هفته گذشته فقط یک چیز سریعتر از کارزار انتخاباتی گراهام پلاتنر برای مجلس سنا در حال فروپاشی بود: تفاهمنامه میان دولت ترامپ و باقیمانده حکومت ایران.
تا روز دوشنبه، دیگر چیزی باقی نمانده بود. ایرانیها برنامهای برای مذاکره درباره پایان دادن به برنامه هستهایشان ندارند. آمریکاییها نیز حاضر نیستند تحریمهای ایران را کاهش دهند. ایران به کشتیهای تجاری موشک شلیک میکند. آمریکا با حمله اهدافی در سراسر ایران تلافی میکند. ایران نیز با هدفگیری کشورهای منطقه، از عمان تا اردن، واکنش نشان میدهد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، پیش از برقراری دوباره محاصره ایران، رهبران این کشور را «آدمهای شرور» و «پست» میخواند. در مساجد سراسر ایران نیز درخواستها برای ترور ترامپ طنینانداز میشود.
این صلح نیست؛ حتی آتشبس هم نیست. وضعیتی که با آن مواجهیم در یکی از مشهورترین جملات تاریخ ۲۵۰ ساله مکاتبات دیپلماتیک آمریکا توصیف شده است. چارلز فرانسیس آدامز، فرستاده آبراهام لینکلن، در نامهای به وزیر خارجه بریتانیا نوشت: «اضافهگویی خواهد بود اگر به جنابعالی خاطرنشان کنم که این جنگ است.»
مشکل اصلی این است که درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران از همان نوعی است که ویلیام سیوارد، وزیر خارجه و رئیس آدامز، زمانی آن را «مهارنشدنی» توصیف کرد. ایران میخواهد منابع انرژی خلیج فارس را کنترل کند. آمریکا نیز ۸۰ سال معتقد بوده است تضمین انتقال آزاد نفت و گاز خاورمیانه به بازارهای جهانی برای رفاه و امنیت این کشور ضروری است.
ترامپ که سلطه بر منابع انرژی یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی اوست، مایل نیست کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند. ایران ممکن است زیر فشار شدید امتیازهای موقت بدهد، اما نمیخواهدــ یا شاید نمیتواندــ از تلاش برای کنترل تنگه هرمز صرفنظر کند.
به نظر میرسد هر دو طرف دلایل بیشتری برای ادامه جنگ میبینند تا تسلیم. از طرف ایران، توانایی مسدودسازی حتی بخشی از تجارت عبوری از تنگه پس از مجموعهای هولناک از تحقیرها و شکستها به دست آمده است. دلگرمی حماس به حمایت ایران امید واهی بود. حزبالله در موضع ضعف قرار گرفته است. نفوذ ایران در عراق با تهدید مواجه است. حوثیها نیز تا همین اواخر از ورود به دور تازه درگیریها خودداری میکردند. نیروهای مسلح ایران هم نتوانستند از نابودی بخش عمده قدرت نظامی متعارف کشور و همچنین رهبری غیرنظامی و رهبر جمهوری اسلامی جلوگیری کنند.
حملات جمهوری اسلامی به همسایگان در خلیج فارس و کشتیهای بیطرف اعتمادبهنفس نظام را بازگردانده است.
در نهایت، نباید احساس شادی و حقبهجانبی ناشی از موج جهانی ضدصهیونیسم و یهودستیزی را که در قلب و ذهن تاریک رهبران کنونی حکومت ایران پدید آمده است، دستکم گرفت. آنها و نیروهای نیابتیشان در لبنان و مناطق دیگر معتقدند مقاومت و سرکشیشان جریان جهانی را علیه «موجودیت صهیونیستی» منفور تغییر میدهد. آنها انتظار دارند آمریکا بهزودی علیه اسرائیل موضع بگیرد و مقدسترین جنگ مقدس سرانجام آغاز شود.
آنها به این نتیجه رسیدهاند که ترامپ بهدلیل نگرانی از کاهش محبوبیتش، انتخابات میاندورهای پیشرو و فشار جناح تاکر کارلسون در حزب جمهوریخواه، با تمام قدرت به ایران حمله نمیکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اما ترامپ ممکن است بیش از آنچه رهبران جمهوری اسلامی تصور میکنند اعتمادبهنفس داشته و کمتر از خطر گریزان باشد. تهدیدهای ترور از جانب تهران احتمالا بیش از آنکه باعث ترس ترامپ شود، خشم او را برمیانگیزد. روسیه بهدلیل ناتوانی در پایان دادن به جنگ اوکراین تضعیف شده و چین نیز با نگرانیهای اقتصادی مواجه است و خواهان بهبود روابط با آمریکا است؛ بنابراین دو قدرت خواهان تغییر نظم جهانی شتابزده به کمک ایران نیامدهاند.
حملات جمهوری اسلامی به همسایگان نیز نفرت آنها از حکومت ایران را عمیقتر کرده است. تلاش تهران برای فشار به آمریکا از طریق شلیک به کشتیهای بیطرف و حتی کشتیهای کشورهای دوست در خلیج فارس به انزوای ملاها منجر میشود. احتمالا برای ترامپ جلب حمایت داخلی و خارجی برای جنگی با هدف حفاظت از منابع نفتی و جلوگیری از مسدود شدن تنگه هرمز آسانتر از جنگی پیشگیرانه علیه برنامه هستهای ایران خواهد بود.
جنگ تقریبا همیشه مجموعهای از غافلگیریها است که بسیاری از آنها خوشایند نیستند. این موضوع بهویژه زمانی صادق است که رهبرانی نامتعارف وارد درگیری مهارنشدنی میشوند. دیپلماتها و سرمایهگذاران باید مراقب باشند. ممکن است هم ترامپ و هم حکومت ایران از پاسخ جان پل جونز به پرسش درباره آمادگی برای تسلیم الهام بگیرند. روایت است که گفت: «قربان، من هنوز جنگیدن را شروع نکردهام.»
ترجمه از والاستریت ژورنال

