کشف دانه‌های منسوب به گیاه باستانی «هوم» در نزدیکی تخت‌جمشید

در اوستا، به‌ویژه در یسناهای ۹ تا ۱۱، هوم هم گیاهی آیینی است و هم شخصیتی ایزدی که با زرتشت گفتگو می‌کند

در ارتفاعات پیرامون تخت جمشید، دانه‌هایی کوچک و لوبیایی‌شکل کشف شده‌اند که یکی از معماهای دیرینه درباره آیین‌های ایران کهن و گیاهان باستانی را در کانون توجه مضاعف قرار داده‌اند.

گیاه باستانی «هوم» که نامش در اوستا نیز آمده و عصاره آن در آیین‌های رسمی نوشیده می‌شد، دقیقا چه گیاهی بود؟ آیا هنوز هم می‌روید؟ نام امروزی آن چیست و در کدام مناطق یافت می‌شود؟ ابوالحسن اتابکی، باستان‌شناس و مورخ که دانه‌های کوچک منسوب به گیاه باستانی هوم را به‌تازگی کشف کرده، بر این باور است که این دانه‌های نویافته می‌توانند همان گیاه باستانی هوم باشند که هنوز به‌صورت محدود در کوهستان‌های روستای اتابک، در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب دشت مرودشت، می‌رویند.

با این حال درباره شناسایی هوم در میان پژوهشگران اختلاف‌ نظرهای جدی وجود دارد. برخی از آنان گونه‌های مختلف گیاه «افدرا» را مهم‌ترین نامزد برای هوم باستانی می‌دانند، اما اتابکی می‌گوید گیاهی که در کوهستان‌های اتابک مشاهده شد، با نمونه‌های شناخته‌شده افدرا تفاوت دارد. به این ترتیب، اگر بررسی‌های تخصصی بعدی نسبت این دانه‌ها با هوم را تایید کند، این یافته می‌تواند به بحث قدیمی درباره هویت این گیاه آیینی بعد تازه‌ای اضافه کند.

به گفته اتابکی، مقایسه نمونه‌های باستانی با دانه‌های گیاه امروزی موجود در کوهستان‌های روستای اتابک، شباهت‌هایی قابل‌توجه را از نظر شکل، اندازه و ساختار کلی نشان داده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

دانه‌های این گیاه کوچک و لوبیایی‌شکل‌اند و اندازه آن‌ها تقریبا با دانه گندم برابری می‌کند. هر دانه درون پوششی بیضی‌شکل با رنگی متمایل به نارنجی قرار دارد. اتابکی می‌گوید این گیاه در آغاز بهار جوانه می‌زند، در اردیبهشت به مرحله شکوفایی می‌رسد و در اواخر خرداد، خشک و برای برداشت آماده می‌شود.

محل رویش آن نیز از نظر او قابل‌توجه است: «تداوم رویش این گیاه در کوهستان‌های اتابک، منطقه‌ای که در روایت‌های محلی و تاریخی، با حضور زرتشتیان و عنوان 'گبرنشین' شناخته شده و نزدیکی محل رویش آن به مجموعه‌ای از گورهای توده‌سنگی بر اهمیت بررسی بیشتر این یافته افزوده است.»

ردپای هوم در اساطیر

اهمیت دانه‌های هوم فقط به جنبه گیاه‌شناختی آن‌ محدود نمی‌شود. نجمه ابراهیمی، کارشناس ارشد تاریخ، دراین‌باره می‌گوید: «اهمیت هوم در سنت ایرانی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم این واژه تنها نام یک گیاه نیست. هوم در اوستا و سومه در سنت ودایی هند، از یک سنت زبانی و دینی کهن هندوایرانی سرچشمه گرفته‌اند و در هر دو فرهنگ، با فشردن گیاه و به‌ دست‌ آوردن عصاره آن ارتباط دارند.»

به گفته او، در اوستا به‌ویژه در یسناهای ۹ تا ۱۱، هوم هم گیاهی آیینی است و هم شخصیتی ایزدی که با زرتشت گفتگو می‌کند، «از این رو، هوم در سنت ایرانی تنها یک ماده گیاهی نیست، بلکه بخشی از آیینی است که در آن، گیاه، عصاره آن، مجری آیین و جهان ایزدان با یکدیگر پیوند می‌یابند.»

در سنت ودایی هند نیز «سومه» هم نام گیاه و عصاره مقدس آن است و هم شخصیتی ایزدی که با مفاهیمی چون نیرو، روشنایی و جاودانگی پیوند دارد.

گزارش سایت امرداد از پیشینه هوم نشان می‌دهد که این گیاه در روایت‌های اساطیری ایران چه جایگاه پررنگی داشت. در روایت‌های اوستایی، نخستین کسانی که هوم را فشردند و از آن نوشیدنی آیینی تهیه کردند، با زایش برخی از مهم‌ترین شخصیت‌های اسطوره‌ای ایران پیوند دارند؛ «وی‌ونگهان» پدر جمشید، «آبتین» پدر فریدون و «اَترت» پدر گرشاسب از جمله آن‌ها هستند و  نام «پورشسب»، پدر زرتشت، نیز در شمار فشردگان هوم آمده است. در همین روایت‌ها، اَترت نخستین کسی معرفی می‌شود که به خاصیت درمانی این گیاه پی برد و از آن برای درمان بیماران استفاده کرد.

رد هوم قرن‌ها بعد در شاهنامه نیز باقی ماند. هوم در داستان افراسیاب به صورت پارسایی کوه‌نشین ظاهر می‌شود که صدای افراسیاب را در مخفیگاهش می‌شنود و سرانجام او را به بند می‌کشد. امرداد این شخصیت را ادامه‌ای از پیوند میان گیاه کوهستانی هوم و ایزد هوم در سنت‌های کهن ایرانی می‌داند.

آیا هوم همان افدرا است؟

درست از همین نقطه یکی از بحث‌های قدیمی پژوهشگران آغاز می‌شود: گیاهی که در اوستا هوم نامیده شد، در طبیعت امروز، کدام گیاه است؟

یکی از شناخته‌شده‌ترین فرضیه‌ها هوم را با گونه‌هایی از «افدرا» (Ephedra) مرتبط می‌داند؛ گیاهی که برخی گونه‌های آن دارای آلکالوئید «افدرین»‌اند. پژوهشگرانی چون هنریک نیبرگ از طرفداران این شناسایی بودند و تداوم کاربرد افدرا در میان برخی جوامع زرتشتی نیز این فرضیه را تقویت کرده است.

دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که هویت دقیق هوم باستانی هنوز قطعی نیست، اما مجموعه‌ای از شواهد زبانی و آیینی، افدرا را به یکی از جدی‌ترین گزینه‌ها تبدیل کرده است. از اواخر قرن نوزدهم مشخص شده بود که زرتشتیان یزد گونه‌ای از افدرا را با نام‌های «هوم» و «هوما» در آیین‌های خود به کار می‌برند و همین گیاه را برای هم‌کیشانشان در هند می‌فرستند، زیرا افدرا در مناطق محل زندگی آنان در هند نمی‌روید.

در برخی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، نیز گونه‌های افدرا با نام‌هایی نزدیک به «هوم» شناخته می‌شوند و در برخی زبان‌های نواحی گیلگیت و نورستان، نام‌های «سوم» و «سوما» برای آن ثبت شده است.

توصیف خود هوم در متون باستانی نیز بخشی از این استدلال را تشکیل می‌دهد. ایرانیکا یادآوری می‌کند که در هوم‌یشت، از گیاهی دارای کلروفیل با رنگ‌هایی چون زرد، زرین یا سبز و دارای ساقه، جوانه و شاخه سخن گفته شده است. بخش‌هایی از این گیاه نیز باید کوبیده و فشرده می‌شد و هوم در متون، گیاهی کوهستانی توصیف شده است.

در کنار این توصیف‌ها، متون اوستایی ثریته را در دو روایت جداگانه یاد می‌کنند: در هوم‌یشت، او سومین کسی است که هوم را می‌فشارد و در وندیداد نیز به‌عنوان نخستین پزشک معرفی می‌شود.

ماهیت اثر هوم نیز محل اختلاف بود. برخی پژوهشگران در گذشته آن را نوشیدنی‌ الکلی دانسته‌اند، اما ایرانیکا یادآور می‌شود که در فرایند آیینی تهیه هوم زمان کافی برای تخمیر وجود نداشت و در متون نیز نشانه‌ای از چنین فرایندی دیده نمی‌شود. جدا از این فرضیه، برخی پژوهشگران هوم را ماده‌ای توهم‌زا دانسته و گیاهانی مانند شاهدانه یا قارچ مگس‌کش را پیشنهاد کرده‌اند.

در مقابل، هری فالک، پژوهشگر متون ودایی، استدلال می‌کند که اثر اصلی هوم لزوما توهم‌زایی نبود، بلکه افزایش بیداری و هوشیاری بود؛ اثری که با افدرین موجود در برخی گونه‌های افدرا سازگاری بیشتری دارد. او به کاربرد «سوم» در آیین شبانه آتیراترا در هند باستان استناد می‌کند که در آن، این نوشیدنی برای جلوگیری از خواب و حفظ هوشیاری کاهنان مصرف می‌شد.

به این ترتیب، اختلاف پژوهشگران تنها بر سر شناسایی گونه گیاهی نیست، بلکه به ماهیت اثر هوم و چگونگی مصرف آن نیز بازمی‌گردد.

از سوی دیگر، اتابکی می‌گوید گیاهی که امروز در کوهستان‌های اتابک می‌روید و دانه‌های آن با دانه‌های کشف‌شده مقایسه شده، «با نمونه‌های شناخته‌شده گیاه افدرا بسیار متفاوت است». بنابراین شناسایی دقیق گونه این گیاه و مقایسه آزمایشگاهی دانه‌های کشف‌شده با نمونه‌های امروزی می‌تواند در ارزیابی این ادعا تعیین‌کننده باشد.

خواص دارویی هوم در فرهنگ عامه

با وجود آنکه پژوهشگران هنوز بر سر هویت دقیق هوم باستانی اتفاق نظر ندارند، نام این گیاه از حافظه مردم بسیاری از مناطق ایران ناپدید نشده است. در نقاط مختلف ایران، گیاهانی کوهستانی با نام «هوم» یا نام‌هایی نزدیک به آن شناخته می‌شوند و در طب سنتی، نیز برای آن‌ها کاربردهایی ذکر شده است.

گزارش امرداد یکی از این نمونه‌ها را در میان زرتشتیان یزد و کرمان ثبت کرده است. نویسنده این گزارش می‌گوید گیاهی از تیره افدرا با نام محلی «خیموم» در کوه‌های چک‌چک پیرسبز یزد و ده‌بکری در حوالی بم وجود دارد که برای مردم این مناطق حرمت ویژه‌ای دارد. برخی آن را در خانه نگهداری می‌کنند، از پودر آن برای دندان‌درد استفاده می‌کنند و گاه آن را همراه با اسپند می‌سوزانند. در همین گزارش از گیاهی از این تیره با نام محلی «وایم» در کوه‌های پیرامون الشتر نیز یاد شده است.

پژوهش‌های قوم‌گیاه‌شناسی در استان کرمان نیز چند گونه از جنس افدرا را با نام‌های محلی متفاوت ثبت کرده‌اند. در دانش بومی این مناطق، از شاخه‌های جوان، ساقه یا میوه این گیاهان به شکل جوشانده یا دم‌کرده استفاده می‌شود و مردم برای آن‌ها خواصی از تسکین درد و ناراحتی‌های معده تا کمک به درمان سرماخوردگی، سرفه و مشکلات تنفسی قائل‌اند. درباره برخی گونه‌ها استفاده به‌عنوان آرام‌بخش نیز ثبت شده است.

این سنت محدود به کرمان نیست. در پژوهش‌های قوم‌گیاه‌شناسی دهلران و آبدانان در استان ایلام، گونه‌ای از افدرا با نام‌های محلی «ریش‌بز» و «کوری‌فری» ثبت شده است که مردم از ریشه و ساقه آن برای درمان تب و برخی عفونت‌ها استفاده می‌کنند.

نام‌های محلی این گیاه نیز از منطقه‌ای به منطقه دیگر تغییر می‌کند. در پژوهش‌های قوم‌گیاه‌شناسی کرمان، نام‌هایی مانند «هوم‌نر»، «خیموک» و «علی‌جون» برای برخی گونه‌های افدرا ثبت شده و در شهربابک نیز نام «هوم» برای یکی از گونه‌ها به کار رفته است. در دهلران و آبدانان نیز افدرا با نام‌های «ریش‌بز» و «کوری‌فری» شناخته می‌شود.

این نام‌ها و کاربردهای محلی به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که گیاهان مورداستفاده مردم امروز همان هوم اوستایی‌اند، اما تداوم نام‌هایی نزدیک به «هوم»، حضور گونه‌های مختلف افدرا در کوهستان‌های ایران و باقی‌ ماندن مجموعه‌ای از کاربردهای آیینی و درمانی، نشان می‌دهد نام و تصور این گیاه پس از هزاران سال همچنان در بخش‌هایی از فرهنگ و دانش بومی ایران حضور دارد.

اکنون دانه‌های منسوب به هوم اطراف تخت‌جمشید حلقه دیگری به این زنجیره افزوده‌اند؛ حلقه‌ای که برای تبدیل‌ شدن از یک شباهت ظاهری به یک یافته باستان‌گیاه‌شناختی، به شناسایی دقیق گونه، آزمایش نمونه‌ها و تعیین قدمت و بستر باستان‌شناختی آن‌ها نیاز دارد. تا آن زمان، معمایی که از اوستا تا روایت‌های محلی امروز ادامه یافته، همچنان پابرجا می‌ماند: هوم باستانی دقیقا چه گیاهی بود؟

بیشتر از فرهنگ و هنر