وکیلالرعایا که نزدیک به سه دهه برای برقراری ثبات و بهبود اقتصادی در ایران تلاش کرد، ماههای پایانی عمرش را با بیماری و نگرانی از ناآرامیهای سیاسی سپری کرد و سرانجام نیز روز سیزدهم ماه صفر ۱۱۹۳ هجری قمری چشم از جهان فروبست. برخی تاریخنگاران روایت کردهاند که کریمخان زند در روزهای پایانی زندگی به بیماری سل مبتلا شده بود.
مرگ کریمخان ناآرامیهایی را که از ماهها قبل آغاز شده بود، تشدید کرد. به طوری که آرامش از شیراز رخت بربست و هنوز پیکر وکیلالرعایا به خاک سپرده نشده بود که نزدیکانش برای تصاحب قدرت، به جان هم افتادند. این درگیریها چنان شدید شد که پیکر او سه روز بر زمین ماند و سرانجام نیز در عمارت کلاهفرنگی باغ نظر در مجاورت ارگ کریمخانی شیراز دفن شد.
کریمخان زند در حالی چشم از جهان فروبست که برخی رقیبانش بهویژه آغامحمدخان قاجار، کینهٔ او را به دل داشتند. آغامحمدخان که پس از شکست پدرش، محمدحسنخان قاجار، سالها گروگان دربار کریمخان در شیراز بود، در سال ۱۲۰۶ هجری قمری، هنگامی که بر شیراز مسلط شد، فرمان نبش قبر وکیلالرعایا را صادر کرد.
به دستور شاه قاجار، استخوانهای جنازه کریمخان را به تهران بردند و زیر پلههای کاخ سلطنتی دفن کردند. آغامحمدخان با این کار میخواست هر روز هنگام عبور از پلهها از روی جنازه دشمن رد شود و بهاصطلاح «تن او را در گور بلرزاند».
حدود یک قرن و نیم بعد در دوران رضاشاه، به دستور او بقایای منتسب به کریمخان زند از زیر پلکان کاخ گلستان بیرون آورده و با تشریفات و احترام، به شیراز بازگردانده شد. امروز آرامگاه منسوب به او در شاهنشین شرقی عمارت کلاهفرنگی باغ نظر شیراز، محل کنونی موزه پارس، قرار دارد.
سرگذشت ایل زند؛ از دامنههای زاگرس تا میدان نبرد
تا قبل از اینکه نام «زندیه» به عنوان سلسلهای از حکمرانی در تاریخ ایران ثبت شود، زندها طایفهای کوچک از دامداران و جنگاوران ساکن دامنههای زاگرس بودند. به گواهی اسناد تاریخی، بیشتر آنان در مناطقی در نزدیکی ملایر و همدان زندگی میکردند، هرچند یکجانشین نبودند و بخشی از سال را در کوهستان و بخشی دیگر را در دشتها سپری میکردند.
زندها منتسب به گروه «لک» بودند که آنها نیز طایفهای از قوم لر محسوب میشوند. کریمخان زند در همین طایفه به دنیا آمد. پدرش از بزرگان تیره بگله طایفه زند بود، اما پیش از آنکه به فرمانروایی ایران برسد، سرنوشت او و طایفهاش با یکی از آشفتهترین دورههای تاریخ ایران گره خورد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ماجرا از روزهای پایانی حکومت صفوی در ایران آغاز شد. بخشهایی از ایران به دست افغانها اشغال شده بود و نیروهای عثمانی نیز مناطق غربی ایران را به میدان جنگ تبدیل کرده بودند. در چنین شرایطی، جنگاوران طایفه زند نیز وارد درگیری شدند. تا اینکه نادر به قدرت رسید و با هدف تثبیت قدرتش، گروهی از زندیان را همراه با جمعیتهایی از ایلات دیگر به خراسان کوچاند. بسیاری از آنان در سپاه نادر خدمت کردند و تجربه نظامی اندوختند.
هنگامی که نادرشاه کشته شد، کریمخان که از سران طایفه زند بود، همراه گروهی از زندیان، خراسان را ترک کرد و به سرزمین مادری خود در غرب ایران بازگشت.
کریمخان در بازگشت به غرب ایران، بهتدریج توانست جنگاوران زند و برخی نیروهای محلی را گرد خود جمع کند. او که در آغاز با عنوان «کریمبیگ» شناخته میشد، در سال ۱۷۵۰ میلادی با علیمردانخان بختیاری، از سران چهارلنگ، متحد شد. این دو پس از ورود به اصفهان، با ابوالفتحخان بختیاری، حاکم شهر و از بزرگان هفتلنگ، به توافق رسیدند. حاصل این اتحاد تشکیل حکومتی بود که میکوشید با تکیه بر اعتبار دودمان صفوی، به قدرت تازه شکلگرفته مشروعیت ببخشد.
آنان ابوترابمیرزا، از نوادگان خاندان صفوی، را با عنوان شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند. هرچند شاه جوان بهظاهر فرمانروای ایران بود، قدرت واقعی در اختیار سه خان قرار داشت. علیمردانخان عنوان «وکیلالدوله» را گرفت، ابوالفتحخان در مقام حاکم اصفهان باقی ماند و کریمخان فرماندهی کل سپاه را بر عهده گرفت، اما این اتحاد چندان دوام نیاورد.
هنگامی که کریمخان برای گسترش اقتدار حکومت تازه به نواحی غربی ایران لشکر کشیده بود، علیمردانخان پیمان خود را شکست، ابوالفتحخان را به قتل رساند و پس از حرکت به سوی فارس، شیراز را غارت کرد. کریمخان با آگاهی از این حوادث، به اصفهان بازگشت و سپاه علیمردانخان را در سرزمین بختیاری شکست داد.
با این حال تا تثبیت اقتدارش راه دشواری در پیش داشت، زیرا همچنان سه رقیب قدرتمند پیش روی او قرار داشتند. محمدحسنخان قاجار در شمال ایران، آزادخان افغان در آذربایجان و فتحعلیخان افشار در ارومیه. نبرد با این مدعیان سالها ادامه یافت و کریمخان نیز هرچند شکستهایی متحمل شد، سرانجام توانست با پیروزیهای نظامی و کنار زدن رقیبان، اقتدارش را بر بخش بزرگی از ایران تثبیت کند.
ایجاد ثبات در ایران و احیای اقتصاد
یکی از مهمترین اقدامهای کریمخان پس از تثبیت قدرت تلاش برای پایان دادن به کشمکشهای داخلی و جلوگیری از گسترش نفوذ قدرتهای رقیب در مناطق مرزی بود. او به همین ترتیب پس از چند دهه آشوب در بخش بزرگی از ایران، امنیت و ثبات نسبی برقرار کرد تا زمینه برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی و رونق تولید و تجارت فراهم شود. بهخصوص که سالهای متمادی جنگ، کشاورزی و کسبوکارها را تحت تاثیر قرار داده و بسیاری از مردم را آواره کرده بود.
یکی از مهمترین اقدامهای وکیلالرعایا تشویق مهاجران و آوارگان به بازگشت به شهرها و روستاهایشان بود. در میان این گروهها، ارمنیان و یهودیان هم حضور داشتند که در نتیجه ناامنیهای دهههای گذشته، از ایران گریخته بودند. کریمخان میکوشید با فراهم کردن زمینه بازگشت آنان، هم جمعیت شهرها را افزایش دهد و هم نیروی کار، صنعتگران و بازرگانان را به فعالیت اقتصادی بازگرداند.
به نوشته جان آر. پری در دانشنامه ایرانیکا، حکومت زندیه برای بازگرداندن مهاجران ارمنی حتی از رهبران مذهبی و اجتماعی ارامنه هم کمک گرفت. در یکی از موارد، نمایندگانی از جلفای نو با نامههایی به بغداد فرستاده شدند تا خانوادههای مهاجر را به بازگشت تشویق کنند.
در کنار این اقدامها، کریمخان برای رونق تجارت خارجی نیز تلاش کرد. در همین راستا، توافقی تجاری میان حکومت زندیه و کمپانی هند شرقی بریتانیا منعقد شد. یکی از نکات مهم این توافق توجه به جلوگیری از خروج بیرویهٔ نقره از ایران بود. در آن زمان، واردات کالا از هند و دیگر مناطق از صادرات ایران بیشتر بود و بخشی از این فقدان توازن با خروج سکه و نقره جبران میشد.
کریمخان و مشاوران مالی او برای جلوگیری از تضعیف اقتصاد، شرط کردند که شرکت انگلیسی بخشی از درآمد حاصل از فروش کالاهایش را صرف خرید محصولات ایرانی کند و همه آن را به صورت پول نقد از کشور خارج نکند. مدیران کمپانی هند شرقی از این محدودیت رضایت نداشتند، اما حکومت زندیه آن را برای حفاظت از منافع اقتصادی ایران ضروری میدانست.
کریمخان همچنین در پی کاهش موانع تجارت داخلی، حمایت از فعالیتهای تولیدی و احیای کشاورزی بود. در شیراز که مرکز حکومت او به شمار میرفت، کاهش عوارض بازرگانی و حمایت از صنعتگران به رونق بازارها کمک کرد.
یکی از برجستهترین ویژگیهای حکمرانی کریمخان زند توجه او به وضعیت معیشتی مردم بود. او برخلاف سنت رایج بسیاری از پادشاهان، ترجیح داد «وکیلالرعایا» خوانده شود. این عنوان، هرچند به معنای واگذاری قدرت سیاسی به مردم نبود، با تصویری که کریمخان میخواست از جایگاه خود ارائه دهد، سازگاری داشت.
یکی از مهمترین رخدادها در دوران حکمرانی کریمخان زند ماجرای قحطی در اصفهان و شیراز در سال ۱۱۵۴ خورشیدی بود. در پاییز آن سال، به دلیل خشکسالی، بهای غلات افزایش یافت و تأمین نان به یکی از مشکلات اصلی خانوادهها تبدیل شد. کریمخان فرمان داد انبارهای دولتی گشوده شوند و غلهٔ موجود در اختیار نیازمندان قرار گیرد، اما ذخایر محلی برای تأمین نیاز مردم کافی نبود.
به دستور او، از ماطق دیگر از جمله تهران، قزوین و حتی آذربایجان، غله خریداری و به شیراز منتقل شد. هزینه حملونقل و تهیه این محمولهها چنان سنگین بود که هنگام رسیدن به شیراز، بهای تمامشده غله به حدود ۱۴ برابر نرخ تعیینشده برای فروش به نیازمندان رسیده بود. در چنین شرایطی، برخی وزیران و مشاوران کریمخان پیشنهاد کردند برای جبران هزینهها، قیمت فروش غله افزایش یابد، اما او این پیشنهاد را نپذیرفت و اصرار کرد که غلات همچنان با همان نرخ پایین در اختیار مردم قرار گیرند.
به نوشتهٔ علیرضا شاپور شهبازی در دانشنامه ایرانیکا، حمایت از اقلام اساسی، کاهش برخی عوارض تجاری و رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم از جمله سیاستهای کریمخان بود که به بهبود شرایط زندگی در پایتخت زندیه کمک کرد.
در منابع تاریخی، دربارهٔ شیوه زندگی شخصی کریمخان و برخورد او با مردم نیز حکایتهای متعددی ثبت شده است. از جمله آوردهاند که او برخلاف پادشاهانی که بر تختهای مجلل مینشستند، بر زیلویی ساده مینشست و در نوع پوشش و زندگی روزمره، اهل تجملات نبود. البته روایتهایی نیز از خشونتهای سیاسی در زمان کریمخان زند وجود دارد، اما نکته قابلتوجه این است که کریمخان پس از دههها آشوب موفق شد ثبات نسبی و رونق اقتصادی در ایران ایجاد کند.
شیراز؛ پایتخت آباد زندیه
اگرچه اقدامهای کریمخان در مناطق مختلف ایران آثار اقتصادی و سیاسی داشت، هیچ شهری به اندازه شیراز از برنامههای عمرانی و آبادانی او بهرهمند نشد. شیراز که پیشتر نیز یکی از مراکز مهم فرهنگ، تجارت و سیاست ایران بود، در دوران فرمانروایی زندیه به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد.
کریمخان پس از استقرار در شیراز، برای بازسازی و توسعه شهر برنامه گستردهای آغاز کرد. ساخت ارگ، بازار، مسجد، حمام، کاروانسرا، آبانبار، باغ و بناهای حکومتی بخشی از این برنامه بود.
به نوشتهٔ علیرضا شاپور شهبازی در دانشنامه ایرانیکا، شیراز در دوران کریمخان ۱۹ محله داشت که ساختار آنها با برنامهریزی تازه به ۱۱ محله تغییر یافت. در این تقسیمبندی، پنج محله حیدری، پنج محله نعمتی و یک محله یهودینشین وجود داشت. این تغییرات بخشی از بازآرایی سازمان شهری پایتخت محسوب میشد.
کریمخان برای حفاظت از شهر، فرمان احداث دیوار و خندق تازهای را هم صادر کرد. دیوار دفاعی شیراز با ارتفاعی در حدود ۷.۵ متر بر پایههایی سنگی ساخته و خندقی به پهنای تقریبی ۱۸ متر و عمق شش متر پیرامون شهر جانمایی شد. شش دروازه اصلی شهر نیز بازسازی شدند. این دروازهها شامل دروازه اصفهان، باغشاه، کازرون، شاهداعی، قصابخانه و سعدی بودند. افزون بر این، گذرگاههای شهر سنگفرش شدند و برای هدایت آبهای سطحی و جلوگیری از جمع شدن آب در معابر، مجراهایی ایجاد شد. تعمیر پلها و ساماندهی مسیر رودخانه خشک نیز از دیگر اقدامهای عمرانی این دوره بود.
اما مشهورترین یادگارهای کریمخان در شیراز، مجموعه بناهاییاند که امروزه با نام او یا عنوان «وکیل» شناخته میشوند. ارگ کریمخانی از مهمترین این بناها است؛ مجموعهای که به عنوان محل اقامت فرمانروا و مرکز اداره حکومت ساخته شد. این ارگ با برجهای مدور، دیوارهای بلند و فضاهای مسکونی و حکومتی، تلفیقی از کارکرد دفاعی و معماری اقامتی داشت.
در نزدیکی ارگ، بازار وکیل قرار گرفت؛ بازاری سرپوشیده با طاقهای بلند آجری برای فعالیت بازرگانان، صنعتگران و پیشهوران. در کنار بازار هم مسجد وکیل احداث شد که تا امروز نیز با صحن وسیع، ستونهای سنگی و کاشیکاریهای چشمگیر از مهمترین آثار معماری دوره زندیه به شمار میرود.
حمام وکیل با فضاهای منظم و شیوه پیشرفته گرم کردن و توزیع آب، یکی از بناهای خدماتی مهم شهر بود. ساخت آبانبارهای سرپوشیده و کاروانسراها نیز به تأمین نیاز ساکنان و مسافران کمک میکرد.
در مجموع میتوان گفت کریمخان زند با ساخت ارگ حکومتی، دیوانخانه، بازار، مسجد، حمام، آبانبار و باغهای پیرامونی، هستهای شهری پدید آورد که در آن، فضاهای سیاسی، اقتصادی، مذهبی و عمومی در ارتباطی هدفمند با یکدیگر قرار داشتند.
وکیلالرعایا به امور فرهنگی نیز توجه ویژه نشان داد. او دستور مرمت آرامگاه حافظ و سعدی را صادر کرد و برای بازسازی و رسیدگی به برخی آرامگاهها و بناهای تاریخی دیگر، از جمله آرامگاه شاهشجاع مظفری و مجموعه هفتتنان اقدامهایی انجام داد.
بخش بزرگی از بناهای ساختهشده در دوران کریمخان در سالهای بعد، بهویژه هنگام تصرف شیراز به دست آغامحمدخان قاجار و سپس در جریان تغییرات شهری دهههای بعد تخریب شد. با این حال، ارگ کریمخانی، بازار وکیل، مسجد وکیل، حمام وکیل و عمارت کلاهفرنگی همچنان از برجستهترین یادگارهای آن دوران بهشمار میروند و به گواه کارشناسان، ظرفیت ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو را دارد.
با این حال، ساخت هتل آسمان در حریم بصری ارگ از دو دهه پیش تاکنون به یکی از اصلیترین موانع پیشبرد پرونده ثبت جهانی زندیه تبدیل شده است. در ماههای اخیر نیز عملیات ساختمانی و گودبرداری شهرداری در مجاورت بناهای تاریخی نیز نگرانیهای تازهای درباره آسیب به بافت تاریخی و مخدوش شدن منظر مجموعه ایجاد کرده است.
پرونده ثبت جهانی مجموعه زندیه که ارگ کریمخانی، دیوانخانه، عمارت کلاهفرنگی، مسجد و بازار وکیل و حمام وکیل را دربرمیگیرد، از سال ۱۳۸۶ در فهرست موقت میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

