جنگ و تنگدستی در ایران؛ مهاجران افغان به زندگی تحت حاکمیت طالبان بازمی‌گردند

کاهش ارزش پول ایران، بیکاری و تورم فزاینده، خانواده‌هایی را که گاه دهه‌ها در ایران زندگی کرده‌اند، در برابر انتخابی دشوار قرار داده است

مهاجران افغان به دلیل مشکلات ناشی از جنگ در ایران، به افغانستان بازمی‌گردند‌ــ Reuters 

اقتصاد صنعتی و بسیار بزرگ‌تر ایران در مقایسه با افغانستان، به مدت چندین دهه‌، راه گریزی از فقر برای افغان‌ها فراهم کرده بود و هم در میانه دهه ۱۹۹۰ و هم از سال ۲۰۲۱، پناهگاهی برای فرار از حکومت افراطی طالبان نیز به شمار می‌رفت، اما اکنون اقتصاد ایران چنان به‌شدت فروپاشیده است که بسیاری از افغان‌ها می‌گویند بازگشت را تنها گزینه خود می‌دانند و با وجود محدودیت‌های شدید اعمال‌شده بر زنان در افغانستان، از جمله محدودیت در تحصیل، سفر و اشتغال، همراه همسران و دخترانشان به زادگاه خود بازمی‌گردند.

خبرنگاران رویترز یک هفته را در مناطق مرزی استان هرات افغانستان و استان همجوار آن، فراه، گذراندند و با افرادی که از ایران بازمی‌گشتند، گفتگو کردند. بیشتر بازگشت‌کنندگان که اکنون می‌توانستند بدون نگرانی از نظارت جمهوری اسلامی ایران، صحبت کنند، به اقتصاد فروپاشیده در ایران اشاره می‌کنند.

در گذرگاه مرزی اسلام‌قلعه میان ایران و افغانستان، جریان تقریبا بی‌وقفه‌ای از مهاجران بازگشتی، مراحل بررسی مدارک و ثبت‌نام را طی می‌کردند. مقام‌های طالبان در کانتینرهای موقت مستقرند و بازگشت‌کنندگان پس از ورود به سرزمین خود، باید از میان کوه‌های خشک و بیابانی و جاده‌ای پرچاله بگذرند تا به هرات، بزرگ‌ترین شهر غرب افغانستان، برسند.

بیشتر افغان‌های بازگشته به رویترز گفتند پیش از آنکه تصمیم به بازگشت بگیرند، ماه‌ها بیکار مانده و تحت فشار تورم فزاینده قرار گرفته بودند.

در پی تشدید تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا که اخیرا صادرات نفت خام ایران از مسیر تنگه هرمز را متوقف کرده، قیمت کالاهای مصرفی در ایران نسبت به سال گذشته، نزدیک به ۹۰ درصد افزایش یافته است. تورم مواد غذایی حتی بیشتر و نزدیک به ۱۳۰ درصد بوده و تهیه نان، شیر و سایر کالاهای ضروری را برای شمار فزاینده‌ای از مردم دشوار کرده است.

سید جاوید قاضی‌خانی، مهاجر ۴۰ ساله افغان، به خبرنگاران رویترز می‌گوید قبلا برخی فروشندگان افغان می‌توانستند با فروش کالاهایشان در بازارهای ایران به قیمتی حدود دو برابر قیمت خرید، سود کسب کنند، اما با تورم موجود و فقیر شدن ایرانی‌ها و مهاجران افغان، تقاضا نیز به‌شدت کاهش یافته است. در نتیجه کاری که باقی ماند، «کارگری روزمزد» است، آن هم اغلب با همان دستمزدی که یک سال پیش پرداخت می‌شد.

زنان بیشتری بازمی‌گردند

طی دو سال گذشته، بیش از دو میلیون افغان ایران را ترک کرده‌اند. بر اساس داده‌های کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، بیشتر آن‌ها پیش از موج اخیر بازگشت‌کنندگان که در بحبوحه جنگ ایران را ترک کردند، اخراج شده یا از سوی مقام‌های ایرانی برای خروج تحت فشار قرار گرفته بودند.

هنوز هم اخراج اجباری یکی از دلایل اصلی بازگشت افغان‌ها است و مردان بدون‌همراه هدف اصلی مقام‌های ایرانی به نظر می‌رسند، اما به گفته بازگشت‌کنندگان و بر اساس داده‌های سازمان بین‌المللی مهاجرت، در مقایسه با پیش از بحران، اکنون زنان و خانواده‌ها نیز به تعداد بیشتر در میان بازگشت‌کنندگان دیده می‌شوند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

برای بسیاری از مادران و دختران افغان که پس از به قدرت رسیدن طالبان، در ایران مانده بودند، بحران اقتصادی اخیر در ایران آن‌ها را بر سر دوراهی دشواری قرار داده است: تحمل فقر در ایران یا بازگشت به کشوری که بر اساس اعلام سازمان ملل متحد، نیمی از زنان آن تنها یک یا دو بار در ماه از خانه خارج می‌شوند.

مقررات طالبان تردد زنان بدون سرپرست مرد را محدود و آنان را از اشتغال در برخی حرفه‌ها محروم کرده است. طالبان ادعا می‌کنند حقوق زنان را مطابق «شریعت اسلامی» رعایت می‌کند.

عبدالجبار، ۴۴ ساله، می‌گوید نمی‌خواست همسر، دو دختر، نوه و مادرش را به افغانستان بازگرداند. خانواده او نزدیک به چهار دهه در ایران زندگی کرده بودند و عبدالجبار به‌عنوان کارگر نمای بیرونی ساختمان‌ها کار می‌کرد. این خانواده در آپارتمانی مدرن در کرمان، نزدیک یکی از پایگاه‌های نظامی ایران، زندگی آسوده‌ای داشت.

او در حالی که صورتش از گرمای تنور نانی که در تنها اتاق محل سکونت کنونی‌شان در افغانستان قرار داشت، سرخ شده بود، گفت: «همیشه می‌گفتم حتی اگر افغانستان فقط دو خیابان با من فاصله داشته باشد، به آنجا نمی‌روم.» اما هنگامی که پایگاه نظامی نزدیک محل زندگی‌شان بارها هدف قرار گرفت و در بحبوحه جنگ امسال، کار نیز نایاب شد، اعضای خانواده‌اش در افغانستان او را به بازگشت ترغیب کردند و به او کار و در امان ماندن از موشک‌های آمریکا را وعده دادند.

هنگامی که عبدالجبار تقریبا بدون هیچ وسیله یا پس‌اندازی به افغانستان رسید، بستگانش وسایل ضروری را به او اهدا کردند و مقداری پول نیز به او قرض دادند. دو ماه پس از بازگشت، او که همچنان بیکار است، چون نمی‌تواند پول قرض‌گرفته‌شده را پس دهد، دیگر چندان مورداستقبال بستگانش نیست. خانواده هم اکنون در خانه‌ای گلی و بسیار گرم با تنها یک اتاق زندگی می‌کند که تنها منبع برق آن صفحات خورشیدی است. فرش خاک‌آلود خانه نیز اهدایی است.

ستایش، دختر ۱۵ ساله او که می‌خواهد طراح مد شود، دلش برای زندگی در ایران تنگ شده است. او می‌گوید: «اگر می‌توانستم، برمی‌گشتم، برای تحصیل و دوستانم.»

عبدالغنی قاضی‌زاده، یکی از مقام‌های ارشد طالبان در مرز، می‌گوید روزانه دست‌کم ۲۰ تا ۴۰ خانواده، از جمله زنان و دختران، از طریق اسلام‌قلعه داوطلبانه به افغانستان بازمی‌گردند، چون دستمزدی که دریافت می‌کنند، دیگر برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی‌شان کافی نیست.

به گفته او، بسیاری از کارگران افغان از اینکه که کارفرمایان ایرانی دستمزدشان را پرداخت نکرده‌اند، شاکی‌اند.

سعید و مادر ۴۲ ساله‌اش، رضوانه جامی، گفتند پس از مهاجرت به ایران در سال ۱۴۰۰، برای تولید پنیر پیتزا کسب‌وکاری راه‌ انداختند که خوب رونق گرفت و مشتریان وفاداری پیدا کرد، اما با تشدید تنش‌ها میان آمریکا و ایران در سال جاری و افزایش تورم، مواد غذایی چنان کمیاب شد که به گفته جامی، برای تهیه مواد اولیه موردنیاز از جمله شیر هم با مشکل روبه‌رو شدند.

او گفت: «دیگر نمی‌توانستم تولید را ادامه دهم.»

این وضعیت سرانجام پنج ماه پیش، خانواده را وادار کرد به افغانستان بازگردد. رضوانه و سعید گفتند آخرین پس‌انداز خود را صرف خرید تجهیزات جدید آشپزخانه در افغانستان کرده‌ و تولید پنیر پیتزا را در خانه جدیدشان از سر گرفته‌اند.

این خانواده معتقد است در افغانستان، جایی که پنیر پیتزای باکیفیت کالایی کمیاب است، فرصت مناسبی برای فعالیت در بازار وجود دارد. آن‌ها می‌گویند با دخترانی کار می‌کنند که در کشورهای دیگر در سن تحصیل‌اند، اما در افغانستان بر اساس مقررات طالبان، از ادامه تحصیل پس از کلاس ششم و ورود به دانشگاه منع شده‌اند.

جامی گفت از زمان بازگشت خانواده به افغانستان در پنج ماه پیش، دختر ۱۷ ساله‌اش بیش از همه با این وضعیت مشکل دارد: «او مدام به من می‌گوید: مادر، هشت سال درس خواندم و حالا فقط در خانه نشسته‌ام. من جز اینکه به او بگویم صبر داشته باش، خدا بزرگ است، کاری از دستم برنمی‌آید.»

بیشتر از جهان