در جریان جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی، ایالات متحده و اسرائیل، صنعت پتروشیمی ایران، یکی از مهمترین ستونهای زیرساختی کشور، به هدف اصلی حملات تبدیل شد، حملاتی که به گفته کارشناسان، نهتنها برای تخریب فیزیکی، که با رویکردی راهبردی برای مختلکردن شریانهای حیاتی اقتصاد ایران طراحی شده بودند.
بر اساس برآوردهای رسمی، صنعت پتروشیمی بیش از ۲۵ درصد از صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد و در تامین ارز خارجی نقشی کلیدی دارد. با این حال، بررسی دادهها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی نشان میدهد که موج حملات اخیر خسارات گستردهای به ظرفیت تولید، زنجیره تامین و زیرساختهای حیاتی این صنعت وارد کرده است.
اختلال گسترده در تولید و زنجیره تامین
گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که در پی این حملات، فعالیت حدود ۶۰ مجتمع پتروشیمی در کشور با اختلال جدی مواجه شده است. به گفته منابع مطلع، بیش از ۵۰ مجتمع در مناطق کلیدی بندر ماهشهر و عسلویه بهطور مستقیم متوقف یا تولیدشان کاهش چشمگیر یافته است و دستکم ۱۰ مجتمع دیگر در سایر نقاط کشور نیز به شکل غیرمستقیم تحت تاثیر قرار گرفتهاند.
با این حال، برخی منابع تاکید دارند اجرای دستورالعملهای پیشگیرانه کمیته بحران پیش از آغاز درگیریها، ازجمله توقف فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی، موجب شده است تا میزان خسارت در برخی مجتمعها کاهش یابد. این در حالی است که گزارشهایی نیز از ادامه فعالیت برخی واحدها برخلاف این دستورالعملها منتشر شده است، ازجمله پتروشیمی کاویان متعلق به برادران نجفی اصل و مطهری اصل، مالکان هلدینگ باختر.
موضوع ادامه فعالیت شرکت پتروشیمی کاویان یکی از موارد قابل توجه است. بر اساس اطلاعات موجود، این شرکت بهرغم هشدارها، به فعالیتش ادامه داده است. گفته میشود که برخی تدابیر مدیریتی در سطح کلان امکان دسترسی این واحد به منابع انرژی و تداوم تولید را فراهم کرده است، موضوعی که پرسشهایی را درباره نحوه مدیریت بحران در این صنعت مطرح میکند.
هدفگیری زیرساختهای حیاتی، راهبردی برای فلجسازی صنعت
یکی از نکات قابل توجه در الگوی حملات، تمرکز بر زیرساختهای پشتیبان و خدماتی صنعت پتروشیمی است، ازجمله شرکتهای تامینکننده برق، بخار، اکسیژن و آب صنعتی. کارشناسان تصریح کردهاند هدف قرار دادن این بخشها، بدون نیاز به تخریب مستقیم واحدهای تولیدی، به توقف گسترده فعالیت در کل زنجیره منجر میشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه، که یکی از قطبهای اصلی پتروشیمی ایران به شمار میرود، مجتمعهایی مانند پتروشیمی نوین و دماوند از جمله اهداف اصلی حملات بودند. در برخی گزارشها اشاره شده که واحد تولید بوتادین و الفین پتروشیمی جم نیز هدف قرار گرفته است.
در همین حال، آسیب به شرکتهای یوتیلیتی مانند مبین و دماوند انرژی، که وظیفه تامین خدمات حیاتی برای مجتمعها را در عسلویه بر عهده دارند، پیامدهای زنجیرهای گستردهای به دنبال داشته است. با از مدار خارج شدن این تاسیسات، واحدهای تولیدی دیگر نیز ناچار شدهاند فعالیتشان را متوقف کنند.
الگوی مشابهی در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر نیز مشاهده شده است. مجتمعهایی مانند بخش نیروگاهی پتروشیمی بندر امام، واحد بوتادین پتروشیمی امیرکبیر و تاسیسات حیاتی فجر انرژی خلیج فارس ۱و ۲، از جمله اهداف حملات گزارش شدهاند. به گفته منابع مطلع، خروج واحدهای فجر ۱ و ۲ با ظرفیت حدود یک هزار و ۷۵۰ مگاوات از مدار، به معنای توقف تولید روزانه هزاران تن بخار صنعتی بوده است، عاملی که بهطور مستقیم واحدهای تولیدی در این منطقه را خاموش کرده است.
گسترش دامنه حملات و پیامدهای اقتصادی
دامنه حملات به زیرساختهای پتروشیمی در ایران به مناطق دیگر کشور نیز کشیده شد. پتروشیمی تبریز و واحدهای آب نیرو پتروشیمی شیراز نیز در فهرست حملات قرار داشتند. همچنین، پالایشگاه لاوان در ساعات اولیه پس از اعلام آتشبس هدف حمله قرار گرفت، رویدادی که نشان میدهد حتی همزمان با آتش بس نیز زیرساختهای انرژی در ایران هدف حملات بودهاند.
تحلیل دادهها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از خسارات واردشده نه صرفا ناشی از تخریب مستقیم، که در نتیجه آسیب به زیرساختهای پشتیبان بوده است. بهطور خاص، هدف قرار گرفتن شبکههای تامین انرژی و خدمات صنعتی با توجه به متمرکز بودن، موجب شده است حتی شرکتهایی که آسیب جدی ندیدهاند نیز از چرخه تولید خارج شوند.
این نوع حملات، بهدلیل ماهیت بههمپیوسته صنعت پتروشیمی، اثرات چندبرابری بر کل اکوسیستم صنعتی داشته است. توقف یک واحد یوتیلیتی دهها مجتمع تولیدی را از مدار خارج میکند، موضوعی که در کوتاهمدت، توقف شرکتهای پاییندستی، گران شدن مواد اولیه و کاهش صادرات و در میانمدت، افزایش فشار بر بازارها ره به دنبال دارد.
برآورد خسارات و هزینههای بازسازی
کارشناسان با اشاره به وسعت مناطق آسیبدیده، تاکید میکنند که تنها در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر، مجتمعهایی با ظرفیتهای چندمیلیونتنی فعالاند. برای مثال، پتروشیمی بندر امام با ظرفیت اسمی بیش از ۶.۵ میلیون تن، مارون با بیش از ۴.۶ میلیون تن و بوعلی سینا با حدود ۱.۷ میلیون تن، از جمله واحدهای بزرگ پتروشیمی این منطقه به شمار میروند.
در همین حال، برآوردها نشان میدهد که مجموع فروش برخی مجتمعهای مهم در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده است که با نرخ ارز نیمایی، معادل حدود ۴.۵ میلیارد دلار برآورد میشود. این رقم بین ۱ تا ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را شامل میشود.
از سوی دیگر، هزینه بازسازی زیرساختهای آسیبدیده نیز قابل توجه است. براساس برآوردهای فنی، برای مثال، هزینه تامین و نصب توربینهای گازی صنعتی ۱۰۰ تا ۳۰۰ مگاواتی، بین ۰.۸ تا ۱.۵ میلیون دلار به ازای هر مگاوات است. بر این اساس، مجموع خسارات واردشده به زیرساختهای انرژی صنعت پتروشیمی بین ۶.۶ تا ۱۲.۹ میلیارد دلار تخمین زده میشود- رقمی که با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها ممکن است افزایش یابد.
پیامدهای انسانی و چشمانداز بازسازی
در کنار خسارات مالی، پیامدهای انسانی این حملات نیز قابل توجه است. براساس آمارهای منتشرشده، در منطقه عسلویه حدود ۲۷ هزار و ۶۰۰ نفر بهطور مستقیم در مجتمعهای پتروشیمی فعالیت دارند و بیش از ۲۲ هزار نفر نیز در پروژههای توسعهای مشغول به کارند. در بندر ماهشهر نیز بیش از ۳۳ هزار نفر اشتغال مستقیم دارند.
با توقف فعالیتها، بخش قابل توجهی از این نیروها، بهویژه در پروژههای توسعهای، با خطر بیکاری مواجه شدهاند. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این وضعیت به افزایش نرخ بیکاری و تشدید فشارهای اجتماعی در مناطق صنعتی منجر میشود.
با این حال، برخی مقامهای دولتی وعده دادهاند که بازسازی واحدهای آسیبدیده در کوتاهترین زمان ممکن انجام خواهد شد. چشمانداز میانمدت نشان میدهد که بازسازی زیرساختهای کلیدی، بهویژه در حوزه یوتیلیتی، ممکن است کمتر از یک سال زمان ببرد. با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که احیای کامل ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی، بهطور مستقیم به سرعت بازسازی این زیرساختها وابسته است و حداقل به دو سال زمان نیاز دارد.

