تالار رودکی؛ از صحنه‌گردانی ستارگان باله و اپرا تا تغییر کاربری به‌نام «وحدت»

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های تالار رودکی، امکانات فنی صحنه آن بود. برخلاف بسیاری از سالن‌های نمایشی آن دوران که صحنه ثابت داشتند، تالار رودکی به بخش‌های متحرک، بالابرهای مکانیکی و صحنه‌گردان مجهز شده بود

اجرای باله زیبای خفته در تالار رودکی سال ۱۳۵۷-ویکی‌پدیا

چهارم آبان‌ماه سال ۱۳۴۶، هم‌زمان با مراسم تاج‌گذاری محمدرضاشاه و شهبانو فرح پهلوی در کاخ گلستان، مجموعه‌ای از جشن‌ها و رویدادهای فرهنگی و هنری متنوع به مدت یک هفته در سراسر ایران برگزار شد. یکی از مهم‌ترین رویدادهای این جشن‌ها نیز آغاز به‌ کار تالار رودکی تهران بود. این تالار مجهز و باشکوه با پرده‌ای که روی آن تصویر سیمرغ نقش بسته بود و با هدف ایجاد مرکزی برای اجرای اپرا، باله و موسیقی‌ سنتی و موسیقی کلاسیک و میزبانی از هنرمندان برجسته داخلی و خارجی با حضور شاه و شهبانو افتتاح شد. در مراسم گشایش آن نیز اپراهای «زال‌ و رودابه» و «جشن دهقان» با همراهی ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری اجرا شد.

تالار رودکی از زمان افتتاح تا هنگام وقوع انقلاب ۵۷ برای بیش از یک دهه به یکی از مهم‌ترین مراکز هنرهای نمایشی و موسیقی ایران تبدیل شد، اما پس از انقلاب، با توقف فعالیت گروه‌های اپرا و باله و تغییر سیاست‌های فرهنگی، بخش مهمی از کارکرد اولیه خود را از دست داد. نام سالن اصلی مجموعه نیز به «تالار وحدت» تغییر کرد و این مرکز به محلی برای اجرای برنامه‌های مذهبی و رسمی تبدیل شد.

تالاری برای اجرای اپرا و باله در تهران

ایده نخست ساخت سالن اختصاصی برای اجرای اپرا در تهران به دوران رضاشاه پهلوی بازمی‌گردد. در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، گابریل گورکیان، معمار ارمنی‌تبار، طرحی برای احداث یک تئاتر دولتی یا اپراخانه در تهران ارائه کرد. بااین‌حال او موفق نشد ایده خود را محقق کند تا اینکه عملیات ساخت تالار رودکی، در دوران محمدرضاشاه و در سال ۱۳۳۶ در خیابان دکتر ارفع، در نزدیکی خیابان حافظ تهران آغاز شد و پس از حدود ۱۰ سال به پایان رسید. طراحی این مجموعه بر عهده اوژن آفتاندلیانس، معمار ایرانی ارمنی‌تبار بود که در طراحی آن از ساختمان مشهور اپرای دولتی وین در اتریش الهام گرفت.

تالار رودکی در زمان افتتاح، به‌دلیل برخورداری از تجهیزات پیشرفته صحنه، نورپردازی و امکانات فنی، در ردیف مجهزترین مراکز هنرهای نمایشی کشورهای منطقه محسوب می‌شد. این مجموعه با زیربنایی حدود ۱۵ هزار و ۷۰۰ مترمربع، دارای دو سالن اصلی و کوچک بود.

تالار اصلی با ظرفیت حدود ۷۵۰ تماشاگر، دارای سالن همکف و سه طبقه بالکن بود. سالن کوچک‌تر نیز که امروزه نام رودکی را حفظ کرده است، حدود ۲۰۰ نفر گنجایش داشت. افزون بر این، ساختمان مجموعه شامل فضاهای تمرین، بخش‌های اداری، اتاق‌های خدماتی و تأسیسات فنی بود. معماری داخلی تالار اصلی با ردیف‌های منحنی بالکن‌ها، تزئینات کلاسیک و سازمان‌دهی فضا بر اساس دید مناسب تماشاگران نسبت به صحنه، طراحی شده بود.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های تالار رودکی، امکانات فنی صحنه آن بود. برخلاف بسیاری از سالن‌های نمایشی آن دوران که صحنه ثابت داشتند، تالار رودکی به بخش‌های متحرک، بالابرهای مکانیکی و صحنه‌گردان مجهز شده بود.

این امکانات به کارگردانان اجازه می‌داد دکورهای بزرگ اپرا و باله را جابه‌جا کنند، ارتفاع بخش‌هایی از صحنه را تغییر دهند و صحنه‌های متفاوت یک نمایش را بدون توقف‌های طولانی آماده کنند. دهانه اصلی صحنه حدود ۱۲ متر عرض و هفت متر ارتفاع داشت و عمق مجموعه صحنه به حدود ۳۵ متر می‌رسید. پرده آهنین اصلی تالار نیز با نقش سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، تزئین شده بود؛ طرحی که پیوند میان هنرهای نمایشی مدرن و میراث فرهنگی ایران را نمایندگی می‌کرد.

اما درخشش این مجموعه مجهز و باشکوه به هنرمندانی که در آن اجرا داشتند و مدیرانی که در پی‌‌ریزی و اداره آن نقش داشتند وابسته بود. به همین دلیل دعوت از هنرمندان برجسته برای اجرا در تالار رودکی آغاز شد.

در یکی از نخستین اقدام‌ها، مهرداد پهلبد، وزیر فرهنگ و هنر وقت، از عنایت رضایی، خواننده و کارگردان اپرا که در آلمان فعالیت می‌کرد، خواست برای آماده‌سازی برنامه‌های افتتاحیه به تهران بازگردد.

رضایی نیز به ایران آمد و مسئولیت برنامه‌ریزی هنری، هماهنگی گروه‌های اجرایی و اداری و همچنین آماده‌سازی برنامه افتتاحیه را برعهده گرفت. او پس از افتتاح، مدیریت اپرای تهران را بر عهده گرفت و بعدها به مدیریت کل و مدیریت هنری تالار رودکی رسید.

برنامه‌ها و اجراهای هنری تالار رودکی

تالار رودکی در آغاز فعالیت خود میزبان پنج گروه هنری اصلی بود: ارکستر سمفونیک تهران، گروه کر، گروه اپرا، گروه باله و گروه موسیقی سازهای ایرانی. بعدها گروه رقص‌های محلی سازمان ملی فولکلور ایران نیز به فعالیت‌های این مجموعه اضافه شد.

طی سال‌های فعالیت این مجموعه تا قبل از وقوع انقلاب ۵۷، علاوه بر آثار هنرمندان ایرانی، آثار آهنگسازان بزرگی چون موتسارت، بتهوون، وردی، پوچینی، روسینی و چایکوفسکی در آن اجرا می‌شد.

یکی از نخستین و مهم‌ترین برنامه‌های تالار رودکی، اجرای دو اثر ایرانی «زال و رودابه» و «جشن دهقان» در شب افتتاح بود. «زال و رودابه» ساخته ثمین باغچه‌بان با اقتباس احمد شاملو از داستان زال و رودابه شاهنامه فردوسی ساخته شده بود. رابرت دو وارن و آیدا احمدزاده طراحی حرکات باله آن را بر عهده داشتند. اِولین باغچه‌بان تک‌خوانی اثر را اجرا می‌کرد و بهمن مفید و افسانه دیهیم نیز به‌عنوان بازیگران صامت روی صحنه حضور یافتند.  

دومین اثر، «جشن دهقان» ساخته احمد پژمان، با متن منوچهر شیبانی و کارگردانی عنایت رضایی بود که با الهام از اصلاحات ارضی و تحولات روستایی انقلاب سفید ساخته شده بود.

در سال ۱۳۴۷، اجرای اپرای «دلاور سهند» اثر احمد پژمان، بر اساس متن سعدی حسنی و منوچهر شیبانی، از دیگر رویدادهای مهم تالار رودکی بود. این اثر با کارگردانی عنایت رضایی و بازی حسین سرشار در نقش بابک خرمدین روی صحنه رفت.

در همین سال، اپرای «آتوسا» ساخته توماس کریستیان داوید، آهنگساز اتریشی نیز اجرا شد. این اپرا با متن منوچهر شیبانی، به کارگردانی عنایت رضایی و با حضور منصوره قصری در نقش آتوسا و حسین سرشار در نقش کوروش بزرگ روی صحنه رفت.

از دیگر آثار برجسته ایرانی در تالار رودکی می‌توان به اپرای «خسرو و شیرین» ساخته حسین دهلوی اشاره کرد که در سال ۱۳۴۹ بر اساس منظومه نظامی گنجوی اجرا شد. همچنین اپرای کودکانه «پردیس و پریسا» ساخته لوریس چکناواریان، با متن محمود خوشنام بر اساس داستانی از پروین سرلک، در سال‌های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۴ روی صحنه رفت.

در بخش اپرای کلاسیک جهان نیز تالار رودکی میزبان اجراهای متعددی بود. تالار رودکی همچنین نقش مهمی در گسترش اجرای صحنه‌ای موسیقی اصیل ایرانی داشت هنرمندانی چون جلیل شهناز، اصغر بهاری، عبدالوهاب شهیدی و محمد موسوی از هنرمندانی بودند که در این مجموعه برنامه اجرا کردند. همچنین در تالار رودکی شب‌های ویژه بزرگداشت هنرمندان برجسته‌ای چون عارف قزوینی، درویش‌خان، ابوالحسن صبا، علینقی وزیری و دیگر استادان موسیقی ایران شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سازمان باله ملی ایران

در کنار اپرا، سازمان باله ملی ایران نیز از مهم‌ترین گروه‌های هنری مستقر در تالار رودکی بود. این سازمان در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، با حمایت وزارت فرهنگ و هنر و به ابتکار نژاد احمدزاده تأسیس شد، اما پیشینه آن به فعالیت‌های آموزشی و هنری دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ بازمی‌گشت.

نژاد احمدزاده و همسرش هایده احمدزاده که پیش‌تر در گروه رقص نیلا کرام کوک فعالیت داشتند، در سال ۱۳۳۵ هنرستان باله ملی را در تهران راه‌اندازی کردند و دو سال بعد، سازمان باله ملی ایران را با هدف تربیت رقصندگان حرفه‌ای، اجرای آثار برجسته باله کلاسیک جهان و خلق آثاری با الهام از فرهنگ، تاریخ و ادبیات ایران بنیان گذاشتند.

این سازمان با پشتیبانی دولت و بهره‌گیری از استادان و طراحان رقص بین‌المللی گسترش یافت و پس از افتتاح تالار رودکی در سال ۱۳۴۶، فعالیت‌های اصلی خود را به این مجموعه منتقل کرد. تالار رودکی با امکانات پیشرفته صحنه و ارکستر زنده، امکان اجرای تولیدات بزرگ باله و همکاری هنرمندان ایرانی و خارجی را فراهم می‌کرد.

یکی از رویدادهای شاخص در این زمینه، در سال ۱۹۶۹ میلادی (۱۳۴۷–۱۳۴۸ خورشیدی)، حضور مارگو فونتین و رودلف نوریف، دو ستاره مشهور باله جهان، در تهران و اجرای بخش‌هایی از باله «دزد دریایی» در تالار رودکی بود. پس از آن نیز در سال ۱۹۷۴ نیز گروه «باله جدید لندن» در تالار رودکی برنامه اجرا کرد.

از برجسته‌ترین دستاوردهای سازمان باله ملی ایران، اجرای باله «بیژن و منیژه» بر اساس داستانی از شاهنامه فردوسی بود. موسیقی این اثر را حسین دهلوی ساخته بود و طراحی رقص آن را هایده احمدزاده و روبرت اورازگیلدیف بر عهده داشتند. طراحی صحنه نیز اثر هما پرتوی بود. این باله که در ۲۲ مهر ۱۳۵۴ برای نخستین بار اجرا شد، از آن جهت اهمیت ویژه داشت که از نخستین تولیدات باله با موضوع و موسیقی ایرانی بود.

تالار رودکی پس از انقلاب ۵۷

فعالیت‌های هنری تالار رودکی تا آخرین هفته‌های قبل از وقوع انقلاب اسلامی ادامه داشت اما با گسترش ناآرامی‌های سیاسی، فعالیت گروه‌های هنری تالار رودکی نیز به‌تدریج مختل شد. به نوشته لیلیانا اوسس آدامز، نوازنده پیشین ارکستر اپرا و باله تهران، آخرین اجرای اپرای این مجموعه در روزهای ۲۶ و ۲۸ خرداد ۱۳۵۷ با اجرای «کارمن» اثر ژرژ بیزه برگزار شد.

کارگردانی این اثر را بیژن آصف‌جاه و رهبری ارکستر را فرهاد مشکات بر عهده داشتند و پری ثمر، جان بوزئا و حسین سرشار از خوانندگان اصلی آن بودند. پس از این اجرا، برنامه‌های فصل دوازدهم اپرای تهران به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی لغو شد. بااین‌حال، فعالیت تمام گروه‌های هنری تالار هم‌زمان پایان نیافت؛ بر اساس اسناد سازمان باله ایران، باله «زیبای خفته» در مهر و آبان ۱۳۵۷ به‌عنوان آخرین تولید باله ملی در تالار رودکی روی صحنه رفت.

با وقوع انقلاب، سرنوشت تالار رودکی نیز دگرگون شد. این مجموعه که برای اجرای اپرا، باله و موسیقی کلاسیک تأسیس شده بود، با انحلال گروه‌های تخصصی و ممنوعیت اجرای برخی هنرهای نمایشی، بخش مهمی از کارکرد اولیه خود را از دست داد.

سازمان باله ملی و هنرستان ملی باله ایران منحل شدند و فعالیت تالار رودکی به‌عنوان مرکز اپرا و باله کشور پایان یافت. بسیاری از رقصندگان، طراحان رقص و هنرمندان وابسته به این مجموعه ناچار به ترک ایران شدند و تعدادی دیگر نیز فعالیت حرفه‌ای خود را کنار گذاشتند.

در ادامه تغییرات جدید در سال ۱۳۵۹، سالن بزرگ مجموعه «تالار وحدت» نام گرفت و نام «تالار رودکی» برای سالن کوچک‌تر حفظ شد.

در دهه‌های بعد، تالار وحدت همچنان یکی از مهم‌ترین مراکز اجرای موسیقی و تئاتر کشور باقی ماند، اما کارکرد نخستین خود را از دست داد و به خدمت نهادهای فرهنگی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی درآمد؛ به‌طوری‌که کاربرد اصلی آن میزبانی از جشنواره‌های موسیقی و تئاتر فجر و مراسم رسمی دولتی بود. هرچند که بخشی از فعالیت‌های موسیقایی و نمایشی آن حفظ شد، هویت اولیه‌اش به‌عنوان مرکز دائمی اپرا و باله ایران از بین رفت.   

بیشتر از فرهنگ و هنر