از زاگرس تا هیرکانی؛ آتشی که هر سال به جان جنگل‌های ایران می‌افتد

عامل اصلی تکرار این بحران را نباید فقط در تغییرات اقلیمی جست‌وجو کرد

هنوز تابستان ۱۴۰۵ به نیمه نرسیده که بار دیگر نقشه ایران با نقاط قرمز آتش‌سوزی پوشیده شده است. از جنگل‌ها و مراتع روستای مورکی در شهرستان نورآباد ممسنی در استان فارس گرفته تا جنگل‌های بانه در استان کردستان و کوهمره سرخی، آتش در چندین نقطه زبانه کشیده و در حال خاکستر کردن بخش‌هایی از ارزشمندترین رویشگاه‌های طبیعی ایران است.

در بانه، تنها در یک روز، سه کانون مجزا گرفتار حریق شد؛ الگویی که فعالان محیط‌زیست می‌گویند در سال‌های اخیر بارها تکرار شده و در بسیاری از موارد، دخالت عامدانه عوامل انسانی در آن‌ها مشاهده می‌شود. هم‌زمان تصاویر هوایی منتشرشده از کوهمره سرخی نیز نشان می‌دهد که بخش بزرگی از پوشش جنگلی ظرف چند ساعت از بین رفته و وسعت خسارت به‌خوبی مشخص است.

هرچند گرمای شدید، خشکسالی و وزش باد سرعت گسترش آتش را افزایش می‌دهد، متخصصان منابع طبیعی سال‌ها است تاکید می‌کنند که عامل اصلی تکرار این بحران را نباید فقط در تغییرات اقلیمی جست‌وجو کرد. مجموعه‌ای از ضعف‌های مدیریتی، کمبود امکانات، تخریب تدریجی جنگل‌ها، تصرف اراضی و فساد ساختاری در نظام جمهوری اسلامی ایران دست به دست هم داده‌اند تا هر تابستان، بخشی از سرمایه طبیعی ایران از بین برود.

جنگل‌های زاگرس و هیرکانی که از مهم‌ترین ذخایر زیستی خاورمیانه به شمار می‌روند، سال‌ها است در چرخه‌ای تکرارشونده از آتش‌سوزی گرفتارند. در بسیاری از این مناطق، نیروهای محلی و داوطلبان با تجهیزات ابتدایی، بیل و شاخه درخت، ساعت‌ها با شعله‌ها مبارزه می‌کنند. در حالی که دسترسی به هلی‌کوپترهای آب‌پاش، هواپیماهای اطفای حریق و تجهیزات مدرن همچنان محدود است. در موارد متعددی نیز داوطلبان جانشان را هنگام مهار آتش از دست داده‌اند.

اما پرسش مهم این است که چرا این آتش‌سوزی‌ها هر سال تکرار می‌شوند؟

یکی از مهم‌ترین دلایل مسئله زمین‌خواری و تغییر کاربری اراضی است. در سال‌های گذشته، کارشناسان منابع طبیعی بارها هشدار داده‌اند که بخشی از آتش‌سوزی‌ها پس از آن رخ می‌دهد که اراضی جنگلی یا مرتعی در معرض تصرف و ساخت‌وساز قرار می‌گیرند.

در بسیاری از مناطق کوهستانی، ارزش اقتصادی زمین پس از نابودی پوشش جنگلی به‌مراتب بیشتر می‌شود و زمینی که تا دیروز بخشی از جنگل ملی بود، پس از تخریب تدریجی، به باغ، ویلا، معدن یا زمین کشاورزی تبدیل می‌شود. فعالان محیط زیست سال‌ها است می‌گویند نبود نظارت موثر و ضعف برخورد قضایی با متجاوزان به منابع طبیعی، انگیزه سودجویان برای تصرف این اراضی را افزایش داده است.

عامل مهم دیگر، کاهش شدید توان حفاظتی دستگاه‌های مسئول است. سازمان جنگل‌ها و نهادهای مرتبط طی سال‌های گذشته بارها با کمبود بودجه، فرسودگی تجهیزات، کمبود نیروی انسانی و ضعف زیرساخت‌های اطفای حریق روبه‌رو بوده‌اند. در بسیاری از مناطق، نخستین نیروهایی که به محل آتش می‌رسند، نه نیروهای متخصص، بلکه روستاییان و فعالان محیط زیست‌اند که بدون تجهیزات استاندارد، تلاش می‌کنند از گسترش آتش جلوگیری کنند.

در کنار این مشکلات، گسترش فقر در ایران نیز به یکی از عوامل فشار بر منابع طبیعی تبدیل شده است. کاهش درآمد روستاییان، بیکاری و بحران اقتصادی باعث شده است جوامع محلی برای تامین معاش، به مراتع و جنگل‌ها وابستگی بیشتری پیدا کنند؛ از برداشت بی‌رویه چوب و زغال‌گیری گرفته تا چرای بی‌ضابطه دام و گسترش اراضی کشاورزی.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

هرچند اکثر محلی‌ها خود نخستین مدافعان جنگل‌اند، گاه فشار اقتصادی باعث تشدید تخریب منابع طبیعی در برخی مناطق می‌شود. تغییرات اقلیمی نیز شرایط را بحرانی‌تر کرده است. کاهش بارندگی‌ها، افزایش دمای هوا و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشکسالی در ایران باعث شده کوچک‌ترین جرقه بتواند به آتشی گسترده تبدیل شود و آنچه پیش‌تر به یک حریق محدود منجر می‌شد، امروز در مدت کوتاهی، به فاجعه‌ای چندصد هکتاری تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، نبود برنامه جامع پیشگیری خسارت‌ها را چند برابر می‌کند. در بسیاری از کشورهای دارای اقلیم مشابه، بخش عمده سرمایه‌گذاری بر بخش پیشگیری، شامل ایجاد خطوط آتش‌بر، پایش ماهواره‌ای، برج‌های دیده‌بانی، آموزش جوامع محلی، تامین تجهیزات هوایی و واکنش سریع متمرکز است، اما در ایران اکثر این زیرساخت‌ها یا وجود ندارند یا به اندازه کافی توسعه نیافته‌اند.

فعالان محیط‌زیست در ایران معتقدند اولویت‌های بودجه‌ای جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته نیز در شکل‌گیری این وضعیت بی‌تاثیر نبوده است. به باور آنان، در حالی که میلیاردها دلار صرف پروژه‌های نظامی، امنیتی و منطقه‌ای می‌شود، حفاظت از منابع طبیعی و نوسازی ناوگان اطفای حریق همواره در حاشیه قرار گرفته است و به همین دلیل بحران، هر تابستان با شعله‌ور شدن جنگل‌ها بار دیگر خود را نشان می‌دهد.

آنچه امروز در مازندران، گیلان، گلستان، فارس، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد یا دیگر نقاط ایران دیده می‌شود، صرفا چند آتش‌سوزی پراکنده نیست. این حوادث، نتیجه چند دهه فرسایش تدریجی نظام حفاظت از منابع طبیعی ایران، ضعف نظارت، کمبود امکانات، فشار اقتصادی بر جوامع محلی و همچنین انگیزه‌های سودجویانه و دست داشتن مقام‌های مسئول و بنیادهای حکومتی در تصرف اراضی است.

به این ترتیب، جنگل‌هایی که طی هزاران سال شکل گرفته‌اند، ظرف چند ساعت می‌سوزند و نابود می‌شوند. سرمایه‌ای که دیگر نه با بودجه‌های عمرانی قابل‌جایگزینی است و نه در عمر یک نسل، دوباره به طبیعت ایران بازخواهد گشت.