در هفتههای اخیر و با نزدیک شدن به روزهای پایانی کارزار انتخابات میاندورهای آمریکا، تهدیدهای مقامهای تهران و واشنگتن علیه یکدیگر شدت گرفته است.
از یک سو دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از احتمال آغاز دوبارهٔ حملات علیه ایران سخن میگویند، و از سوی دیگر مقامهای جمهوری اسلامی تهدید میکنند که با شدت بیشتری واکنش نشان خواهند داد.
ترامپ این هفته در گفتگو با شبکهٔ فاکسنیوز گفت: «من باید تصمیمی بگیرم. آیا کار را یکسره کنم، کاری که انجام دادنش بسیار آسان خواهد بود، یا به توافق برسم؟»
او همچنین بامداد یکشنبه از احتمال حملهٔ نظامی دیگری به ایران سخن گفت و افزود که کشورش قادر است آنچه را از برنامهٔ هستهای ایران باقی مانده است «تنها در ۱۰ دقیقه» هدف قرار دهد.
فایننشال تایمز در گزارشی که روز یکشنبه منتشر کرد، نوشت با وجود افزایش احتمال ازسرگیری حملات از سوی ترامپ و نتانیاهو، فرماندهان سابق ارتش آمریکا و تحلیلگران دفاعی میگویند که چنین کارزاری به هیچ وجه «آسان» نخواهد بود. این تهدیدها از بیم آنکه ایران در خلیج فارس و فراتر از آن تلافی کند، موجی از تحرکات دیپلماتیک فشرده و شتابزده را در منطقه به راه انداخته است.
مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین دولت ترامپ، به فایننشال تایمز گفت: «تنها خود رئیسجمهوری میداند در ذهنش چه میگذرد. دولت باید اهداف روشنی را که میخواهد در مرحلهٔ بعد به آنها دست یابد مشخص کند و راهبردی باورپذیر برای تحقق آنها ارائه دهد.»
در این گزارش اشاره شده است که هر نوع حملهای به ایران ممکن است از نظر مدتزمان، دامنه و سطح اقدامات متفاوت باشد. اسرائیل خواستار چند روز بمباران سنگین شده است. ترامپ هفتهٔ گذشته گفت که در حال بررسی «یک عملیات کوچک دیگر از نوع خشم حماسی» است؛ اشارهٔ او به عملیات تهاجمی چند هفتهای بود که در ماه فوریه آغازگر جنگ شد. با این حال، رئیسجمهوری آمریکا تا حدی به دلیل محدودیت منابع و امکانات نظامی با دشواریهایی مواجه است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جوزف ووتل، فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) که بر عملیات نظامی واشنگتن در خاورمیانه نظارت دارد، گفت یکی از گزینهها با دامنهٔ محدودتر «گسترش حملات دریایی» خواهد بود.
ووتل توضیح داد: «این حملات میتوانند رادارهای ساحلی، سامانههای پرتاب موشکهای ضدکشتی، پایگاههای پهپادی، پایگاههای قایقهای کوچک و اهدافی از این دست را شامل شوند.»
او این اقدامات را نوعی عملیات «چمنزنی» توصیف کرد؛ اصطلاحی برای اشاره به حملات دورهای و محدود با هدف مهار حملات ایران به کشتیهای تجاری که از تنگهٔ هرمز عبور میکنند.
او گفت: «احتمالاً خطر تشدید تنش در این گزینه نسبتاً پایین است، زیرا پیش از این نیز بسیاری از این اقدامات را انجام دادهایم.»
با این حال، به گفتهٔ او، ایران نیز احتمالاً میتواند توانمندیهایش را نسبتاً سریع بازسازی کند.
اما ترامپ و نتانیاهو بهروشنی اعلام کردهاند که در حال بررسی گزینههای دیگری نیز هستند.
اگرچه رئیسجمهوری آمریکا مدعی شده است که با حمله به سه مرکز اصلی هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲روزه در ژوئن ۲۰۲۵ برنامهٔ هستهای تهران را «بکلی نابود کرده است»، واشنگتن میتواند حملات تازهای را علیه اهداف هستهای ایران آغاز کند.
از آنجا که گمان میرود ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران زیر آوار بمباران پیشین آمریکا مدفون شدهاند، ترامپ اشاره کرده است که محتملترین هدف حملهٔ تازه کوه کلنگ گزلا خواهد بود؛ محل تأسیسات هستهای در عمق زمین که تاکنون هدف حمله قرار نگرفته است.
ترامپ در ماه اکتبر تهدید کرده بود که برای حمله به این تأسیسات زیرزمینی از قدرتمندترین بمب غیرهستهای موجود در زرادخانهٔ آمریکا استفاده خواهد کرد؛ بمبی که با نام «مهمات انفجاری عظیم هوایی» (MOAB) شناخته میشود و به «مادر همهٔ بمبها» شهرت دارد.
اما این بمب با وزنی معادل ۲۱ هزار پوند (حدود ۹.۵ تن)، آنقدر بزرگ است که نمیتوان آن را در بمبافکنهای متعارف جای داد. بنابراین، برای پرتاب آن باید از محفظهٔ یک هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ که با سرعت پایین پرواز میکند استفاده کرد؛ اقدامی که پرواز این هواپیما در عمق خاک ایران را با خطر مواجه میکند.
تحلیلگران میگویند آمریکا در حملات قبلی به تأسیسات هستهای زیرزمینی نطنز و فردو از سلاح متفاوتی به نام «نفوذگر مهمات عظیم» (MOP) استفاده کرده بود؛ سلاحی که به دلیل توانایی نفوذ در سنگ و سازههای بتنی مستحکم طراحیشده برای حفاظت از تأسیسات، استفاده شده بود.
دیوید آلبرایت، فیزیکدان و کارشناس تسلیحات هستهای که ریاست مؤسسهٔ علوم و امنیت بینالمللی مستقر در واشنگتن را بر عهده دارد، گفت که آمریکا و اسرائیل احتمالاً اکنون دربارهٔ وضعیت برنامهٔ هستهای ایران بسیار کمتر از سال ۲۰۲۵ میدانند.
با این حال، او گفت احتمالاً «فهرست کاملی از تأسیسات و افراد وجود دارند که اسرائیل و آمریکا از آنها باخبرند، اما هنوز علنی نشدهاند.»
او افزود که پیش از این نیز چند مرکز مرتبط با ساخت سلاح هستهای پیش از آنکه اسرائیل به آنها حمله کند برای عموم ناشناخته بودند.
به گفتهٔ تحلیلگران دفاعی، گزینهٔ گستردهتر شامل یک کارزار نظامی چندروزه خواهد بود که دامنهٔ اهداف آن از کوه کلنگ گزلا، ترور فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هدف قرار دادن توانمندیهای بازسازیشده پهپادی و موشکی ایران، تا زیرساختهای غیرنظامی مانند کارخانهها، پالایشگاههای نفت و نیروگاهها را در بر میگیرد.
فایننشال تایمز گزارش داده است که نتانیاهو ماه گذشته طرح این بمباران را آماده کرده بود، اما به دلیل مخالفت ترامپ آن را اجرا نکرد.
مقامهای اسرائیلی اخیراً فهرست بهروزشدهای از اهداف ایرانی را در اختیار پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، قرار دادهاند و گفتهاند این فهرست بر اساس اطلاعات و دادههای اطلاعاتی جدید تهیه شده است.
جوزف ووتل، فرمانده پیشین سنتکام، گفت هدف از گسترش دامنهٔ اهداف «وارد کردن فشار بیشتر» بر حکومت ایران برای پذیرفتن خواستههای ترامپ است. او این گزینه را محتملترین سناریو میداند.
نتانیاهو در مواضع علنی خود خواستار عملیات نظامی مشترکی شده است که آنقدر ویرانگر باشد که به فروپاشی حکومت ایران منجر شود.
با این حال، تحلیلگران نظامی تردید دارند که یک کارزار هوایی دیگر بتواند چنین هدفی را محقق کند.
به باور این عده، کارزار نظامی گستردهتر خطرات بیشتری برای آمریکا و متحدانش به همراه خواهد داشت. نیاز به استفاده از هواپیماهای سرنشیندار برای هدف قرار دادن برخی اهداف خاص یکی از این خطرات است.
بر اساس گزارش سرویس پژوهشی کنگرهٔ آمریکا، از زمان آغاز جنگ تاکنون، ارتش آمریکا ۸۱ فروند هواپیما را از دست داده یا این هواپیماها دچار خسارت شدهاند، از جمله تعدادی که پس از قرار گرفتن در معرض آتش ایران سقوط کردهاند. همچنین ۲۱ نفر از نیروهای نظامی آمریکا در جریان این جنگ کشته شدهاند.
مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که هرگونه ازسرگیری کارزار نظامی علیه ایران، با پاسخی بیسابقه مواجه خواهد شد؛ پاسخی که شامل هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی مستقر در بستر دریا در تنگهٔ هرمز و مراکز داده نیز میشود.
حکومت ایران همچنین نشان داده است که ممکن است پایگاههای نیروهای آمریکایی در اروپا را هدف حمله قرار دهد، از جمله پایگاهی در بلغارستان را. این مسئله احتمال وقوع نخستین حملهٔ مستقیم ایران به یک کشور اروپایی را مطرح میکند.
محسن رضایی، مقام ارشد امنیتی ایران، طی هفتههای اخیر تهدید کرده است که ایران «طرحهای عملیاتی جدیدی» را به اجرا خواهد گذاشت، «جبهههای جدیدی» خواهد گشود و «غافلگیریهای بزرگتری» را رقم خواهد زد که آمریکا و اسرائیل تاکنون در جریان این درگیری با آنها مواجه نشدهاند.
ایران در ماه سپتامبر مدعی شد که یک موشک جدید را در دریای عمان آزمایش کرده است.
بر اساس اعلام ارتش ایران، این موشک که در سال ۲۰۲۵ رونمایی شد، بردی معادل هزار و ۲۰۰ کیلومتر دارد و به کلاهکی مانورپذیر با جستوجوگر نوری (الکترواپتیکی) برای هدایت و شناسایی هدف مجهز است.
ارتش آمریکا اعلام کرد که ناوهای جنگی این کشور در ماه سپتامبر توانستهاند از چندین حملهٔ موشک بالستیک حکومت ایران جان سالم به در ببرند و از اصابت موشکها بگریزند.
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی اسرائیل، گفت حملهٔ آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای حیاتی جمهوری اسلامی ایران «ماهیت جنگ را بهطور اساسی تغییر خواهد داد، احتمال حملات تلافیجویانهٔ ایران به زیرساختهای مشابه در سراسر منطقه خلیج فارس را بهشدت افزایش خواهد داد و مهار درگیریای را که هماکنون نیز خطرناک است، بسیار دشوارتر خواهد کرد.»
حملاتی که موجب محروم شدن مردم ایران از خدمات اساسی و ضروری شود، پیامدهای انسانی بسیار شدیدی به دنبال خواهد داشت؛ آن هم برای مردمی که پیش از این نیز با فشار و مشکلات گستردهٔ اقتصادی روبهرو بوده است.
رابرت هاروارد، دریاسالار بازنشستهٔ نیروی دریایی آمریکا که پیشتر معاون فرمانده سنتکام بود، گفت: «اگر پالایشگاهها را هدف قرار دهید، مردم دیگر حتی بنزینی ندارند که در خودروهایشان بریزند.»
او افزود که چنین اقدامی «بدون نیاز به هدف قرار دادن تأسیسات نظامی، عملاً کشور را به زانو درخواهد آورد».
با این حال، کارشناسان میگویند چنین اقدامی فشار بر حکومت ایران را تشدید خواهد کرد، اما این احتمال هم وجود دارد که نتیجهٔ معکوس به همراه داشته باشد.
لینت نوسباخر، مشاور ارشد پیشین امنیتی دولت بریتانیا، گفت چنین حملهای تقریباً بهطور قطع باعث حملهای متقابل و مشابه به زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس خواهد شد؛ اقدامی که بحران جهانی انرژی را وخیمتر میکند و قیمت سوخت را افزایش میدهد.
به باور برخی ناظران، این اقدامات همچنین ممکن است موجب ازسرگیری حملات شبهنظامیان عراقی مورد حمایت حکومت ایران علیه اهداف آمریکایی شود و حملات شبهنظامیان حوثی یمن علیه عربستان سعودی و کشتیرانی در دریای سرخ را تشدید کند.
مقامهای آمریکایی، تحلیلگران و متخصصان صنایع دفاعی همچنین میگویند ذخایر برخی مهمات حیاتی آمریکا بهشدت کاهش یافته است؛ بهویژه موشکهای رهگیری که برای مقابله با پهپادها و موشکهای شلیکشده از سوی ایران به کار میروند. به گفتهٔ آنها، تجدید این ذخایر نیز دشوار است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) مستقر در واشنگتن در گزارش ژوئیهٔ خود برآورد کرده بود که ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا از ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ به کمتر از هزار فروند کاهش یافته است. ذخایر موشکهای رهگیر پیشرفتهتر تاد نیز از ۴۵۲ فروند پیش از جنگ به کمتر از ۲۸۰ فروند رسیده است.
مارک کانسیان، یکی از نویسندگان گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، گفت از آن زمان تاکنون این ارقام تغییر چشمگیری نداشتهاند.
او افزود که موشکهای دوربرد زمینبهزمین، مانند موشکهای تاماهاوک و موشک جدید پریسیژن استرایک (Precision Strike Missile)، در این درگیری بسیار استفاده شدهاند و تأمین مجدد ذخایر آنها یک تا پنج سال زمان خواهد برد.
کانسیان گفت پنتاگون بهویژه نگران آن است که برای هرگونه درگیری احتمالی با چین، ذخایر تسلیحاتی کافی در اختیار نداشته باشد.
از سوی دیگر، همزمان با انتشار این گزارشها، محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، روز یکشنبه ۱۰ آبانماه گفت که جنگ احتمالی آینده میتواند بهمراتب طولانیتر از جنگ ۴۰روزهٔ گذشته باشد و دونالد ترامپ نمیتواند زمان و شرایط پایان آن را بهتنهایی تعیین کند.
اکرمینیا در یک برنامهٔ رادیویی، با اشاره به تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران از رویکرد صرفاً تدافعی به رویکرد تهاجمی، گفت این روند از گذشته آغاز شده و در جنگ اخیر نیز نمود عملی پیدا کرده است.
او همچنین گفت در صورت آغاز درگیری جدید، تأسیسات، تجهیزات، نیروها و منافع آمریکا در هر نقطهای که در دسترس نیروهای حکومت ایران باشند هدف حمله قرار خواهند گرفت.
سخنگوی ارتش افزود دامنهٔ پاسخ احتمالی جمهوری اسلامی ایران لزوماً به محدودهٔ جغرافیایی درگیریهای گذشته محدود نخواهد ماند.

