پیماننامهٔ جهانی حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۲ به آن پیوست، هر فرد زیر ۱۸ سال را کودک میداند و دولتها را موظف میکند از مشارکت مستقیم آنان در درگیریهای مسلحانه و سربازگیری اجباری از آنان در جنگ جلوگیری کنند. با این حال، حکومت ایران در جریان هشت سال جنگ با عراق، صدها هزار دانشآموز را به جبهههای جنگ اعزام کرد که بر اساس آمارهای رسمی حدود ۳۳ هزار نفر از آنان جان باختند.
پس از پایان جنگ نیز حضور نهادهای نظامی و عقیدتی در مدارس از طریق تشکیلات بسیج دانشآموزی، درس اجباری آمادگی دفاعی و اعزام روحانیان و مبلغان مذهبی به مدارس ادامه یافت. از سال گذشته نیز همزمان با آغاز درگیریهای نظامی با اسرائیل و آمریکا، این روند ابعاد تازهای یافت؛ بهطوریکه گزارشها و تصاویر منتشرشده از مدارس مختلف ایران از گسترش سازمانیافتۀ برنامههای آموزش نظامی، از جمله آموزش کار با اسلحه و حضور نیروهای سپاه، بسیج و فراجا در مدارس حکایت دارند.
از اعزام کودکان به جبهه تا تربیت «سرباز تمدن اسلامی»
در جریان جنگ ایران و عراق در سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی، تبلیغات گستردۀ حکومتی با استفاده از مفاهیم مذهبی مانند شهادت، ایثار و دفاع از اسلام نقش مهمی در تشویق کودکان و نوجوانان به حضور در جبهههای جنگ داشت. مدارس، مساجد و پایگاههای بسیج از مراکز اصلی جذب نیرو بودند و دانشآموزان تحت تأثیر القائات و تبلیغات مستمر برای حضور در جبههها داوطلب میشدند.
پس از پایان جنگ، حکومت ایران این شیوۀ جذب و سازماندهی دانشآموزان را در قالب تشکیلاتی دائمی ادامه داد. سازمان بسیج دانشآموزی که فعالیت آن در سال ۱۳۶۹ رسمیتر شد، با تصویب قانون تشکیل و توسعۀ بسیج دانشآموزی در سال ۱۳۷۵ وارد مدارس شد. این سازمان وابسته به بسیج مستضعفین و سپاه پاسداران، با ایجاد واحدهای مقاومت در مدارس، برگزاری دورههای عقیدتی، اردوهای آموزشی و برنامههای آمادگی دفاعی، فعالیتهایش را گسترش داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
غلامرضا سلیمانی، رئیس پیشین سازمان بسیج مستضعفین که ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴ در حملۀ اسرائیل کشته شد، در دوران فرماندهی خود بارها از برنامۀ بسیج برای سازماندهی هشت میلیون نوجوان سخن گفته بود؛ رقمی که تقریباً با جمعیت نوجوانان در سن تحصیل متوسطۀ اول و دوم برابری میکرد.
این رویکرد با سیاستهای اعلامشدۀ مقامهای وزارت آموزشوپرورش نیز همسو بود. محسن حاجیمیرزایی، وزیر آموزشوپرورش دولت حسن روحانی، در زمستان ۱۳۹۹ اعلام کرده بود که وظیفۀ این وزارتخانه «تربیت سربازان تمدن نوین اسلامی» است. در همین چارچوب، برنامههای آموزش عقیدتی و ایدئولوژیک در مدارس گسترش یافت و طرحهایی مانند «حلقههای صالحین»، اردوهای راهیان نور و فعالیتهای بسیج دانشآموزی، ارتباط سازمانیافتهتری میان مدارس، مساجد و پایگاههای بسیج ایجاد کردند.
درس اجباری آمادگی دفاعی
در کنار برنامههای تبلیغاتی و اجرایی، درس اجباری «آمادگی دفاعی» نیز یکی دیگر از ابزارهای جمهوری اسلامی برای گسترش آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک در مدارس است که از دهۀ ۱۳۶۰ وارد نظام آموزشی شد. بر اساس توضیحات رسمی وزارت آموزشوپرورش، هدف از تدریس آمادگی دفاعی آشنایی دانشآموزان با مفاهیم امنیت، تهدید، دفاع از کشور، فعالیتهای بسیج، جنگ نرم و مهارتهای دفاعی است. با این حال، محتوای کتابهای درسی فراتر از آموزشهای عمومی برای مقابله با بحران است و موضوعاتی مانند شناخت نیروهای مسلح، شیوۀ رزم انفرادی، جنگافزارشناسی، اصول تیراندازی و ترویج فرهنگ شهادت و مقاومت را نیز دربر میگیرد.
بخشهایی از آموزش این درس نیز با همکاری سپاه پاسداران و سازمان بسیج دانشآموزی در قالب اردو برگزار میشود. موسی باستان، رئیس وقت سازمان بسیج دانشآموزی، اسفندماه ۱۴۰۱ اعلام کرد که سلاحشناسی، آموزش تاکتیکهای دفاعی، پدافند غیرعامل، امدادرسانی و کار گروهی از مهارتهای مورد نظر در این درساند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، محتوای کتاب آمادگی دفاعی پایۀ نهم نیز با مشارکت مستقیم سازمان بسیج مستضعفین و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی بازنویسی شد. در نسخۀ جدید، درسهایی با عنوان «تهدید چیست؟ دشمن کیست؟»، «روایت فتح»، «رویارویی قدرتها»، «نظام جمع و مهارتهای رزم» و «جنگ پنهان» گنجانده شدهاند. همچنین تعیین نمرۀ عملی دانشآموزان در این درس، بر اساس دستورالعمل کمیتۀ هماهنگی و پشتیبانی بسیج دانشآموزی پیشبینی شده است.
وزارت آموزشوپرورش هدف از این تغییرات را تقویت هویت اسلامی و انقلابی دانشآموزان، شناخت تهدیدهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران و تربیت نسلی برخوردار از مهارتهای دفاعی اعلام کرده است.
طرح امین و اعزام طلاب به مدارس
جمهوری اسلامی در بیش از چهار دههٔ گذشته به جذب دانشآموزان از طریق فعالیتهای بسیج و درس آمادگی دفاعی بسنده نکرد و بهتدریج برنامههای دیگری نیز بر آن افزود. حضور روحانیان و طلاب حوزههای علمیه در مدارس از آن جمله است که با هدف گسترش آموزشهای عقیدتی و ایدئولوژیک در میان کودکان و نوجوانان و تأمین مالی طلاب انجام شد.
این برنامه که «طرح امین» نامیده میشود، پس از تشکیل ستاد همکاری حوزههای علمیه و وزارت آموزشوپرورش از اواخر دهۀ ۱۳۸۰ به اجرا درآمد و در سالهای بعد بهتدریج گسترش یافت. هدف رسمی این طرح، تقویت هویت دینی دانشآموزان، ترویج ارزشهای اسلامی، آموزش سبک زندگی اسلامیـایرانی، ارائهٔ مشاوره با رویکرد مذهبی و مشارکت روحانیان در فعالیتهای تربیتی مدارس اعلام شده است.
در قالب این طرح، طلاب زن و مرد پس از گذراندن دورههای آموزشی به مدارس ابتدایی و متوسطه اعزام میشوند تا علاوه بر برگزاری برنامههای مذهبی و عقیدتی، در کلاسهای پرورشی، فعالیتهای فرهنگی، اردوها و جلسات مشاورۀ دانشآموزان و خانوادههای آنان مشارکت کنند. مقامهای مسئول حوزههای علمیه همچنین نهادینه کردن حجاب و عفاف در میان دختران، امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با «آسیبهای اجتماعی» و «جریانهای فکری خاص» را از اهداف این برنامه برشمردهاند.
گسترش طرح امین بهویژه از اوایل دهۀ ۱۴۰۰ شتاب گرفت. در حالی که بهمنماه ۱۳۹۴ مسئولان این طرح از حضور مبلغان مذهبی در هزار و ۵۰۰ مدرسه خبر میدادند، در شهریور ۱۴۰۱ تعداد طلاب فعال در این برنامه به حدود ۲۰ هزار نفر رسید.
اواخر شهریور امسال نیز امیرمحمد صلصالی، مسئول اجرای طرح امین، گفت که بیش از ۳۲ هزار طلبه در استخدام آموزشوپرورش هستند.
آب پاکی نوجوانان روی دست حاکمیت
مقامهای ایران به احتمال بسیار چنین تصور میکردند که با سرمایهگذاری گسترده در طرحها و برنامههای ایدئولوژیک و نظامی موفق شدهاند دانشآموزان ایرانی را به «سربازان ولایت» بدل کنند، اما سال ۱۴۰۱ با جان باختن مهسا امینی و شروع خیزش سراسری این معادله بر هم خورد، زیرا مشارکت گستردۀ دانشآموزان، بهویژه دختران نوجوان، در اعتراضات ضدحکومتی، ناکامی برنامههای چنددههای جمهوری اسلامی ایران برای تربیت نسلی وفادار به نظام را آشکار کرد.
دانشآموزانی که سالها در معرض آموزشهای عقیدتی، تبلیغات مذهبی و برنامههای بسیج قرار داشتند، این بار در مدارس علیه حکومت شعار دادند، تصاویر مقامهای جمهوری اسلامی را پایین کشیدند و به اعتراضات خیابانی پیوستند. پس از این خیزش، حکومت در کنار تداوم برنامههای ایدئولوژیک و نظامی، همکاری نهادهای انتظامی و امنیتی با آموزشوپرورش را نیز گسترش داد؛ روندی که در فروردین ۱۴۰۴ به امضای تفاهمنامهای رسمی میان وزارت آموزشوپرورش و فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران انجامید.
این تفاهمنامه روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ به امضای علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش دولت مسعود پزشکیان، و احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران، رسید. در متن آن اهدافی مانند «ترویج و توسعۀ نظم و انضباط اجتماعی»، «تقویت امنیت و سلامت اجتماعی دانشآموزان و کادر آموزشی»، «پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نوپدید و رفتارهای مخاطرهآمیز» و «توسعۀ خدمات مشاورهای و مددکاری اجتماعی» مطرح شد.
با این حال، مفاد تفاهمنامه به همکاریهای مشاورهای محدود نبود و وزارت آموزشوپرورش متعهد شد زمینهٔ اجرای برنامههای پلیسهای تخصصی، از جمله پلیس فتا، پلیس مبارزه با مواد مخدر، پلیس راهور، پلیس پیشگیری، پلیس آگاهی و سازمان اطلاعات فراجا را در فعالیتهای مرتبط با دانشآموزان، کارکنان مدارس و والدین فراهم کند. همچنین مقرر شد فرماندهی انتظامی در تدوین محتوای آموزشی و برنامههای مرتبط با نظم و انضباط اجتماعی مشارکت داشته باشد.
علیرضا کاظمی در مراسم امضای این تفاهمنامه، در اظهاراتی که واکنش گستردۀ معلمان و فعالان مدنی را برانگیخت، خطاب به فرمانده انتظامی گفت: «در هر حوزهای من سرباز سردار رادان هستم، با افتخار میگویم.» او همچنین تأکید کرد که آموزشوپرورش «با تمام وجود» در خدمت فراجاست و مأموریتهای این دو نهاد را مشترک خواند. کاظمی در همان سخنان بر ضرورت آغاز فعالیتهای فرهنگی و امنیتی از دورۀ پیشدبستانی و نهادینه کردن آنها در دورۀ ابتدایی تأکید کرد.
امضای این تفاهمنامه با اعتراض شدید فعالان حقوق کودک مواجه شد و آنها درمورد گسترش حضور نیروهای امنیتی در مدارس هشدار دادند و خواستار لغو تفاهمنامه شدند؛ خواستهای که مقامها به آن توجه نکردند.
انتشار فیلمها از حضور نظامیان در مدارس
با آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، ویدیوهای متعددی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که حضور نیروهای نظامی و انتظامی در مدارس، آموزش کار با اسلحه به دانشآموزان و اجرای تمرینها و حرکات نظامی را نشان میداد. همزمان، برخی خانوادهها در شهرهای مختلف ایران از توزیع پلاکهای شناسایی مشابه پلاکهای نظامی میان دانشآموزان خبر دادند.
علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش، توزیع پلاک شناسایی بین دانشآموزان را تکذیب کرد. با این حال، انتشار تصاویر حضور نیروهای مسلح در مدارس، در کنار اظهارات رسمی مقامهای نظامی و برنامههای جدید سازمان بسیج دانشآموزی، شواهد دیگری از گسترش سازمانیافتۀ فعالیتهای نظامی در محیطهای آموزشی ارائه میدهد. ضمن اینکه وزیر آموزشوپرورش روز هفتم آبان در تازهترین موضعگیری خود بهصراحت اذعان کرد که «میدان اصلی جنگ دشمن مدارس کشور است». مجموع این شواهد و نشانهها نگرانیها دربارۀ برنامهریزی حکومت ایران برای مشارکت دادن کودکان و نوجوانان در مناقشات نظامی را افزایش داده است.
همچنین در کنار حضور نیروهای نظامی و انتظامی در مدارس، سازمان بسیج دانشآموزی از سال ۱۴۰۵ اجرای طرحهای جدیدی را برای جذب و سازماندهی کودکان و نوجوانان آغاز کرده که از جمله مهمترین آنها تشکیل قرارگاه ملی «نوجوان مبارز» و اجرای طرح «نو+میدان» است.
نخستین نشست قرارگاه ملی «نوجوان مبارز» روز ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ با حضور نمایندگان سازمان بسیج دانشآموزی، اتحادیۀ انجمنهای اسلامی دانشآموزان، سازمان دانشآموزی و دیگر تشکلهای وابسته به حکومت برگزار شد. سیاوش مسلمی، رئیس سازمان بسیج دانشآموزی و مسئول این قرارگاه، در تشریح اهداف آن اعلام کرد که نوجوانان میتوانند «مهمترین کنشگران کف خیابان برای دفاع از انقلاب» باشند.
مسلمی همچنین آموزش کار با اسلحه، برگزاری مسابقات تیراندازی، آموزش عملیات سایبری تهاجمی علیه رسانههای اسرائیلی، دیدهبانی محلات و جمعآوری اطلاعات برای شناسایی عوامل نفوذی و سازماندهی حضور نوجوانان در تجمعات را از برنامههای قرارگاه «نوجوان مبارز» برشمرد.
بر اساس توضیحات او، این فعالیتها قرار بود در قالب پاتوقهای محلی و برنامههای رقابتی و سرگرمی اجرا شوند تا نوجوانان از طریق بازی، مسابقه و فعالیتهای گروهی جذب شوند. آموزشوپرورش، شهرداریها، بنیاد برکت و تشکلهای دانشآموزی نیز از جمله نهادهای همکار در اجرای این برنامه معرفی شدند.
چند ماه بعد، سازمان بسیج دانشآموزی از برنامۀ دیگری با عنوان «لیگ دانشآموزی نو+میدان» رونمایی کرد. روز ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، در گردهمایی معاونان پرورشی و فرهنگی آموزشوپرورش سراسر کشور، پوستر این طرح با حضور صادق حسینزاده ملکی، معاون پرورشی وزیر آموزشوپرورش، سیاوش مسلمی، رئیس سازمان بسیج دانشآموزی، و مسئولان چند تشکل دیگر رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، هدف رسمی «نو+میدان» شناسایی و سازماندهی ظرفیت دانشآموزان در حوزههای نظامی، امدادی، تبلیغی، تبیینی و رسانهای اعلام شده است. این برنامه، برخلاف برخی فعالیتهای پیشین بسیج که عمدتاً نوجوانان دورۀ متوسطه را هدف قرار میداد، دانشآموزان هر سه مقطع ابتدایی، متوسطۀ اول و متوسطۀ دوم را دربر میگیرد. مسلمی نیز این طرح را دومین عملیات مشترک تشکلهای دانشآموزی پس از اجرای برنامههای قرارگاه «نوجوان مبارز» معرفی کرد.
جستوجوی کلیدواژۀ «نو+میدان» در اینترنت انبوهی از خبرها و تصاویر برگزاری این رویداد در نقاط مختلف ایران و با بودجههای چشمگیر را نشان میدهد.
همزمان با اجرای این برنامهها، گزارشهایی نیز از آغاز ثبتنام نوجوانان از ۱۲ سالگی در طرحهای وابسته به سپاه منتشر شده است. از جمله معاون فرهنگی و هنری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ در فروردین ۱۴۰۵ از راهاندازی پویش «رزمندگان مدافع وطن برای ایران» خبر داد که قرار بود افراد ۱۲ ساله و بالاتر را برای فعالیتهای دفاعی، امدادی و پشتیبانی جذب کند.
تعیین حداقل سن ۱۲ سال برای مشارکت در برنامهای با عنوان «رزمندگان مدافع وطن»، در کنار اهداف اعلامشدۀ قرارگاه «نوجوان مبارز»، پرسشهایی جدی دربارۀ مشارکت دادن کودکان در فعالیتهای نظامی و امنیتی ایجاد کرده است.
گسترش این برنامهها در شرایطی ادامه دارد که نظام آموزش عمومی ایران با مشکلات گستردهای از جمله فرسودگی ساختمان مدارس، کمبود تجهیزات آموزشی، کمبود نیروی انسانی و مشکلات معیشتی معلمان روبهرو است. با این حال، نهادهای حکومتی همچنان منابع مالی و امکانات اجرایی خود را صرف گسترش برنامههای عقیدتی، تبلیغاتی و تشکیلاتی در میان دانشآموزان میکنند.

