجینیا دولگست، استاد روابط کار و حلوفصل اختلافات در دانشگاه کرنل در ایالات متحده، ادعا میکند که جمعآوری دادهها ممکن است در برخی کشورها غیرقانونی باشد. او به ایندیپندنت میگوید: «کارگران در حال تولید ارزش اضافی برای کارفرمایانشاناند. آیا در قبال این کار به آنها پرداختی انجام میشود و آیا به آنها حق انتخاب برای مشارکت کردن یا نکردن داده میشود؟ احتمالا نه.»
روچی گوپتا، مدیر اجرایی بنیاد آینده هند، کارگران دارای دوربین در کارخانه بنگلور را نمونهای از «فقدان توازن قدرت بین سرمایه و نیروی کار» توصیف کرد که بهویژه در کشورهای در حال توسعه مانند هند، بهوضوح دیده میشود.
«فقدان توازن قدرت بین سرمایه و نیروی کار: کارگران هیچ توانایی برای امتناع از پوشیدن دوربینها ندارند، دوربینهایی که در حال آموزش سیستمهاییاند که در نهایت جای خود کارگران را خواهند گرفت.»
روچی گوپتا، ۱۳ آوریل ۲۰۲۶
او در مجموعهای از مطالب در ایکس نوشت: «کارگران برای امتناع از پوشیدن دوربینها هیچ توانایی ندارند، دوربینهایی که در حال آموزش سیستمهاییاند که در نهایت جای خود کارگران را خواهند گرفت. در کشوری پرجمعیت و فقیر مانند هند، منافع سرمایه و نیروی کار تقریبا هرگز همسو نیست.»
هیچیک از اینها واقعا جدید نیست. انسانها هزاران سال است که خود را از کار بیکار کردهاند. از زمانی که ارابههای چرخدار را برای حمل کالا اختراع کردیم یا به گاوها آموختیم که گاوآهن را به شکلی کارآمدتر از هر انسانی بکشند.
این روند در طول تاریخ، انسانها را آزاد کرد تا شغلهای جدیدی ایجاد کنند و پیشرفت فناوری را به جلو برانند، اما این بار ممکن است متفاوت باشد. با ظهور هوش مصنوعی جامع یا هوش در سطح انسانی، ابزارهایی که جای ما را میگیرند، ممکن است بهزودی برای ایجاد شغلهای جدید، در موقعیت بهتری باشند و همچنین برای انجام دادن آنها نیز مجهزتر باشند.
© The Independent

