در حالی که مردم ایران در بیخبری کامل از حواشی اخبار مربوط به مذاکرات محرمانهٔ ایران و آمریکا به سر میبرند، نخستین روزهای آبانماه میتواند از سرنوشتسازترین روزهای سال جاری محسوب شود. از آن جهت سرنوشتساز است که بنبست مذاکرات و رویکرد نه جنگ نه صلح بین ایران و آمریکا میتواند تا ۴۸ ساعت دیگر یکسره شود. ملتی که یک سال و اندی است بلاتکلیف مانده و در سایهروشن نامعلوم اخبار ضدونقیض، هر بلا و هر خیر و شری را میپذیرد تا آنطور که میگویند «تکلیفشان معلوم شود»، میروند تا بهزودی با این «تکلیف» روبرو شوند.
هیأت وزارت خارجهٔ قطر امروز جمعه هشتم آبان در ایران است تا پاسخ نهایی مقامها را به دولت آمریکا برساند. به نظر می رسد حکومت دو روز مهلت دارد تا با پذیرفتن شرایط ایالات متحدهٔ آمریکا به جنگ پایان دهد، باعث سقوط قیمت نفت شود و این امکان را به ترامپ بدهد که بخت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگرهٔ آمریکا را افزایش دهد؛ هرچند دیگر برای رسیدن به این مهم دیر شده است. اما این توافق جلو مخارج سرسام آور وزارت دفاع آمریکا برای همراهی نفتکشها در تنگهٔ هرمز و خلیج فارس را خواهد گرفت. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، ارتش آمریکا برای ادامهٔ عملیات در خاورمیانه روزانه حدود ۶۶ تا ۱۰۰ میلیون دلار هزینه میکند یعنی نزدیک به ۲ تا سه میلیارد دلار در ماه.
در هفتهٔ گذشته، نشست چهار جانبهٔ هیأت مشهور به «پیمان مکه» در تهران بخشی از رایزنی گستردهٔ دولت آمریکا برای مجاب کردن تهران به قبول خواستههای این کشور برای پایان مخاصمه بود. ترامپ و معاون او جی دی ونس در هفتههای گذشته و در این روزهای پایانی مهلت توافق بارها و بارها اعلام کردهاند که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.
ابهامی که در این درخواست وجود دارد و بیاعتنایی حکومت جمهوری اسلامی به شفافسازی دربارهٔ این درخواست، مردم ایران را در نوعی خلأ و بیاطلاعی فرو برده است. ابهام در آنجاست که ما دقیقاً نمیدانیم ترامپ از نظام ایران چه میخواهد و «ایران به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد» به طور شفاف چه معنایی میدهد. چنانچه تأسیسات هستهای ایران کاملاً نابود شده و ظرفیت غنیسازی از بین رفته باشد، دیگر دلیلی برای این اصرار وجود ندارد و اگر نظام جمهوری اسلامی نیز در پی ساخت سلاح هستهای نباشد، چرا نمیتواند تعهدی قاطع و قانعکننده به ترامپ بدهد.
معمایی که برای عموم بازگشایی نشده، و چرخش ترامپ از گفتگو با مقامهای سیاسی به سمت مقامهای نظامی نشان میدهد که او ملزم بودن ایران به تعهداتش را منوط به پذیرش شرایط وی از سوی بدنهٔ نظامی حکومت میداند نه بدنهٔ سیاسی.
نامهای را که جی دی ونس ۲۵ اکتبر (سوم آبان) به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرستاد نیز میتوان بر همین اساس ارزیابی کرد. این مکاتبات ابتدا با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، آغاز شد. ترامپ در اسفند ۱۴۰۳ به خامنهای نامه نوشت و مذاکرات مستقیم و رسیدن به توافق هستهای را درخواست کرد. پس از ترور گستردهٔ چهرههای سیاسی و نظامیِ حکومت در طول جنگ ۴۰روزه در ماه پایانی سال ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، و عدم سقوط نظام، دولت آمریکا در نهایت به دنبال چهرهای موجه و قدرتمند برای مذاکره رفت. در فروردین ۱۴۰۵، محمدباقر قالیباف و معاون ریاستجمهوری آمریکا، جی دی ونس، در اسلامآباد پاکستان مستقیم مذاکره کردند.
دولت مشغول به کار، که مسعود پزشکیان در رأس آن است، به همراه قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، هدایت کار و ریاست هیأت مذاکرهکننده را بر عهده داشتند.
قالیباف مذاکرهکنندهٔ اصلی در نظر گرفته شد و آمریکا او را رابط اصلی با رهبر جدید، که حلقهٔ اتصال سپاه و بدنهٔ سیاسی نظام است، میدانست. قالیباف از نظر دولت آمریکا میتوانست فرد مهمی برای گرفتن تأیید رهبر جدید باشد.
فردی که ترامپ بارها به طعنه او را «محمد یک چیزی» (Mohammad Something) نامیده است، می تواند همان محمدباقر قالیباف باشد که وی برای گفتن نام خانوادگی وی یا مشکل بیان داشت و یا با کوچک انگاشتن مقامهای مذاکرهکننده با کنایه میخواست نشان دهد که علاقهای به گفتن نام فامیل وی ندارد یا وی را درخور دانستن نام کاملش نمیداند.
باری، تفاهم قبلی که با وساطت پاکستان به دست ترامپ و پزشکیان امضاء شد، به یک ماه نرسیده نقض شد و با شلیک سپاه پاسداران به دو نفتکش قطری در جنوب تنگهٔ هرمز، دور دیگری از تخاصم را به راه انداخت.
مسعود پزشکیان به اشتباهِ رخداده از سوی سپاه پاسداران اذعان کرد و پس از آن دیدیم که ترامپ درخواستهای مکرر تهران برای بازگشت به تفاهمنامهٔ قبلی را نپذیرفت. اینک آنچه با صدای بلند از طرف آمریکا میشنویم دربارهٔ برنامهٔ هستهای ایران است. تهدیدهای ترامپ نیز متوجه بمباران تأسیسات هستهای دیگری به نام کوه کلنگ در نزدیکی نطنز است، و او پس از آن از زیرساختهای انرژی ایران هم به عنوان اهداف بالقوه نام میبرد.
بسته شدن تنگهٔ هرمز از سوی ایران و تهدید کشتیرانی در این آبراه، و در واکنشی متقابل محاصرهٔ بنادر ایران از سوی آمریکا، به پیچیدگیهای این جنگ و شرایط رسیدن به توافق افزوده است.
اما چیزی که امروز به عنوان شرط اصلی توافق در پیش روی جمهوری اسلامی قرار گرفته است با شرایط مذاکره در تابستان گذشته متفاوت است. آمریکا میخواهد مستقیم با سپاه پاسداران مذاکره کند و به توافق برسد، چراکه پس از گذشت بیش از یک سال از جنگ دوازده روزه با ایران، دولت فعلی آمریکا به این نتیجه رسیده است که قدرت اصلی در دست سپاه است. پیش از این نیز اطلاعات محرمانهای منتشر شده بود که نشان میداد تولسی گابارد با تأیید ترامپ با نیچروان بارزانی تماس گرفته تا از طریق مقامهای دولت اقلیم کردستان عراق با مقامهای سپاه ارتباط برقرار کند.
ترامپ در آن تماس نیز تلاش کرده بود با دور زدن عباس عراقچی مطمئن شود که تفاهم انجامگرفته با دولت جمهوری اسلامی مورد تأیید سپاه بوده است. تفاهم انجامگرفته در تابستان گذشته را میتوانیم آزمایش ترامپ برای سنجیدن وضعیت سیاسی ایران پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و خلأ قدرت تصمیمگیری در ایران بدانیم. به نظر میرسد آزمایشی به نام تفاهم برای دولت آمریکا رضایتبخش نبوده و به همین دلیل به دنبال توافق و اطمینان و تضمین از سوی سپاه پاسداران است.
نامهای که خطاب به محسن رضایی، مقام پیشین سپاه و فرد معتمد و نزدیک به مجتبی خامنهای و نیروهای مسلح، نوشته شده است بر این ادعا صحه میگذارد. آمریکا به دنبال چهرهای قوی و قابل اعتماد است تا توافق را نهایی کند و برای حصول به این مهم، ضربالأجلی تعیین شده که ملت ایران از آن بیخبرند.
نغمههای مربوط به حملات بزرگ و سهمگین از گوشه و کنار به گوش میرسد. در صریحترین و مهمترین اظهار نظر، کریس مورفی، سناتور ایالت کنتیکت در سنای آمریکا، روز پنجشنبه در گفتگویی تصویری پرده از طرحهای جنون آمیز ترامپ و تشدید درگیری با ایران برداشت. وی که روز چهارشنبه ششم آبان ماه در اندیشکدهٔ خاورمیانه سخن میگفت از نشستی توجیهی در کنگرهٔ آمریکا خبر داد که جزئیات طرح نظامی دولت آمریکا در صورت ازسرگیری عملیات علیه ایران در آن مطرح شده بود. وی از هدف گرفته شدن زیرساختهای غیرنظامی در این عملیات صحبت کرد.
آن سوی این تهدیدات را هم شنیدهایم. مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند که در صورت حمله به ایران، در واکنشی متقابل، زیرساختهای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا در منطقه و اسرائیل را هدف قرار میدهند. به عبارت ساده، کشورهای جنوبی خلیج فارس به طور مستقیم هدف حملات ایران قرار خواهند گرفت، اما سادهاندیشی است که تصور کنیم آنها نیز بدون واکنش صرفاً تماشاگر حملات ایران به زیرساخت های خود خواهند بود.
مهمترین نکته آن است که زمان و نوع غافلگیریای که ایران با آن مواجه خواهد شد بر کسی روشن نیست، اما در صورت نبود توافق و شکست دیپلماسی و باخت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای، که روز سهشنبه برگزار میشود، انتقامگیری ترامپ قطعی به نظر میرسد.
تا زمان جابهجایی قدرت در کنگرهٔ آمریکا، که اینک گرایش بیشتری به سمت دمکراتها دارد، ترامپ دو ماه کامل فرصت خواهد داشت تا با همراهی اسرائیل آنچه را که گفتن آن لرزه بر اندام میاندازد و سناتور مورفی آن را مختصری شرح داد، عملی کند. مردم ایران نمیدانند که پنجرهٔ دیپلماسی روز یکشنبه بسته خواهد شد.

