«منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، شاه این زمین بزرگ، پسر ویشتاسب، هخامنشی. من پارسیام. از پارس مصر را گرفتم. فرمان دادم این کانال را از رودی به نام نیل، که در مصر جاری است، تا دریایی که به پارس میرسد، حفر کنند. سپس این کانال چنانکه فرمان داده بودم، حفر شد و کشتیها از مصر، از طریق این کانال، به سوی پارس رفتند؛ چنانکه خواست من بود.»
این بخشی از فرمان تاریخی داریوش بزرگ، شاهنشاه هخامنشی، است که بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال پیش بر سنگنوشتههایی به زبانهای فارسی باستان، عیلامی، بابلی و مصری ثبت شد. به موجب این فرمان، یکی از بزرگترین طرحهای مهندسی و آبراهسازی جهان باستان برای حفر کانالی در مصر و اتصال رود نیل به دریای سرخ به اجرا درآمد.
این کانال که از شاخههای شرقی رود نیل آغاز میشد و با عبور از وادی طمیلات و دریاچههای مسیر، به دریای سرخ میرسید، امکان انتقال کالا و رفتوآمد کشتیها میان مصر و سرزمینهای شرقی شاهنشاهی هخامنشی را فراهم میکرد.
آنچه اهمیت این کانال را برجسته میکند، این است که قرنها پیش از اینکه کانال سوئز امروزی دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل کند، به فرمان داریوش بزرگ برای تردد در این منطقه ساخته شد. سنگنوشتههای بهجامانده از دوران هخامنشیان نیز احداث و بهرهبرداری از آن را تأیید میکنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جستوجو در منابع تاریخی نشان میدهد که اندیشۀ ایجاد راه آبی میان رود نیل و دریای سرخ پیشینهای طولانیتر از دوران هخامنشی دارد.
مصر باستان از یکسو به دریای مدیترانه و از سوی دیگر به دریای سرخ دسترسی داشت، اما خشکی میان این دو مسیر آبی، تردد مستقیم کشتیها را دشوار میکرد. از انجا که رود نیل که از جنوب به شمال جریان داشت و به مدیترانه میریخت، مهمترین شریان حملونقل مصر بود، اتصال آن به دریای سرخ میتوانست برای جابهجایی کالا، تجهیزات و مسافران راه تازهای باز کند.
برخی روایتهای تاریخی، نخستین اندیشههای مربوط به احداث چنین آبراهی را به فرمانروایان سلسلۀ دوازدهم مصر نسبت میدهند. ارسطو، فیلسوف یونانی، در کتاب «هواشناسی» از پادشاهی به نام سسوستریس یاد میکند که قصد داشت میان نیل و دریای سرخ کانالی بکشد، اما از بیم ورود آب شور دریا به رودخانه از اجرای طرح منصرف شد.
از تلاش برای احداث آبراه در دوران نخائوی دوم، فرعون مصر در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن ششم پیش از میلاد، روایت روشنتری وجود دارد. نخائو که به توسعۀ قدرت دریایی مصر علاقهمند بود، دستور حفاری کانالی را صادر کرد که قرار بود یکی از شاخههای شرقی نیل را به دریای سرخ متصل کند. این پروژه به نسبت امکانات آن زمان، در مقیاسی گسترده آغاز شد اما به سرانجام نرسید.
هرودوت، مورخ یونانی قرن پنجم پیش از میلاد، در کتاب دوم «تاریخها»، توضیح میدهد که نخائو حفر کانال را آغاز کرد و داریوش هخامنشی بعدها آن را به پایان رساند. او همچنین مدعی است که هنگام اجرای طرح در زمان نخائو، ۱۲۰ هزار مصری جان باختند و فرعون پس از دریافت هشداری از یک پیشگو، که به او گفت که این آبراه در نهایت به سود بیگانگان خواهد بود، کار را متوقف کرد.
این احتمال وجود دارد که هردوت در این گزارش نیز، مانند برخی دیگر از روایتهای تاریخی، در استفاده از اعداد و ارقام اغراق کرده باشد، با این حال احتمال آغاز عملیات حفاری کانال در دوران نخائو را نمیتوان رد کرد.
جان پی. کوپر، پژوهشگر تاریخ دریانوردی که منابع تاریخی و شواهد باستانشناسی در ارتباط با این موضوع را بررسی و نتیجه را در مقالهای با عنوان «کانالهای نیل و دریای سرخ در مصر» منتشر کرد، نیز این موضوع را تأیید میکند، اما در عین حال میگوید مدرک تاریخی معتبری وجود ندارد که نشان دهد تا پیش از دوران هخامنشیان، کانالی بین رود نیل و دریای سرخ به بهرهبرداری رسیده باشد. در مقابل، هم گزارش هردوت و هم سنگنوشتههای داریوش از پایان عملیات احداث آبراه در دوران شاهنشاهی او حکایت دارند.
سرزمین مصر، بخشی از قلمرو شاهنشاهی هخامنشی
پیشینۀ احداث کانال نیل و دریای سرخ به دوران پیش از فرمانروایی داریوش بازمیگردد؛ وقتی که کمبوجیه دوم، فرزند کوروش بزرگ، در سال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکرکشی به مصر، سپاهیان پسامتیک سوم را شکست داد و این سرزمین را به قلمرو شاهنشاهی هخامنشی افزود.
مصر در آن زمان، سرزمینی برخوردار از زمینهای حاصلخیز، مزارع گستردۀ غلات، شهرهای بزرگ و شبکهای از مسیرهای بازرگانی بود و کنترل آن از نظر سیاسی و اقتصادی برای هخامنشیان اهمیت راهبردی داشت.
داریوش بزرگ پس از اینکه در سال ۵۲۲ پیش از میلاد به قدرت رسید، به سازماندهی اداری قلمرو گستردۀ هخامنشی، توسعۀ راههای ارتباطی و اجرای طرحهای عمرانی توجه ویژهای نشان داد، زیرا راههای آبی و زمینی برای انتقال کالا و جابهجایی نیروهای حکومتی در قلمرو شاهنشاهی هخامنشی اهمیت بسیار داشت.
در چنین شرایطی، اتصال رود نیل به دریای سرخ میتوانست مصر را نیز به شبکهٔ ارتباطی قلمرو شاهنشاهی پیوند بزند. کشتیهایی که در نیل حرکت میکردند، با استفاده از کانال به دریای سرخ راه مییافتند و از آنجا میتوانستند به مسیرهای دریایی منتهی به شبهجزیرۀ عربستان، خلیج فارس و سواحل جنوبی قلمرو هخامنشی دسترسی پیدا کنند. این مسیر نیاز به حمل زمینی کالا در بخشی از فاصلۀ میان مصر و دریای سرخ را هم کاهش میداد.
اینگونه بود که داریوش بزرگ فرمان احداث کانال را صادر کرد. هرچند تاریخ دقیق شروع عملیات در منابع تاریخی مشخص نیست، کتیبههای بهجامانده از دوران داریوش نشان میدهند که این پروژه در دوران فرمانروایی او به پایان رسید و کشتیها نیز همان موقع از آنجا عبور کردند.
نبوغ و دانش مهندسی هخامنشیان
احداث کانالی بین رود نیل و دریای سرخ در جغرافیای مصر باستان، نبوغ و دانش مهندسی ویژه میطلبید. آثار معماری، مهندسی و پروژههای آبی هخامنشیان اثبات میکند که ایرانیان باستان در ۲۵ قرن پیش از چنین دانش و نبوغی برخوردار بودند. اتصال رود نیل به دریای سرخ نیز مستلزم شناخت دقیق مسیر رودخانه، زمینهای پست، دریاچهها و تغییرات فصلی سطح آب بود. برخلاف کانال سوئز امروزی که مستقیماً میان دو دریا امتداد دارد، آبراه داریوش از رود نیل آغاز میشد و به سمت شرق و سپس جنوب ادامه مییافت.
به نوشتۀ جان پی. کوپر، آبراه احداثشده در دوران هخامنشی از شاخهای از رود نیل در نزدیکی شهر باستانی بوباستیس، حوالی زقازیق امروزی آغاز میشد و با عبور از وادی طمیلات، بهسمت شرق امتداد مییافت. مسیر سپس از نواحی پست برزخ سوئز و دریاچههای واقع در آن عبور میکرد و به دریای سرخ میرسید.
این پژوهشگر توضیح میدهد که سازندگان کانال از سه ویژگی طبیعی جغرافیای مصر، شامل دلتای نیل، وادی طمیلات و زمینهای پست برزخ سوئز، برای اجرای طرح بهره گرفتند. وادی طمیلات در واقع فرورفتگی بهجامانده از بستر یکی از شاخههای باستانی رود نیل بود که تا حدود چهار هزار سال پیش از میلاد به سمت برزخ سوئز جریان داشت. وجود این گذرگاه طبیعی و زمینهای پست اطراف آن امکان ایجاد آبراه میان نیل و دریای سرخ را فراهم میکرد و احتمالاً نیاز به حفاری در بخشهایی از مسیر را کاهش میداد.
هرودوت در توصیف کانال مینویسد که طول مسیر به اندازهای بود که کشتیها برای پیمودن آن به چهار روز زمان نیاز داشتند. به روایت او، عرض کانال نیز چنان بود که دو کشتی جنگی سهردیفه میتوانستند همزمان کنار یکدیگر حرکت کنند.
نکته قابلتوجه اینکه تغییرات طبیعی رود نیل، جابهجایی شاخههای رودخانه، رسوبها، گسترش زمینهای کشاورزی و ساختوسازهای جدید بسیاری از آثار سطحی آبراه باستانی را از میان بردند و مسیر دقیق تمام بخشهای کانال هنوز برای پژوهشگران روشن نیست.
جان پی. کوپر، با بررسی منابع تاریخی، نقشههای قدیمی، دادههای باستانشناسی و تصاویر ماهوارهای، مسیرهای احتمالی این آبراه را بازسازی کرده است.
بررسیهای او این فرضیه را تقویت میکند که کانال باستانی احتمالاً در دورههایی از سال که سطح آب نیل افزایش مییافت، امکان کشتیرانی داشت و با پایین رفتن سطح رودخانه، عمق آن کاهش پیدا میکرد.
سنگنوشتههای داریوش بزرگ در مسیر آبراه
مهمترین مدرکی که تکمیل کانال در دوران داریوش را از یک روایت تاریخی به واقعیتی مستند تبدیل میکند، مجموعهای از سنگنوشتههای هخامنشی است که در امتداد مسیر آبراه کشف شدند. این آثار که از گرانیت و سنگهای سخت ساخته شده بودند، برای ثبت فرمان و دستاورد داریوش در نقاط مختلف مسیر قرار گرفتند و متن آنها به زبانهای فارسی باستان، عیلامی، بابلی و مصری نوشته شد. سه زبان نخست با خط میخی و زبان مصری با خط هیروگلیف ثبت شدهاند.
اگرچه بخشهایی از آنها در طول زمان آسیب دیدند یا از میان رفتند، قطعات باقیمانده و نسخهبرداریهای انجامشده از نوشتهها به پژوهشگران امکان دادند متن فرمان داریوش و بخشی از روایت اجرای پروژه را بازسازی کنند.
یکی از مهمترین این آثار، سنگنوشتۀ شالوف است که قطعات آن هنگام عملیات احداث کانال سوئز جدید در قرن نوزدهم شناسایی شد. در سال ۱۸۶۶، شارل دولسپس، فرزند فردیناند دولسپس که هدایت طرح احداث کانال سوئز جدید را بر عهده داشت، دربارۀ کشف بقایای بنایی هخامنشی در نزدیکی شالوف به محافل علمی فرانسه گزارش داد. بررسیهای بعدی نشان داد که قطعات سنگی متعلق به یادمان داریوش برای حفر کانال باستانی بودند.
بخشی از سنگنوشتۀ شالوف اکنون در موزۀ لوور پاریس نگهداری میشود. این قطعه از گرانیت سرخ ساخته شده و در اصل بخشی از کتیبهای بزرگتر بوده است که بر یک سوی آن نوشتههای میخی و بر سوی دیگر متن مصری و نقشهای مربوط به پادشاه قرار داشت. در بازسازی نقش اصلی، داریوش در دو سوی نشان نام شاهی خود، زیر نماد خورشید بالدار، تصویر شد.
محتوای کتیبه از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد، زیرا داریوش در آن صریحاً اعلام میکند که آبراه مطابق دستور او تکمیل شد و کشتیها از مصر به سوی پارس حرکت کردند. در بخش مصری همین یادمان نیز از حرکت ۲۴ کشتی حامل محمولههایی به مقصد پارس یاد شده است.
این سنگنوشتهها در کنار روایت هرودوت، از مهمترین شواهدیاند که بهرهبرداری از آبراه را در دوران هخامنشی تأیید میکنند.
از آبراه داریوش تا کانال سوئز
کانال داریوش پس از پایان دوران هخامنشی نیز بخشی از تاریخ ارتباط دریایی مصر باقی ماند. در دوران فرمانروایی بطلمیوسیان، بخشهایی از مسیر بازسازی یا تکمیل شدند و کشتیها از این راه برای حمل کالا و اجرای مأموریتهای دریایی استفاده میکردند.
در دوران بیزانس، بهویژه از قرن پنجم میلادی به بعد، کانال ارتباطی نیل و دریای سرخ بهتدریج اهمیت و کارآیی خود را از دست داد. بهخصوص که در یک فرایند تدریجی، انباشت شن و رسوبها باعث شد این مسیر غیرقابلکشتیرانی شود، اما پس از فتح مصر به دست مسلمانان در قرن هفتم میلادی، عمروعاص به فرمان عمر بن خطاب، خلیفۀ دوم، دستور بازگشایی آبراه را صادر کرد.
این عملیات با هدف انتقال سریعتر غلات و مواد غذایی از مصر به حجاز، بهویژه شهرهای مکه و مدینه انجام شد و کانال احیاشده که «خلیج امیرالمومنین» نام گرفت، بار دیگر ارتباط کشتیرانی رود نیل و دریای سرخ را برقرار کرد. با این حال، در نیمۀ دوم قرن هشتم میلادی، به فرمان ابوجعفر منصور، خلیفۀ عباسی، مسیر کانال برای جلوگیری از انتقال آذوقه به شورشیان حجاز مسدود شد.
با گذشت زمان، بخشهایی از کانالهای باستانی به آبراههای محلی و مسیرهای آبیاری تبدیل شدند و بخشهای دیگر زیر رسوبها، زمینهای کشاورزی و شهرهای جدید از میان رفتند.
اندیشۀ احداث کانالی برای اتصال مستقیم دریای مدیترانه به دریای سرخ، قرنها پس از متروک شدن آبراههای باستانی مصر،= بار دیگر در قرن نوزدهم موردتوجه قرار گرفت. در سال ۱۸۵۴، سعید پاشا، حاکم مصر، امتیاز احداث کانال را به فردیناند دولسپس، دیپلمات فرانسوی، واگذار کرد.
عملیات حفاری از ۲۵ آوریل ۱۸۵۹ آغاز شد و با مشارکت دهها هزار کارگر مصری، در شرایطی دشوار و همراه با تلفات انسانی، حدود یک دهه ادامه یافت. سرانجام کانال سوئز در ۱۷ نوامبر ۱۸۶۹، در دوران حکومت اسماعیل پاشا، با حضور نمایندگان و مقامهای بلندپایۀ کشورهای اروپایی افتتاح شد.
این آبراه که هنگام افتتاح حدود ۱۶۴ کیلومتر طول داشت، بدون عبور از رود نیل، دریای مدیترانه را مستقیماً به دریای سرخ متصل کرد و باعث شد مسیر دریایی اروپا به آسیا بهطور چشمگیری کوتاه شود. در دهههای بعد، نیز عملیات تعمیق و توسعۀ آبراه ادامه یافت و در سال ۲۰۱۵ بخشهای جدیدی از آن برای افزایش ظرفیت تردد کشتیها افتتاح شد.
اکنون بر کسی پوشیده نیست که پیشینۀ تاریخی کانال سوئز به دوران داریوش هخامنشی بازمیگردد؛ شاهنشاهی که حدود ۲۵ قرن پیش از مهندسان اروپایی، رویای گشودن راهی آبی به دریای سرخ را به واقعیت تبدیل کرد و اینک نامش بر تارک تاریخ مهندسی و دریانوردی جهان میدرخشد.

