حدود دو هزار و ۵۰۰ سال پیش، در باریکترین بخش شبهجزیرهٔ آتوس در شمال یونان، یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای مهندسی جهان باستان به دستور خشایارشا هخامنشی ساخته شد؛ آبراههای بزرگ که با عبور از میان دو پهنه خشکی، دو سوی شبهجزیره را به یکدیگر متصل میکرد و مسیری تازه پیش روی ناوگان دریایی ایران میگشود. این آبراهه نزدیک به دو کیلومتر طول و حدود ۳۰ متر عرض داشت و پهنای آن به اندازهای بود که بنا بر روایت هردوت، مورخ یونانی، همزمان دو کشتی میتوانستند از آن عبور کنند. تاریخ ساخت آن نیز به حدود سالهای ۴۸۳ تا ۴۸۰ پیش از میلاد بازمیگردد.
خشایارشا دستور ساخت این کانال را در آستانهٔ لشکرکشی به یونان صادر کرد تا ناوگان ایران برای ورود به دریای اژه، ناچار به دور زدن دماغه خطرناک آتوس نباشد.
این شاهکار مهندسی هخامنشی تا قرنها تنها از طریق روایتهای افسانهای و تاریخی شناخته میشد و برخی حتی درباره اینکه واقعا وجود داشت یا خیر، تردید داشتند. تا اینکه در اواخر قرن بیستم، گروهی از پژوهشگران و دانشمندان یونانی و بریتانیایی پس از تحقیقات باستانشناسی و ژئوفیزیکی گسترده، موفق شدند بقایای آن را پیدا کنند.
آبراهه خشایارشا در نزدیکی شهر باستانی استاگیرا، زادگاه ارسطو ساخته شد. محدودهای که امروزه میان روستاهای نئا رودا و تریپیتی در شمال یونان واقع است.
چرا خشایارشا این آبراهه را ساخت؟
در سال ۴۹۹ پیش از میلاد، شهرهای یونانی آسیای صغیر علیه حکومت هخامنشی شوریدند و آتن و اِرِتریا نیز با اعزام کشتیهای جنگی از شورشیان حمایت کردند. یک سال بعد، نیروهای شورشی با پشتیبانی متحدانشان به سارد، یکی از مهمترین مراکز اداری شاهنشاهی هخامنشی، حمله کردند.
مهاجمان پس از ورود به سارد، شهر را غارت کردند و خانهها را آتش زدند. بدین ترتیب بخشهای وسیعی از شهر تخریب شد و پرستشگاه کوبله، ایزدبانوی مورداحترام مردم منطقه، نیز در آتش سوخت. این حمله از نظر سیاسی و نظامی برای حکومت هخامنشی اهمیت فراوانی داشت، زیرا آتن و اِرِتریا، دو دولتشهر مستقل و خارج از قلمرو شاهنشاهی، در حمله به یکی از مراکز حکومتی مهم ایران مشارکت کرده بودند. به همین دلیل داریوش هخامنشی تصمیم گرفت با لشکرکشی به یونان، متجاوزان را مجازات کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او ابتدا در سال ۴۹۲ پیش از میلاد، لشکر بزرگی را به فرماندهی مردونیه در منطقهٔ دریای اژه سازمان داد، اما ناوگان ایران هنگام عبور از سواحل کوهستانی آتوس گرفتار طوفانی سهمگین شد و تعداد زیادی از کشتیها از بین رفتند. دو سال بعد، در سال ۴۹۰ پیش از میلاد، داریوش بار دیگر لشکری به یونان فرستاد. نیروهای هخامنشی ابتدا اِرِتریا را تصرف کردند، اما در نبرد ماراتن، از آتنیها شکست خوردند.
پس از درگذشت داریوش، جانشین او، خشایارشا، تصمیم گرفت کار نیمهتمام پدر را به پایان برساند. بهخصوص که برخی خاندانهای قدرتمند یونانی که پیشتر در آتن حکومت میکردند، حامی پادشاه هخامنشی بودند و از ورود او به آتن استقبال میکردند.
با این حال، اجرای چنین لشکرکشی گستردهای به تدارکات و زیرساختهایی ویژه نیاز داشت و نباید فاجعه دریایی سال ۴۹۲ پیش از میلاد تکرار میشد. خشایارشا قصد داشت با احداث پلهای شناور و ایجاد مسیرهای دریایی مناسب از آسیبپذیری ناوگان دریایی ایران هنگام عبور از دماغه خطرناک آتوس بکاهد.
بررسیهای شاه هخامنشی در نهایت به اجرای پروژهای عظیم و کمسابقه در مهندسی نظامی جهان باستان منجر شد. با حفر آبراههای در دو سوی شبهجزیره آتوس، کشتیهای جنگی ایران دیگر ناچار نبودند دماغه کوهستانی و طوفانخیز آتوس را دور بزنند و میتوانستند از مسیری کوتاهتر و امنتر، وارد دریای اژه شوند و در حرکت به سوی جنوب، نیروهای زمینی شاهنشاهی را پشتیبانی کنند.
اکنون از این آبراهه نشانههای اندکی باقی مانده است، اما بومیان منطقه و گردشگران همچنان آن را به نام «آبراهه خشایارشا» میشناسند.
روایت هرودوت از ساخت آبراهه خشایارشا
هرودوت در کتاب هفتم تواریخ، درباره آبراهه خشایارشا روایت میکند که عملیات احداث این کانال حدود سه سال طول کشید و برای اجرای آن، نیروی کار گستردهای از سرزمینهای مختلف شاهنشاهی هخامنشی به کار گرفته شد. مصریان، فنیقیها و یونانیان ساکن شهرهای ایونی از جمله مردمانی بودند که در این پروژه مشارکت داشتند.
کارگران با ابزارهایی ابتدایی مانند کلنگ، بیلهای چوبی خاک را میکندند و در سبدهای حصیری از محل حفاری خارج میکردند. عملیات به بخشهای مختلف تقسیم شده بود و هر گروه مسئولیت حفر قسمتی از مسیر کانال را بر عهده داشت.
هرودوت در روایت خود، به مهارت ویژه فنیقیها اشاره میکند. به نوشته او، در حالی که برخی گروهها دیوارههای کانال را عمودی حفر میکردند و با ریزش خاک روبهرو میشدند، فنیقیها دهانه کانال را پهنتر از کف آن در نظر گرفتند و دیوارهها را شیبدار ساختند. این روش احتمال فروریختن دیوارهها را کاهش میداد و عملیات حفاری را آسانتر میکرد.
ابعاد آبراهه نیز نشاندهنده عظمت این پروژه بود. به روایت هرودوت، کانال چنان پهن ساخته شد که دو کشتی جنگی سهردیفه میتوانستند از کنار یکدیگر عبور کنند. او تعداد کشتیهای جنگی ناوگان خشایارشا را حدود یکهزار و ۲۰۰ ذکر کرد. هرچند براوردهای پژوهشگران معاصر این اعداد را تأیید نمیکند.
هرودوت در عین حال، انگیزه خشایارشا را از ساخت این آبراهه تأمین امنیت ناوگان نمیدانست و معتقد بود شاهنشاه هخامنشی با اجرای چنین پروژهٔ عظیمی میخواست قدرت و شکوه فرمانروایی خود را به نمایش بگذارد. از نگاه این تاریخنگار یونانی، خشایارشا قصد داشت نشان دهد که میتواند با تغییر مسیرهای طبیعی، حتی جغرافیای منطقه را هم به ارادهٔ خود دگرگون کند.
با این حال، این توصیف بازتاب برداشت هرودوت از انگیزههای خشایارشا است و نمیتوان آن را بهعنوان واقعیتی تاریخی و اثباتشده در نظر گرفت. ضمن اینکه تجربه گرفتار شدن ناوگان دریایی ایران در طوفان سهمگین سالهای قبل که به نابودی کشتیهای ایرانی منجر شد، دلیل روشنتر احداث این کانال به نظر میرسد.
کشف شاهکار مهندسی پس از ۲۵ قرن
جستوجو در منابع تاریخی دربارهٔ وضعیت آبراهه خشایارشاه پس از پایان جنگهای ایران و یونان، حاکی از آن است که این آبراهه به مرور زمان به دلیل انباشت ماسه و رسوبات پر شد و تا قرنها ناپدید بود. تنها نشانه وجود آن نیز روایتهای تاریخی و بهخصوص نوشتههای هردوت بود.
در نبود شواهد باستانشناسی، برخی تاریخپژوهان در واقعی بودن چنین کانالی تردید داشتند و حتی احتمال میدادند که روایت هرودوت درباره حفر چنین آبراههای، اغراقآمیز یا افسانهوار باشد. تا اینکه در دهه ۱۹۹۰، گروهی مشترک از پژوهشگران بریتانیایی و یونانی برای شناسایی مسیر کانال بررسیهای گستردهای را آغاز کردند.
آنان با بهرهگیری از روشهای لرزهنگاری، نقشهبرداری و نمونهبرداری از لایههای زیرزمینی، بقایای سازهای مدفون را شناسایی کردند که ویژگیهای آن با توصیفهای هرودوت مطابقت داشت. آنها در نتایج تحقیقاتشان درباره وجود آبراههای واقعی به طول حدود دو کیلومتر و عرض تقریبی ۳۰ متر، شواهد محکمی ارائه کردند.
این کشف بار دیگر توجه پژوهشگران را به یکی از برجستهترین دستاوردهای مهندسی نظامی جهان باستان جلب کرد. حفر آبراههای به این ابعاد، آن هم با ابزارهای ابتدایی، بدون ماشینآلات حفاری و در سرزمینی دور از مرکز شاهنشاهی، مستلزم محاسبات دقیق، شناخت ویژگیهای زمین، حجم عظیمی خاکبرداری و هماهنگی هزاران نیروی کار بود.
دادههای پژوهشهای جدید بر توانایی چشمگیر هخامنشیان در بهکارگیری دانش مهندسی و سازماندهی عملیات عمرانی صحه گذاشت و باستانشناسان متعددی در گفتوگوهای رسانهای و مقالات متعدد، به این موضوع اشاره کردند.
یکی از آنان، بندیکت ایسرلین، باستانشناس دانشگاه لیدز و از پژوهشگران اصلی پروژه شناسایی آبراهه بود که در گفتوگو با نیویورک تایمز در نوامبر ۲۰۰۱، آن را «پروژهای عظیم» توصیف کرد و توضیح داد که کارگران با امکانات محدود آن دوران، خاک حاصل از حفاری را در سبدهایی میریختند و دستبهدست به سطح زمین منتقل میکردند.
ریچارد جونز و همکارانش نیز در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۰۰، ساخت این آبراهه را عملیاتی مهندسی دانستند که با توجه به شرایط و فناوریهای زمان خود، دستاوردی چشمگیر به شمار میرفت.
مجله نشنال جئوگرافیک نیز در مقالهای در آوریل ۲۰۲۳، کانال خشایارشا را «شگفتی مهندسی ایران باستان» خواند و نوشت که کشف شواهد باستانشناسی این سازه یادآور ثروت، قدرت و ابتکار شاهنشاهی هخامنشی است.
ماریا بروسیوس، متخصص تاریخ ایران باستان، نیز آبراهه خشایارشاه را نمونهای از بهرهگیری هخامنشیان از دانش فنی، منابع و نیروی انسانی سرزمینهای گوناگون تحت فرمانروایی خود توصیف کرد.
ساخت پلهای شناور هلسپونت
حفر کانال خشایارشا تنها پروژه بزرگ مهندسی هخامنشیان در جریان لشکرکشی به یونان نبود. شاهنشاه ایران همزمان با آمادهسازی مسیر دریایی، دستور داد دو پل شناور بر فراز تنگه هلسپونت، داردانل امروزی در ترکیه، ساخته شود تا نیروی زمینی بتواند از آسیا به اروپا برود. این تنگه که دریای اژه را به دریای مرمره متصل میکند، به دلیل جریانهای نیرومند آب و بادهای شدید، یکی از مسیرهای دشوار برای احداث چنین سازهای به شمار میرفت.
بر اساس روایت هرودوت، پلها در نزدیکی شهر باستانی آبیدوس در ساحل آسیایی ساخته شدند و طول آنها به حدود یک هزار و ۳۰۰ متر میرسید. برای احداث این گذرگاهها، مهندسان هخامنشی صدها کشتی جنگی را کنار یکدیگر قرار دادند و با طنابهای ضخیم و لنگرهای بزرگ، به یکدیگر متصل کردند. به نوشتهٔ هرودوت، در ساخت یکی از پلها ۳۶۰ کشتی و در دیگری ۳۱۴ کشتی به کار رفت.
پس از استقرار کشتیها، طنابهای عظیمی از جنس کتان و الیاف پاپیروس میان دو ساحل کشیده و با دستگاههای چوبی محکم شد. سپس تیرهای چوبی روی آنها قرار گرفت و سطح گذرگاه با شاخههای درختان و خاک پوشانده شد تا سربازان، اسبها و ارابهها بتوانند از روی آن عبور کنند. مهندسان حتی در دو سوی پلها دیوارههایی تعبیه کردند تا اسبها و حیوانات بارکش با دیدن آب دریا نترسند و رم نکنند.
هرودوت روایت کرده است که نخستین پلها بر اثر طوفان ویران شدند، اما خشایارشا فرمان بازسازی آنها را صادر کرد و سرانجام سپاه هخامنشی توانست از این مسیر وارد خاک اروپا شود. به نوشتهٔ او، عبور سپاه و همراهانش از هلسپونت هفت شبانهروز ادامه داشت.
اهمیت مهندسی این سازهها در پژوهشهای معاصر نیز موردتوجه قرار گرفته است. نیکلاس هاموند، تاریخپژوه دانشگاه کمبریج، و ال. جی. روزمن، در مقالهای با عنوان «ساخت پل خشایارشا بر فراز هلسپونت» که سال ۱۹۹۶ در نشریه علمی مطالعات هلنی منتشر شد، احداث این پلها را دستاوردی منحصربهفرد توصیف کردند. آنان با بررسی روایتهای باستانی و مسائل فنی ساخت پل، به دشواری مهار صدها کشتی در برابر جریانهای شدید آب، بادهای سهمگین و فشار واردشده بر طنابهای نگهدارنده پرداختند.
حفر آبراهه آتوس و احداث پلهای شناور هلسپونت را میتوان دو نمونه برجسته از توان مهندسی و سازماندهی خشایارشاه دانست که یکی با شکافتن خشکی، مسیر عبور کشتیها را فراهم کرد و دیگری با متصل کردن دو ساحل، راه عبور سپاهیان به یونان را باز کرد.
پلهای شناور هلسپونت اندکی پس از عبور سپاه هخامنشی، بر اثر طوفان از هم گسستند و به روایت هردوت، سپاهیان ایران هنگام بازگشت، دیگر اثری از پلهای سالم نیافتند و ناچار شدند با کشتی از تنگه عبور کنند.
از آبراهه خشایارشا نیز چنانکه گفته شد، بقایایی بهجا مانده که زیر لایههای خاک و رسوب پنهان شده و تنها فرورفتگیهایی در سطح زمین از آن باقی مانده است. با این حال، بخشهایی از مسیر آبراهه در تصاویر هوایی مشخص است و این محوطه بهعنوان یکی از یادگارهای تاریخی دوران هخامنشی، موردتوجه پژوهشگران و گردشگران قرار دارد.
خشایارشا در نگاه مردم و دولت یونان
اکنون دو هزار و ۵۰۰ سال از لشکرکشی خشایارشا به یونان میگذرد، اما شاه هخامنشی همچنان در تاریخ، زندگی و فرهنگ برخی مردم این کشور جایگاه ویژه دارد. به طوری که برخی نام فرزندان خود را خشایار «Xerxis» میگذارند و برخی هم برای مغازهها و کسبوکارهایشان این نام را انتخاب میکنند. در روستای ساحلی نئا رودا نیز هتل، کافه و مجموعههایی به نام خشایار وجود دارد.
نهادهای رسمی یونان نیز اهمیت این میراث را به رسمیت میشناسند. شهرداری ارسطو که منطقه نئا رودا در محدوده آن قرار دارد، در پایگاه اینترنتی رسمی خود، کانال خشایارشا را «بزرگترین پروژه مهندسی اجراشده در دوران باستان در خالکیدیکی» معرفی میکند. پایگاه اینترنتی رسمی گردشگری مقدونیه مرکزی نیز پیوند تاریخی نئا رودا با کانال خشایارشا را یکی از ویژگیهای متمایز این منطقه و عاملی برای جذب گردشگران علاقهمند به تاریخ میداند.
با این حال، تصویر خشایارشا در نظام آموزشی یونان همچنان تا حد زیادی متأثر از منابع تاریخی یونانی، بهویژه روایتهای هرودوت است. در این منابع، واقعیتهای تاریخی با داستانپردازیها، افسانهها و داوریهای اخلاقی درآمیختهاند و برخی از این روایتها در طول قرنها آنقدر تکرار شدند که به بخشی از تصویر تثبیتشده خشایارشا در تاریخ تبدیل شدند. در این روایتها، خشایارشا گاه فرمانروایی برخوردار از قدرتی عظیم و گاه پادشاهی خشمگین، خودکامه، شتابزده و تأثیرپذیر از اطرافیان توصیف میشود. بازتاب این تصویر را حتی در کتابهای درسی یونان امروز نیز میتوان دید.
با این حال بسیاری از پژوهشگران معاصر درباره اعتبار تاریخی اغلب این روایتها تردید دارند و بر ضرورت تفکیک رویدادهای واقعی از عناصر ادبی، اسطورهای و داوریهای نویسندگان یونانی، تأکید میکنند.
رابرت رولینگر، تاریخپژوه اتریشی، یکی از این پژوهشگران است که در مقاله «خشایارشا از نگاه هرودوت» در دانشنامهٔ ایرانیکا توضیح میدهد که شخصیت خشایارشا در روایت هرودوت در چارچوبی ادبی و اخلاقی شکل گرفت که در آن، شاهنشاه ایران فرمانروایی معرفی میشود که سودای سلطه بر جهان دارد، هشدارهای مشاوران دوراندیش را نادیده میگیرد و سرانجام به دلیل غرور و ناتوانی در شناخت محدودیتهای قدرت خود، شکست میخورد.
در روایت هردوت، حتی خوابهای خشایارشا نشانههای فراطبیعی و حوادث غیرعادی مسیر لشکرکشی، در خدمت روایتی قرار میگیرند که شکست نهایی شاهنشاه را پیامد غرور و زیادهخواهی او معرفی میکند. در صورتی که به اعتقاد رولینگر، پایههای نخست این روایتها داستانها و افسانههای یونانی است که سندیت تاریخی ندارند.
بنابراین گرچه نوشتههای هرودوت از مهمترین منابع شناخت جنگهای ایران و یونان است، نمیتوان همه توصیفهای او را درباره شخصیت، انگیزهها و تصمیمهای خشایارشا بازتاب مستقیم واقعیت تاریخی دانست. بهخصوص که شواهد باستانشناسی و اسناد و آثار بهجامانده از دوران فرمانروایی خشایارشا تصویری را از او آشکار میکنند که با روایتهای یونانی متفاوت است.

