سقوط ارزش ریال و افزایش افسارگسیخته هزینههای زندگی بحران معیشت در ایران را وارد مرحله تازهای کرده است. روز سهشنبه سوم شهریور، قیمت دلار آمریکا در بازار تهران به رکورد تاریخی ۲۰۵ هزار و ۸۰۰ تومان رسید و همزمان گزارشهای رسیده به ایندیپندنت فارسی حاکی از آن بود که اسکناس دلار هم در بازار بهشدت کمیاب شده و برخی فروشندگان حتی با نرخ ۲۱۰ هزار تومان نیز حاضر نیستند ارز بفروشند، زیرا انتظار دارند قیمتها در روزهای آینده باز هم افزایش یابد.
این جهش تنها یک روز پس از آغاز رسمی عملیات دولت دونالد ترامپ برای تشدید انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران رخ داده؛ فشار تازهای که در کنار پیامدهای جنگ و سیاستهای هستهای، موشکی و منطقهای جمهوری اسلامی ایران، نگرانیها درباره سقوط بیشتر ارزش ریال و موج جدید گرانی را افزایش داده است.
یکی از ملموسترین نشانههای بحران را میتوان در ارزش واقعی دستمزد کارگران مشاهده کرد. اکنون ایلنا، خبرگزاری کار ایران، نیز تایید میکند که پایه مزد کارگران در سال ۱۴۰۵ با عدد ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان، تنها حدود ۸۱ دلار ارزش دارد و حتی دریافتی یک کارگر متاهل دارای یک فرزند با احتساب تمام مزایا، حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، معادل تقریبی ۱۲۱ دلار است.
مقایسه با یک دهه قبل ابعاد سقوط را آشکارتر میکند. سال ۱۳۹۵، هنگامی که دلار حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان بود، پایه مزد ۸۱۲ هزار تومانی کارگران حدود ۲۳۲ دلار ارزش داشت. در شهریور ۱۴۰۰ این رقم به حدود ۹۹ دلار کاهش یافت و اکنون به حدود ۸۱ دلار رسیده است. یعنی ارزش دلاری پایه مزد کارگران طی یک دهه تقریبا به یکسوم کاهش یافته است.
یدالله فرجی، فعال صنفی بازنشستگان در ایران، میگوید بسیاری از خانوادههای کارگری در این دوره از طبقه «تقریبا متوسط» ابتدا به طبقه فقیر و سپس «فقیر مطلق» سقوط کردهاند. او وضعیت سفره کارگران را نمود عینی این سقوط میداند و میگوید خانوادهاش که ۱۰ سال پیش ماهانه چند کیلو گوشت قرمز میخرید، اکنون ماهها است که گوشت در سفره ندارد.
حال زار کارگران
بحران اما دیگر تنها به حذف گوشت و میوه یا کاهش خرید خانوارها محدود نیست. گزارش میدانی تازهای از یک درمانگاه تامین اجتماعی در تهران نشان میدهد هزینه بالای دندانپزشکی، برخی کارگران را مجبور کرده است به جای درمان، دندانهای قابلترمیم خود را بکشند.
در یکی از نمونهها، یک کارگر متخصص و دارای دو فرزند پس از مراجعه برای درمان دندان، متوجه شد مرکز تامین اجتماعی خدمات عصبکشی موردنیاز او را ارائه نمیدهد. ارزانترین پیشنهاد بخش خصوصی برای عصبکشی ۱۲ میلیون تومان و برای روکش ۱۰ میلیون تومان بود که تقریبا معادل ۷۰ درصد حقوق ماهانه یک کارگر است. او در نهایت تصمیم گرفت دندان قابلترمیمش را بکشد.
زن سالمند دیگری نیز به ایلنا گفت که پول دندان مصنوعی یا ایمپلنت ندارد و با وجود آنکه کشیدن دندان آسیاب شکسته باعث میشود در یک سمت دهان تقریبا دندانی برای جویدن غذا نداشته باشد، گزینه دیگری پیش روی خود نمیبیند.
این در حالی است که از جمعیت حدود ۱۴.۵ میلیون نفری استان تهران، بیش از ۹.۵ میلیون نفر تحت پوشش تامین اجتماعیاند، اما شبکه درمان مستقیم این سازمان در کل استان تنها ۳۵ مرکز شامل ۹ بیمارستان و ۲۶ درمانگاه و پلیکلینیک دارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
کار میکنند، اما حقوق نمیگیرند
همزمان، گزارشهای متعدد از استانهای مختلف نشان میدهد بخشی از کارگران حتی همین دستمزد ناچیز را نیز بهموقع دریافت نمیکنند. حقوق ۳۰ کارگر نگهبان خطوط ریلی در محور ایرانشهر حدود پنج ماه عقب افتاده است. آنان میگویند از ۵ صبح تا نزدیک غروب کار میکنند، اما غذایی در اختیارشان قرار نمیگیرد و محل استراحتشان هم عمدتا زیر پلها است.
کارگران فضای سبز شهرداری ایلام نیز سه ماه است حقوق نگرفتهاند و میگویند بسیاری از آنان مستاجرند و دیگر توان خرید اقلام خوراکی خانواده را ندارند. حدود ۷۴۰ نیروی شرکتی دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر نیز با دو ماه تاخیر در پرداخت حقوق مواجهاند. در فولاد شادگان، حدود ۱۰۰ کارگر پیمانکاری که در ساخت مجتمع مشارکت داشتند، پس از تکمیل پروژه اخراج شدند. یکی از آنان که پنج سال سابقه کار دارد، گفت از ابتدای سال بیکار است و «حتی یک پراید» ندارد که با آن مسافرکشی کند.
مشکلات و اعتراضهای معیشتی به بازنشستگان نیز گسترش یافته است. بازنشستگان فولاد اصفهان برای دومین هفته متوالی در اعتراض به قطع بیمه درمان، پرداخت نشدن معوقات متناسبسازیشده و وضعیت معیشتی نامناسب تجمع کردند. یکی از آنان دراینباره گفت: «هرچه از مشکلاتمان میگوییم، گوش شنوایی وجود ندارد».
در همین حال، روحالله لکعلیآبادی، نماینده مجلس، هشدار داد که صنایع کوچک با ۲۰ تا ۳۰ کارگر در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند؛ مسئلهای که در صورت تداوم میتواند موج تازهای از اخراج و بیکاری را به بحران فعلی معیشت اضافه کند.
اعتراضها حتی به بخش نفت و گاز هم رسیده است. نیروهای عملیاتی در عسلویه، کنگان و سکوهای دریایی روز دوم شهریور تجمع کردند. یکی از آنان گفت نیرویی که در دمای ۵۰ درجه برای ادامه تولید کار میکند، نباید «لنگ اجارهخانه» باشد.
نشانههای بحران در بازارهای دیگر نیز آشکار است. روز دوشنبه قیمت برخی خودروهای داخلی تنها در یک روز تا ۱۰۰ میلیون تومان افزایش یافت و قیمت شاهین پلاس به دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون، تارا اتوماتیک به دو میلیارد و ۸۵۰ میلیون و دنا پلاس اتوماتیک به دو میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان رسید. همزمان گزارشها از کمبود بنزین و گازوئیل، تعطیلی برخی جایگاهها و تشکیل صف مقابل جایگاههای فعال حکایت دارند.
شدت بحران اکنون حتی مقامهای جمهوری اسلامی ایران را به هشدار واداشته است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هفته گذشته گفت ایران هر اندازه قدرت نظامی داشته باشد، اگر «مردم گرسنه باشند» و رشد اقتصادی و تولید وجود نداشته باشد، دوام نخواهد آورد. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز امروز سهشنبه اذعان کرد که پیامدهای جنگ اقتصادی حتی از حملات نظامی جدیتر و ماندگارتر است.
افزایش فشار اقتصادی آمریکا بر جمهوری اسلامی ایران اکنون بر اقتصادی وارد میشود که تا پیش از آن هم کارگرانش با یک ماه کار تماموقت، حدود ۸۱ دلار پایه مزد گرفتند، برای درمان یک دندان هم توان مالی ندارند و گروهی از آنها ماهها همان حقوق اندک را نیز دریافت نکردهاند. ادامه سقوط ارزش ریال میتواند شکاف میان درآمد و هزینه زندگی را از این هم عمیقتر کند؛ بحرانی که ریشه آن در سالها ناکارآمدی اقتصادی و اختصاص منابع به برنامههای هستهای و نظامی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است و اکنون جنگ و تشدید فشار خارجی، سرعت آن را بیشتر کرده است.

